کد خبر: ۹۹۰۲
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۴-06 July 2019
دوران کودکی و نوجوانی محمدعلی فروغی (تا سن ۱۹ سالگی) فروغی در زمان سلطنت ناصرالدین شاه گذشت و به دلیل شغل پدر و ارتباط با اعتماد‌السلطنه، کاتب دربار ناصری، فرصت یافت که چند باری از نزدیک با او دیدار کند.
فروغی از مواجهه مستقیم خود با ناصر‌الدین شاه در دارالفنون و چاپلوسی اطرافیان روایت جالبی دارد که از ذهن و نگاه نقادانه او به این صفت مذموم و توصیف درخشانش از اطرافیان چاپلوس خبر می‌دهد.

فروغی به همراه گروهی دیگر از دانش‌آموزان در دارالفنون درس انگلیسی می‌خواندند که ناصرالدین شاه با اطرافیان وارد کلاس می‌شوند. « معلم مرا پیش کشید و کتابی انگلیسی به دست من داد که بخوانم. شاه به مهربانی کتاب را از من گرفت و خود مشغول  خواندن شد و از من می پرسید که معنیش چیست؟...» (ص ۷۵) سپس توضیح می‌دهد که شاه اصولا انگلیسی نمی‌دانست و کمی فرانسه می‌دانست و چون خط انگلیسی و فرانسه یکی بود، انگلیسی را به سیاق فرانسه تلفظ می‌کرد و با اغلاط بسیار می‌خواند «اما هنوز یک سطر را تمام نکرده بود که هلهله از رجال بلند شد. کج شدند،‌ راست شدند، پیچ و خم خوردند، غش و ضعف کردند، یکی گفت: سِحر می‌کنید، دیگری گفت معجزه دارید، دیگری گفت شما کی انگلیسی خواندید که ما خبردار نشدیم؟…. مختصر، کمدی عجیبی بود و من مبهوت مانده بودم. بعدها دانستم که این تملق‌گویی‌ها در جنب مجالس دیگر چاپلوسی باز آبرومند بود». (ص ۷۶)

در مجموع دیدگاهش درباره ناصرالدین شاه در مقایسه با دیگر شاهان مثبت بود و او را موفق‌ترین شاه قاجار می‌دانست که حتی مقابل روحانیان هم کوتاه نمی‌آمد و روایتش از ماجرای تنباکو نیز متفاوت با برداشت عمومی از این رخداد است. به نوشته فروغی ناصر‌الدین‌شاه «روسا و خوانین عشایر را قدری به اعمال قدرت و قدری به حسن تدبیر در اطاعت دولت نگاه می‌داشت. از شرارت آخوند و ملا جلوگیری می‌کرد و با آنکه خود را پادشاه دین‌پناه قلمداد می‌نمود و احترام علما را مرعی می‌داشت، آنان را از مداخله مستقیم در امور مملکتی ممانعت می نمود و در مقابل ایشان عجز نشان نمی‌داد و اگر در واقعه تنباکو از میدان در رفت، بیشتر از ترس مضاٰر خارجی بود». (ص ۸۳)

اما در سوی دیگر از ویژگی‌های منفی او گفت و نوشت که چگونه در ۷ تا ۱۰ سال پایان عمرش به بطالت و هوسرانی گذشت. «زن‌بازی شاه داستان عجیبی بود، شصت هفتاد زن منکوحه داشت و با خدمتکاران و حواشی آنها، اندرون شاه را چند صد زن و خواجه سرایان پر کرده بودند و مبلغ گزافی از در‌آمد دولت صرف حرمخانه می‌شد». (ص۴۶) همچنین نوشته است که «با‌ آنکه سن شاه نزدیک به هفتاد شده بود، شهوت‌رانیش تخفیف نمی‌یافت. دختر باغبانی را تزویج کرده بود، سپس چشم طمع به خواهر او دوخته بود». (ص۴۷)

روایت او از شکل‌گیری و شهرت شخصیت ملیجک هم خواندنی است. به روایت فروغی «ناصرالدین شاه عشق عجیبی داشت به کودکی از بستگان یکی از زن‌هایش که به غایت زشت بود… و عاقبت کسی ندانست که مایه محبت شاه به این طفل کثیف چه بوده است. ابتدا به مناسبت کوچکی جثه او را ملیجک می‌گفت، بعد لقب عزیزالسلطان گذاشته و آن بچه فعال مایشاء بود». (ص۴۷)

از جمله وقایعی که در دوره نوجوانی او رخ داد عزل ظل‌السلطان، فرزند بزرگ ناصر‌الدین شاه از حکومت ایالات و ولایات بود که به گفته فروغی «از امور تاریخی شمرده می‌شد، چون بی‌اندازه متعدی، و سفاک و طماع و حریص بود و بسیار خانواده‌ها را برچیده و یا به خاک نشانده و همه کس به آس و شدت او هراس داشت و عموم مردم از عزل او شاد شدند». (ص۴۲)

تصویری که او از استبداد رای و نیز قساوت و بی‌فکری و به قول فروغی «مجمع رذایل» ظل‌السلطان به دست می‌دهد حیرت‌انگیز است. چنانکه نوشته است در کودکی ظل‌السلطان یکی از تفریحاتش کور کردن گربه‌ها بود،

 یا زمانی که والی اصفهان شد، سعی و اهتمامی ویژه به خرج داد تا بسیاری از ابنیه تاریخی دوره صفویه را از بین ببرد. «بعضی از کاخ‌ها را به اشخاص می‌فروخت به شرط آنکه خراب کنند و مصالح را بفروشند…پل‌های اصفهان را می‌خواست به شکل غیر مستقیم خراب کند».
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان