کد خبر: ۹۹۰۰
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۴-06 July 2019
به بهانۀ انتشار "یادداشت های روزانۀ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس"
در اواخر جنگ جهانی اول، مصائب و دشواری‌های حاصل از کشیده شدن دامنۀ جنگ به خاک ایران بی طرف، ابعاد کسترده ای یافته بود. باوقوع انقلاب 1917 روسیه و خروج تدریجی قوای تزاری از کشور، در دل ایرانیان امیدی ایجاد شد که شاید اینک با ناکار شدن بزرگ‌ترین دشمن استقلال ایران، بتوان از ادامۀ تاخت‌ و‌ تاز دیگر ناقضان بی طرفی-دولت‌های بریتانیا و عثمانی-نیز جلوگیری کرد. این دگرگونی با صدور بیانیۀ چهارده ماده‌ای پرزیدنت ویلســــون در وعدۀ یک نظم بین‌المللی عادلانه به جای نظامی که جهان را بدین‌ سطح ازکشتار و توحّش سوق داد-از جمله نظمی که حقوق‌ملل ضعیف‌تر نیز در آن رعایت شود-توام شد و در دامن زدن به آن امیدواری موثر بود و در چنین پس زمینه‌ای بود که اندیشۀ اعزام هیئت‌هایی به پایتخت کشورهای مختلف اروپایی برای تقدیم شکایات ایران ازمظالم و مصائب وارده در این سال‌ها و تقاضای دادخواهی از جامعۀ جهانی شکل گرفت.  این اندیشه، پس از فراز و نشیب‌هایی چند، بالأخره در اوایل زمستان 1918م/1337ق، به صورت اعزام یک هیئت سیاسی به سرپرستی علیقلی خان مشاورالمماک انصاری وزیر خارجۀکابینۀ میرزاحسن‌خان وثوق‌الدوله به کنفرانس صلح پاریس به ثمر نشست.  یادداشت‌های روزانۀ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس مهم ترین گزارش برجای مانده از این تجربۀ مهم تاریخ دیپلماتیک ایران است که اخیراً شناسایی و به صورتی آراسته و شایسته منتشر و در دسترس علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران قرار گرفته است.



شادروان ایرج افشار با شناسایی بخشی از یادداشت‌های محمدعلی فروغی که به روزگار جوانی او بر می‌گشت-در یکی از مجموعه‌های واگذار شده به کتابخانۀ مجلس که تحت عنوان یادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (26شوال1321-28ربیع الاول 1322قمری) منتشر شده (1388)-به صرافت شناسایی دیگر یادداشت‌هایی برآمد که احیاناً از فروغی بر‌جای مانده بود. این پی‌گیری بی‌نتیجه هم نماند. کتاب فعلی و مجموعه‌ای از دیگر دفاتر که آن‌ها نیز به همت افشین وفایی و پژمان فیروزبخش در مرحلۀ تدوین و تنظیم هستند از نتایج آن توجه است.



یادداشت‌های کنفرانس صلح پاریس از دو جهت حائز اهمیت است، یکی از لحاظ اصل موضوع یعنی چگونگی تلاش‌های ایران برای جلب مساعدت و همراهی جهانی برای اعادۀ استقلال و حاکمیت ایران، اســـتقلالی که در خلال مداخلات فزایندۀ روس و انگلیس در امور کشور تا پیش از واقعۀ انقلاب 1917 روسیه، تقریباً هیچ نشانی از آن بر جای نمانده بود و دوم آشنایی با خلق و خو و منش سیاسی فروغی که در چند دوره، سهم و نقشی اساسی در شکل گیری ایران جدید داشت. در ادامۀ این یادداشت به هر دوی این جوانب اشاره خواهد شد.



تجربۀ ایران در کنفرانس صلح جهانی تجربۀ موفقی نبود، اختلاف نظر میان کابینۀ وثوق‌الدوله در تهران و هیئت اعزامی در پاریس یکی از نخستین مباحثی است که در خلال یادداشت‌های بدان اشاره می شود. اگرچه این اختلاف نظر تا حدودی به رقابت‌های سیاسی وثوق‌الدوله و مشاورالممالک مربوط می شد که مسبوق به سابقه بود، ولی یکی از دیگر عواملی که بدان دمن زد-به گونه‌ای که از این یادداشت‌ها بر می آید-تصور دور از واقعی است که هیئت اعزامی از اهمیت خود داشت و نقش راهبر و تعیین کننده‌ای که فکر می‌کرد بر عهده دارد.



در حالی که هیئت اعزامی رهسپار پاریس بود، تحولات پر شتابی در کشور جریان داشت از گسترش آشوب و اغتشاش داخلی گرفته تا استقرار تدریجی واحدهای نظامی بریتانیا در ایران در تلاش پر کردن جای خالی روسیه.  این تحولات وثوق‌الدوله را بر آن داشت که در تنگنای لزوم رسیدگی به این مسائل به جای آن که منتظر اقدامات احتمالی هیئت بنشیند با تنها قدرت قاهر و قادر منطقه، رشته مذاکراتی را آغاز کند. مذاکراتی که در نهایت به انعقاد قرارداد 1919 ایران و انگلیس منجر شد.  هیئت اعزامی بی خبر ازاین تحولات، فقط تا آن حد در جریان کار قرار داشت که هر از چندی از تهران دستور می‌رسید دست نگه دارند. و آن‌ها می‌بایست دست نگه دارند. مثلاً در بیست و هفتم ربیع الثانی1337 که "از طهران رئیس الوزرا تلگراف کرد در استخدام معلمین فرانسوی دست نگهدارید. در کارهای هیئت هم اقدامی نکنید چون بعضی نظریات پیدا شده بعداً دستورالعمل خواهیم فرستاد"(ص39).





این تصور غالب که روشن شدن تکلیف آتی ایران به دست هیئت اعزامی سپرده شده است در کنار جنبۀ محرمانۀ مذاکراتی که میان وثوق‌الدوله و مقامات بریتانیا آغاز شده بود آن هم به قیمت بی خبر گذاشتن شخص وزیرخارجه ازچنین تحولاتی، به درستی باعث دلگیری اعضای هیئت اعزامی شد و فروغی در این یادداشت‌ها این دلگیری را به کرّات و صراحت بیان داشته است. با این حال فروغی دیگر مواقع موجود بر سر راه پیشبرد خواسته‌های ایران را نیز از نظر دور نداشته است و تمامی تقصیر را متوجه وثوق‌الدوله نمی‌داند. او اطلاع داشت که مطابق با قوانین ناظر برکنفرانس صلح، دولت‌های بی‌طرف نمی‌توانستند بدان جمع راه یابند. کما این که درهمان مراحل نخست کار یادداشت کرد "امید این که ما را به آن مجمع قبول کنند نیست زیرا حقیقتاً قدری مشکل است که بتوانیم خودمان را دارای همان حقوق دول متحارب بدانیم"(ص26).



فروغی از ترکیب اعضای هیئت اعزامی نیز راضی نبود و چنان که یادداشت‌های او نشان می‌دهد در همان مراحل نخست کار به این نتیجه رسیدکه مشاورالممالک به هیچ وجه از شایستگی سرپرستی چنین هیئتی برخوردار نیست: "مشاور هم که جز چرت زدن کاری نمی‌کند و به نظرم حواسش بیش‌تر مشغول تفرّج و تعیش است.  مزه دارد که گاهی به ما ملامت می کند که لوایح را چرا تمام نمی‌کنید. مثل این که ما مأمور و موظف برای تمام کردن لوایح هستیم و کار منحصر به لوایح است و معطلی دیگر ندارد"(ص63). فروغی با گذشت زمان بر این عقیدۀ خود راسخ‌تر نیز می‌شود(ص159).



با تمامی این تفاصیل هیئت اعزامی حتی‌الامکان به وظایف خود عمل کرد، از تهیه و انتشار لوایح مختلف در بیان آمال ایرانیان گرفته تاحضور در مجامع مختلف برای جلب همراهی عناصر ذی‌نفوذ جامعه. بخش مهمی از این یادداشت‌ها به توضیح تلاش‌های مزبور اختصاص دارد. اما یکی از جوانب شگفت انگیز این یادداشت‌ها بی‌خبری نسبی فروغی از تحولات جاری در این مقطع است، از تحولات و رخدادهای جهانی گرفته تا تحرکات و اقدامات دیگر هیئت‌های حاضر در کنفرانس صلح اعزام داشته بودند و اطلاع از عملکرد آن‌ها می‌توانست خیلی زودتر هیئت اعزامی را به عبث بودن انتظارات‌شان از آن مجمع رهنمون سازد. با این حال به نظر می آید که فروغی در این سفر به ندرت روزنامه می‌خوانده است و اگر هم می‌خوانده میلی به ثبت مطالبی از آن دست نداشته است.



این یادداشت‌ها از نوعی تعادل و پراگماتیسم سیاسی در شخصیت فروغی حکایت دارند که به نظر می‌آید تا به آخر نیز در وجود او برجای بود، فروغی اگر چه از همان مراحل نخست انتشار خبرهای جسته و گریخته راجع به مذاکرات وثوق‌الدوله و مقامات بریتانیا نسبت به این رویه نگرانی‌هایی دارد و در پی تبلور این رشته مذاکرات به  صورت معاهدۀ 1919  ایران و انگلیس، سوءظن وی به یقین تبدیل می‌شود ولی در عین حال، کار راتماماً از دست رفته نمی‌داند. همچنان که در پی وصول تلگراف رئیس‌الوزرا مبنی برخبر امضای قرارداد با ناراحتی از آن نوشته است که "چشم حضرات روشن، آخر کارخودشان را کردند و این اندازه وقاحت و بی پروایی هم تصور نمی‌رفت در انسان موجود شود" اما چند سطر بعد و پس از شکایت مجدد از "بی‌حسی ملت و بی‌حیایی رجال مملکت" که باعث "افتاد ایران در چنگ انگلیس" شد، می نویسد"حالا دیگر گذشت اما برای آینده باز به کلی مأیوس نباید بود". و به گونه‌ای که در ادامۀ این یادداشت‌ها می‌خوانیم بخش مهمی از فکر و ذکر بعدی فروغی به مجموعه تلاش‌هایی برای کاستن از مضار قرارداد معطوف می‌شود.



امید هیئت اعزامی به پیشرفت کار در مأموریت اصلی یعنی توفیق در راهیابی به کنفرانس صلح و پیشبرد دعاوی و خواسته‌های ایران، از همان مراحل اولیۀ حضور هیئت در پاریس به تدریج رنگ باخت و کارها مطابق میل پیش نرفت ولی با کناره‌گیری مشاورالممالک از وزارت‌خارجه و انتصاب نصرت‌الدوله فیروز به جای او مقارن با انعقاد قرارداد در اوت 1919/ذی قعده1337 دور جدیدی از تحرکات دیپلماتیک ایران آغاز شد که در قیاس با مرحلۀ قبل چندان هم ناموفق نبود. فروغی این‌بار، در وجود نصرت‌الدوله بر خلاف مشاورالممالک، شخصیتی مساعد و همراه، فعال و پرکار یافت.  هم چنان که در جایی از یادداشت‌هایش نوشته است که "نصرت‌الدوله بینی بین الله زبردست و کارکن است"(ص292) و در یادداشتی دیگر به تفصیل، سرسختی او را در تأکید برطرح و بحث شکایت ایران از تجاوز بلشویک‌ها به انزلی می‌ستاید؛ در این نمونۀ اولیه از سیاست توسعه طلبانۀ شوروی، بریتانیا در سیاستی مشابه با عملکردش در قبال امتناع اتحاد شوروی از فراخواندن نیروهایش از آذربایجان در پایان جنگ جهانی دوم، نمی‌خواست اجازه دهد ایران به صورتی مستقل از بریتانیا وارد عمل شود از این‌رو در جریان رویارویی میان ایران و شوروی بر سر اشتغال انزلی نیز لرد کرزن که می‌خواست مذاکرات را در محدودۀ گفت‌و‌گوهای بریتانیا و روسیۀ بلشویک محدود و منحصر نگه دارد تمایلی نداشت نصرت‌الدوله جامعۀ ملل را از تفصیل امر مطلع سازد. ولی نصرت‌الدوله بر حقایران در تقدیم عرض حال پافشاری کرد و مجمع ملل را در جریان کار قرار داد. فروغی در یادداشت‌های خود از این ماجرا با این عنوان که "تفصیل مجلس امروز که در تاریخ ایران واقعۀ مهمی محسوب می‌شود" یاد کرده است (صص401-404).



یکی دیگر از دالایل همدلی فروغی و نصرت‌الدوله،موافقت اصولی نصرت‌الدوله به نظر فروغی بود برای کاهش از مضار قرارداد 1919 و به رسمیت شناختن استقلال ایران (ص217). این دغدغه تا مراحل نهایی حضور هیئت اعزامی دراروپا ادامه داشت و چنان که فروغی روایت می‌کند، در نهایت سعی شد که قرارداد را منوط و مقیّد به عضویت ایران در جامعۀ ملل کنند (صص339-346). در دورۀ ریاست نصرت‌الدوله بر هیئت ایرانی در پاریس، خواسته‌های ایران از جمله خواسته‌های ارضی نیز از حد وحدود گزاف و دور از واقعی که در زمان مشاورالممالک به خود گرفته بود (ص61) خارج شدو چارچوبی نسبتاً سنجیده یافت (ص279).



فروغی در جمع‌بندی نهایی‌اش از مجموعه تلاش‌های به عمل آمده برای راهیابی به کنفرانس صلح ناراضی نیست و بر این باور است که"وجود ما در پاریس خیلی مفید بوده و شاید اگر ما این جا نبودیم انگلیس‌ها رسماً عنوان سرپرستی ایران را اختیار می‌کردند و عضویت مجمع ملل هم حاصل نمی‌شد"(ص134).


ولی واقعیت آن است که تجربۀ ایران در کنفرانس صلح پاریس تجربۀ موفقی نبود؛ همانگونه که نگارنده در پیش گفتاری بر یک مجموعه سند و گزارش ذی‌ربط، پیش‌تر خاطرنشان کرده‌ام (آمال ایرانیان از کنفرانس صلح پاریس تا قرارداد 1919 ایران و انگلیس،1392) این سعی وتلاش‌ها بیش‌تر دستاوردی داخلی داشت بدین معنا که اگر چه تبیین آمال و خواسته‌های ایران در آن مقطع به جلب همراهی جامعۀ جهانی منجر نشد ولی در عوض باعث ایجاد نوعی وفاق ملی حول چند خواستۀ ملموس و مشخص شد و نهایت به شکل گیری یک ایران نو کمک کرد.



گفته شد تجربۀ ایران در کنفرانس صلح پاریس تجربۀ موفقی نبود ولی این تجربه برای کدام کشورها موفقیتی به همراه داشت که برای ایران نداشت؟ چنان که تحولات بعدی جهان نشان داد و هنوز هم نشان می‌دهد، ترتیبات برآمدهاز کنفرانس صلح نه فقط برای کشورهایی چون ایران دستاورد در خور اعتنایی به همراه نداشت بلکه برای کشورهای فاتح نیز ثمری جز یک جنگ به مراتب هولناک‌تر بعدی به بار نیاورد. همچنان که برای متحدان ریز و درشت متفقین، آن‌هایی که برخلاف ایران توانستند در کنفرانس شرکت کنند و از خوان برجای‌ مانده از امپراتوری‌های اتریش و عثمانی در اورپای مرکزی و شرقی و بین‌النهرین و شام صاحب کشوری شدند، نیز به گونه‌ای که امروز شاهدیم، جز جنگ و مصیبت دستاورد دیگری بر جای نماند.

کاوه بیات

اندیشۀ پویا - تیر مرداد 1394 (ص119 

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان