کد خبر: ۹۱۹۹
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۰:۴۰-11 June 2019
فروغ فرخزاد- دارای همسر و فرزند- به آغوش ناصر خدایار رفت و شعر "گناه" را در توصیف آن سرود و در مجله ای منتشر کرد که همان فرد سردبیرش بود. پرویز شاپور دست فرزندشان -کامیار- را گرفته و او را ترک می کند و این ازدواج پس از پنج سال و دو ماه به طلاق می انجامد.
 کامیار بعدها گفت، در آن زمان «وقتی شعر "گناه" چاپ شد، پدرم جرئت نمی کرد سرش را بالا بگیرد، چون مردم نگاه های عجیبی به او می کردند.» ابتدا فروغ داستان "اعتراف" را نوشت و گناه را به گردن خدایار انداخت. سپس خدایار در پاورقی "شکوفه کبود" در ۱۰ شماره فروغ را زنی فتان و وسوسه گر معرفی کرد که با هر دوز و کلکی قصد دارد هنرمند شود. این داستان برای فروغ پیامدهای وحشتناکی داشت و او را به تیمارستان کشاند.

گنه كردم گناهی پر ز لذت
كنار پيكری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه كردم
در آن خلوتگه تاريك و خاموش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش
نگه كردم بچشم پر ز رازش
دلم در سينه بی تابانه لرزيد
ز خواهش های چشم پر نيازش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش
پريشان در كنار او نشستم
لبش بر روی لب هايم هوس ريخت
زاندوه دل ديوانه رستم

فرو خواندم بگوشش قصه عشق:
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق ديوانه من

هوس در ديدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در میان بستر نرم
بروی سينه اش مستانه لرزيد

گنه كردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی كه گرم و آتشين بود
گنه كردم میان بازوانی
كه داغ و كينه جوی و آهنين بود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان