کد خبر: ۹۴۹۱
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۶-25 June 2019
دیوید کرتزر (David I. Kertzer) در کتاب سیاست و نمادها (Politics and Symbols) یک گزارش آموزنده و جذاب از زوال یا مرگ حزب کمونیست ایتالیا ارائه می‌دهد. این اتفاق به قدری سریع رخ داد که سبب ایجاد شوک و ناامیدی در میان وفاداران به آن حزب شد!
هر چند اعتماد اوایل دهه شصت میلادی به شوروی به عنوان نماینده جهانی طبقه کارگر به مرور فرسایش یافت، اما در اواسط دهه هفتاد میلادی، هم ایتالیایی‌ها و هم دیگران پیش‌بینی می‌کردند که حزب کمونیست حتی می‌تواند اکثریت را در دولت ملی به دست آورد. با این حال، وقایعی رخ داد که حرکت شتاب‌ناک حزب رو به کاستن نهاد. 

وقایع 1989 اروپای شرقی و مرکزی، این باور را در دبیرکل حزب کمونیست ایتالیا، اکیلی اکتو (Achille Occhett) و دیگران ایجاد کرد که یک اقدام جسورانه در ترادیسی حزب ضروری است. این اتفاق در نوامبر 1989، با اعلامیه اکتو در مورد این دگرگونی نمود یافت و مقرر شد که تغییر نام حزب با دگردیسی در این نهاد سیاسی با عنوان نوی "چپگرای جدید" همراه شود!

در این میان کرتزر یک سال را در محله طبقه کارگر در بولوگنا (Bologna)، در گفت و گو با آن‌هایی که درگیر مسائل کارگری بودند گذراند. آن‌هایی که در جلسات حاضر می شدند، به کافه‌ها می‌رفتند و در گردهمایی های اعتراضی و تظاهرات‌ها شرکت می‌کردند. مطالعات نشان می‌داد که اظهارات اکتو، بحرانی را برانگیخته بود که نتیجه‌ای جز فرار از حزب و یک افت و سقوط در سبد رأی حزب از 30 درصد در 1985 به 24 درصد در 1990 نداشت.

نام حزب و استفاده از شعار، نشانه و نمادهای حزب توسط یک گروه قدرتمند جدایی‌طلب به ستیزه گرفته شد و معرکه‌ای در مورد تاریخ حزب، اسطوره‌هایش و ساخت یک هویت پساکمونیستی جدید در میان دو جریان حاکم در حزب گسترش یافت. این درگیری مبنای نگرانی و توجه کرتزر درباره نقش نمادگرایی و دستکاری تاریخ در مبارزه کمونیستی بود و او توجه‌اش را به تکامل هویت کمونیستی حزب جلب کرد.

کرتزر می گوید فرایندهای دوگانه ی اسطوره سازی (mythologization) و آیین آفرینی (ritualization)، تاریخ را ایجاد می‌کنند. هویت حزب به یک رابطه‌ی اسطوره‌ای مرتبط با مقاومت در برابر فاشیسم متصل و مقید بود. حوادث و وقایع این نزاع تاریخی که غالبا توسط وفاداران به حزب با دقت مورد اشاره و تجسم بود، سال‌های متمادی توسط کمونیست‌ها استفاده می‌شد. هدف از این تکرار حوادث آیینی، ساخت زمینه‌ها و ریشه‌هایی از یک توطئه شیطانی (ضد کمونیست ها)، وجود یک منجی برای باورمندان به کمونیسم و آمدن دورانی طلایی بود. هنگامی که اعضای حزب متوجه شدند که دیگر نامی ندارند (یعنی نام کمونیست)، این وضعیت نشان‌دهنده از دست دادن علامت‌ها، اسطوره‌ها و آیین‌های مربوط به آن نام نیز بود، چراکه همه آن‌ها درهم آمیخته شده بودند. در پی این نزاع سیاسی میان دو جریان حزب که به دنبال بازتعریف نمادهای حزب و تاریخ آن متناسب با نیازهای تاکتیکی زمانه بودند، سمبل‌های حزب به چالش کشیده شد.

برای کرترز تجزیه و تحلیل نمادها و توجه به بعد احساسی و اثری که احساس بر ترجیحات دارد جایگاهی مرکزی دارد، او معتقد است که سیاست به صورت ریشه‌ای یک فعالیت نمادین است. این امر او را به بررسی اینکه چطور نمادهای مهم (به عنوان مثال، پرچم قرمز و شهدای انقلابی) ساخته می‌شوند و تغییر می‌یابند و اینکه چگونه برخی از نمادها مشروع می‌گردند و برخی دیگر غیرمشروع، وا می‌دارد.

ضروری است که اهمیت نمادها را به عنوان ماهیت آیین‌ها درک کنیم. "آیین" را می‌توان هر رفتار نمادینی دانست که به صورت اجتماعی استاندارد شده، تکرار می‌شود و الگوی بازانجامی دارد و حتما معنادار دیده می‌شود. در واقع، از طریق آیین است که نمادها "تعریف، منتشر و انرژی یافته" می‌گردند. به عنوان نتیجه‌ی آنچه در ایتالیا رخ داد، ایستادن در قلب درگیری برای تغییر حزب، مبارزه بر روی نمادهایی بود که آیین های سیاسی وفادران به حزب بر بنیان آن ها استوار بود.

و اما
آنچه امروز در جبهه اصولگرایی توسط آقای قالبیاف و اطرافیان او تبلیغ و تثبیت می‌شود شباهت‌هایی با آنچه برای حزب کمونیست ایتالیا رخ داده دارد. امروز جریان اصولگرایی خود را در عرصه سیاست کشور شکست خورده می‌داند و قول هژمونی شدن جریان اپوزوسیون را در پی پیروزی‌های سیاسی‌شان پذیرفته است. 

در این میان، گروهی از سران جریان اصولگرایی به دنبال مفری برای حفظ حزب یا جناحشان در معرکه سیاست ایران بوده‌اند و آفرینشی نو در نام را برگزیده‌اند. نواصولگرایی، مولود ناخواسته ی این جریان است که با عنوان تلاش برای حفظ نسل سیاسی در کوران ناملائمات سیاسی و شکست‌های انتخاباتی خوانده می‌شود.

این تغییر نام، آشوبی ویران‌کننده در میان وفاداران به این جریان به راه می اندازد (یا شاید انداخته است). حضور در محافل اصولگرایی می‌تواند این بی‌اعتمادی

را آشکار کند. این جدال بر سر نام، ناگزیر به نمادها و در نهایت به چالش بر سر آیین‌های اصولگرایانه خواهد رسید. اصولگرایان نو توجه ندارند که آنچه باعث جایگاه‌یابی اصولگرایی به عنوان یک هویت متمایز سیاسی-اجتماعی شده، از مغایرت با دیگری پررنگ آن یعنی اصلاح‌طلبی بوده و اعمال نمادین اصولگرایی همواره وضوح مشخصی در دفاع از اصول (مخصوص به خودشان) داشته است.

اصولگرایی نمادهای خاص خود را دارد، چنانچه اسطوره‌های مخصوص به خود را از دامن انقلاب برگزیده است. آیین‌های سیاسی-اجتماعی اصولگرایی که سال ها برای استانداردکردن آن‌ها در جامعه تلاش شده و با تکرارپذیری و معناداری حفظ شده است، در بستر این تغییر در نام و نماد متزلزل شده است.

اگر این جریان به دنبال حفظ بقای سیاسی خود است، ضروری است که به جای دست‌اندازی به نام و نماد و آیین خود و چرخش بر مدار تمنیات اکثریت (که مرزهای هویتی‌شان در داخل ایران نیست)، به حفظ وفاداران خود که دلبسته همان آیین‌ها هستند وفادار بماند که "اگر اصولگرایی را چیزی حفظ کرده، نه پیروزی در انتخابات‌ها که حمایت این وفاداران بوده است."

کانال صلاح دبد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان