کد خبر: ۹۲۶۰
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶:۱۱-14 June 2019
نادر نادرپور، ملک‌الشعرای دهه‌ی سی، در اواخر دهه‌ی پنجاه به شب‌های نویسندگان و شاعران ایران در انستیتو گوته دعوت نشد.
 این جمله‌ی کوتاه به خوبی گویای سرنوشت شاعری‌ست که پر فراز و فرودترین مسیرها را در طی سه دهه از ملتهب‌ترین سال‌های تاریخ فرهنگی و سیاسی معاصر طی کرد. 

نادرپور نخستین شعرهایش را در فضای باز ادبی پس از سقوط رضاشاه و نخستین کنگره‌ی نویسندگان ایران، در نشریات عموما حزبی منتشر کرد اما نخستین دفتر شعر او از پس کودتایی منتشر شد که نقطه‌ی پایانی بود بر آن فضای باز فرهنگی و سیاسی. نادرپورِ جوان پشت‌گرم به حمایت خانلری که قطب ادبی دوران بود، «هوای تازه» را در میان شعرای نوقدماییِ مکتب سخن نمایندگی می‌کرد و یکه‌تاز محافل ادبی پایتخت بود و عضویتش در تحریریه‌ی سخن نیز بر دایره‌ی نفوذ و تاثیرش می‌افزود. زیبایی‌شناسی شعر نادرپور اگر چه در اواخر دهه‌ی بیست و اوایل دهه‌ی سی طراوتی انکارناشدنی داشت اما از نیمه‌های دهه‌ی سی آرام آرام رنگ کهنگی به خود می‌گرفت.

 این درست همان سال‌ها بود که شعر نیمایی به مدد بدایع شاملو و اخوان و فروغ و سپهری و آتشی متاع مطبوع زمانه شده بود. سرخوردگان کودتا هراس‌ و یاس‌شان را در میان سطورِ «زمستان» می‌جستند و نام نانوشته‌ی وارطان را در هجاهای «مرگ نازلی» مکرر می‌کردند. شعر نادرپور با اوج گرفتن جریان‌های سیاسی و در اواخر چهل از این هم منزوی‌تر شد. حالا دیگر آن‌ها که تپانچه‌ها را در خفا روغن می‌زدند و روزگاری از «طرح» شاملو الهام می‌گرفتند دیگر حتی بامداد را هم به خاطر عاشقانه‌هایش به سخره می‌گرفتند. روزگارْ روزگارِ عاشقی نبود اما شعر نادرپور همان بود که بود.

 شعر نادرپور مثل شعر رفیق جانی‌اش، سهراب سپهری، با زمانه‌اش ناهمزمان شده بود. همین بود که شاعران نورسیده را مجاب کرد تا او را به شب‌های گوته دعوت نکنند. آن شب‌ها عرصه‌ی درخشش سلطان‌پورها و کسرایی‌ها بود نه جولان‌گاه نادرپورها و سپهری‌ها که به چشم آن جوانانْ جاماندگان بودند از قافله‌ی هنر متعهد و مبارز. نادرپور که به خاطر سرشت غیرسیاسی شعرش این‌چنین در دهه‌ی پنجاه طرد شد در دهه‌ی شصت در تبعیدِ خودخواسته چهره‌ای یکسر متفاوت یافت و اگر چه برخی همچون سیمین بهبهانی شعرهایش در غربت را تا حد شاهکار برکشیدند اما اقبال نادرپور سال‌ها بود که رو به افول گذاشته بود و چند دفتری که در غربت منتشر کرد چیزی به اعتبارش نیفزود.

نادرپور در دورانی که در اوج بود با مساعدت‌هایش خیلی از شاعران نیمایی را به جامعه‌ی ادبی معرفی کرد اما بسیاری از این شاعران بعدها تبدیل به منتقدان او شدند. فروغ او را «شازده‌ی محافظه‌کار» خواند و براهنی او را در شمار اضلاع «مربع مرگ» جای داد با این همه بعدها که غبار تخاصم براهنی با نادرپور فرونشست همو بود که یکی از روشنگرترین و مهم‌ترین نقدها را در بررسی وجوه اهمیت نادرپور نوشت: «عده‌ای گمان برده‌اند که نادرپور کهنه‌سراست. به نظر من ابلهانه‌تر از این حرفی نتوان زد. عده‌ای گمان برده‌اند که تکرار بزرگ‌ترین عیب نادرپور است. این نیز اشتباهی بیش نمی‌تواند بود؛ زیرا نادرپور از پس هر تکراری پیروز درآمده است. اشعار عاشقانه‌ی او نمونه‌ی این سیر تحولی بسیار منطقی و پیشرفت و اوج است.

 نادرپور نه پیغمبر است و نه نابغه... به اعتقاد من عیب نادرپور در اینست که اشعارش اغلب فقط عاطفی است و از ظرفیت اندیشه‌ای نیرومند می‌لنگد... او از شباب احساسی پرشور برخوردار است؛ نادر نادرپور بهترین موزیسین کلمات فارسی در روزگار ماست» نادرپور هر چه بود شاعری تاثیرگذار  - و در دوره‌ای درخشان - در منظومه‌ی شعر معاصر فارسی است که همچون سهراب ممکن است روزی دوباره شعرش زبانِ زمانه شود و هواخاهانی پرشور بیابد. نادرپور از معدود شعرای معاصر بود که پس دوره‌ای پرشکوه و پرتلالو، از اعتبار افتادن بوطیقای شعری‌اش را در زمان حیاتش به چشم دید.

• شانزده خرداد؛ نودمین سالگرد تولد نادر نادرپور
• این مطلب پیش‌تر در #اندیشه_پویا ۵۱ منتشر شده است.
 
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان