کد خبر: ۹۳۰۷
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۶-16 June 2019
غمخوار گانگسترها/
ملت خاصی هستیم . شاید تنها ملت دنیا که قانونشکنان را پاس می داریم . به عبارت دیگر ، مردمی هستیم که حاکمیت قانون و حکمیت حاکم را قبول نداریم و کل قضیه حکومت را یک جور مزاحمت تلقی می کنیم .
مال امروز و دیروز و این حکومت و آن حکومت هم نیست . شاید تقصیری هم نداشته باشیم در این رویکرد آنارشیتیکمان ، بالاخره چند هزار سال با حاکمانی سر و کله زده ایم که هر از چندگاهی سر و کله شان از اعماق فلات پیدا می شد و آب و آسایش مان را بر می آشفتند . فی الواقع ایرانیان دوره های بسیار نادری در تاریخشان دارند که در آن حکومتی برآمده از روابط تولیدی / اجتماعی محلی توانسته باشد چند صباحی دوام بیاورد .

 حکومت ها در ایران همواره از آن مردمی دیگر با زبانی دیگر و آیینی دیگر بوده اند پس جای شگفتی نیست که در چنین بلبشویی ، بزهکاری از هر نوعش صرفا یک تبهکاری ساده نباشد ، بلکه گاهی به مانند یک عمل سیاسی مورد تحسین قرار گیرد ، به خصوص اگر زیانش به حاکم و اعوان و انصارش برسد . و حتی بر عکس ؛ اگر از جانب یاران حاکم باشد بر علیه جمعیت زیر حکم وی ! به راستی که هر بزهکاری در ایران یا طغیان است بر علیه حاکم یا تنبیه است بر علیه ملت .

شاید از منظر همین سابقه باشد که امروزه از نظرمن به عنوان یک پژوهنده تاریخ و فرهنگ ایران ، جایگاه رفیع و غبطه انگیز بزهکاران و قانونشکنان در فضای مجازی غریب به نظر نمی رسد چرا که مولفه های شکل دهنده فرهنگ ایرانی هنوز تفاوت معناداری با گذشته نیافته اند ، اگرچه از صراحت گذشته برخوردار نیستند . به همین سیاق ، جای تعجب نمی دانم اگر امروزه لمپن ها در فضای واقعی و حتی فضای مجازی ایران اینقدر پر طرفدار باشند ؛ چه یک لمپن گوشتی مثل وحید مرادی و چه یک لمپن هنری مثل مائده هژبری ( و بقیه ) . زیرا آنان به نوعی سمبل مقاومت ملی ایرانی محسوب می شوند ! لابد !

اگر امروزه فضای مجازی ایران سرشاز از نمایش رقص و آواز و جوک های جنسی و قومیتی شده است و طرفداران یک لمپن با مرام ( ! ) می توانند در آن خودنمایی کنند یا دخترکانی با رقص های شهوانی ستایندگان پرشور دارند ، این در واقع باز تولید همان روابط و فضای فرهنگی / اجتماعی است که پیش از این در سینمای فیلمفارسی شاهدش بوده ایم ! دنیای جاهل های با معرفت تیکه بنداز و زنان خوش آب و رنگ و عشوه گر نیم پوشیده و نیم عریان . با میلی آشکار به طقیان . فردین ها و فروزان ها و ناصر ها و شهناز تهرانی ها و بهمن مفیدها و سپیده ها و بهروز وثوقی ها و مرجان ها . کارکرد فضای مجازی ایران دهه ۱۳۹۰ درست مثل همان سینمای دهه پنجاه است ولی ساده تر و همه گیرتر از آن سالن های محقر شهرستانی !

نسب این تبار اما با سال هایی بسیار قبل تر از ظهور سینمای ایران پیوند دارد . بر می گردد به دنیای قصه های عامیانه امیر ارسلان نامدار و حسین کرد شبستری و قبل تر از آن ها درداستان سمک عیار و .... . جانمایه این فرهنگ همان است که بالاتر گفته شد. آزردن حاکم بیگانه . اگر شد به لت و صدمه و اگر نشد لااقل به بودن و نمودن . بسیار گفته شده است که تبار شناسی لوتی های ایرانی به فرهنگ عیاری و حتی از طریق زورخانه ها به آیین پهلوانی و فتوت و در وجهی مبالغه آمیز به میتراییسم بر می گردد . اما از نظر من محتمل تر این است که این دو مفهوم لوتیگری ( لمپنیسم اجتماعی ) و پهلوانی با یکدیگر موازی شده اند تا هر یک در پناه دیگری بتواند زنده بماند . بگذریم .(۱)

ابزار بود و نمود لمپن ایرانی جسم است و تن . برای مردان ، نمایش بارز نرینه گی در برابر خنثویت روزگار ! مزین به هر چیزی که توجه را به نمودهای خشونت نرینه معطوف کند . سبیل های چخماقی ، موهایی آشفته یا از ته روفته ، خط وخال بر بر و بازو و سینه و ساق . انگسترها و تسبیح های دانه درشت . با پوششی متفاوت و نامی بی همتا .

بیهوده نیست که زنان این فرهنگ عامیانه نیز چیزی جز زن بودن ، آن هم به اعراق آمیزترین شکلش را از خود نمی نمایانند . جنبش محسوس برجستگی ها زیر لایه ای نازک از پارچه که تنها سهم مردترین مردهاست . و رقص . برای زنان قصه های عامیانه ایرانی ، رقص همان نمایش جفتگیری پرندگان است با اشاراتی آشکار به اندام های جنسی و پیچ و تاب کامش ! به ویدیوی رقص مائده هژبری دقت کنید که در این دوشیزگی هفده ساله اش چگونه تن می نمایاند ! او هفده سال ندارد . او حامل سنت هفت هزار سال زن بودن در میان مردان ایرانی است . رقص او ناشی از شادی سرخوشانه نوجوانانه نیست ، حتی رقصی از سر مهر به معشوقی معین هم نیست . یک کسب و کار خانگی است با تمام ارکان لازم .(۲)

درخشش این قشر از مردم و استقبال تامی که مردم عادی از نمادها و نمودهای لمپنی ایشان می کنند ، ناشی از درک بیگانگی معاصر اقشار لمپن ایرانی با حکومت است . لمپن ها نه سودای حکمت و معرفت دارند و نه حتی میل و شهوت حکومت . آنان در قناعت از نافرهیختگی و دلخوش به بر و بازو و لنگ و پاچه خویش تنها میدانی برای عرض اندام می خواهند . لیکن آنان در برابر حکومتی قرار گرفته اند که می گوید جنسیت اساسا یک فریب است و مانند هر موضوع دنیوی دیگر ، صورت واقعی و مفید آن باید در دنیای دیگر محقق شود . در این باور افلاطونی نر بودن یا ماده بودن صرفا در راستای فرائض دینی معنادار می شود و تلذذ از تن در این جهان را مکروه می داند . (۳)

پس لمپن ایرانی به فضای مجازی پناه برده است و در آنجا به عرض اندام و خودنمایی پرداخته است . ابزاری که با دانش اندک ایشان سازگار است و شمولش توانسته به تمنای دیده شدنشان رنگ تحقق بزند . در واقع ما با یک معرکه مدرن مواجهیم که پهلوان یا رقاصه ما در مرکز توجه تماشاچیان / فالوئرها قرار گرفته است . 
................
(۱) تشابه و تفاوت های لوتیگری و لمپنیسم در اینجا موضوع صحبت من نیست و جای بحث جداگانه دارد . بویژه در ارتباطشان با نهاد حاکمیت و پیوندشان با نهادهای مرجع اجتماعی .

(۲) غوغای فمنیسم و ادعاهای مضحک حکومت ستیزانه اجازه طرح این سئوال را نداد که چگونه کودکی که هنوز به سن قانونی نرسیده است این اجازه را یافته تا از بدن خویش به مثابه کالا استفاده کند و از آن کسب درآمد کند ! به نظر من والدین مائده هژبری و سفارش دهندگان رقص به او بینندگان این نمایش ها در کشورهاییی قانونمندتر سخت مورد مواخذه قرار می گرفتند .


مظفر جهانگیری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان