کد خبر: ۹۲۲۰
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۴۱-12 June 2019
برخی از هزاره‌های کویته پاکستان، با انگیزه‌های فرازبانی، لهجه‌ی فارسی هزارگی را زبان جداگانه از فارسی می‌دانند. در این اواخر براساس همان برداشت غیر علمی، برای هزارگی الفبا نیز طراحی کرده‌اند.
 متاسفانه این جماعت، فهم علمی از زبان ندارند. این جماعت تحصیلات آکادمیک زبانی ندارند که هیچ، به جز یک نفرشان که لیسانس دارند، بقیه تحصیلات عالی ندارند. 
این جماعت آکادمی ساخته‌اند و واژه‌ی کیبلاغی را معادل آکادمی در نظر گرفته‌اند که در نوشته پیش نادرستی آن روشن شد. 
براساس دیدگاه هزاره‌های کیبلاغی، زبان چیست؟! کیبلاغیان، زبان را تنها در «آواز» خلاصه کرده‌اند، بقیه عناصر زبان مانند دستگاه واژگانی و دستگاه دستوری را در شکل‌گیری زبان موثر نمی‌دانند. 
براساس همین باور، برای هزارگی الفبای جدید ساخته‌اند که نویسه‌های «ح، ث، ذ، ط، ظ، ص، ض، ع، ه» را حذف کرده‌اند. انحصار زبان تنها در یک بخش (آوا) پیامدهای خطرناکی برای زبان خواهد داشت. 

زبان چیست؟! 
«زبان عبارت است از سازوکاری از صرف و نحو، نشانه‌ها، آواها، و واژه‌هایی که برای نمایش و فهم ارتباطات و اندیشه‌ها به کار برده می‌شود.» زبان تنها آوا­‌ها نیست؛ بلکه مهم‌­ترین عنصر زبان، ساختار آن است، و نیز دستگاه واژگانی، دستوری و آوایی در کنار هم است. 
«زبان مجموعه‌­ای از نشانه‌­ها یا دلالت‌­های وضعی است که از روی قصد میان افراد بشر برای القای اندیشه­ یا فرمان یا خبری، از ذهنی به ذهن دیگر، به کار برود.»
 کیبلاغی‌ها از زبان، تنها دستگاه آوایی و تا حدودی واژگانی را در شکل‌گیری زبان موثر می‌دانند، در حالی که هویت زبان به ساختار و دستگاه دستوری است. مجموع دستگاه آوایی، واژگانی، دستوری و در کل ساختار زبان زبان، هویت آن را تشکیل می‌دهد. 
دادوستد زبانی، میان همه زبان‌ها رایج است. دادوستد زبانی میان زبان‌ها، تنها در محدوده اسم‌ها در جریان در است، چون نام‌ها ترجمه‌ناپذیرند. 

پیامدهای انحصار زبان در «آوا»:
واژه‌ها نقش مهمی در زبان دارند. واژه‌ها، افزون بر نقش دستوری در ساختمان جمله، نقش اصلی آن انتقال معنای قراردادی است. برای فهم درست معنای قراردادی، باید ساختمان، ریخت و ریشه واژه را دانست. 
در زبانی که به هر دلیل، یک واج، چندین نماد و نویسه (حرف) دارد، به سادگی نمی‌توان نمادها را به یکی کاهش داد. 
مثلا:
واجگاه «اسسس» سه نماد «ث، س، ص» دارد. با حذف حرف «ث، ص» مشکلات فراوانی در زبان خلق می‌شود. 
مثلا واژه‌های ثواب و صواب دو معنای متفاوت دارد، اگر هر دو را «سواب» بنویسند، معنای اصلی واژه گم خواهد شد. 

نویسه «ث»: 
اصالت اوستایی و فارسی دارد. واژگان اصیل فارسی حرف «ث» را در خود دارد مانند: کیومرث، لیث صفاری، ایثه، اوثه، ثه و... 
واجگاه «اززز» چهار نماد «ز، ذ، ظ، ض» دارد. با حذف حرف‌های«ذ، ظ، ض» مشکلات فراوانی برای فهم معنای قراردادی واژه‌ها ایجاد می‌شود. 
اگر واژه‌های «صاحب» و «صائب» را «سایب» بنویسند معنا و مقصود اصلی نویسنده منتقل نخواهد شد.

برای ایجاد زبان، تنها تکیه بر صدا کافی نیست. اگر خواسته باشند زبان بسازند- که زبان ساختنی نیست- نخست باید واژگان غنی براساس قواعد زبان مردم بسازند، تا در برابر واژگان دخیل واژگان مناسب داشته باشند. 
تا زمانی مجبور به استفاده از واجگاه زبانی با چند حرف هستند، ناگزیر از رعایت قواعد همین زبان هستند. 
تا زمانی که در دامنه الفبای فارسی باشند، هر چه دست و پا بزنند حاصلی نخواهد داشت. 

دوستان ما چند پیش‌فرض اشتباه دارند:
۱. دوستان ما زبان فارسی را زبان مادری ایرانی‌ها و تاجیک‌ها می‌دانند و آنان را قوم فارس. باید بدانند که در تاریخ قومی به نام فارس وجود نداشته است. فارس، اصطلاح دینی زردشت است. دین زردشتی را دین فارسی می‌گفتند و زردشتی مومن را پارسا.‌
۲. خاستگاه زبان فارسی ایران امروز نیست، بلکه زبان فارسی خاستگاهش شرق (بامیان و بلخ و...) است. زبان ایران امروز تا قرن چهارم هجری پهلوی بوده که در دوره سلجوقیان فارسی جایگزین پهلوی شد. 
۳. فارسی، زبان مادری هزاره‌ها است، چون ویژگی‌های اصیل فارسی در هزارگی هست که در هیچ‌یک از لهجه‌های فارسی وجود ندارد. 
۴. زبان فارسی ادامه زبان اوستایی است. بیشترین ویژگی‌های زبان اوستایی مانند دو حرف ټ و ڋ که در اوستا هست در لهجه هزارگی هم هست، در هیچ‌یک از لهجه‌های فارسی وجود ندارد. واژه‌های ایټه، اوټه، ایثه، اوثه، ثه و... در اوستا وجود دارد.
اگر چه روشن است که زبان‌سازی غیر علمی محکوم به شکست است، اما از آن جهت که نگویند نگفتید، زحمت بی‌فایده تذکر داده شد.

واژه سازی به سبک کیبلاغی:

واژه‌سازی نیازمند فهم درست از ابزارهای زبانی است؛ فهم درست ریشه‌ی واژه‌ها، وندها، ساختار زبان و... برخی از دوستان کویتگی با انگیزه‌های فرازبانی، می‌پندارند که هزارگی زبان مستقل از فارسی است، براساس برای هزارگی الفبای جدید ساخته‌اند که نویسه‌های «ح، ث، ذ، ط، ظ، ص، ض، ع، ه» را حذف کرده‌اند.
اشتباه کانونی دوستان، این است که دستگاه آوایی را به تنهایی در تشکیل زبان کافی می‌دانند، بنابراین دستگاه واژگانی و دستوری زبان را نادیده می‌گیرند، فنوتیک را به جای گرامر نشانده‌اند. در فرایند این اشتباه، ریشه‌ی واژگان اهمیتی ندارد، صرفا به شنیدار توجه دارند. در شنیدگی، ممکن است برخی واژه‌ها درست تلفظ نشود یا اشتباه فهم شود. برای فهم درست واژه‌ها، دانش ریشه‌یابی به وجود آمده. ریشه‌یابی یکی از رشته‌های تخصصی زبان‌شناسی است. این اشتباه در نخستین واژه‌سازی دوستان کویته (ساخت واژه کیبلاغی) این اشتباه بسیار پررنگ و تاسف‌بار است. 
کیبلاغی:
در تبیین ساخت واژه کیبلاغی گفته‌اند:
کیب، به معنای ادب است در تعبیر «بی کیبله».
لاغ، به تنهایی به معنای خالی و به گونه پسوند به معنای پوره است. 
ی، گفته‌اند «ی» نسبی است. 

بررسی: 
باید بررسی کرد که دوستان چه کار کرده‌اند در این واژه‌سازی. نخست تک‌تک عناصر تشکیل دهنده را بررسی می‌کنیم، تا معنای ترکیب روشن شود:

کیب:
کیب keb به معنای اندازه و تقریبا مترادف جب job است. چیزی که اندازه‌ی چیز دیگری باشد می‌گویند کیب آن است. کلاه را با جامی که اندازه آن است کیب می‌زنند. کیب‌چو یعنی چوبی که اندازه دروازه و فاصله متکای چوب است، دیوار یا چیز دیگر. 

بی‌کیبله:
واژه‌ی «بی‌کبله» در زبان هزاره‌ها وجود ندارد، هزاره‌ها از واژه‌ی «بی‌کمله» (be kemla)، استفاده می‌کنند که گونه گفتاری «بی‌کمال‌له» است، به معنای بی کمالی و بی ادبی.  
می‌بینید که دوستان صرفا به آوای زبان کفایت کرده‌اند و در آوا و گفتار احتمال خطا در گوینده یا شنونده وجود دارد، بنابراین دچار خطای فاحش شده‌اند:
یک. بی‌کبله وجود ندارد.
دو. بی‌کمله، درست است.
سه. بی‌کمله، به معنای بی کمالی و بی ادبی است.
چهار. ادب، در واژه بی‌کمله به معنای ادب در ادبیات نیست. 

لاغ:
لاغ، به معنای خالی است. لاغ به گونه مترادف «لوج و لاغ» هم استفاده می‌شود. در واژه «لاغر» هم لاغ، وجود دارد. 
گفته‌اند «لاغ» اگر به عنوان پسوند استفاده شود، معنای پوره را می‌دهد مانند ابلاغ و قشلاغ.

بررسی:
یک. لاغ، پسوند نیست، چون وندها واژگانی است که معنای مستقل ندارد، در حالی که لاغ معنای مستقل دارد. 
دو. اشتباه مهلک دوستان تکیه بر شنیدار است که «ق» و «غ» را اشتباه شنیده‌اند از ریشه لغت غافل شده‌اند. 
سه. قشلاق و ایلاق ربطی به لاغ ندارد. 
پرسش مهم آن است که چگونه معنای مکانی معادل ستان را از لاغ درآورده‌اند؟!. 

براساس گفته دوستان، کیبلاغی به معنای ادبستان و آکادمی است. 
اما براساس معنای واقعی واژه‌های تشکیل دهنده، کیبلاغی به معنای«اندازه خالی» است. 

پ.ن:
نوشته جناب تورانی را در تبیین واژه کیبلاغی در زیر بخوانید:

 #مانای_کیبلاغی
     کیب دہ زیبونی آزرگی رقم رقم مانا درہ - کیب قالیبی کولہ- کیبچو کی قد شی درگہ رہ کیب مونہ- کیب ادب  رہ ام مانا میدیہ- مسلن موگیہ فلانی آدم چی کیب کیسیب درہ- مانای شی ای موشہ کی فلان آدم چیقس با ادب استہ- یا دہ آزرگی موگیہ غدر بے کیبلہ نکو- یانی زیاد بے ادبی نکو- ازی تورہ فامیدہ شود کی کیب ادب رہ موگیہ- 
لاغ او لوز استہ کی دہ تنایی خو مانای خالی رہ میدیہ- مسلن موگیہ زووزتو ایمروز خانہ نییہ، خانہ چیقس لاغ مالوم موشہ- اگہ لاغ دہ پسلونی یگو لوز بایہ مانای پور رہ میدیہ- مسلن از ایل ایلاغ جور موشہ و از قیش قیشلاغ- لاغ اگہ دہ پسلونی کیب بایہ، کیبلاغ موشہ کی مانای شی اکیڈمی یا ادبستان استہ- دہ آخیری لوزی کیبلاغ "ی" نیسبتی یہ کی دہ زیبونی فارسی  دہ شکلی ارکدی زیر میہ-


شاری محمدی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان