کد خبر: ۹۶۴
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۱-02 August 2017
علی سه روز در اردوگاه خویش بود و به بصره نرفت. کسان را سوی مردگانشان فرستاد که برفتند و بدفن آنها پرداختند. علی با آنها بر کشتگان گذر کرد ..
  رجبی دوانی در  پاسخ به علی مطهری درباره حصر گفته بود: «حضرت ۴۰ خانم اهل بصره را دستور داد که لباس مردانه بپوشند و صورت‌های خود را بپوشانند و او را از بصره به مدینه ببرند و حق ندارند از آن شهر بیرون بیاید و همانجا باید بمانند تا آخر خلافت امیرالمومنین (ع) ما دیگر تحرکی از عایشه برضد امیرالمومنین (ع) نمی‌بینیم. در حقیقت امیرالمومنین (ع) او را در یک حصری قرار داد و از مجازات خود صرف‌نظر کرد. نه اینکه حق او مجازات نیست...» سپس نتیجه میگیرد که « اولا - علی مطهری به عمد داستان جمل را نادیده گرفته است.»

روایات تاریخی، ادعای حصر را تأیید نمیکنند. با جستجوی در تاریخ(نه در تاریخهای شیعی و نه در کتب تاریخی اهل سنت چنین چیزی یافت نمیشود) نمیتوان مدرکی که بگوید امام علیه السلام، عایشه را در حصر قرار داد،‌پیدا کرد و ادعای حصر عایشه، ادعایی ساختگی و جعلی به نظر می آید.

 رفتار امام پس از جنگ جمل با عایشه، رفتاری احترام آمیز بود. عایشه هنگام بازگشت از بصره میگوید میان من و علی چیزی نیست جز آنچه میان یک زن و اقوام همسرش است و امام نیز میگوید میان من و او چیزی نبود و حتی عایشه را بدرقه میکند. رفتار امام با بازماندگان جمل، نیز رفتاری رئوفانه بود. بازخوانی رفتار امام علی علیه السلام پس از جنگ جمل خواندنی است. 

متن زیر ترجمه کتاب تاریخ طبری است که پس از جنگ جمل را روایت میکند:

غمخواری علی بر کشتگان جنگ و بخاک کردنشان و فراهم آوردن لوازم اردو و فرستادن آن سوی بصره

محمد گوید: علی سه روز در اردوگاه خویش بود و به بصره نرفت. کسان را سوی مردگانشان فرستاد که برفتند و بدفن آنها پرداختند. علی با آنها بر کشتگان گذر کرد ...

رفتن علی به نزد عایشه و دستور مجازات کسانی که به وی ناسزا گفته بودند

. محمد گوید: علی به روز دوشنبه سوی بصره آمد و به مسجد رفت و نماز کرد و وارد بصره شد و کسان پیش وی آمدند. آنگاه بر استر خویش سوی عایشه رفت و چون به خانه عبد الله بن خلف رسید، که بزرگترین خانه بصره بود، زنان را دید که با عایشه بر عبد الله و عثمان پسران خلف می گریستند. صفیه دختر حارث نیز روسری داشت و می گریست و چون علی را بدید گفت: «ای علی، ای قاتل دوستان ای متفرق کننده جمع، خدا فرزندانت را یتیم کند چنانکه فرزندان عبد الله را یتیم کردی.» گوید: علی جوابی نداد و همچنان آرام پیش عایشه رفت و به او سلام گفت و پیش وی نشست و گفت: «صفیه با ما درشتگویی کرد، به خدا از وقتی که دختر بود دیگر او را ندیده بودم.» گوید: و چون علی بیرون آمد، صفیه پیش آمد و همان سخن را تکرار کرد، علی استر خویش را بداشت و به درها که در خانه بود اشاره کرد و گفت: «قصد آن دارم که این در را بگشایم و کسانی را که آنجا هستند بکشم، سپس این در را بگشایم و کسانی را که آنجا هستند بکشم، سپس این در را بگشایم و کسانی را که آنجا هستند بکشم.» و چنان بود که کسانی از زخمیان به عایشه پناه برده بودند و علی از بودنشان خبر یافته بود اما تغافل کرده بود. صفیه از شنیدن این سخنان خاموش شد و علی برون رفت.

گوید: یکی از ازدیان گفت: «به خدا نباید این زن جان از دست ما بدر برد.»

اما علی خشمگین شد و گفت: «خاموش!» پرده ای را پاره مکن و وارد خانه ای مشو و زنی را آزار مکن و گرچه به عرض شما بد گویند و امیران و پارسایانتان را سفیه شمارند که ضعیفند. ما دستور داشتیم از زنان مشرک نیز دست بداریم، مردی که زنی را مکافات دهد و او را بزند مایه ننگ باقیماندگان خود شود. نشنوم که کسی متعرض زنی شده که او را چون بدترین مردم عقوبت می کنم.» 

گوید آنگاه علی برفت مردی بدو رسید و گفت: «ای امیر مؤمنان، دو تن را بر در دیدم که با کسی که سختتر از صفیه ناسزای تو می گفت، ناروا گفتند.» گفت: «وای بر تو شاید این عایشه بود؟» گفت: آری، دو تن بر در خانه بودند و یکیشان گفت: «مادر، سزای تو نافرمانی است.» و دیگری گفت: «مادر خطا کردی توبه کن» علی، قعقاع را سوی در فرستاد و کسانی را که آنجا بود بیاورد و دو تن را معلوم داشتند، علی گفت: «گردنشان را می زنم» سپس گفت: «عقوبتشان می کنم» و هر کدام را صد تازیانه زد که لباسشان را در آورده بود.

رفتار علی با جنگاوران جنگ جمل

محمد بن راشد بنقل از پدرش گوید:

روش علی این بود که فراری را نکشد و زخمدار را بیجان نکنند و پرده ای را بر ندارند و مالی نگیرند و کسانی گفتند: «چگونه خونشان حلال است و مالشان حرام؟» علی گفت: «اینان نیز همانند شما بوده اند هر که بما نپردازد از ماست و ما از اوییم و هر که اصرار کند تا کشته شود جنگ با وی رواست و خمس وی شما را بس است.» گوید: از این موقع خوارج سخن آغاز کردند.

تدارک علی علیه السلام برای حرکت عایشه از بصره

محمد گوید: علی برای عایشه هر چه بایسته بود از مرکب و توشه و لوازم فراهم کرد و همه کسانی را که همراه وی آمده بودند و سالم مانده بودند همراهش فرستاد مگر آنها که می خواستند بمانند. چهل کس از زنان معتبر بصره را برای همراهی وی برگزید و گفت: «ای محمد تدارک ببین و او را برسان.» گوید: و چون روز حرکت عایشه رسید علی پیش وی آمد، کسان نیز حضور یافتند، عایشه برون شد کسان با وی وداع گفتند و او نیز با کسان وداع گفت و افزود:
«پسرکان من! ما بسبب توقع یا زیادت جویی از همدیگر گله ها داشتیم، هر که از این باب چیزی شنیده بدان اعتنا نکند. به خدا سابقا میان من و علی چیزی نبوده جز آنچه میان زن و اقوام شوهرش رخ می دهد ولی او بنزد من، با وجود گله ام، از نیکان است.» علی گفت: «ای مردم به خدا راست گفت و نکو گفت، میان من و او جز این چیزی نبود، وی در دنیا و آخرت همسر پیمبر شما صلی الله علیه و سلم است.» گوید: عایشه به روز شنبه غره رجب سال سی و ششم حرکت کرد علی چند میل او را بدرقه کرد و فرزندان خویش را تا یک منزل همراه او فرستاد.

محمد گوید: عایشه از بصره حرکت کرد و آهنگ مکه داشت. مروان و اسود بن ابی البختری از راه سوی مدینه رفتند و عایشه تا وقت حج در مکه بماند پس از آن سوی مدینه رفت.

تاریخ طبری، ج ۴، ص ۵۳۸-۵۴۳
ترجمه تاریخ طبری، ابوالقاسم پاینده، ج ۶، ص ۳۰۶-۳۱۳
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان