کد خبر: ۸۹۸۲
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۵:۴۵-02 June 2019
این تجربه‌ی مشترک خیلی از پزشک‌های طرحی است که مریض می‌آید و می‌گوید: «آقا و یا خانم دکتر برایم شربت سی فیکسیم، قرص استا مینی فون و شربت چرک خوش کنِ سرفه بنویس، عجله دارم.»
یعنی اساتید بزرگوار به جوجه پزشکان طرحی بی‌سواد حتی افاضه نمی‌فرمایند که بر اساس چه علایمی چه تشخیصی مرحمت کرده اند که این شده درمانش. 
حالا در این جور موقعیت‌ها برای ما دو راه وجود دارد. 

یا این‌ که سعی کنیم به فرزندان بوعلی سینا توضیح بدهیم که مصرف بی رویه ی آنتی بیوتیک کار خیلی بدیه! و یا سرمان را پایین بیندازیم و از فرمایشاتشان روی کاغذِ نسخه یادداشت برداری کنیم. در حالت اول چون خطر شهادت پزشک بسیار بالاست، بیشترمان حین گفتن شمرده شمرده‌ی توضیحات، دستمان را یواش می‌بریم توی کشوی میز که اگر مریض خواست حمله کند فورا اسلحه مان را بیرون بکشیم و بکنیم توی حلقش. همان چوب بستنی را می گویم. در حالت دوم هم روح یکی از اساتید پیر دانشکده‌ی پزشکی فورا بالای سرمان ظاهر می شود و یک جوری نگاهمان می‌کند که حداقل یک «ما چی بودیم، شما چی شدین» خاصی توی نگاهش باشد. حداقل! 
حالا خلاصه شما بفرمایید که در این موقعیت هایی که نه راه پس وجود دارد و نه راه پیش، چنان که اگر برخیزیم چوبی می خورد توی سرمان و اگر بنشینیم هم چوبی، چه کار باید کرد؟

 یک وقت مریض های عزیز ناراحت نشوند. شوخی می کنم. شما هر چه بفرمایید ما روی تخم چشم می‌گذاریم. اصلا خود من مریضم!

امید رضایی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان