کد خبر: ۸۶۴۸
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۵-23 May 2019
ثادداشت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
در یک برآورد کلّی به نظر می‌رسد که حافظ بیش از هر شاعر بزرگ دیگر فارسی، از گریه و اشک یاد کرده است. اگر بیان خودِ او را ملاک بگیریم، به این حدس می‌رسیم که وی گاه ‌بگاه و به آسانی گریه می‌کرده. چرا چنین است؟ گریه‌ی حافظ از چیست؟
گمان می‌کنم که باید دو علّت اصلی برای آن ذکر کرد:

یکی اوضاع و احوال زمان و نوع زندگی‌اَش، و دیگری نوع فکر و سرشت او که بیشتر از هر شاعرِ معتبر دیگر ایران شکننده و حسّاس بوده است.

دورانِ حافظ، دُردِ تاریخ است؛ عصر اختلال، انحطاط و فاجعه،

این موضوع گریه‌ی حافظ را از یک امر خصوصی و فردی خارج می‌کند و بُعدی کلّی به آن می‌بخشد، و آن اینست:

حافظ به عنوان کسی که سخنگوی وجدانِ آگاه و ناآگاه قومیِ ایرانی در دورانی از تاریخش می‌شود، باید گریه‌ی او را نموداری از گریه‌ی تاریخِ ایران دانست. بُغضی که در گلوی قوم ایرانی گِرِه خورده، در دیوانِ او می‌ترکد، مانند اشکِ تاک است که بریدگی پیدا کرده. جامعه‌ایست که از عزّت به ذلّت افتاده، و بی‌آنکه خودِ شاعر بداند که چه مأموریّتی بر عهده‌اش نهاده شده، این رگه‌ی تاریخ آمده و آمده و در قلم او باز شده.

باری، کُنه این ملّتِ حادثه‌مند که ایرانی باشد، و این تاریخ پُر از هنگامه، می‌بایست مانند قنات که باید مظهری بیابد، سرانجام در نقطه‌ای رو بیاید، آن نقطه این دیوان شد.

و از شگفتی‌ها آنکه کم حجم‌ترین مجموعه‌ی غزل فارسی، لاغرترین شاهکارِ شعر جهان، سرنوشت بیان حال ایرانی را یافته باشد.

آخرین موردی که حافظ از گریه یاد می‌کند، در مثنوی «آهوی وحشی» است که به منزله‌ی حسبِ حال و وصیّتـنامه‌ی اوست.
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان