کد خبر: ۹۶۲۵
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۶-30 June 2019
ریچارد_بندلر - بنیانگذار رشته روانشناسی NLP (برنامه‌ریزی عصبی-کلامی) - خاطره جالبی تعریف می‌کرد. می‌گفت که چند سال پیش در یک مرکز درمانی در آمریکا او را به بیماری معرفی کردند که توهم «مسیح» بودن داشت.

مرد میانسالی که ظاهر خود را شبیه حضرت مسیح کرده بود، با لحنی آرام و نرم سخن می‌گفت، دیگران را «فرزندم» خطاب می‌کرد و هر از گاهی دست تبرُکی بر سر پزشکان و پرستاران و سایر بیماران می‌کشید. خانواده‌اش مستاصل شده بودند و روانپزشکان و مشاوران با هیچ میزان قرص و دارو و شیوه‌های رایج درمانی نمی‌توانستند او را از این توهم رها کنند یا بهبودی در وضعیتش ایجاد نمایند.


بندلر می‌گوید که پس از مطالعه پرونده او و مدتی رصد کردن دقیق رفتارهایش، تصمیم گرفتم تا از یک راه غیرمتعارف به درمان او بپردازم:

قبل از اینکه وارد اتاق او بشوم، لباس «نجاری» به تن کردم و از دو نفر از کارکنان آن مرکز خواستم تا لباس سربازان رُم باستان را بپوشند و به همراه من بیایند.

درِ اتاق او را زدم. صدایی آمد که گفت «وارد شو فرزندم!». با لباس و کلاه نجاری، یک مداد پشت گوش، یک خط‌کش در دست و به همراه دو سرباز رُمی وارد اتاق شدم. 
فرد بیمار تا ما را دید با تعجب پرسید شما کی هستید؟ گفتم تو مگر مسیح نیستی؟ گفت آری هستم. گفتم من هم یک نجارم و به من ماموریت داده شده تا برایت یک صلیب بسازم. آمده‌ام اندازه‌هایت را بگیرم.
فردا «جمعه خوب» («آدینه نیک» روز مصلوب شدن حضرت مسیح) است و قرار است به صلیب کشیده شوی. با لبخند اضافه کردم البته برای ما «جمعه خوب» است، شاید برای تو جمعه «چندان خوبی» نباشد! در حین گفتن این جملات با خط‌کش دست و پای او را اندازه‌ می‌گرفتم و عددها را سوت‌زنان در دفترچه‌ام یادداشت می‌کردم. 


او با لحنی مضطرب پرسید: فردا «جمعه خوب»‌ است؟! گفتم بله، البته برای ما «جمعه خوب» است، برای تو جمعه خیلی «خوبی» نیست! پرسید چرا می‌خواهند مرا به صلیب بکشند؟! گفتم مگر تو مسیح نیستی؟ خُب فردا هم روزی است که تو را به صلیب می‌کشند. بگذار دورِ سرت را هم اندازه بگیرم، باید یک «تاج خار» هم برای سرت درست کنم. با تعجب گفت؛ تاج خار؟! بله تاج خار و یادم باشد دوتا میخ بزرگ هم برای کف دستانت تهیه کنم. دور سر او را اندازه گرفتم و یادداشت کردم.

او چند لحظه‌ای در سکوت فرو رفت و ناگهان فریاد زد:
«اوه شِت!»، اسم من ویلیام است، ۴۲ سال سن دارم و متولد شهر سنت لوئیس در ایالت میزوری هستم!
پرسیدم یعنی می‌خواهی بگویی مسیح نیستی؟! 
- نه، این چه حرفی است؟‌ مسیح کدام است؟ مسیح که دو هزار سال پیش زندگی می‌کرده! من ویلیام از شهر سنت لوئیس هستم.

در ادامه داستان، ریچارد بندلر با مزاح به جمع گفت: رسیدن به لحظه «اوه شِت!» مهمترین روش بازگشت به «واقعیت» و درمان قطعی بسیاری از توهمات است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان