کد خبر: ۸۷۴۸
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۱۳-26 May 2019
مطهری را اگر پیش از انقلاب بررسی کنیم مثلا در کتاب عدل الهی، مباحثی دارد که برخلاف مناسک گرایی ای است که امروز شاهد آن هستیم. معتقد بود اسلام حقیقت گرایی است.
-در موضوع تسامح، نگاهش این است که اساس عالم رحمت است و خداوند رحمتش واسعه است و نهایت انسان، نجات است. معتقد است کسی که خدا را در زبان نفی می کند لزوما ملحد نیست و می توان حقیقت متعالی دیگری را تصور کرد که او دلبسته آن است. 

-در جاذبه و دافعه می گوید علی به دموکراسی معتقد است. 

- اما بحث امروز من، درباره مطهری دهه چهل و اوایل دهه پنجاه نیست. می خواهم دو دهه جلوتر بیایم و محتویاتی را طرح کنم که مطهری در زمستان 57 در دانشکده الهیات و مسجدالجواد و مسجد فرشته مطرح کرده و در مصاحبه هایش گفته است. او به صراحت در بهمن 57 می گوید حکومت به معنای حکومت طبقه روحانیون نیست. و این درست علی رغم چیزی است که شد. 

-مطهری در ابتدای پیروزی انقلاب وقتی می خواهد جمهوری اسلامی را ترسیم کند، بنظر من از چیزهایی می ترسید که سال چهل و یک گفته است. مطهری مقاله ای دارد که بحث سازمان روحانیت را در آن مطرح می کند و تاکید دارد که اولاد و حواشی علما منشا فساد و حق کشی و هرج و مرج در جامعه می شوند. او از همان دهه چهل نگران این موضوعات بود. همان درک باعث می شود که در آستانه انقلاب بگوید جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانیون نیست و انها نباید در مصادر اجرایی باشند مگر قضاوت و تدریس. به فقیه هم که می رسد می گوید فقط نظارت عالی داشته باشد تا مذهبیون مطمئن باشند خلاف دین اتفاق نمی افتد. 

-به آزادی فکر و عقیده تصریح داشت و معتقد بود هر کس که قلمرو فکری اش مشخص باشد باید اجازه بیان دیدگاه هایش را داشته باشد. می گفت در حکومت اسلامی احزاب آزادند. نمی گفت آزادی وجود دارد اما اگر برخلاف ما باشد محدود است! آزادی از نگاه او یعنی آزادی بیان حتی سخن خلاف اسلام. چون بعنوان یک عالم مسلمان اعتماد بنفس داشت و از آزادی بیان نمی ترسید. در نگاه او کتابی که فکر خلاف خدا را بگوید ضاله نیست. تاکید داشت که اکثریت مسلمان نمی تواند استبداد بر اقلیت داشته باشد. 

-از نگاه من، مطهری از درونی ترین و در عین حال مرزی ترین افراد در جمهوری اسلامی است. برخی افراد بودند که قدرت و ریاست آنها را کرخت کرده بود و کرده است. اما مطهری در عین درونی بودن با دیگران ارتباط و مراوده داشت. مطهری هم درونی بود هم مرزی بود. تفاوتش با طالقانی و بازرگان در این بود. 

- اما نکته محوری بحث من این است: مطهری در زمستان 57 و بهار 58 تلاش می کند اساس درستی را بگذارد اما باید دانست با مفردات دیدگاه های خوب نمی توان جامعه را ساخت. ما افراد هوشمند کم نداشتیم و نداریم، آنچه کم داشتیم سیستم هوشمند بوده است. اینکه من بیایم بگویم مطهری چه حرف های خوبی زده است دردی دوا نمی کند. سیستم باید هوشمند باشد. ما عقلا کم نداریم. 

-ایران کشوری با سرمایه انسانی بالاست. آنچه کم داشتیم  و کم داریم عقلانیت است.  وقتی اساس عقلانیت نیست، زور عقلا به هیچ جایی نمی رسد. ما تفسیرهای خوب از اسلام کم نداریم. تفسیرهای خوب از جمهوری اسلامی هم داریم. ایران کشور متنهای زیبا و ساختارهای بد است. حرفهای زیبا و رویه های زشت. اگر به قرآن عقیده داریم می گوید لم تقولون مالاتفعلون؟! این که این همه گرفتار خشونت و آشفتگی هستیم، ناشی از نبود عقلانیت است.

-تفسیر خوب، کافی نیست، تاسیس خوب لازم است. من تعبیر تاسیس را از مرحوم نایینی الهام گرفتم. او وقتی درباره مشروطه بحث می کند می گوید دنیا عدل و رفع ظلم و رفع استبداد را تاسیس کرده و این همان چیزی است که ما می خواهیم. آنچه ما داریم تفسیر خوب است، تاسیس نداریم و این حرفهای خوب باعث سرخوردگی مردم است. ما نهادهای خوب لازم داریم. نهاد خوب.

-دی ماه 57 مصطفی رحیمی نامه ای به امام خمینی نوشته و گفته است ما هم مثل شما با امریکا مشکل داریم و با ظلم مشکل داریم اما این اساسی که میگذارید غلط است و باب انحصار و استبداد و حق کشی را شروع می کند. رحیمی هم عاقل است ولی او هم به جایی نمی رسد.

-در اسفند ۵۷ طالقانی می گوید حجاب را اجباری نکنید. گفت اینکه پنجاه شصت نفر هم لباس همفکر در یک مجلس(خبرگان) جمع شوند، می خواهند چه کنند؟

-آذر و دی 60 نصرالله پورجوادی،  می گوید با یک ایدئولوژی حکومتی نمی توان دانشگاه را ساخت. حکومت کارگزار خوبی برای علم نیست.

-حجتی کرمانی سال ۶۷، می گوید با پذیرش قطعنامه، شعور می تواند جای شور را بگیرد. ما خشم مقدس را کنترل نکردیم. یا می گوید بگذارید حجاب گناه شرعی بماند و آن را جرم سیاسی نکنید. اما هیچکدام از این عقلا برای این به جایی نمی رسند که عقلانیت را نهادینه نکردیم. نهادینه شدن عقلانیت یعنی چه؟ این سوالی است که باید به آن اندیشید.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان