کد خبر: ۹۵۴۵
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۷-28 June 2019
در مواجهه با فردی که در یک جمع و با صدای رسا، داستان‌ موفقیت‌های خود را تعریف می‌کند، و از خیره کردن نگاه تحسین آمیز دیگران به احساس رضایت می‌رسد، نامگذاری او با لقب خودشیفته، دور از ذهن نیست. اما آیا ممکن است در همان جمع افرادی با همین میزان انگیزه و علاقه به تحسین شدن و اثبات برتری، وجود داشته باشند اما این ویژگی در آنها، قابل شناسایی از روی نمود بیرونی رفتارهایشان نباشد؟
کلمهٔ خودشیفته (narcissist)  غالبأ برای توصیف شخصیتی با احساس خاص بودن و خودبزرگ بینی مفرط به کار می‌رود که،  قائل به اهمیت، ارزشمندی و تأثیرگذاری بسیار بالایی برای خویش است؛ 
درک و توصیف اغراق شده ای از توانایی ها، استعدادها و توانمندی های خود دارد؛
میل بالایی به دریافت تحسین و اعتباربخشی از سوی دیگران، و مشغولیت ذهنی زیادی با زیبایی، قدرت و موفقیت خود دارد. 

افراد خودشیفته در برخورد با محیط پیرامون، بسیاری از اوقات احساس متوقع و محق بودن دارند و ممکن است برای رسیدن به خواسته های خود، بدون در نظر گرفتن تاثیری که بر دیگران می‌گذارند آنها را مورد سوء استفاده قرار دهند؛ بر همین اساس، آنها ناتوان از همدلی و برقراری رابطه ای توأم با تعاملات عاطفی عمیق هستند.


در حیطه روانشناسی، یک رفتار را می‌توان بر اساس میزان مشهود و قابل رؤیت بودن آن، در یکی از دو دستهٔ کلی رفتارهای آشکار(overt)، و رفتارهای ناآشکار یا پنهان(covert)، تقسیم بندی کرد.‍‍ 

رفتارهای آشکار مانند آنچه که در نوع آشکار خودشیفتگی مشاهده می‌شود، به آسانی قابل رویت توسط دیگران هستند، در حالیکه رفتارهای پنهان، ظرافت و ابهام بیشتری دارند، و کمتر محسوس و قابل شناسایی هستند.

با این دیدگاه، یک فرد با ویژگی های خودشیفتگی پنهان، covert narcissism کسی است که دارای اشتیاق مفرط برای مورد ستایش واقع شدن و خاص جلوه کردن، و فاقد احساس همدلی و اهمیت قائل شدن برای دیگران است، اما در عین حال، رفتاری متفاوت با خودشیفتگی آشکار دارد.

اگرچه تصور این موضوع میتواند دشوار باشد، اما این یک واقعیت است که، نوع نهفتهٔ خودشیفتگی، با هدف ارضای نیازهایی مشابه با نوع آشکار آن، می‌تواند نمود بیرونی به صورتی فروتنی مفرط، کناره گیری و درون گرایی داشته باشد.

 به کار بردن واژهٔ "پنهان" برای نوعی از خودشیفتگی، میتواند این تصور غلط را ایجاد کند که شدت تمایلات خودمحوری، میل به تحسین و فقدان همدلی، در نوع آشکار بیشتر از نوع ‌پنهان است؛ در حالیکه تمایلات خودشیفتگی و همچنین آسیب پذیری های زمینه ای مانند مشکل در تنظیم اعتماد به نفس، در هر دو نوع خودشیفتگی وجود دارد‌، و شدت و ضعف این تمایلات ارتباط مستقیمی با نحوهٔ بروز بیرونی آنها ندارد. 

از آنجا که قرار گرفتن در رابطه با فردی مبتلا به خودشیفتگی نهفته، بدون امکان شناسایی منشأ مشکل، میتواند باعث ایجاد رنج روانی، احساس سرخوردگی و کمبود شدید در زمینهٔ درک متقابل و تعامل عاطفی دوسویه شود، آشنایی با ویژگی های شخصیتی و رفتاری مرتبط با خودشیفتگی پنهان، در کاهش احساس درماندگی، شناسایی تعاملات ناسالم، و جست و جوی کمک حرفه ای موثر خواهد بود. 


 خودبزرگ‌بینی منفعلانه؛ در جایی که خودشیفتگی آشکار، با تکبر، تعریف و تمجید از خود در حین روابط با دیگران همراه است، خودشیفتگی پنهان، ارضای میل به ستایش و تحسین توسط دیگران را، در قالب روایت های دوپهلو درباره خود، به طور مثال بی ارزش جلوه دادن و کوچک کردن دستاوردها و استعدادهای خود، در حین برشمردن آنها، جست و جو میکند؛ به طوری که در عمل، و به صورت ضمنی دیگران را به سمت اطمینان بخشی مکرر و انعکاس دادن موفقیت هایش سوق می‌دهد.

در توضیح این ویژگی‌ می‌توان گفت، یکی از واقعیت های روانی مهم و مشترک بین خودشیفتگی آشکار و پنهان، وجود یک اعتماد به نفس شکننده در پس زمینهٔ رفتارهای برتری جویانه است.
برای جبران و‌ پوشاندن این شکنندگی، فرد مبتلا به خودشیفتگی ممکن است به صورت آشکار درباره توانایی های خود اغراق، و توجه و تحسین دیگران را جلب کند، در حالی‌که خودشیفتهٔ ناآشکار، با جست و جوی دائمی اطمینان بخشی از سوی دیگران، به این تردید و نیاز خود پاسخ دهد.

 سرزنش کردن و القای شرم در دیگران؛ قرار دادن دیگران در موضع شرم و تقصیر، یک تاکتیک روانی برای حفظ موضع بالاتر نسبت به طرف مقابل است، که فرد خودشیفتهٔ برون گرا این کار را با رفتارهایی مانند انتقادات تند و مستقیم و طعنه زدن های آشکار انجام می‌دهد، در حالیکه خودشیفتهٔ درون گرا با منشی آرام و توجیهات به ظاهر منطقی فراوان برای مقصر کردن طرف مقابل، خود را از قرار گرفتن در موضع هرگونه خطا مصون نگه می‌دارد.

 ایجاد فضایی گیج کننده؛ در بسیاری از مواقع، و نه همیشه، فرد مبتلا به خودشیفتگی ناآشکار، ممکن است به جای سرزنش کردن یا مقصر جلوه دادن دیگری، فضا را به سمتی ببرد که طرف مقابل به ادراک و عقلانیت خود شک کرده، دچار احساس سردرگمی شود، و به این ترتیب فضای مناسب برای تحمیل ذهنیت مطلوب فرد خودشیفته، حفظ جایگاه عقلانی بالاتر توسط او، و حتی سوء استفاده از طرف مقابل، فراهم شود.

 اهمال کاری و بی توجهی؛ قائل بودن اهمیتی افراطی و انحصاری برای خواسته ها، نیازها و جایگاه "خود"، باعث می‌شود که فرد خودشیفته، هر موضوع، خواسته یا نیازی در "دیگری" را نادیده بگیرد. در همین ارتباط، افراد خودشیفته غالبا مجذوب افرادی می‌شوند که مراقبت کننده و دلسوز هستند و چنین فرصتی را برای پاسخ به نیاز توجه طلبی مفرط خود، از دست نمی‌دهند؛ در عین حال به نظر می‌رسد که آنها از اهمیت ندادن به نیازهای دیگران ابایی ندارند، به راحتی نسبت به خواسته های طرف مقابل رابطه ابراز بی‌تفاوتی می‌کنند، او را منتظر میگذارند، پیامهای او را تا آخرین لحظه پاسخ نمی‌دهند و هیچ گاه برنامهٔ دقیقی را با دیگری تنظیم نمی‌کنند. آنها با نادیده گرفتن علائق، ترجیحات و محدودیت های دیگری، عملا باعث القای احساس بی ارزشی و بی اهمیت بودن در طرف مقابل خود در رابطه می‌شوند.

 بخشیدن هدفمندانه؛ افراد خودشیفته اغلب بخشندگان خوبی در روابط خود نیستند. آنها از صرف انرژی برای هرچیزی که به نوعی در خدمت نیازهای خودشان نباشد، ناتوانند. در این میان، به خصوص در مورد فردی با خودشیفتگی ناآشکار، اگر‌چه ممکن است بخشندگی، صرف انرژی و حمایت گری برای دیگران اتفاق بیفتد، اما هدف اصلی و اولیهٔ آن، بیش از اینکه چیزی در ارتباط با "دیگری" باشد، دست یابی به یک منفعت تمامأ شخصی است.


با اشاره به این ویژگی ها، می‌توان گفت قرار گرفتن در رابطهٔ عاطفی، شغلی یا دوستانه، با یک فرد خودشیفته، می‌تواند تجربه ای همراه با احساس ناکامی، محرومیت و رنج بسیار زیاد باشد. بی توجهی، کمبود همدلی، احساس محق بودن و سرزنشگری موجود در رفتارهای فرد خودشیفته، می‌تواند از سوی طرف مقابل رابطه به عنوان دلیلی بر نقص یا ناتوانی خود تلقی شود و ضربه هایی تدریجی و آسیب زننده را به اعتماد به نفس او وارد کند؛ در حالیکه شناسایی این گونه رفتارها به عنوان نشانه‌ هایی از خودشیفتگی، با تمام شکنندگی های زمینه ساز آن، میتواند باعث کاهش شخصی سازی تمام مشکلات، در نظر گرفتن سهم دنیای درونی فرد خودشیفته، و حتی کمک به او برای بهبود رابطه اش با دنیای پیرامون شود.


دکتر علی نیک جو/روانشناس
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان