کد خبر: ۸۹۷۷
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۱-01 June 2019
هدف و رسالت اصیل علم شناخت، تفسیر و تحلیل واقعیت های پیرامونی انسان و در سایه این شناخت به تعبیر معروف تغییر جهان برای زیستی بهتر است. 
تغییر جهان از طریق علم جز با پرورش و توسعه اذهان فراگیران علم و در نتیجه آن شکل گیری خلاقیت و نوآوری امکان پذیر نیست. عملیات بسط و توسعه ذهن در جریان آموزش علم توسط انسان دانشگاهی علاوه بر اینکه توانمندی فنی، تخصصی و حرفه ای آن را شکل می دهد، بلکه مهمتر از آن ویژگی های هنجاری و متعالی وی را نیز سامان و ارتقاء می بخشد. سوالی که به ذهن خطور می کند این است که در وضعیت کنونی جامعه ما چه انتظاری از علم و فراگیری آن در مراکز دانشگاهی دارد؟ 

با قاطعیت می توان گفت تلقی و هدف عمومی و قالب جامعه و خانواده های ایرانی از علم و فراگیری آن در دانشگاه، به زمینه سازی برای کسب شغل و درآمدی مناسب و  همچنین کسب جایگاه و منزلت اجتماعی مطلوب از طریق اخذ مدرک، محدود می شود و سوال بزرگ و قابل تأمل اینجاست که براستی چرا جامعه ما انتظار بحق و بدیهی خود از علم و دانشگاه برای پرورش دانشجویانی متفکر، خلاق، اجتماعی، جسور و البته فرهیخته را از دست داده است و آن را پیگیری و مطالبه نمی کند؟! تنزل و افول جایگاه علم و دانشگاه در افکار عمومی آسیب ها، خطرات و بحران های زیر را متوجه جامعه امروز ما کرده است:

از آنجاکه دانشگاه به تبع تلقی جامعه از آن توزیع مدرک را سرلوحه وظایف خود می داند، لذا به نقش های بدیل و انسانی خود توجهی جدی ندارد و امروزه با بحران هایی چون فرسایش سرمایه انسانی، بی هویتی و اصالت وجودی در جامعه روبرو هستیم.  

مادام که دانشگاه فارغ التحصیلانی خلاق، با مهارت و متناسب را به جامعه تحویل ندهد، صرف مدرک گرایی جامعه را با سیل عظیمی از بیکاران تحصیل کرده با مدارک تحصیلی مختلف مواجه کرده است. 

چون تمرکز جامعه بر تحصیل در رشته های دارای بازارکار است، رقابت و تجارتی بزرگ و نامتعارف برای تحصیل در این رشته ها ایجاد شده است. بازارکاری که البته در شرایط نرمال و طبیعی جامعه شکل نگرفته است وگرنه در کشور در حال توسعه ما به مهندس به مراتب بیشتر از پزشک نیاز هست. این در حالی است که سودای درآمد سرشار از پزشکی، هر خانواده ای را سالها درگیر فرایند قبولی فرزندان خود در این رشته می کند. 

تمرکز و رقابت جامعه برای تحصیل در رشته های خاص، باعث شده است برای بسیاری از رشته های دانشگاهی متقاضی وجود نداشته و یا بسیار اندک باشد. هر چند توسعه بی رویه مراکز دانشگاهی در این امر دخیل بوده است اما چگونه امکان پذیر است جامعه ای که نیازمند توسعه در بخش های مختلف است، به تنها محدود رشته های خاص و به اصطلاح دارای بازار کار نیاز داشته باشد و به پرورش دانشجویان و فارغ التحصیل نمودن آنها در سایر رشته های تخصصی نیازی نداشته باشد؟ آیا در آینده نزدیک با فقر نیروی متخصص و توانمند در رشته های  علوم انسانی، فنی، علوم پایه، کشاورزی و منابع طبیعی روبرو نخواهیم بود؟!  

 اما به نظر می رسد بزرگترین چالشی که تلقی فعلی جامعه از دانشگاه ایجاد کرده است، بی اعتمادی مفرط از علم و دانشگاه برای حل مشکلات و مسائل عدیده جامعه است. پیوند نخوردن حوزه های مختلف علمی با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جامعه به نوعی احساس سرخوردگی از علم و دانشگاه برای یاری رساندن به مشکلات مردم را ایجاد کرده است. مشکلاتی که هر روز بزرگتر می شوند و دانشگاهی که هر روز منزوی تر. 

 به امید روزی که جامعه انتظار خود را از دانشگاه برای انجام وظایف و رسالت های اصیل خویش به شکل پویایی مطالبه کند و دانشگاه نیز عملگرا و پاسخگو باشد. این امر جز در بازاندیشی کارکردهای حرفه ای، اجتماعی و سیاستی دانشگاه مسیر نمی شود. 

دکتر بیت الله مخمودی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان