کد خبر: ۹۵۱۳
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۸ - ۰۱:۴۰-27 June 2019
جامعه‌ی هنری و فرهنگی ما روز به روز بی‌سواد‌تر و دغدغه‌هایش سطحی‌تر و هنرش بی‌محتواتر می‌شود. این یک حکم کلی نیست، نتیجه‌گیری من است از چیزهایی که در اطرافم می‌بینم.
خیلی‌ها هستند که در همین فضای بسته و با همین شرایط و امکانات اندک هنوز کارهایی تولید می‌کنند که مغز آدم را زیر و رو می‌کند. خیلی‌ها هم هستند که حتی اگر فعالیتی ندارند دغدغه‌هایشان هنوز تا کف پایین نیامده. بین همه‌ی هنرمند‌نماها هنوز هستند کسانی که یک ساعت مصاحبت با آنها اندازه‌ی هزاران جلد کتاب خوب پر محتوا باشد.

 اما این‌ها فقط بخش کوچکی از جامعه‌ی هنری و فرهنگی ما را تشکیل می‌دهند. به ندرت پیش می‌آید که در برابر خبر‌های مربوط به هنرمند‌ها واکنش نشان دهم. به من چه ربطی دارد که بچه‌ی فلانی کجا به دنیا آمد، یا فلانی کجای دنیا بدون روسری دیده‌شد.

 اعتقاد دارم همانطور که زندگی شخصی من به هیچ‌کس، حتی خانواده‌ام، ربط ندارد، زندگی شخصی هیچ‌کس هم به من ربط ندارد. اما یکسری خبرها و حرف‌ها و برخورد‌ها از یکسری هنرمند‌های حتی مطرح، من را کم‌کم به این نتیجه رسانده که جامعه‌ی هنری ما از منظر نوع نگاه، سطح دغدغه و میزان انسان‌دوستی در سرازیری سقوط افتاده. 

یکی از این خبرها، مصاحبه‌ی کوتاهی بود که امروز از امیر جعفری دیدم. من سر و ته مصاحبه را ندیده‌ام، از ته دل هم آرزو می‌کنم بعد از این پست یکی برایم مصاحبه‌ی کامل را بفرستد و بگوید که برداشت من اشتباه بوده. 

کلیت حرف امیر جعفری در این یک دقیقه و سی و دو ثانیه‌ای که من دیدم این است که فلان وزیر و فلان مدیر زحمت کشیده و شب نخوابیده و پول در آورده ،حالا هم تا هفت نسل بعدش محق است که سوار فلان ماشین بشود و فلان جور کیف کند. امیر جعفری عزیز کاش این متن را بخوانی. کاش بخوانی و بدانی از تک تک حرف‌هایت قلبم عین یک تکه کاغذ مچاله شد. کاش بخوانی و به این فکر کنی برای منی که مادرم معلم بود و هفت روز هفته دو شیفت کار می‌کرد و آخر ماه هشتش گرو نهش بود چقدر حرف‌هایت سنگین و تلخ بود. 

وقتی مادرم بعد از سی سال کار کردن بازنشسته شد، من تازه رفته بودم سر کار. پنج روز در هفته، روزی هشت ساعت کار می‌کردم. اولین حقوق من از آخرین حقوق مادرم بیشتر بود. کجای این ماجرا منصفانه است؟ امیر جعفری عزیز چه کسی گفته فلان وزیر بیشتر از مادر من در این مملکت زحمت کشیده و کار کرده؟ چه کسی گفته راه رسیدن به ثروت در این مملکت شایستگی‌های حرفه‌ای آدم‌هاست؟ 

کشاورزی که زیر آفتاب سی درجه زمین شخم می‌زند و کمرش تا خورده، دختر هنوز کودکی که در زیرزمین‌ نمور روستای آذربایجان فرش می‌بافد و استخوان‌هایش پوک شده، کارمندی که پشت میزش آرام آرام پیر و بیمار می‌شود، چطور از فلان وزیر و مدیر و آخوند کمتر زحمت می‌کشد؟ امیر جعفری، تو از دانمارک و سوئد که درآمد با میزان کار و شایستگی آدم‌ها نسبت مستقیم دارد حرف نمی‌زنی، از ایران می‌گویی، از کشوری که درآمد دلالش بیشتر از کارگرش است. امیر جعفری عزیز لطفا دفعه‌ی دیگر که خواستی دهانت را باز کنی و حرف بزنی قبلش خوب فکر کن، به معلم‌ها، به کارگرها، کشاورزها، راننده تاکسی‌ها، حتی به بیکارها فکر کن. به تمام آنهایی که چون پدر و مادرشان وزیر و مدیر و آخوند نیست ماشین آخرین مدل که سهل است حتی نان شب هم ندارند.

 به تمام پدر و مادرهایی فکر کن که هزینه‌ی درمان بچه‌ی بیمارشان از خرج یکروز همین‌هایی که از آنها دفاع می‌کنی کمتر است، اما همان را هم نمی‌توانند تهیه کنند، حتی با قرض و وام. امیر جعفری لطفا دفعه‌ی دیگر که خواستی دهانت را باز کنی و حرف بزنی این کار را نکن. چون تو در مملکتی زندگی می کنی که فقر در تار و پودش ریشه کرده، یکی فقر مادی دارد و یکی فقر فرهنگی. 

نگین زمانفر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان