کد خبر: ۹۲۶۶
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶:۴۶-14 June 2019
نوشته رضا براهنی در سوگ هوشنگ گلشیری
 به مناسبت سالروز درگذشت
       هوشنگ گلشيرى/ يك بازنشر: 

 "مرگ هوشنگ گلشيري
        مرگ هر كسي نيست"

ساقیا جام می ام ده که نگارنده ی غیب

نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد

آن که پر نقش زد این دایره ی مینایی

کس ندانست که درگردش پرگار چه کرد


مرگ هوشنگ گلشیری مرگ هر کسی نیست. از همین آغاز باید دقیق باشیم. مرگ او مرگ یگانه ای است از میان سه یا چهار یگانه ی این زمان، این زبان، و این نثر. در قصه ی کوتاه تائی نداشت، ندارد، هم قامت هایش هدایت و چوبک اند، و شاید - می گویم، شاید - بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی، در قصه ی بلند کار بدیع کرده است. گلشیری نوع ادبی را به هم ریخته است: هم از قصه ی کوتاه بلند، و هم از نوع رمان نوع زدایی کرده، که حاصل کار « شازده احتجاب » است، و به نوعی «آینه های دردار» که در حد واسط بین قصه ی کوتاه بلند از سویی و رمان از سویی دیگر، راقم نوع ادبی بوده است. در این آثار و قصه های بی شمار کوتاهش، با وسواس انسان و زبان کار داریم  و نیز با وسوسه ی مرگ و وسوسه های شهادت و معصومیت و نقیض های رندانه ی این دو. مرگ گلشیری مرگ هر کسی نیست

مدام کتیبه ی مرگ نوشته است. این وسواس ها، وسوسه ها، در ذهن و خیال همه بوده اند. در گلشیری اما این ها تعیین کننده ی ذات اثراند و تعيين كننده ي ذات زبان اثر و آنچه با اثرعموماً به دیگران منتقل می شود. این مرگ واگیر است. گلشیری همیشه با مرگ در جدال بوده است. در این پیکار، لذت نگارش، به صورتی که او آن را می دید، مرگ اثر و نویسنده در اثر را تحمل پذیرتر می کرده است. نگارش درونی زبان، زبان از درون، زبان از زیر زبان، نگارش زندگي و مرگ زبان است. 

گلشيري نگارنده ي غيبي اين نوع نگارش است. و چنين نگارشي هم از درون خود او مي آيد، هم از يورش بي امان گذشته به امروز به نام سنت، هم از يورش بي امان امروز به گذشته، به نام تجدد. جنازه هاي نويسندگان جدي ما از ميدان تيرهايي كه از هر سو به سوي آنها روان مي شده، بيرون كشيده مي شوند. گلشيري مثل هر نويسنده ي ريشه دار ايراني، از جهان و از آدميان متوقع شناسايي اين تيرها بوده و شايد خواست بگويد من اين تكه پارگي، پلاسيدگي، نفلگي را با جان و حتي با تنم با اين حنجره ي گرفته ام با اين قطعات خشك استخوان هاي صله بندي شده بر جانم حس كرده ام، و به رغم اينها من نقش زده ام، پرنقش هم زده ام و چرا جهان اين همه سرسري از كار من مي گذرد؟حضور گلشيري در ايران نفي بلد تاريخي نويسنده در ايران است. در ذات اين نوع نويسندگي جدي تبعيد و نفي بلد در ميهن قرار دارد

گلشيري زندگي، گلشيري مرگ، گلشيري لذت نگارش، گلشيري نفي بلد هم هست. نويسنده مي رود هميشه مي رود. چرا كه قبولش ندارند. زمانه، حتي تاريخ، مجموعه ي زمانه ها، قبولش ندارند، حتي به نوعي مردم هم قبولش ندارند نفي بلد در زادگاه،  مرگ در زادگاه، دق مرگ شدن. مرگ هوشنگ گلشيري مرگ هر كسي نيست...

 رضا براهنى
دوشنبه ١٦ خرداد ٧٩ تورنتو

پ.ن: (بخش نخستين از نوشتار دكتر رضا براهنى. منتشر شده در شماره ١٠/١١/١٢ پيوسته. نشريه باياب
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان