کد خبر: ۹۸۷۰
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۸ - ۰۲:۰۳-06 July 2019
استاد حکیمی بر آن است که از آیات و روایات دانسته می‌شود که رابطه مال و انسان به یکی از پنج شکل است و هر یک، حکمی ویژه دارد:
 غنای تکاثری
 غنای وافر
 غنای کفافی (غنای مشروع)
 فقر (نیازمندی و کمبودداری)
 مسکنت (ناداری و تهیدستی)

١. مسکنت (هیچ نداشتن): 
این پدیده، واجب الدفع فوری است و باید بیدرنگ و بدون مماطله، به فرد مسکین، امکانات لازم داده شود؛ تا جایی که در روایات آمده است اگر کسی سیر بخوابد و همسایه مسکینش گرسنه بماند، مسلمان نیست؛ یا اگر اهل آبادی ای شبی را بگذرانند که در میان آنها گرسنه ای باشد، خداوند متعال به آن مردم نظر رحمت نخواهد کرد.

۲. فقر (کمبود داشتن): این پدیده نیز باید از میان برود و آهنگ اقتصاد در جامعه باید چنان باشد که، اساس، فقر ظهور نیابد و اگر هم گریبانگیر کسی شد، برطرف گردد. جامعه اسلامی، جامعه منهای فقر است و نه دارای فقیر. امیرالمؤمنین جامعه اسلامی را جامعه‌ای می‌شمارد که: «نه در آن عیالمند نیازمندی است و نه به مسلمان و حتی غیر مسلمانی ستم می رود.» (لا يوجد فيه عائل و محتاج و لايظلم فيه مسلم او معاهد.) همچنین در روایات مربوط به عصر ظهور (عصر مدنیت قرآنی)، آمده است که: «در آن فقیری که نیازمند زکات باشد، یافت نمی شود.» (لاترئ محتاج إلى الی زکاه.)

٣.غنای_کفافی: این غنا، در صورتی که در اصل به دست آوردن آن و ادای حقوق آن، احکام شرع رعایت شده باشد، همان غنای ممدوح و مشروع است. این غنا محدود است، از آن رو که مشروع است؛ اما آنقدر هم اندک و به اندازه یک خانواده نیست، بلکه غنایی است که صاحب آن می تواند انفاق کند و در کارهای عامه و سودمند یاری رساند و به دستگیری از دیگران بپردازد.

۴غنای_وافر: این غنا، بعد از غنای کفافی و افزون بر آن داشتن و نگاه داشتن آن افزونی است. غنای وافر موجب هلاکت دنیوی و اخروی است و باید شخص غنی نگذارد این اموال در نزد او متراکم بماند، بلکه باید انفاق کند و انفاق، تا برسد به حد غنای کنافی، و در برخی از روایات آمده است که باید صاحب اموال با دو دست خود انفاق کند، نه تنها با یک دست؛ یعنی هم بسیار و هم سريع آن اموال را در اختیار بندگان خدا قرار دهد و «احتکار اموال» نکند، که در حدیث تعبير «احتکار» درباره مال نيز آمده است. اما اگر صاحب مال انفاق نکند و جامعه نیازی داشت، حکومت اسلامی می‌تواند مقدار لازم را از او بگیرد و به محرومان بدهد و یا در منظورهای دیگر اجتماعی به مصرف برساند. زیرا هدف اصلی در اسلام ایجاد قسط است و اصل «اقامه قسط» در جامعه اسلامی، بر همه اصول و قوانین و قواعد دیگر حاکم است و باید در همه جا و هر حکم
و فتوایی همین اصل ملاک باشد و لاغیر.

غنای_تکاثری: این غنا یعنی فراوان داشتن و فراوان خواستن، و دفع
فوری آن، چون مسکنت، واجب است. غنای تکاثری، طرف افراط مال است و مسکنت، طرف تفریط آن و هر دو، ویرانگر عدالت و کرامت انسان است. در آموزه های اسلامی آمده که مال موجب قوام، جامعه است و، از سوی دیگر، «تكاثر» ضد «قوام» معرفی شده است. از کنار هم نهادن اینها به دست می آید که مال تكاثری اصلا مالیت ندارد. زیرا ضد آن چیزی است که اسلام به آن نام مال داده است. چنین مالی باید فورا مصادره شود و به صاحبان اصلی آن بازگردد تا از محرومیت به در آیند اینکه میگوییم «مصادره»، نه از آن سودی می بریم و نه از ذکر این کنه التذاذی، بلکه به واقعیت انقلابی و اسلامی آن می‌اندیشیم.

الحیات: ج۵، ص۷۰


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان