کد خبر: ۹۴۸
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۲-27 July 2017
چند ده سال اخیر ریاکاری جزو فرهنگ ملت ما شده است. نه اینکه مردمان ما ریا کار باشند ذاتا، خیر. مردمی که مخالفت با ریا و تزویر مذهبی جزو فرهنگ غالب آنها بود و شاعران بزرگش همیشه آن را پلید شمرده اند، نمی توانند ریاکاری را دوست داشته باشند.
متاسفانه این پدیده نامبارک، از زمانی که پیشرفت و کسب مزایا و موقعیت های اجتماعی سیاسی و اقتصادی، مستلزم رعایت ظواهر شرعی مذهبی شده، شیوع یافته است که ریشه آن را باید در نگاه #حاکمیت به #مذهب و مردم جستجو کرد.

  جوان می خواهد استخدام شرکت آب و فاضلاب شهرشان شود، چند مدت قبل از مصاحبه ریشش را نمی تراشد تا به حدمعینی بلند شود، شروع به حفظ کردن رساله توضیح المسائلی که تا به حال ندیده و نخوانده می کند، از خطبه های نماز جمعه پرس و جو می نماید و تاریخ وقایع انقلاب و اسامی مسولین کشور را حفظ می کند در حالی که هیچگاه به دانستن آنها احساس نیاز نکرده است.

او از این تزویر بیزار است اما میداند اگر با ظاهری غیر این برود، و سخنانی غیر آن بگوید، باید قید داشتن یک زندگی معمولی را بزند.

برای همین لباس های همیشگی اش را از تن خارج می کند و شلوار پارچه ای ساده و پیراهن بدون مارک می پوشد، تا در نظر مصاحبه کننده، که خود نیز به نوع دیگر ریاکاری پیشه کرده،  مقبول و صالح درنظر آید.

 و در مرحله تحقیقات محلی، تک به تک همسایه ها و رفقا و فامیل را توجیه می کند که در مدح فضائل اخلاقی او به محققان اداره مذبور، دروغ بگویند که مبادا آن وجهه مذهبی تصنعی، زایل گردد.

اما این پایان کار نیست و فرد وقتی با چنین رویه جبری ای استخدام شد، ناچار است سی سال، در محل کارش همان نقاب دروغین مذهب را بر چهره نگاه دارد و برای پیشرفت بیشتر، بر غلظت این رفتار مذهبی بیفزاید. وقت نماز در صف اول بایستد، تسبیح بچرخاند و ادا  و اطوار دربیاورد که مراتب پیشرفت را راحتر طی کند و از سوی دیگر مردمی که برای امورشان به او و امثال او مراجعه می کنند نیز خودشان را به ظاهر و هیبت مذهب درمی آورند تا کارشان سریع‌تر و بهتر انجام شود.

و اینچنین افرد، پایان عمر در یک دوگانه مضحک و مشمئز کننده، میان دروغ و حقیقت زندگی می کنند.

وقتی این شیوه چون وبا متکثر می شود، با مردمانی روبرو می شویم که هیچکدام خودشان نیستند. نقاب به صورت زده، به هم دروغ می گویند، چاپلوسی می نمایند و در پی فریب یکدیگر هستند.

در چنین فضایی است که "همراه جماعت شدن"   رمز پیروزی می شود و افراد قلیلی که این نقاب را برنتابند و بخواهند خودشان باشند و متفاوت فکر کنند، توسط اکثریت متکثر جاهل، به شدت #تکفیر می شوند، مورد هجوم قرار می گیرند و به ضدیت با دین، انقلاب و #رهبری محکوم می گردند.

و برای همین است که یک فرد مذهبی خجالت می کشد یا می ترسد موسیقی گوش دهد، سینما و کافی شاپ برود با اینکه به این امور علاقه مند است.

  اما به تازگی شخصیت ها و خواص سیاسی نیز مرزهای  ریاکاری را جابجا کرده اند.

عده ای از آنها با تظاهر به دینداری و خط امام و ولایتمداری، سعی در کسب مناصب می کنند و دسته ای دیگر چون ورثه های مرحوم هاشمی رفسنجانی، برای توحیه زندگی اشرافی پدرشان، و یا نوه نتیجه های _امام و یا قاضی زاده هاشمی، وزیر سرمایه دار بهداشت، برای قبح زدایی از نمایش دادن زندگی لاکچری شان، اعلام می کنند که ما چون مخالف ریاکاری هستیم، ثروت و تجملات خودمان را به نمایش میگذاریم و چون اشراف زندگی میکنیم.

و برای شیوع این پدیده است که وقتی یکی چون  آزاده نامداری روسریش می افتد، جامعه، بیمارگونه عکس های او را دست به دست می کند و تبدیل به مهمترین چالش اجتماعی اش می نماید.

مجری ای که شاید خود قربانی همین سیستم ریا پرور شده که پوشش خاصی را برگزیده است و خواسته یا نخواسته، جامعه او را با یک ظاهر خاص باور کرده است.

در حقیقت در چنین جامعه ای که همه بنا بر سیاست های غلط دینی مذهبی نقاب به صورت زده اند، سخن گفتن از شایسته سالاری، رشد و صداقت اجتماعی، نقد و آزادی اعتراض مشروع اتپویایی بیش نخواهد بود.

  سلمان کدیور
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان