کد خبر: ۸۴۹۹
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۳-18 May 2019
نوشته ای با عنوان «توصیه به آقای خاتمی» را در کانالی که ظاهرا کانال اختصاصی نشر و آراء جواد طباطبایی نام گرفته، خواندم که به تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۹۸ از واشینگتن به قلم دکتر طباطبایی نوشته شده است.
 استاد ما (که اندیشه هگل را از محضرشان در دانشگاه تهران آموختیم)، به فیلسوف سیاست و متفکر سیاسی شناخته شده است. عجیب است که این نوشته هیچ حال و هوای عالمانه و نظریه پردازانه در آن دیده نشده و حال و هوای بیانیه سیاسی برخی جریان ها را با لحنی تند و ادبیاتی نامطلوب دارد. مطلب به قدری سیاستزده نوشته شده که اگر در غیر از کانال یاد شده می آمد، در سندیتش تردید می نمودم و می گفتم از ایشان نیست. مایلم چند نکته ذیل این یادداشت اظهار نمایم:

۱)جناب سید محمد خاتمی در روزهای اخیر در دیدار با اعضای شورای شهر تهران از جمله گفته است: «مطلوبترین شیوه حکومت مردمی اداره فدرالی است.» اما دکتر طباطبایی در حالیکه از این اظهار نظر بر آشفته شدند به صراحت می گوید که نه رئیس جمهور اسبق صلاحیت چنین اظهار نظری را دارند و نه می بایست برای شورای شهر گفته می شد، چون تصمیم گیری در این زمینه در صلاحیت شورای شهر نیست. و البته تاکید دارد که خاتمی به عنوان شهروند اگر نظری داشته باشد باید آن را مستدل بیان کند.

چند نکته:
یک: آیا اصلا نشست یاد شده برای تصمیم گیری بوده است و آیا خاتمی از تصمیم گیران مملکت است که حال در صلاحیت گوینده یا شنونده باشد یا نباشد که برای فدرالی شدن کشور، تصمیم بگیرند؟ احتمالا استاد در جریان نیستند که خاتمی را حتی در جلسات تصمیم سازی (نه تصمیم گیری) هم نه تنها راه نمی دهند، بلکه برای خروج از منزل هم راه برایش کاملا باز نیست!
دو: نمی دانم طبق چه مبنایی (جز نظام های توتالیتر و بسیار استبدادی) اظهار نظر درباره شیوه حکمرانی هم صلاحیت می خواهد؟ من از آن کسانی هستم که معتقدم هر کسی صلاحیت دارد تا در حیطه های عمومی بگوید و نقد کند، و اگر این راه باز باشد، حرف سطحی، نسنجیده و پارادکسیکال، بلافاصله از سوی صاحبان اندیشه نقد می گردد و تنها رسوایی و شرمندگی، برای اظهار نظر کننده می ماند! بستن باب اظهار نظر را به هر بهانه ای برای جامعه ما سَمّ می بینم. خوب بود دکتر طباطبایی نیز به عنوان یک متفکر، از اسیب های این اظهار نظر می گفتند، نه اینکه راه نیمه بازِ سخن گفتن در این شرایط را هم مسدود نمایند!

سه: اینگونه نیست که خاتمی روزانه با رسانه ها و جمع های گوناگون مرتبط است و خوب است مثلا این دیدگاه را با سران قوا، نمایندگان مجلس و... در میان می گذاشت. شورای شهر تهران، ریسکی نمود و این دیدار برگزار شد و او هم در این فرصت کوچک پیش آمده، نکته ای را بیان نمود. اشاره او سبب می گردد تا موافقان و مخالفان موضوع را از جهت علمی کالبد شکافی نمایند. در شرایط بن بست و انسداد سیاسی، به ذهن خاتمی تکثرگرایی نسخه مطلوب آمد و در سطح کلان و حاکمیتی، نسخه پیشنهادیش فدرالیسم است. می توان بسیار مستدل، در نفی و یا اثبات آن گفتگو نمود.

۲)اینکه دکتر طباطبایی گفتند: «اصلاحات، نیازمند نظریه ای از افسادات است» (جدای از کلمه افسادات!)مدعای خوبی است، اما وقتی در ادامه خطاب به خاتمی می گوید: «یعنی باید دانسته باشید که در کجاها کار را خراب کرده اید، فساد های اطرافیان شما کجا ها و تا چه حدی بوده است؟ » را نمی فهمم. البته خیلی غیر طبیعی نیست که در هر جمع و جریانی تعدادی فاسد هم باشند، آن هم جریان اصلاح طلبی، که طیف بسیار وسیعی را پوشش می دهد و برخی ذیل آن هم خطا، یا نفوذ کرده و... .

اما ظاهرا جناب طباطبایی فراموش کردند که عصر حاکمیت اصلاح طلبان نزدیک یک و نیم دهه است به سرانجام رسیده و همه اصلاح طلبان جدی و شاخص پس از سال ۸۴ اگر سر از زندان در نیاوردند، با تیغ نظارت استصوابی ذبح شدند!. اگر در مقاطعی حساس، جناب خاتمی موضع انتخاباتی می گرفت و تَکرار می کرد: به این یا آن رای بدهید، هم از روی ناچاری و گزینش بین بد و بدتر بر اساس منافع ملی و کشور بود، نه درخواستی در شرایط مطلوب. 

۳)اینکه دکتر در این بیانیه، از نقاط سیاه کارنامه اصلاح طلبان و جناب خاتمی را «برنامه ای برای آموزش محلی» می دانند، را نیز باور ندارم و نمی پذیرم. در جای دیگر مفصل گفتم در عین حال که باید زبان فارسی را به عنوان «زبان معیار»، مورد تکریم، تعلیم و... قرار داده و پاس داشت، اما دلیلی ندارد  با بی توجهی، در این سامان زبان های مادری اندک اندک به فراموشی سپرده شوند. (این مساله، یعنی آهسته محو شدن زبان مادری را در مازندران به وضوح شاهدم و از این وضع پیوسته تاسف می خورم.) جالب است که در فرهنگ قرآنی از اختلاف زبان، به عنوان نشانه و آیه ای از نشانه های الهی یاد شده است. (روم/۲۲). به نظرم از امتیازات شیوه تدبیر اصلاح طلبان این بود که در مسایل قومی و زبانی به جای نگاه تمرکز گرا، شیوه تدبیر تکثر گرا  درپیش گرفته و تا حدودی به حقوق اقوام، ادیان و مذاهب و... در کشور توجه نمودند و از جمله این حقوق، حقِ حفظ و تقویت زبان مادری است.

۴) در آخر نوشته، دکتر طباطبایی به جناب خاتمی می گوید، لازم است تا «سخن نسنجیده» اش را محترمانه پس گیرد. جدای از اینکه دلیلی از نسنجیدگی سخن در این نوشته از زبان استاد نخواندیم، و اصل ایده سید را هم ناپسند نمی بینیم، عجیب است که کسی در واشینگتن، یکی از ایالت های کشوری فدرال! نشسته و رگ غیرت ایرانیش برجسته می شود که چرا از نظام فدرالی در ایران اسمی آوردید، اما همین شخص در ایران وقتی می شنود یکی از اصحاب قدرت که در تصمیم گیری برای ایران امروز نقش دارد می گوید، دفاع از سوریه برایمان اولی تر از حفظ خوزستان است!، (و این سخن در حرف نمی ماند و بر اساس اینگونه برداشت تصمیم هم گرفته می شود)، اصلا خون ملی گرایی و ایرانشهری دکتر، به جوش نمی آید!

دکتر منصورنژاد


 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان