کد خبر: ۹۸۳۲
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۱۰-05 July 2019
در غرب مساله تکامل تاریخ در دوران جدید مورد توجه قرار گرفته است . شاید اولین فیلسوفی که به طور نظام مند به طرح تکامل تاریخ پرداخت هگل فیلسوف آلمانی بود
بعدها مارکس این نظر ایده آلیستی هگل را زیر رو رو کرد و به شکل ماتریالیستی مطرح کرد .اما متاسفانه در جهان اسلام این مساله تا جایی که می دانیم چندان مورد اعتنا نبوده است و این از بزرگترین ضعفهای مسلمین است که به حرکت و تکاپو و پیشرفت تاریخ اعتقادی ندارند و متاسفانه از دل همین اندیشه است که تفکرات سلفی گری و واپس گرایانه بیرون می آید. ما در این جستار می کوشیم مساله تکامل تاریخ را از دیدگاه قرآن و حدیث بررسی کنیم . 

منظور از تکامل تاریخ و تمدن : 

منظور از پیش آمدن و ارتقا این است که همه چیز یک تمدن اعم از ابعاد مادی یعنی عالم برون گوهر آدمی و ابعاد معنوی یعنی عالم درون گوهر آدمی ، آباد شود و بهبود یابد و بهتر شود و اتساع بیابد . باید بدانیم هم عالم برون گوهر آدمی و هم عالم درون گوهر آدمی بدترین عالم های ممکن است و در حالت طبیعی ویران و خراب و فاسد است و از آن بدتر متصور نیست . و وظیفه و رسالت آدمی و هدف از آفرینش او ، آنست که این دو عالم ویرانه و کثیف و بدترین را آباد و بهترین کند و هر چه این دو عالم را آبادتر کند ، بر مرتبه انسانیت او افزوده می شود . البته این را بگوییم که غالبا منظور از تکامل و فراز شدن تمدن در امور مادی و برون گوهر مثل علم و هنر و فلسفه و تکنولوژی برای همگان روشن و کاملا قابل فهم است که بشر در این امور توانسته جهان ویران را تا حدودی آباد گرداند و بدترین عالم ممکن را کمی بهتر گرداند ولی در خصوص اینکه امور معنوی و درون گوهر مثل ایمان و پرهیزگاری و جاودانگی نیز با گذشت زمان تکامل یافته و منزه تر و بی غل و غش تر شده و پالوده تر شده است ؛ کسی آن را نمی پذیرد و معمولا نسبت به ایمان دیدی گذشته گرا دارند و ایمان ناب را مخصوص سلف صالح می دانند . در حالیکه حقیقت اینست که هم علم و هم ایمان هر چقدر زمان گذشته و فراز آمدیم اینها نیز فراز تر گشته اند و اساسا تکامل تاریخ بی تکامل ایمان معنای درست و کاملی نخواهد داشت . 

آیه 106 سوره بقره به مساله تکامل بشری اشارتی دارد : 
«مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
ترجمه : « هر آیه و نشانه ای را نسخ یا متروک می کنیم بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم آیا نمی دانستی که خداوند بر هر چیز تواناست ». 

از آنجا که کلیت عالم و نیز اجزای عالم ، اعم از تک تک افراد انسان و نیز تمامی اشیاء و نیز تمام امور حقیقی و اعتباری مثل : انسانهای مختلف ، خانواده های متفاوت ، جامعه های مختلف و تمدن های گوناگون ، نشانه و آیه و اسم خداست و جهان سراسر پر از آیه ها و اسم های خداست ؛ می توان با استفاده از آیه بالا حدس زد که هر چیزی که از این عالم نسخ می شود و یا در واقع نابود می شود ، چیزی بهتر و فرازتر از آن یا حداقل مثل آن توسط خدا آورده می شود و این نزدیک به همان مفهومی است که ما از تکامل تاریخ در نظر داریم . 

علاوه بر آیه بالا از آیه 48 زخرف نیز می توان مفهوم تکامل تاریخ را استنباط کرد : 
« وَ مَا نُرِيهِمْ‌ مِنْ‌ آيَةٍ إِلاَّ هِيَ‌ أَکْبَرُ مِنْ‌ أُخْتِهَا وَ أَخَذْنَاهُمْ‌ بِالْعَذَابِ‌ لَعَلَّهُمْ‌ يَرْجِعُونَ‌ »

.ترجمه : ما هیچ آیه ای به آنان نشان نمی دادیم مگر اینکه از دیگری بزرگتر بود و آنها را به انواع عذاب گرفتیم شاید بازگردند .» 

از آنجا که تک تک انسانها و تاریخ و جامعه و تمامی تمدن های بشری یک سر آیتی از آیات و اسمی از اسمای خداست از این آیه هم می توان تکامل تاریخ را فهمید . 

در زیر ما احادیثی را می آوریم که به همین تکامل تاریخ و به تبع آن تکامل ایمان اشاره دارند ( همانطور که گفتیم تقریبا همگان به تکامل و ترقی مادی و برون گوهر آدمی باور دارند ولی گروهی به تعالی و تکامل معنوی و درون گوهر باور ندارند ، که ما در ادامه روایاتی در خصوص تکامل و تعالی معنوی نیز می آوریم ) : 

عُلَماءُ اُمَّتی أفضَلُ مِن أنبِیاءِ بَنی إسرائیل : دانشمندان امت من از پیامبران بنی اسراییل برترند . ( باید توجه داشت همانطور که هر پیامبراولوالعزمی نسبت به پیامبر پیش از خود برتری ایمانی دارد پس از پیامبر اسلام نیز چنین است و حتی می توان گفت پیروان پیامبر اسلام نیز گاه بر خود ایشان فضیلت دارند ) . 

ـ سُئل‌ علي‌ بن‌ الحسين عليه السلام عن‌ التوحيد، فقال‌: ان‌ الله‌ تعالي‌ علم‌ انه‌ يكون‌ في‌ اخرالزمان‌ اقوام‌ متعمقون‌ فأنزل‌ الله‌ تعالي‌: «قل‌ هو الله‌ احد، الله‌ الصمد» و الايات‌ من‌ سورة الحديد الي‌ قوله‌: و هو عليم‌ٌ بگوهرالصدور، فمن‌ رام‌ ماوراء ذلك‌ فقد هلك

از امام‌ سجاد عليه السلام درباره توحيد پرسيده‌ شد، حضرت‌ فرمود: خداوند دانست‌ كه‌ در آخرالزمان‌ گروه‌هايي‌ اهل‌ تعمق‌ يافت‌ خواهند شد، لذا سوره‌ توحيد و آياتي‌ از سوره‌ حديد را [آيات‌ 1 تا 6] نازل‌ فرمود؛ حال‌ هر كس‌ در پي‌فهم‌ فراتر از اين‌ آيات‌ بر آيد، نابود خواهد شد.

عن ابی عبدالله قال : قال رسول الله : سيأتي قوم من بعدكم ، الرجل الواحد منهم له أجر خمسين منكم ، قالوا : يا رسول الله نحن كنا معك ببدر وأحد وحنين ونزل فينا القرآن ، فقال : إنكم لو تحملوا ما حملوا لم تصبروا صبرهم "

از امام صادق ( ع ) نقل شده است که فرمود : پيامبر ( ص ) فرمود : قوم و گروهى بعد از شما خواهند آمد ، كه اجر و پاداش يك مرد آنها با پاداش و اجر پنجاه نفر از شما برابر باشد . گفتند : اى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ما در ( جنگ ) بدر و احد و حنين با شما بوديم و قرآن در زمان وميان ما نازل شد . حضرت در پاسخ فرمود : اگر به اندازه آنها بار تكاليف بر دوش شما گذاشته شود تحمل نمىكنيد و مانند آنها صبر نداريد.

در شرح احوال روزهای پایانی عمر مبارک پیامبر اسلام نیز آمده است : 
وقبل الوفاة بـ 9 أيام نزلت آخر آية من القرآن 
(281 بقره واتقوا يوما ترجعون فيه إلي الله ثم توفي كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمون) ..
وبدأ الوجع يظهر علي الرسول صلى الله عليه وسلم 
فقال : أريد أن أزور شهداء . 
فذهب إلي شهداء أحد ووقف علي قبور الشهداء
و قال : السلام علیکم یا شهداء احد ، انتم السابقون و انا ان شاء الله بکم لاحقون و انی ان شاء الله بکم لاحق .
وأثناء رجوعه من الزيارة بكي رسول الله صلى الله عليه وسلم
قالوا : ما يبكيك يا رسول الله ؟
اشتقت إلي إخواني قال : 
یا رسول الله ؟ أولسنا إخوانك قالوا :
قال : لا انتم اصحابی ، اما اخوانی فقوم یاتون من بعدی یومنون بی و لا یرونی .
اللهم انا نسالک آن نکون منهم : 9 روز پیش از رحلت پیامبر ، آخرین آیه قرآن نازل شد 

« و از روزی بپرهیزید که در آن روز ، شما را به سوی خدا بازمی گردانند سپس به هر کس ، آنچه انجام داده ، به طور کامل باز پس داده می شود ، و به آنها ستم نخواهد شد 281 بقره » . 
و آثار درد بر پیامبر خدا هویدا گشت . پس فرمودند : که می خواهم به زیارت شهدای احد بروم .
پس به سوی مزار شهدای احد رفتند و کنار قبورشان ایستادند و فرمودند : سلام بر شما باد . شمایی که بر ما پیشی گرفتید و ما هم ان شا الله به شما می پیوندیم و من هم ان شا الله به شما می پیوندم . 

به هنگام بازگشت از زیارت شهدا پیامبر خدا گریستند .

از ایشان پرسیدند : ای پیامبر خدا چرا می گریید ؟ 

ایشان فرمود : از اشتیاق دیدار برادرانم 


گفتند : مگر ما بردرانتان نیستیم یا رسول الله ؟

پیامبر فرمود : نه شما یاران من هستید ولیک برادرانم گروهی هستند که پس از من می آیند و بی آمکه مرا دیده باشند به من ایمان می آورند . 

{ و سپس فرمودند } خداوندگارا از تو درخواست می کنیم که ما را از شمار ایشان بشمار. 
در حدیث دیگری هست که : 

قال الصادق علیه السلام : « الْعِلْمُ‏ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ‏ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّى یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفاً » .
 
امام صادق علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده‌اند تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز به آن دو حرف آشنایی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می‌آورد، آن را بین مردم نشر و گسترش می‌دهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه می‌کند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می‌سازد » .

در حدیثی دیگری نیز از امام صادق ، به عنوان نماد کامل ایمان در زمان خودش ، نقل است که در مورد حضرت صاحب الزمان ، به مثابه نماد اتم و اکمل ایمان در آخر الزمان ، فرمودند : 

« قال لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی : اگر ایشان را درک می کردم در طول زندگی ام حتما به او خدمت می کردم ». 

بنابراین علی رغم این تصور که ایمان واقعی در میان گذشتگان و به اصطلاح سلف صالح بوده است می بینیم که ایمان واقعی در میان آیندگان و خلف اصلح خواهد بود . چرا که هر چه زمان جلوتر آمده و والاتر گشته است ایمان و مومنان نیز از شوائب و ناخالصی ها پاک تر شده اند . آیا ایمان مومنان در عصر معصیت و غلیان شهوت و ماهواره و اینترنت و فیلم های پورن و انواع و اقسام وسایل گناه و معصیت و شهوت محکم تر است یا ایمان صحابی ساده دلی که در معرض هیچ کدام از این آلودگی هایی نبودند ؟ آیا ایمان مومنان در عصری که بسیاری از پیش فرض هایی دینی با نظریات علمی ویران و یا متزلزل شده است آسان تر است یا ایمان صحابی بی اطلاع و کم سوادی که در عصر جهالت و بی خبری می زیستند و هیچ سخنی از چنین چیزهایی نبود ؟ 

ایمان هرچه والاتر آمده ناب تر و ایمان تر شده ( همچنان که کفر نیز هر چه جلوتر آمده ناب تر و کفر تر شده است ) امروز بسیاری از ابهامات و موهومات به ضرر دین و ایمان کهنه ، روشن گشته و همین امر موجب شده روز به روز از شمار مومنان هم کاسته شده است . این مرحله چونان سیر مرغان است به سوی سیمرغ که در هر قدمی مرغی پا پس کشیده است و تا رسیدن به حضرت سیمرغ راهی دراز مانده است .

به هر روی ایمان روز به روز از خرافات و موهومات کهنه مبرا تر می شود. ایمان کهنه در حال پوست انداختن است و ایمانی نو و بی خرافه در حال متولد شدن است که بسیاری از مومنان کهنه تاب آن را ندارند .
به هر روی مومنان هرچه بیشتر به سوی حضرت سیمرغ پر می کشند زبده تر و شایسته تر و زیباتر می شوند و حقیقتا اینها خلف صالحانند . 

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ 105 سوره انبیا : و به حقیقت ، در زبور و پس از تورات ، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد. 

جالب آنکه در آیه قرآن نفرمود : بنده شایسته من وارث زمین خواهد شد . بلکه فرمود بندگان شایسته من . 

پایان تاریخ : 

در منظری که ما از آن به تاریخ بشر می نگریم ، چهار تمدن به عنوان تمدن های اصلی و محوری و دامنه دار تاریخ شمرده می شوند ( پیش از این چهار تمدن نیز تمدن های کوچکی بودند که در شمار تمدن های بزرگ و محوری محسوب نمی شوند این تمدن ها از آنجا که آنچه می پرستیدن مظاهر طبیعت بود ، اغلب مظهر اسما جلالی خدا بودند ) این چهار تمدن ، عبارتند از : تمدن ایران هخامنشی ، تمدن یونان و روم باستان ، تمدن اسلام و ایران ، تمدن غرب مدرن . ) ملاک ما برای انتخاب تمدن های بزرگ ، بدین قرار است : 

1- داشتن جهان بینی و تفسیر از هستی منقح و روشن و به نسبت زمان خود ، پیشرفته تر و قانع کننده تر که به عنوان محور اصلی ، دیگر ارکان تمدن بر حول آن شکل گیرند و پیش روند.

 2- داشتن وسعت و بزرگی جغرافیایی و سرزمینی. 

3- برخورداری از قدرت بیشتر در ساماندهی و فرمانروایی بر تمدنهای کوچکتر. 

4- قرار داشتن بر گلوگاهها و چارراههای جهانی.

 5- تاثیرگزاری فزونتر بر تمدنهای و ملتهای دیگرِ همزمان .

6- مدت زمان طولانی ترِ اقتدار و شکوفایی. 

7- داشتن بیشترین دنباله و دامنه در تاریخ حتی بعد از دوران شکوفایی. بر اساس همین معیار هاست که ما تمدن هایی مثل چین و هند و مصر و ... در زمره این چهار تمدن محوری قرار ندادیم ).

، اولین تمدن بزرگ و دامنه دار كه تاریخ جدید با آن شروع می شود و جهان با ظهور آن وارد ساحتی تازه و نفیس می شود ؛ تمدن ایران هخامنشی است ، تمدنی که زاده نكاح تمدن های خردتر یعنی ماد و بین النهرین و فنیقیه و به ویژه پارس است . روح این تمدن " ایمان به ثنویت مینوی " است و مظهر اسم جمالیِ ابتدایی و بدوی خداست و در واقع تمدن تائب و ذکر مدار و مردینه محور و معناگرا و نیایش اندیش و اهل باید و تکلیف و تمدنی از بالا به پایین و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در عالم درون گوهراست ( چه بسا به علت محیط صعب زندگی به ایجاد نمایی در عالم درون گوهرمی پردازد ) .

 پس از تمدن ایران هخامنشی ، دومین تمدن بزرگ و دامنه دار تاریخ ، یعنی تمدن یونان و روم باستان پا به عرصه می نهد ؛ كه حاصل نكاح تمدن های ایران و ایونیه و مصر و روم و به ویژه دولتشهر آتن است؛ روح تمدن یونان و روم باستان " اعتقاد به كاسموس ناسوتی " است كه در واقع مظهر اسم جلالیِ ابتدایی و بدوی خداست و در واقع تمدن طاغی و فکر مدار و مادینه محور و ماده گرا و نمایش اندیش و اهل هست و حق و تمدنی از پایین به بالا و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در عالم برون گوهراست ( چه بسا به علت مساعد محیط زندگی به دنبال ایجاد نمایی در عالم برون گوهراست ). 

سومین تمدن بزرگ و دامنه دار ، تمدن اسلام و ایران است كه فرزند نكاح تمدن های ایران و اعراب و یونان و به ویژه دین اسلام است و روح آن " ایمان به توحید قرآنی" است و در واقع مظهر اسم جمالیِ جلو رفته و پیش آمده خداست و تمدنی است تائب و ذکر مدار و مردینه محور و معناگرا و نیایش اندیش و اهل باید و تکلیف و تمدنی از بالا به پایین و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در عالم درون گوهراست ( چه بسا به علت محیط صعب زندگی به ایجاد نمایی در عالم درون گوهرمی پردازد ) . پس از آن چهارمین تمدن بزرگ و دامنه دار ، تمدن مدرن غرب است كه مولود نكاح تمدن های اسلام و ایران و یونان و روم و به ویژه مدرنیته است و روح آن " اعتقاد به انسان به عنوان محور همه چیز یا همان اومانیسم " است كه در واقع مظهر اسم جلالیِ جلو رفته و پیش آمده خداست و تمدنی است طاغی و فکر مدار و مادینه محور و ماده گرا و نمایش اندیش و اهل هست و حق و تمدنی از پایین به بالا و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در عالم برون گوهراست ( چه بسا به علت محیط مساعد زندگی به دنبال ایجاد نمایی در عالم برون گوهراست). 

و سرانجام در پنجمین خان ، اگر خدا و خلقش اراده کنند ، واپسین تمدن كه تمدن كامل و رسا ترین تمدن ها و میوه پیوند ایران و اسلام و تمدن مدرن غرب است ظهور می كند.

 این تمدن مولود نهایی رقابت ها و سپس نكاح های متوالی اسماء خداست و در واقع آن را باید نمود اسم الاسماء ، چه اسم جلالی و چه اسم جمالی ، دانست و مظهر اسم اعظم خدا تلقی كرد . در واقع حرکت روی به افراز شدن و فروزان گشتن مردم ، در دو سوآیات انفسی و آفاقی ، به هم می رسند و چنین می شود که مردم افراخته و کامل و تمدن افراخته و رسا دوشادوش هم پا به هستی می گذارند و این تحقق همان وعده قرآنی است که فرمود : « سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ . 53 سوره فصلت ». .

در این تمدن ، مردمی به ژرف ترین و بی کران ترین و بی سابقه ترین ایجادنمایی ، البته به طور هم عرض و هم ارز ، در هر دو عالم برون گوهرو عالم درون گوهر، دست خواهد یازید و عالم برون گوهر و عالم درون گوهر خود را که بدترین و ویران ترین و کثیف ترین عالم های ممکن است ، اصلاح و آباد و پالوده خواهد کرد. این آخرین خان تمدن بشری است كه ان شا الله مردمی را وارد مرحله نهایی تكامل می كند و زمین را به نور خدا روشن خواهد كرد ( وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها . آیه ۶۹ سوره زمر ) تمدنی كه آن را می توان " تمدن اشراق " نامید ..

انقلاب اسلامی مردم ایران ، که محصول پیوند ایران و اسلام و مدرنیته غربی است و نیز در پی توجه هم عرض و هم ارز ، به ایجادنمایی در هر دو عالم برون گوهر و درون گوهر و نیز حركت انسان مدارانه در ذیل كلمه الله است ، را باید آغازی بر پایان تمدن غرب مدرن و درآمدی بر ظهور تمدن اشراق كه مظهر اسم اعظم خداست ، تلقی كرد. كه با برقراری این تمدن كامل است كه از دل آن انسان كامل و منجی نوید داده شده ادیان كه همه چشم به راه او دارند ظهور خواهد كرد و مردمی كمالِ كمال را درخواهد یافت ( انسان کامل مولود تمدن کامل است نه مولد آن ) و بدین ترتیب ان شاء الله تاریخ به پایان خواهد رسید. ( البته پایان تاریخ بدین معناست که از این به بعد تمدن در راه و مسیری که پای گذاشته ، سیر و حرکت می کند وگرنه تا مردم هست تاریخ را پایانی نیست 
انقلاب اسلامی بهمن ایران که محصول پیوند ایران و اسلام ( اسلام به عنوان آخرین حد تکامل ادیان ابراهیمی منظور نظر است که اثر ارزش های اخلاقی و معنوی ادیان ابراهیمی در دل آن مکنون است ) و مدرنیته غربی است و در پی ایجادنمایی روزافزون و آزادانه ، در هر دو عالم درون گوهر و برون گوهر و پرهیز از برتری دادن یکی بر دیگری ، است ؛ را باید آغازی بر پایان تمدن غرب مدرن و دیباچه ای بر ظهور تمدن اشراق که ، تمدن کامل و کاملترین تمدنها و مظهر اسم اعظم خداست ، تلقی کرد. ( البته منظور از کامل چه در اصطلاح " مردمی کامل" و چه در اصطلاح " تمدن کامل" این است که : اولا آن چیز و آن کس از مراحل ابتدایی و متوسطِ حرکتِ خود گذشته و به مرحله قابل قبولی از کمال و تعالی رسیده است و دوما آنکه وی راه و راهبرد راستین را برای تکامل بیشتر شناخته است . و روشن است که این سخن ، به معنای انسداد راهِ اکمل شدن نیست ، چرا که اساسا تا مردم بر زمین می زید ، تکامل وجود دارد ).

 به هر روی با برقراری تمدن کامل است که مولود تمدن کامل که انسان کامل است از دل آن تمدن کامل ظهور خواهد کرد . ابرمردی کامل که منجی نوید داده شده و موعود ادیان و تتمه دور زمان است و همگان چشم به راه او داشتند و او که خود مولود تمدن کامل است می تواند مولد تمدنی کاملتر نیز می شود و بدین ترتیب تاریخ مردم به پایان خواهد رسید.


زریر عباسی/ کارشناس الهیات و کارشناس ارشد ایرانشناسی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان