کد خبر: ۹۸۳۳
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۷-05 July 2019
پنج شنبه ۲۵ اوت ۱۹۷۸ فرماندهان نظامی با شاه ديدار داشتند. رفتن آموزگار و آمدن شريف امامی به اطلاع آنها رسانده شده بود. پس از ملاقات با شاه، تيمسار مقدم، رییس ساواک، از نهاوندی درخواست می کند تا فرح را ببيند. با يکديگر به ديدار فرح می روند. تيمسار مقدم به فرح می گويد:
«اميدوارم که شهبانو مرا درک کند. من در عرايضم به پيشگاه اعلحضرت همايون شاهنشاه آريامهر، ملايمت بيشتری به خرج دادم. اما در مورد انتخاب شريف امامی به نخست وزيری اگر اجازه داشته باشم دخالت کنم، بايد بگويم اين نفرت انگيزترين انتخابی است که می شد در اين دوره بحرانی کرد. اين بدترين و خطرناک ترين انتخاب برای آينده  کشور است. شريف امامی نه تنها مرد ميدان اوضاع کنونی نيست، نه فقط هيچ طرفداری ندارد و هيچ کس از او خوشش نمی آيد، بلکه به هيچ وجه خوشنام هم نيست. وظيفه  من است که بگويم انتصاب او به نخست وزيری، فاجعه است. اين مرد، کشور را يکراست به پرتگاه خواهد برد. هنوز وقت هست: علياحضرتا از شاهنشاه بخواهيد، استدعا کنيد که در انتخاب شان تجديد نظر بفرمايند». اين صحنه  فراواقعی تا ابد در خاطره ی من حک شده است: هر سه ايستاده بوديم. سپهبد مقدم به حالت خبردار، بی حرکت...شهبانو گوشی تلفن را برداشت، شاه آن سوی خط بود. شهبانو گفت:

«اعلیحضرت (او را در برابر ديگران اين گونه خطاب می کرد، و در اندورن "مدی" که مخفف محمد رضا بود) رییس ساواک تان اينجاست. ايشان از من می خواهند که به پای شما بيفتم و به شما التماس کنم که شريف امامی را نخست وزير نکنيد. می گويد او بدنام است و اين به راستی بدترين و خطرناک ترين انتخابی است که ممکن است در وضع کنونی بشود». 

شهبانو چند دقيقه سکوت کرد. به سخنانی گوش می داد که از آن سوی خط تلفن گفته می شد و طبيعتا ما آن ها را نمی شنيديم. بالاخره تلفن را قطع کرد و به ما گفت: «متاسفانه گمان نمی کنم هيچ کاری نمی شود کرد.» 

هنگامی که از دفتر شهبانو بيرون آمديم، تيمسار مقدم بهت زده، خشم خود را بروز داد: 

«به راستی باورم نمی شود!...آيا ممکن است اطلاعات اعليحضرت اين قدر غلط باشد...يا اين قدر بی اطلاع باشند...شريف امامی!...دو ماه ديگر شورش همگانی می شود!...دست کم من آنچه از دستم بر می آمد برای جلوگيری از گرفتار شدن مان به بدترين وضع کردم. شما شاهديد. خواهش می کنم شما باز هم بکوشيد.»

من به دفتر شهبانو بازگشتم. باز در حال گفت و گو با تلفن بود. پس از آن که گوشی را گذاشت، گفت: من دوباره نزد اعليحضرت پافشاری کردم. ولی هيچ کاری نمی شود کرد. هيچ...تصميم اش را گرفته است»

 ( هوشنگ نهاوندی، آخرين روزها، پايان سلطنت و درگذشت شاه ، صص ۱۵۲- ۱۵۰).  
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان