کد خبر: ۸۷۱۶
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۰-25 May 2019
آرایش نظامی ایالات متحده به مفهوم تفسیر جدیدی از سیاست‌های تهاجمی دونالد ترامپ علیه ایران محسوب می‌شود. ماهیت آرایش نظامی امریکا با سنت‌های مربوط به «اقدامات پیشگیرانه» پیوند و هماهنگی دارد. چنین فرآیندی می‌تواند زمینه‌های درگیری ابهام‌گونه‌ای را فراهم سازد.
اعزام یگان‌های نظامی امریکا به حوزهٔ خلیج‌فارس و خاورمیانه می‌تواند چالش‌های امنیتی خاصی را برای ایران و منطقه به وجود آورد. واقعیت آن است که سیاست امنیتی امریکا در دوران دونالد ترامپ، مبتنی بر نشانه‌هایی از تهدید امنیتی، فشار سیاسی، تحریم‌های اقتصادی و فعال‌سازی تضادهای نهفتهٔ راهبردی در حوزه‌های مختلف جغرافیایی و موضوعات امنیتی بوده است. چنین فرآیندی تأثیر خود را در مورد سیاستگذاری امنیتی ایران به جا گذاشته است.

سیاست امنیتی ترامپ در برخورد با ایران مبتنی بر افزایش فشار سیاسی، تحریم‌های اقتصادی فزاینده و آرایش عملیاتی بوده است. هر یک از اقدامات یاد شده، دیگری را تصاعد داده و زمینهٔ افزایش محدودیت‌های اجرایی برای ایران را فراهم آورده است. روند مرحله‌ای سیاست‌ ترامپ در برخورد با ایران، نشانه‌هایی از تهدید نظامی و کنش عملیاتی را منعکس می‌سازد. الگوی سیاستگذاری امنیتی دونالد ترامپ در برخورد با ایران،‌ منجر به تصاعد بحران گردیده است.

ترامپ در گام اول، تمامی همکاری‌های اقتصادی و راهبردی با ایران در چارچوب برنامهٔ جامع اقدام مشترک را متوقف کرد. در مرحلهٔ دوم، «نقشهٔ راه دیپلماتیک پومپئو» منتشر گردید که معطوف به افزایش مطالبات و انتظارات امریکا از ایران می‌باشد. در مرحلهٔ سوم، فشارهای اقتصادی جدیدی علیه ایران از سوی برایان هوک و «گروه اقدام ایران» انجام گرفت. در مرحلهٔ چهارم، ترامپ تلاش دارد تا از تهدید نظامی برای اعمال فشارهای سیاسی بیشتر علیه ایران استفاده نماید.

مقدمه

ایران هم‌اکنون در شرایط تصاعد بحران و تهدیدات امنیتی قرار دارد. فشارهای سیاسی، تحریم‌های فزایندهٔ اقتصادی، ائتلاف‌های پرشدت منطقه‌ای و بی‌توجهی نسبت به پیمان‌های بین‌المللی را باید در زمرهٔ سیاست‌های عمومی ترامپ در برخورد با ایران دانست. واقعیت آن است که اقدام متقابل ایران برای محدودسازی دیپلماسی اجبار و سیاست‌های پرشدت ترامپ ناکافی بوده است. کاهش تعهدات برجامی ایران در 17 اردیبهشت ماه 1398 شاید نتواند بازدارندگی لازم را در برابر سیاست‌های تهاجمی امریکا به وجود آورد. چنین فرآیندی حتی میزان همکاری‌های اروپا با ایران را در وضعیت تعلیق عملی قرار داده است.

هرگونه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در سیاست بین‌الملل برای نیل به دو هدف حاصل خواهد شد. گزینهٔ اول بر حداکثرسازی منافع تأکید دارد. تصمیم‌گیری راهبردی هر کشوری عموماً معطوف به ارتقای دستاوردها و حداکثرسازی قابلیت‌های یک کشور در رقابت با سایر بازیگران محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، هر کشوری می‌بایست از الگوها و راهبردهایی استفاده نماید که منجر به مازاد اقتصادی و مطلوبیت‌های مندرج در سیاستگذاری امنیتی گردد. گزینهٔ دوم معطوف به افزایش هزینه‌های راهبردی کشور رقیب است. بر اساس الگوی رفتاری مربوط به گزینهٔ دوم، هر کشور در تصمیم‌گیری خود باید بتواند هزینه‌های راهبردی طرف مقابل را بدون آنکه با تهدید خاصی روبرو شود، در روندی مرحله‌ای افزایش دهد.

1. دیپلماسی اجبار و افزایش محدودیت‌های راهبردی امریکا علیه ایران

الگوی رفتار ایالات متحده در برخورد با ایران، مبتنی بر گزینهٔ دوم است. امریکایی‌ها از تحریم‌های فراگیر ایران به منافع و دستاوردهای اقتصادی نایل نمی‌شوند. هدف ایالات متحده آن است که هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ایران از طریق اعادهٔ تحریم‌ها افزایش یابد. امریکایی‌ها تلاش دارند تا از طریق تحریم‌های اقتصادی فراگیر و بدون جهت، ایران را با چالش‌های تصمیم‌گیری و هزینه‌های اجتماعی غیرقابل پیش‌بینی روبرو نمایند. طبیعی است که این‌گونه تصمیم‌گیری می‌تواند بخشی از منافع مورد نظر واحدهای سیاسی را فراهم آورد.

وقفه در الگوی تصمیم‌گیری ایران در برابر توقف همکاری‌های امریکا برای تعلیق تحریم‌های اقتصادی ایران، زمینه برای افزایش محدودیت‌های راهبردی بیشتر را به وجود آورده است. هرگونه تصمیم‌گیری مربوط به زمان و دوران خاصی بوده و صرفاً در آن مقطع زمانی پاسخ خواهد داد. تعلیق مرحله‌ای برخی از همکاری‌های ایران با برجام، بعد از دوران طولانی کنش انفعالی در قالب «سیاست صبر و انتظار» طبعاً نتیجهٔ مطلوبی نخواهد داشت. چگونگی واکنش و تصمیم‌گیری ایران در برابر سیاست توقف همکاری‌های ترامپ با جمهوری اسلامی در می 2018 ماهیت متعادل و متوازن نداشته است.

به‌همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت که بعد از سیاست صبر و امید، هرگونه گزینهٔ واکنشی می‌تواند نتیجهٔ مطلوبی را برای ایران ایجاد کند. برنامهٔ جامع اقدام مشترک در افکار عمومی ملت ایران و ساختار سیاسی از این جهت اهمیت دارد که رابطهٔ مستقیم با پایان دادن به تحریم‌ها داشت. حوزهٔ دیپلماسی هسته‌ای ایران بر این اعتقاد بود که برجام به‌منزلهٔ پایان تحریم‌های هسته‌ای در حوزهٔ اقتصادی و راهبردی خواهد بود. روند پایان دادن به تحریم‌های اقتصادی ایران در سال‌های بعد از توافق انجام‌شده در قالب برنامهٔ جامع اقدام مشترک نشان می‌دهد که نه‌تنها سایر تحریم‌های راهبردی ایران پایان نیافته، بلکه تحریم‌های جدیدی در دههٔ اول می 2019 در ارتباط با ایران تصویب و اعمال شده است.

2. افزایش محدودیت‌های امریکا با هدف تصاعد تهدید

«برایان هوک» مشاور ارشد مایکل پومپئو و مدیر «گروه اقدام ایران» در مصاحبهٔ 8 می 2019 به این موضوع اشاره دارد که تاکنون هزار نفر و مؤسسه اقتصادی در راستای افزایش هزینه‌های اقتصادی و راهبردی ایران با تحریم روبرو شده‌اند. افزایش قیمت دلار نشانه‌هایی از بی‌ثباتی اقتصادی در فضای عمومی جامعه را منعکس می‌سازد که انعکاس ابهام در مورد آیندهٔ برجام و سازوکارهای کنش متقابل در ارتباط با امریکا خواهد بود. امریکایی‌ها به موازات تحریم‌های اقتصادی جدید تلاش نمودند تا از سازوکارهای راهبردی نیز استفاده نموده و از این طریق، فشارهای بیشتری علیه ایران اعمال نمایند.

مقام‌های تصمیم‌گیری و سیاستگذاری امریکا احساس می‌کردند که تحریم‌های اقتصادی اعمال شده علیه جمهوری اسلامی می‌تواند منجر به گسترش بی‌ثباتی اجتماعی شود. عدم تأثیر مستقیم تحریم‌های اقتصادی بر امنیت ملی و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی، منجر به تصاعد الگوهای رفتاری ایالات متحده در برخورد با ایران گردیده است. چنین فرآیندی می‌تواند چالش‌های بیشتری را برای آیندهٔ سیاسی ایران به وجود آورد. در چنین شرایطی، هرگونه تصمیم‌گیری می‌بایست بر اساس «گزینه‌های محتمل امریکا در برخورد با ایران» تنظیم و سازماندهی شود.

واقعیت آن است که در شرایط بعد از کاهش تعهدات برجامی ایران، دیپلماسی اجبار ایالات متحده در محدودسازی و مقابله با قدرت ایران ادامه یافته است. هرگونه تحریم اقتصادی مبتنی بر فرآیندی طولانی‌مدت بوده که فرصت لازم به حوزهٔ دیپلماسی برای اتخاذ سازوکارهای جدید را می‌دهد. اگرچه سازوکارهای اعادهٔ تحریم‌های اقتصادی ایران براساس «الگوی ماشه» پیش‌بینی شده، ولی واقعیت آن است که ایران با کاهش تعهدات برجامی خود در مورد عدم واگذاری هگزافلوراید اورانیوم با غلظت 67/3 درصد، محدودیت‌های چندانی بر فرآیندهای راستی‌آزمایی آژانس و اجرای پروتکل الحاقی ایجاد نکرده است.

روسیه و چین سیاست‌های یکجانبه‌گرای آمریکا در برخورد با ایران را مورد انتقاد قرار می‌دهند. آنان بر این اعتقادند که ایران می‌بایست از مزایای برجام استفاده کند. اگرچه کشورهای اتحادیه اروپا، روسیه و چین اقدامات آمریکا را در قالب نادیده گرفتن حقوق ایران برای تعلیق تحریم‌ها را نادرست می‌دانند، اما چگونگی واکنش آنان در برابر کاهش تعهدات برجامی ایران، وضعیت متناقضی را به‌وجود آورده است. دونالد ترامپ توجهی به سیاست‌های انتقادی کشورهای مختلف و گروه‌های رقیب در داخل امریکا نشان نمی‌دهد.

کشورهای اروپایی بر این اعتقادند که اقدام ایران به منزله مقدمه‌ای برای خروج از برجام محسوب می‌شود. چنین اقدامی براساس قطعنامه 2231 و مفاد برجام، فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جدید را در ارتباط با ایران اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. کشورهای روسیه و چین نیز اگرچه از سیاست امریکا و اروپا در مورد نادیده گرفتن حقوق اقتصادی و راهبردی ایران بر اساس برنامهٔ جامع اقدام مشترک دارای رویکرد متفاوتی با امریکا هستند، اما آنان تحلیل و تفسیر نسبتا مشابهی با کشورهای اروپایی در ارتباط با ایران ارائه داده‌اند.

وضعیت فوق‌العاده در سیاست راهبردی آمریکا علیه ایران در سال 2019 تشدید شده است. در شرایطی که وضعیت فوق‌العاده علیه ایران به کار گرفته می‌شود، رئیس‌جمهور می‌تواند محدودیت‌های اقتصادی و راهبردی جدیدی را در چارچوب قوانین کنگره و یا دستورالعمل اجرایی رئیس‌جمهور در ارتباط با ایران اعمال نماید. در شرایط بعد از برجام، ادبیات راهبردی آمریکا عمدتا معطوف به مقابله با تروریسم و قابلیت‌های موشکی ایران بوده است. در چنین فرآیندی، آمریکا تلاش دارد تا قابلیت ایران برای تخصیص منابع مالی گروه‌های انقلابی منطقه‌ای و ارتقای قابلیت موشک‌های بالستیک را کاهش دهد.

۳. فرآیند تصاعد بحران امنیتی امریکا علیه ایران

کاخ سفید روز دوشنبه 19 فروردین مطابق با 18 آوریل در بیانیه‌ای به صورت رسمی برنامه دولت خود برای اضافه کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فهرست سازمان‌های «تروریستی خارجی» را اعلام کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در این بیانیه عنوان کرد: «امروز من رسماً طرح دولت خود را برای اضافه کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از جمله نیروی قدس به سازمان‌های تروریستی خارجی اعلام می‌کنم». چنین اقدامی می‌تواند زمینهٔ چالش‌های سیاسی و امنیتی جدید برای ایران و کشورهای منطقه را به وجود آورد.

۳- ۱. سپاه پاسداران به منزلهٔ سوژهٔ امنیتی امریکا

در مورد نقش منطقه‌ای و راهبردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ‌دو رویکرد کاملاً متفاوت و متعارض وجود دارد. رویکرد اول به این موضوع اشاره دارد که سپاه پاسداران در مقابله با تروریسم و تهدیدات امنیت ملی در عصر «آشوب منطقه‌ای» نقش تعیین‌کننده و راهبردی دارد. رویکرد دوم معطوف به «نقش تهدیدساز سپاه پاسداران» است که در انگارهٔ کارگزاران امنیتی و سیاست خارجی امریکا نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. چنین قانونی می‌تواند زمینهٔ رویارویی نظامی ایران و امریکا در محیط منطقه‌ای خاورمیانه را فراهم آورد.

ریشه‌های تاریخی چنین رویکردی را می‌توان در قوانین کنگره و دستورالعمل‌های اجرایی رؤسای ‌جمهور امریکا جستجو نمود. در مورد سوابق این قبیل اقدامات باید گفت که تمامیت سپاه پاسداران در ارتباط با فرمان‌های اجرایی ١٣٣٨٢ در مورد برنامه موشکی و هسته‌ای در ٢٠٠٧ و فرمان های ١٣٥٥٣ و ١٣٦٠٦ هر دو با موضوع حقوق ‌بشر در ٢٠١١ و ٢٠١٢ در SDN لیست خزانه‌داری آمریکا قرار داده شده بود. این لیست در برگیرندهٔ افراد و شرکت‌هایی است که به هر نحوی به فعالیت‌های مرتبط با تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی و دیگر تهدیدات مربوط به امنیت ملی، سیاست خارجی ، حقوق بشر و حمایت از تروریسم مرتبط هستند.

۳- ۲. تحریم‌های امریکا به منزلهٔ مقابلهٔ مرحله‌ای با سیاست راهبردی ایران

طبق تحریم های اعمالی آمریکا این افراد و نهادها دارایی‌هایشان بلوکه شده و معامله با آنها ممنوع است. اوفکOFAC یا دفتر کنترل دارایی‌های خارجی در وزارت خزانه داری آمریکا، مدیریت و اجرای تحریم‌های اقتصادی و تجاری را بر عهده دارد. علاوه بر این سه فرمان اجرایی، قانون CISADA (قانون جامع تحریم‌ها، مسئولیت‌پذیری و محرومیت ایران) مورخ جولای ٢٠١٠ نیز ضمن طرح پاره‌ای دعاوی واهی علیه سپاه، «طیف کاملی از تحریم‌های قابل اعمال علیه سپاه» را مقرر کرد که براساس «مقررات تحریم مالی ایران» به اجرا گذاشته شده و براساس آن اشخاص حقیقی و حقوقی آمریکایی و غیرآمریکایی از کار مستقیم و غیرمستقیم با سپاه منع شدند.

همچنین آمریکا در سال ۲۰۰۷ نیروی قدس را در لیست شمول فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ در لیست تحریم های خزانه داری قرار داده بود اما در بحث تروریستی خواندن سپاه ، نخستین بار در شهریور ۱۳۹۶ مطرح شد که در آن مقطع زمانی با تصویب «قانون کاتسا» زمینه برای اعمال فشارهای اقتصادی بیشتر علیه ایران و سپاه پاسداران به وجود آمد. واقعیت آن است که کنگره رویکرد نسبتاً مشابهی با سیاست‌های ترامپ برای مقابله با ایران دارد. «قانون مقابله با دشمنان آمریکا» ضد جمهوری اسلامی ایران، روسیه و کره شمالی موسوم به کاتسا، همراه شد. طبق این قانون جدید در آگوست 2017، سپاه پاسداران اولین بار ذیل برنامه های مرتبط با تروریسم در تحریم های لیست خزانه داری آمریکا رفت.

۴. قانون کاتسا و تصاعد فشارهای امنیتی علیه ایران

دلیل این اتفاق عمدتا قانون کاتسا بود که ضمن طرح ادعاهای همیشگی در ربط‌ دادن سپاه و مرتبطینش به تروریسم، خواستار تعیین سپاه به‌عنوان یکی از مصادیق فرمان اجرایی ١٣٢٢٤ در نود روز شده بود. نهایتا ، بیانیه سال 2017 اوفک را باید منشأ تغییری دانست که باعث شد سپاه برای نخستین‌ بار تحت فرمان اجرایی ١٣٢٢٤ که مربوط به فعالیت‌های تروریستی است، قرار گیرد. اقدامات انجام شده علیه سپاه پاسداران، ماهیت سازمانی نداشته و به عنوان بخشی از سیاست راهبردی ایالات متحده علیه دولت، ملت و ساختار سیاسی ایران محسوب می‌شود.

اگرچه وزارت خارجه آمریکا تا سال 2019 از قرار دادن رسمی مجموعه سپاه در فهرست "سازمان‌های تروریستی خارجی " وزارت خارجه پرهیز کرده بود اما در سال 2019 شاهد افزایش تضادهای امریکا در مقابله با ایران و سپاه پاسداران به عنوان نیروی تأثیرگذار بر موازنهٔ امنیت منطقه‌ای هستیم. سفر مایکل پومپئو وزیر امور خارجه امریکا در اوایل می 2019 به عراق، حامل پیام مشخص و مشروطی برای فرماندهان نظامی سپاه پاسداران به ویژه سردار سلیمانی بوده که نشانه‌هایی از «موازنهٔ جدید راهبردی» را در دستور کار قرار داده است. لازم به توضیح است که موازنهٔ جدید مبتنی بر سازوکارهایی است که بتواند قابلیت و قدرت ایران را کاهش دهد.

۴- ۱-. تأثیر قانون تروریستی دانستن سپاه و دستورالعمل اجرایی ترامپ بر بحران راهبردی

سپاه پاسداران به عنوان سوژهٔ امنیتی بولتون، پومپئو، محمد بن سلمان، ترامپ و نتانیاهو محسوب می‌شود. هر یک از افراد یاد شده تلاش دارند تا شکل جدیدی از محدودیت راهبردی علیه ایران به وجود آید. محدودیتی که نقش و جایگاه سپاه پاسداران در ساختار سیاسی و الگوهای تصمیم‌گیری راهبردی ایران کاهش پیدا کند. قرار گرفتن در لیست "تروریست خارجی" وزارت خارجه آمریکا و متعاقب آن لیست وزارت دفاع آمریکا به این معناست که دولت امریکا آن گروه را به عنوان دشمن ارتش آمریکا می‌شناسد.

رویکرد جدید امریکا دربارهٔ سپاه پاسداران به مثابه گروه تروریستی، علاوه بر تحریم های اقتصادی ، ممنوعیت تجارت، عبور و مرور از خاک کشورهای متحد آمریکا ، عدم مصونیت قضایی و نهایتا احتمال درگیری و هرگونه برخوردی را به مثابه مبارزه با تروریست ممکن میسازد. این فهرست تحت دو «قانون مهاجرت و ملیت» ١٩٦٥ و همچنین «قانون ضدتروریستی و مجازات مرگ مؤثر» ١٩٩٦ایجاد شده و مطابق آن وزارت خارجه آمریکا اختیار تعیین مصادیق و اعمال تحریم‌هایی را براساس «مقررات تحریم سازمان‌های تروریستی خارجی» و «مقررات تحریم تروریسم جهانی» یافته است.

۴- ۲-. محدودیت‌های راهبردی علیه سپاه پاسداران

دونالد ترامپ، تروریستی خواندن سپاه پاسداران را در چارچوب ماده ۲۱۹ قانون مهاجرت و تابعیت اعلام کرد. طبق این ماده، وزارت خارجه آمریکا مجاز است هر نهاد خارجی را که در «فعالیت تروریستی» نقش داشته یا «توانایی و قصد مشارکت در فعالیت‌های تروریستی را داشته باشد» و همچنین «امنیت اتباع ایالات متحده یا امنیت ملی» این کشور را «تهدید» کنند، به‌عنوان «سازمان تروریستی خارجی» معرفی کند. براساس قانون فوق، کلیه «اتباع خارجی» که در خارج از آمریکا آگاهانه از نهادهایی که وارد این فهرست می‌شوند «حمایت مادی» کنند، بلافاصله مشمول «پیگرد کیفری ملی و فرا سرزمینی» قرار می‌گیرند. بند دیگر این قانون مبتنی بر ممنوعیت ارائه «کمک‌های عینی» به سازمان‌های مندرج در لیست سازمان‌های تروریستی بین‌المللی و «تعقیب کیفری متخلفین» است.

۵. تصاعد بحران و پیامدهای امنیتی اعزام نیروهای نظامی امریکا به منطقه

اعزام نیروهای نظامی امریکا به منطقه خاورمیانه را می‌توان به عنوان گام دوم رویارویی تاکتیکی با ایران دانست. رویارویی تاکتیکی می‌تواند ماهیت دیپلماتیک، اطلاعاتی، امنیتی و راهبردی داشته باشد. این اولین بار است که کاخ سفید نیروهای مسلح رسمی یک کشور خارجی و یک نهاد حاکمیتی را به عنوان «سازمان تروریستی» معرفی می‌کند. بیانیه کاخ سفید از این اقدام به عنوان «گامی بی‌سابقه» یاد کرده و وزارت خارجه آمریکا تعیین مصادیق و اقدامات لازم آن را به عهده داشته است.

۵ -۱- اجبار به مذاکره در قالب مماشات و سازش

دونالد ترامپ به این موضوع اشاره دارد که اعمال فشارهای اقتصادی و راهبردی بر ایران، زمینهٔ سازش این کشور را فراهم می‌سازد. سازوکارهای امریکا برای محدودسازی ایران از این جهت اهمیت دارد که زمینهٔ تشدید بحران را فراهم می‌سازد. تشدید بحران، اولین گام برای ظهور فرآیندی است که بتواند سیاست‌های امنیتی جدید علیه ایران را فراهم آورد. چنین سازوکاری در راستای اجبار ایران به مذاکره برای واگذارسازی مزیت نسبی راهبردی در شرایط تهدید محسوب می‌شود.

محتمل ترین هدف دولت آمریکا از این اقدام مجبور نمودن جمهوری اسلامی برای مذاکره اما در شرایط ضعف و ناچاری می باشد تا علاوه بر محدودسازی روند تسلیحاتی و موشکی، از نفوذ بیش از پیش منطقه ای ایران و تاثیر گذاری در نظم جدید امنیتی و سیاسی هم جلوگیری کنند. چنین فرآیندی، موقعیت سیاسی ترامپ در داخل کشور را افزایش داده درحالی‌که بازیگران منطقه‌ای و سایر قدرت‌های بزرگ، چنین اقدامی را به عنوان تلاش برای بحران‌سازی بین‌المللی و تصاعد آشوب می‌دانند.

۵- ۲- فشارهای راهبردی علیه ایران و طرح معامله قرن

ارتباطات در هم تنیده و پیچیده ای که دولت ترامپ با تل‌آویو دارد، خصوصا کمک های متقابل برای کسب پیروزی انتخاباتی از یک طرف و اجرای طرح معامله قرن، از دلایلی است که الگوی محدودسازی راهبردی ایران در منطقه را تشدید می‌کند. در واقع بعد از تحولات منطقه در 2011، امریکا و هم پیمانان منطقه‌ای‌اش از اجرای اهداف خود در ایجاد رژیم‌های تابع خصوصا در کشورهای سوریه، یمن، عراق و ایجاد ناامنی ناشی از تروریسم داعش در منطقه ناکام ماندند. چنین فرآیندی، موقعیت جبههٔ مقاومت برای مقابله با تهدیدات فزاینده را افزایش داد.

۵- ۳-. گذار از غروب برجام

ترامپ تلاش دارد تا متمم جدید بر برجام اضافه شود. برخی از مفاد برجام مورد پذیرش گروه‌های محافظه‌کار قرار نداشته است. بعد از خروج آمریکا از برجام بدون‌شک یکی از اهدافی که ترامپ با فشار تحریمی بر این وارد می کند تحریک آستانه صبر ایران برای خارج شدن از برجام و احتمال برخورد های نظامی، امنیتی است که تا به حال موفق به این کار نشده است. درواقع کاری که دولت و کنگره فعلی آمریکاانجام می دهد این است که زیرساخت های قانونی برای محدودیت فزایندهٔ ایران ایجاد کنند.

بی‌اثرسازی سازوکار مالی ویژه اتحادیه اروپا موسوم به «اینستکس» تنها امکان ارتباط با شرکت‌هایی مقدور است که آمریکا با آنها مشکلی ندارد و تعداد آنها بسیار اندک بود، اما با اضافه کردن سپاه پاسداران و متعاقب آن شرکت های وابسته، این تبادلات حداقلی تر خواهند شد و عملا اینستکس کمک چندانی برای حل مشکلات جمهوری اسلامی ایران در تبادلات مالی و بانکی نخواهد کرد و از سوی دیگر دور زدن تحریم ها هم با حمایت از تامین مالی تروریسم گره خواهد خورد.

برایان هوک، نماینده ویژه دولت آمریکا در امور ایران در گفتگو با دویچه‌وله تأکید کرده بود: «اگر شرکت‌های اروپایی با ایران کار کنند، احتمال اینکه طرف آنها شرکتی وابسته به سپاه پاسداران باشد بسیار زیاد است که این همکاری در نهایت تأمین مالی تروریسم است. لذا از این پس فقط دور زدن تحریم ها مشمول مجازات از سوی آمریکا نخواهد بود، بلکه هرگونه تبادل با شرکت های وابسته به سپاه پاسداران به مثابه تامین مالی تروریسم شناخته می‌شود و دارای مجازات‌های کیفری ملی و فراملی از سوی دولت آمریکا است.

نتیجه

آرایش نظامی ایالات متحده به مفهوم تفسیر جدیدی از سیاست‌های تهاجمی دونالد ترامپ علیه ایران محسوب می‌شود. ماهیت آرایش نظامی امریکا با سنت‌های مربوط به «اقدامات پیشگیرانه» پیوند و هماهنگی دارد. چنین فرآیندی می‌تواند زمینه‌های درگیری ابهام‌گونه‌ای را فراهم سازد. قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمان های تروریستی جهانی، امکان درگیری یا حمله نظامی به نیروهای سپاه را با استناد به راهبرد جنگ پیشگیرانه برای مبارزه با تروریسم خواهد داشت.

جمهوری اسلامی ایران از نوامبر 1979 همواره تحت تأثیر تحریم ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا قرار داشته است. ما اکنون شاهد یک روند رادیکال‌تری هستیم و آن افزایش مضاعف فشار روی ایران است تا بتوانند زیر ساخت های تحریمی علیه کشور را گسترده و قانونی تر کنند تا مقدمات به اصطلاح تغییر رژیم را مهیا سازند. تحریم کل سپاه پاسداران ذیل گروهای تروریستی وزارت خارجه آمریکا یکی از ابزارهایی بود که هنوز از آن استفاده نشده بود و این گویای جدیت کاخ سفید در سیاست مهار و محدود سازی راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان