کد خبر: ۹۰۴۲
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۰-05 June 2019
همه چیز درباره یارسان ها
أهلِ حَقّ یا یارسایان عنوان پیروان طریقتی مذهبی ـ عرفانی است با آداب و متون مذهبی خاص خود و دارای بعضی اعتقادات که در مواردی با اسلام مطابقت ندارد.
این آیین که در میان طوایف کُرد، لُر و تُرک‌زبان پیروان بسیار دارد، در بستری اسلامی رشد کرده و در عین حال، به سبب غلو در حق حضرت علی (ع) با سایر فرق غالی شیعه قرابت دارد، اما با این همه، بعضی از مبادی آن را می‌توان در اعتقادات و سنت‌های فکری و فرهنگ عامه مردمان ساکن غرب ایران جست‌وجو کرد و رگه‌هایی از اعتقادات ایرانی پیش از اسلام را نیز در آن یافت.

معمولاً اهل حق در ايران و حتي در خارج از ايران متعلق و وابسته به يكي از سر سلسله ها هستند كه گاهي از آنها بعنوان خاندان هاي «اهل حق» ياد مي‌شود و امروزه اهل حق را به يازده  الي پانزده خاندان تقسيم مي كنند.

يكي از اين خاندان ها، خاندان آتش بيگي است، اين خاندان منسوب به آتش بيگ (خان آتش) فرزند محمد بيگ، هفتمين مظهر الوهيت هست كه در قرن 11 ه‍ در لرستان متولد شده است و همراه با برادران و خواهرش كه مظهر فرشتگان چهارگانه بودند (در نظر پيروان اهل حق) اين خاندان را تشكيل دادند.

مسند نشين اين خاندان آتش بيگ بوده و پيروان اهل حق بر اين باورند كه خداوند در مسند نشينان اهل حق حلول كرده و آنانرا مظهر الهي مي دانند، بعد از مرگ آتش بيگ جسد او را در حوالي هرسين لرستان دفن مي كنند و قبرش در آن محل كه بنام «گره جان»، نام روستائي است، محل زيارت پيروان اين فرقه مي باشد و به زبان محلي «آبش» مي‌گويند، اين گروه يا خاندان در حال حاضر تحت رهبري فردي از خاندان مشعشي بنام سام فرزند نظام، رهبري مي‌شوند كه محل سكونت او در تهران هست. عمدتاً وابستگان اين خاندان در لرستان و حوالي هرسين و صحنه و برخي مناطق ديگر از جمله مياندوآب،  زنجان و همدان سكونت دارند. سروده هايي نيز كه حاوي افكار تناسخي است از اين سر سلسله باقي است بنام دوره آتش بيگي.


عقاید اهل حق منحصر به چگونگی اعتقاد آنها نسبت به امام علی(ع) و دیگر ائمه(ع) نمی شود، بلکه مسائل متفاوت و مختلفی است .

دهخدا در لغت نامه در واژه علی اللهیان درباره آداب و رسوم اهل حق می نویسد: روزه آنان در سال، سه روز است و پایانش جشن خداوندگار، به جای نماز خواندن نیاز یا کردار دارند که شرح این دو گذشت. مراسم عقد در این گروه در روستاها معمولاً به جای خواندن صیغه نکاح، مراسم خاصی دارند و صیغه عقد نمی خوانند ولی در شهرها مانند سایر مسلمانان رفتار می کنند.

در خوردنیها و آشامیدنیها، محرّمات ندارند ، بنابراین از خوردن گوشت خوک و یا نوشیدن شراب باکی ندارند، نامهای بچه های خود را معمولاً با نام علی(ع) ختم می کنند.

شارب گذاشتن بزرگترین مشخصه و ممیزه ظاهری این قوم است در نزد این گروه زدن شارب گناهی بس بزرگ است . این قوم در دنیا هیچ کس را بد نمی دانند، حتی شیطان را نیز بد نمی دانند . این امر باعث شده است که در میان فرق و مذاهب مختلف آزاد باشند. این قوم تبلیغات مذهبی ندارند، گاهی کلمات شهاد ت را تکرار می کنند، گاهی هم به زیارت مشاهد مشرفه می روند . بنا به نوشته صاحب "بستان مذاهب" این قوم به مصحف فعلی عقیده ندارند و می گویند که این قرآن، تحریف شده است. البته می پذیریم اموری که از دهخدا ذکر شد مورد توافق همه اهل حقها نیست.

بهرحال مذهب ایشان مجموعه‏اى است از آراء و عقاید که تحت تاثیر افکار اسلامى، زردشتى و یهودى و مسیحى و مهرپرستى و مانوى و هندى و افکار فلاسفه قرار گرفته است. در دستورهاى دینى اهل حق، اجراى سه بوخت ‏یا سه اصل اخلاقى زردشتى، که «پندار نیک‏» و «گفتار نیک‏» و «کردار نیک‏» باشد از واجبات است. مفهوم این سه اصل در یک بیت‏ به گویش ترکى، از کلام «سرانجام‏» کتاب مقدس اهل حق خلاصه شده است: یارى چارچیون، باورى وجا پاکى و راستى، نیستى وردآ یعنى یارى چهار چیز است و به جاى آورید، پاکى و راستى، نیستى و یارى.

تناسخ و حلول: «تناسخ‏» یعنى حلول روح از قالبى به قالب دیگر، که در مذهب اهل حق سنگ اساس عقاید ایشان است. حلول ذات را «دونادون‏» گویند. بعقیده ایشان در تن هر کس ذره‏اى از ذرات الهى موجوداست، و ظهور روحانى حق در صورت جسمانى پاکان و برگزیدگان، همیشه در گردش مى‏باشد، و آن را گردش مظهر به مظهر نامند. در این باره آنان معتقد به هفت جلوه پیاپی اند و مى‏گویند هر بار خداوند حق تعالى با چندتن از فرشتگان مقرب خدا، به صورت اتحاد در بدنهاى خاکى «حلول‏» مى‏نماید، این «حلول‏» به منزله لباس پوشیدن و کندن است، که آن را به فارسى جامه و به ترکى «دون‏» گویند و همانست که در فلسفه برهمایى هندوئى «کارما» آمده است. 

چنان که در کتاب «سرانجام‏» آمده است، «خداوند در ازل درون درى مى‏زیست، و سپس براى نخستین بار تجسم یافت، و به صورت شخصى به نام خاوندگار یا کردگار جهان مجسم شد، و بار دوم به صورت على (ع) ظاهر گشت.» در کتب مذهبى ایشان آمده است که از رنج مرگ نهراسید، و باکى از مرگ نیست، زیرا مرگ آدمى، شبیه به پنهان شدن مرغابى زیر آب است. یعنى در جایى پنهان مى‏شود، و در جاى دیگر سر بر مى‏دارد. منظور از این «تناسخ‏» و جاى به جاى شدن، و از بدنى به بدن دیگر رفتن، پاک شدن آدمى از گناهان است. هرگاه خداوند به صورت بشر برجسته‏اى ظاهر شود، چهار یا پنج فرشته که آنها را چهار ملک گویند، در ابدان دیگران تجسم مى‏پذیرد، همانطور که خداوند در هفت صورت تجلى مى‏کند، فرشتگان نیز در هفت صورت تجلى نمایند، چنان که در کتاب عهد سلطان سهاک فرشته‏اى به صورت سلمان، و در عهد خاوندگار فرشته‏اى به صورت بنیامین در آمد.

در کتاب «سرانجام‏» آمده است که فرشتگان صادر از خداوند هستند، نخستین ایشان از زیر بغل خاوندگار پیدا شد، دومین آنها از دهان او، سومین آنها از نفسش، چهارمین از عروقش، پنجمین از نورش.


خاندان‌های شاه ابراهیمی، بابا یادگاری، عالی قلندری، خاموشی، میرسوری، سیدمصطفی، حاجی باویسی، زنوری، آتش‌بیگی، باباحیدری و شاه هیاسی از خاندان‌های اهل حق هستند.


در کتاب دیگرى آمده است که بنیامین از عرق خاوندگار پیدا شد و آن رمز تواضع و فروتنى است، و داوود از نفس او و وى رمز خشم و غضب است، و موسى از سبلتان او، و وى رمز رحمت است، و رزبار از نبض او، و وى رمز احسان و نیکى است.

اهل حق درباره حضرت على (ع) مى‏گویند، که او تجلى ذات خداست، و وى را «مظهر» تمام و کمال خدا مى‏دانند، و اوست که در هر دوره و عصرى ظهور کرده، و در جسم پاکان و مقدسان از اهل حق تجلى مى‏کند. على (ع) اصول مذهب حق را به سلمان، و به عده‏اى از یاران نزدیک خود بیاموخت. در دعاى سفره، خطاب به حضرت على (ع) گویند: «یا على ایو الله، الحمد لله رب العالمین، سفره سلطان کرم، خاندان کرم، نور نبى، شکسته، بسته جان مدعى، بر ما حلال بر صاحبانش خیر و برکت‏» .

آفرینش جهان: اهل حق معتقدند که آفرینش در دو مرحله اصلى انجام شده است، یکى خلقت «جهان معنوى‏» و دیگرى خلقت «جهان مادى‏» . این افسانه‏ها در دفترها و متون دینى ایشان به لهجه گورانى، به صورتهاى گوناگون حکایت‏شده است.


گویند: در آنگاه اراده خداوند به آفرینش موجودات تعلق گرفت، و نخستین مخلوق پیر بنیامین را از زیر بغل خود خلق کرد، و نام او را جبرائیل گذاشت. پس از خلقت جبرائیل خداوند او را در پهناى دریاى محیط رها کرد، هزاران سال گذشت تا به درخواست جبرائیل، شش تن دیگر از بطن در پیدا شدند، که با جبرائیل هفت تن شدند: جبرائیل (پیربنیامین) - اسرافیل (پیر داوود) - میکائیل (پیر موسى) - عزرائیل (مصطفى داوودان) - حور العین (رزباریا رمزبار) - عقیق (شاه ابراهیم) - یقین (شاه یادگار یا بابا یادگار) که او را یادگار حسین نیز گفته‏اند و او مظهر حسین بن على (ع) است.)) [3]

آداب و رسوم و باورهای فرقه اهل حق


آداب و رسوم و باورهای فرقه اهل حق با مذاهب و ادیان دیگر شباهت هایی دارد که اینک به برخی از آن اشاره می شود .

در مسایل مربوط به نذر و قربانی آمده است که آب به جم "جمع" آورده می شود که جم نشینان هر یک جرعه ای از آن را می خورند و اگر کسی تشنه هم نباشد باید حتماً یک قطره بخورد این رسم در آیین زردشتیان و نیز در آیین مسیحیت است .


اهل حق در موقع ذبح قربانی و نیز در جم خانه در هنگام انجام مراسم لباس سفید می پوشند و در حالت شبیه همین رسم (لباس سفید در میان زرتشتیان وجود دارد . )

در آیین یاری به پیشوایان خود "پیر" خطاب می کنند در آیین مسیحیت نیز چنین است .

در آیین یاری مادامی که مرید از عهده امتحان پیر بر نیاید عقاید مذهبی از او مخفی نگاه داشته می شود عین همین مطلب در آیین مهر پرستی (مسیحیت) وجود دارد .

- در آیین یاری آمده است که بنیانگذاران این مسلک "شاه خوشین" و "سلطان صحاک" از مادران باکره به دنیا آمده اند، نظیر همین در مسیحیت است .

روزه گرفتن در آیین یاری شباهت زیادی به روزه های یهودیان دارد، روزه های یهودی روی علت و حوادث معینی که مربوط به پیشوایان آنها بود برقرار گردید؛ در میان اهل حق، روزه سه روز، دوازدهم تا چهاردهم دی ماه(=روزه مرنو) و نیز پانزدهم تا هفدهم دی ماه (= روزه قولطاسی) روی حوادث و عللی که برای پیشوایان آنان به وجود آمده مرسوم شده است .

در مسلک یاری شرط یارستان شدن سرسپردگی است شبیه همین در مسیحیت است که شرط مسیحی شدن غسل تعمید است .

در اجرای سنتهای مراسم در ذکر جلی و خفی که بین مسلک یاری رواج دارد، شبیه این در مسلک متصوفه وجود دارد . 

چنان كه در آغاز اشاره شد ، اساس مذهب اهل حق، بر اقوال غلاهٔ شیعه و اسماعیلیه و فرقه امامیه اثنی عشریه و فرقه دروز و نصیریه است. آنان مانند درویشان دارای حلقات ذكر و سرسپردن هستند، مقداری از عقاید خود را از اساطیر عوام گرفته ‏اند. اینكه گویند: خداوند در ازل در «دری‏» پنهان بود، ماخوذ از عقاید مانوی است. عقیده «تناسخ‏» را توسط اسماعیلیان از هندیان گرفته‏ اند، و این كه عالم را به دو قسمت «الهی‏» و «اهریمنی‏» تقسیم می‏كنند، تحت تاثیر دین زردشتی واقع شده‏اند. اما كشتن خروس را از عادات یهود گرفته ‏اند.


همه این مطالب نشان می دهد که عقاید ایشان، مخالف دستورات اسلام است. 

از طرف دیگر مراجع تقلید شیعه واژه کفر را در پنج معنا به کار برده اند و در مجموع، هفت گروه – با توجه به اختلاف فتاوا – در اصطلاح و کلمات فقها کافر شمرده شده اند:

1. منکران خداوند.

2. مشرکان (یعنی کسانی که برای خداوند متعال شریک و همتا قرار می دهند).

3.پیروان دیگر ادیان آسمانی؛ مثل : اهل کتاب.

4. منکران ضروریات دین با آگاهی از ضروری بودن آن.

5.کسانی که پیغمبری حضرت محمد بن عبدالله (ص) را قبول ندارند.

6. کسانی که به امام معصوم (ع) دشنام دهند یا دشمنش باشند؛ مثل خوارج و ناصبیان.

7. غلاة ( یعنی آنهائی که یکی از ائمه (ع) را خدا خوانده یا بگوید خدا در او حلول کرده است). [6]

بنا بر این اهل حق با این عقایدی که ذکر شد قطعاً شامل تعریف مراجع محترم از کافر می شوند. مگر آنکه شخص مورد نظر شما به این عقاید ایمان نداشته باشد و معتقد به معتقدات شیعه شود.

باید گفت که خوشبختانه امروزه این فرقه رو به زوال و انقراض است و بسیاری از جوانان این فرقه با بالا رفتن سطح سواد علمی و آگاهی دینی و اعتقادی به بی اساس بودن اعتقادات و آموزه های سست این فرقه متوجه شده اند و از آن روی گردانند .به طوری که بر خلاف این آیین خرافی ، موهای شارب خود را اصلاح می کنند و به انجام فرایض واجب چون نماز و روزه که در این فرقه امری معرفتی و غیر واجب قلمداد می شود می پردازند .


معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ و شرح عقايد اهل حق، سيد محمد علي خواجه الدين.
2. فرق و مذاهب كلامي، علي رباني گلپايگاني.
3. فرهنگ فرقه هاي اسلامي، دكتر محمد جواد مشكور.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان