کد خبر: ۸۶۸۲
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۳-24 May 2019
همیشه کنجکاوی کودکانه‌ای داشتم نسبت به طَبَق‌کِش‌هایی که طَبَق بر سر می‌نهادند در کوچه‌، تا اسبابِ سفره‌ی عقد به منزل عروس رسانند، وقتی می‌رسیدند، چرخی می‌زدند با همه‌ی وسایلی که بر سر داشتند و تا شاباش یا انعام نمی‌گرفتند، پایین‌اش نمی‌گذاشتند طَبَق‌ را!
مراسم خیلی وقت‌ها همراه بود با دودکردنِ اسپند و قربانی کردن یک گوسفند که گوشت‌اش نیز می‌شد خورش همان مراسم!

مانده بودم چگونه است که آن طَبَق واژگون نمی‌شود و اثاث روی آن پخش زمین نمی‌گردد! زیبا بود کارشان که رسمی‌ست از مُد افتاده مگر در دورافتاده آبادی‌ها، شاید بتوان سراغ‌شان گرفت از نوع محلیِ آن!

آینه‌شمعدان، ، نان سنگک تزیین شده در میان سینی پر زرق و برق اسپند، پارچه‌های زربفت تحفه‌ی خانواده داماد برای عروس و خاندانش، نقل و کاسه‌ی نبات و ... و همیشه با سلام و صلوات همراه بود! وقتی‌که صدای صلوات شنیده می‌شد، بانوان هرآنچه در کنار دست داشتند، بر سر می‌کشیدند و سراسیمه به کوچه می‌آمدند که تماشای آن قافله‌ی پُرشگون از دست ندهند. این کاروان هر چه بلندتر بود، چشم‌ها خیره‌تر نگاهش می‌کرد که مثلا اسباب پای عقد دختر فلان حاجی‌‌آقا یا صاحب‌منصب ارتشی‌ست.

آنچه که خیلی کمرنگ یادم می‌آید به نظرم، جهازیه‌ی دختر نیز با همین وسیله به خانه‌ی مشترک عروس و داماد منتقل می‌شد، از رختخواب ساتن دوز شده تا آفتابه و لگن و... کاسه و بشقاب!
*

همان‌ها که سفارش قبول می‌کردند برای فرستادن طَبَق‌کِش، ملزومات دیگر نیز کرایه می‌دادند از جمله همه نوع ظروف از زیر سیگاری تا پیش‌دستی، دیس میوه و شیرینی، استکان نعلبکی و قوری - همگی گل سرخی - و چراغ زنبوری پایه‌دار، ریسه‌های لامپ، پنکه‌ی بلند، سماور بزرگ، میز و صندلی و... هم برای مراسم عقد و عروسی و هم خدای نکرده برای برگزاری ختم و عزا.
*
شادتر از همه در عروسی‌ها، بچه‌ها بودند و اگر مراسم عروسی در حیاط خانه برگزار می‌شد (معمولا در دو حیاط جداگانه زنانه و مردانه یا با پرده جدا می‌شدند) روی حوض تخت می‌زدند برای مُطرب و نمایش رو حوضی و سیاه بازی برقرار می‌شد و در و همسایه‌ها گرد می‌آمدند بر سر بام و سر و گردن می‌کشیدند برای دیدن مراسم! اگر قرار بود عرقی نیز خورده شود، در پستو انجام می‌شد و فقط مطرب‌ها و چند تن معدودی از مردان فامیل به آنجا راه داشتند و...
*
کم‌کم و رفته رفته که مناسبات اقتصادی تغییر یافت، خرده فرهنگ‌های سنتی نیز رنگ باخت و جای خود را به فرهنگ‌ متجددانه و روابط شبه مدرن داد و در همان راستا، ابزار آوُرد و بُردِ اسباب عقد و جهیزیه تغییر کرد و به مثلا وانت‌های فولکس شرکت «ثلاث بار» یا «کالج‌بار» سپرده شد و مراسم در باشگا‌ه‌هایی که به همبن منظور درست شده بود مثل باشگاه افسران، باشگاه شرکت نفت، باشگاه بانک ملی، باشگاه دانشگاه و اغلب بصورت مختلط، برگزار ‌می‌شد و... مدعوین نیز بچه‌ها همراه‌شان نمی‌آوردند، همانگونه که در کارت عروسی قید می‌شد: «از آوردن اطفال خود داری کنید»!

مراسم عروسی سنتی‌، اما ساده و بی‌ریا و بادل‌هایی خوش‌تر به سرانجام می رسید که دیگر امکان‌پذیر نیست...

 مهدی رضوی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان