کد خبر: ۹۳۴۱
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۴-18 June 2019
یک فروشگاه زنجیره‌ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله‌ای می‌شود. محله‌ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی‌ترین چهارراه محله، زمینی به وسعت ۱۰ هزار مترمربع را می‌خرد. آن را در هفت طبقه می‌سازد. با پله‌برقی، آینه‌ها و لامپ‌های زیبا. خوشحالید نه؟
فروشگاه شروع به کار می‌کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می‌کند.  ولی فقط چند ساعت در هفته.  مثلا روزی یکی دو ساعت.  چه خاصیتی دارد؟  روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه زلم زیمبو و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می‌کند، خرید روزانه‌اش را هم از همانجا انجام خواهد داد.  بخصوص که قیمت‌ها هم پائین‌تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است.  حتی پائین‌تر از قیمت تمام شده!  به این می‌گویند دامپینگ!  جالب اینکه خانم عباس آقا هم میوه‌اش را تازه از همان فروشگاه می‌خرد. چرا؟ چون عباس آقا سال‌ها هرچه میوه بد داشته که کسی نخریده بوده به منزل آورده.  الان خانم عباس‌آقا خودش دارد کار می‌کند.  با حقوق خودش حسرت  سالیان را از دلش در می‌آورد. 

چند ماهی گذشته.  کار و بار عباس‌آقا و حسین‌آقا خراب است.  درآمدشان اجاره مغازه‌شان را هم در نمی‌آورد.  شاگرد مغازه اخراج می‌شود و می‌رود در فروشگاه زنجیره‌ای استخدام می‌شود.  هفته‌ای ۱۰ ساعت.  ولی حقوق ساعتی‌اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی‌تواند کار پیدا کند. 

دو سال گذشته. عباس‌آقا در شرف ورشکستگی است.  آخرین مقاومت‌ها را کنار می‌گذارد و مغازه را تعطیل می‌کند.  او نیز به فروشگاه زنجیره‌ای می‌رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می‌شود.  همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود. 

چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس‌آقا دو سال است اجاره‌ای نگرفته است.  از وقتی عباس‌آقا مغازه‌اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچ‌کدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده‌اند.  کاسبی نیست.  مغازه‌ها را به قیمت ارزانی می‌فروشد به یک بساز و بفروش. 

سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد.  حسین‌آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند.  قیمت‌های فروشگاه زنجیره‌ای بالاست.  سود ۸۰۰ درصدی روی قیمت تمام‌شده کالا عادی است.  فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده.  تعداد بیشتری را با ساعت‌های کمتر استخدام کرده است. 

سال هفتم. فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده.  کسی دیگر در آن محله پس‌اندازی ندارد.  فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه‌ها انتقال می‌دهد.  این شعبه تعطیل است.  مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند! 

این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می‌افتد.  صاحب فروشگاه همان ۱٪ است و ساکنین محله همان ۹۹٪.  فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند.  شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می‌خواهند که به جای خرید از فروشگاه‌های عظیم، از بیزینس‌های محلی (عباس‌آقا و حسین‌آقا) خرید کنند.  ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول‌های بزرگ انجام می‌دهند.

شیک. ارزان!   

از خودتان بپرسید چرا اروپا غول‌های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟  جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می‌شود. 

نه دوست عزیز. هرکه ارزان می‌فروشد برای رضای خدا ارزان نمی‌فروشد! 

اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می‌کند و ارزان‌تر از باغ‌دار شما می‌فروشد برای این است که می‌خواهد باغ‌دار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می‌فروشد ۵۰۰۰ تومن و شما برای دوختن همان پیراهن باید ۱۰ هزار تومن مزد بدهی، فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست!  بلکه دارد دامپینگ می‌کند!  قضیه خیلی ساده است.

محدثه سنایی فر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان