کد خبر: ۹۹۷
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۹-15 August 2017
دکتر المدرس پزشک بیست و هفت ساله‌ با استاد و همکارانش در پاویون بیمارستان نشسته بود که افسران ارتش عراق وارد اتاق شدند. سال هزار و نهصد و نود و نُه بود، چهار سال مانده به سقوط صدام.
- به شما دستور می‌دهم برای بریدن گوش سربازان متمرد به پادگان بیایید.

پزشکان با لیوان‌های چای نیم‌خورده و چشم‌های متعجب افسر ارتش را تماشا کردند.
- یالله. آماده شوید.

استاد بی آن‌که در صندلی جابه‌جا شود پوزخندی زد و دستش را به اشارتی تکان داد که این دیوانه دیگر کیست.

افسر محکم‌تر فریاد کشید. وقتی جوابی نشنید به سربازان اشاره کرد استاد را از اتاق بیرون ببرند.
صدای شلیک گلوله در کل بیمارستان پیچید. استاد را در زیرزمین راحت کرده بودند. صدای گلوله پزشکان را از صندلی بلند کرد. گروه پزشکان برای بریدن گوش‌ها به راه افتادند و المدرس در لحظه‌ای غفلت توانست خود را به اتاق پرستاران برساند.

او از خانواده‌ای اسم و رسم‌دار می‌آید، یکی از نُه خانواده‌ی بزرگ‌زاده‌ی عراق که می‌گویند نسب‌شان به پیامبر می‌رسد. اما ایستادن جلوی رای دیکتاتوری چون صدام به خانواده و نسب مربوط نمی‌شود. تنها موفقیت خانواده در فراری دادنِ اوست. از اتاق پرستاران به مخفی‌گاه از مخفی‌گاه به مرز، از عراق به مالزی از مالزی به اندونزی و از آن‌جا با اندکی پول در لفاف کمربند، سوار بر قایق‌های مرگ به استرالیا.

هجده سال گذشته است. پناهنده‌ی رنجور دیروز متخصص ارتوپدیِ امروز است که در سیدنی بیمارستان تخصصی ارتوپدی دارد تخصص اصلی‌اش درمان بیماران قطع دست و پاست، غروب‌ها در ویلای مجللش بر کرانه‌ی اقیانوس چای می‌نوشد و استون‌مارتین می‌رانَد.

عراق دیگر از خاطر دکتر المدرس محو شده است و شاید هم نه، تصویر دو گوش بریده همیشه با اوست، صف بلند پزشکانی که به گوش‌بُری می‌روند و آن صدا، صدای خاموش کردن مردی در زیرزمین بیمارستان.

وقتی به دکتر المدرس می‌گویند از دفتر حیدر عبادی نخست‌وزیر عراق با او تماس گرفته‌اند باور نمی‌کند با همان نگاه شماتت‌باری که استادش به افسر عراقی انداخته بود دستی توی هوا تکان می‌دهد و خاموش می‌شود تا به اتاق عمل برود. اما تماس دوم و تماس‌های بعدی در پِی هستند. او تصمیم می‌گیرد تلفن‌ها را بی‌جواب نگذارد.

از زمستان تا امروز دو بار به بغداد سفر کرده و روزی صد سرباز بی دست و پا را معاینه کرده است. در سفر آتی پنجاه نفرشان را با عمل جراحی از لیست معلولین بیرون می‌کشد. می‌گویند با این‌که really گفتن از دهانش نمی‌افتد اما عربی را هنوز همان‌گونه حرف می‌زند که در آن قایق مرگ از اندونزی به استرالیا حرف می‌زد، بی‌غلط و بی‌درنگ.

هجده سال بعد دکتر المدرس چهل و پنج ساله‌ست و دیگر در بیمارستان‌های وطنش دنبال اتاق پرستاران نمی‌گردد.

 حامد اسماعلیون
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان