کد خبر: ۸۴۶۳
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۹-17 May 2019
گره خوردن تحولات داخلی واحدهای ملی با رخدادهای خارج از مرزها و برقراری نوعی رابطه علت و معلولی میان آنها، از ویژگی‌های مهم تاریخی دوران مدرن است. از این رو، بازخوانی تجربه حرکت‌های اجتماعی متأثر از اندیشه‌های جهانی و تاثیر آن بر روند تحولات ایران از مهم‌ترین ضرورت‌های مقطع کنونی است

خدمت یا خیانت میرزا

داستان نهضت جنگل و پیدایش قدرت مسلح در گیلان در جریان جنگ جهانی اول و ماجرای هفت‌ساله آن، ازجمله مسائلی است که تحت‌الشعاع شخصیت اسطوره‌ای سردار جنگل ناشناخته مانده است و سبب شده تا سیمای واقعی، ماهیت و هویت آن جلوه‌گر نشود و جریانات مختلف سیاسی آن را مصادره به‌مطلوب نمایند. به‌شکلی که امروز از جریانات اپوزیسیون خارجی تا نهادهای رسمی متولی تدوین تاریخ معاصر در ایران، «میرزا کوچک جنگلی» را در زمره چهره‌های ملی بگنجانند. حال آن که برخی جریانات هم جنبش جنگل را جنبش جدایی‌طلبان ناپخته می‌خواندند.

«احمد کسروی» در کتاب «تاریخ مشروطیت ایران» ضمن توضیح اینکه از نهضت جنگل آگاهی کافی ندارد، می‌نویسد: «جنگلی‌ها مردان کوتاه‌بین و ساده‌ای بیش نبوده و راه روشن برای خود نمی‌دانسته‌اند، لذا کارشان نابسامان درآمده است.»

«ملک‌الشعرای بهار» در کتاب «تاریخ احزاب سیاسی» خود، میرزا کوچک و «کلنل محمدتقی خان پسیان» را متهم می‌کند به اینکه برخلاف شعار ایجاد حکومت سراسری، « قصدشان تصرف ایران و ایجاد یک حکومت مرکزی صالح نبوده‌ و به‌همان ولایاتی که در کف داشته اند، قانع بوده‌اند.»

همچنین ناظم الاسلام کرمانی نویسنده کتاب «تاریخ بیداری ایران» میرزا کوچک و اعوانش را در ردیف اشرار و غارتگران به‌شمار آورده ‌است.

پیوند زدن اسلام و سوسیالیسم، از نوستالژی تا واقعیت

با این وجود، آنچه مقصود این نوشتار است، نه ‌پرداختن به خدمت یا خیانت میرزا، که بازخوانی تجربه‌ای است که نهضت جنگل از نمونه‌های تاریخی آن است: پیوند زدن اسلام و سوسیالیسم.

تاریخ چپ در ایران را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول با شکل‌گیری اجتماعیون عامیون به‌عنوان نخستین سوسیالیست‌های ایرانی در دوره پیش از مشروطه، دوره دوم با تشکیل حزب توده از بطن گروه 53 نفر در دوره پهلوی دوم، و دوره سوم با شکل‌گیری جنبش چریکی با محوریت چریک‌های فدایی خلق.

در تمامی ادوار تاریخ معاصر، خصوصاً با تقویت جریانات مذهبی از دوران شکل‌گیری جبهه ملی، عمده جریانات مذهبی بیش از آنکه به لیبرالیسم پیوند داشته باشند، دل در گرو گرایشهای عدالت‌خواهانه سوسیالیسم داشتند. با وجود این، تجربه حزب توده، چریک‌های فدایی، مجاهدین خلق، جریانات انقلابی پیرو شریعتی مخالف انقلاب اسلامی همچون فرقان یا گروه‌های چپ‌گرای مدافع انقلاب اسلامی همچون سازمان مجاهدین انقلاب که به «چپ اسلامی» موسوم شدند، حکایت‌گر وجه تراژیک پروژه‌های سیاسی و حرکت‌های اجتماعی در ایران هستند.  

تأثیر شکست در جنگ‌ ایران و روس

بیژن مومیوند، پژوهشگر مسائل تاریخ معاصر در گفت‌وگو با ایرناپلاس در خصوص تجربه تاریخی گروه‌های چپ‌گرا گفت: «این موضوع البته صرفاً مختص به اسلام و سوسیالیسم نیست. بلکه در خصوص لیبرالیسم و اسلام هم همین وضعیت حاکم است. به نظر من برای ریشه‌یابی این موضوع، باید به‌ چگونگی مواجهه با مفاهیم و سیاست مدرن در ایران توجه کرد. از آغاز آشنایی ایرانی‌ها با غرب و تمدن دنیای جدید، یک‌سری مشکلات و ناهمخوانی‌هایی وجود دارد که رابطه اسلام و سوسیالیسم هم از این وضعیت مبرا نیست.»

وی در خصوص ریشه تاریخی نوگرایی در اندیشه و عمل ایرانیان گفت: «شاید بتوان به لحاظ تاریخی ریشه را در جنگ‌های ایران و روس دانست. چراکه  شکست ایران باعث شد ایرانیان با اندیشه‌های جدید آشنا شوند. در دوره امیرکبیر هم این الگوبرداری به‌صورت شکلی و فارغ از محتوا انجام شد.»

 وی افزود: «ما نتوانستیم این ساختارها را دقیق بشناسیم. دیگر اینکه ما از یک سنت فکری برخوردار بودیم و نتوانستیم بین چیزی که داشتیم و موضوعات جدیدی که با آن مواجه شدیم ارتباط درستی برقرار کنیم.»

علت گرایش به سوسیالیسم در مقایسه با لیبرالیسم در اندیشه روشنفکران

این پژوهشگر تاریخ در خصوص چرایی گرایش غالب در فضای روشنفکری ایران به سوسیالیسم گفت:«اولین جریان چپ‌گرا در ایران «اجتماعیون عامیون بودند که بعداً تبدیل به حزب دموکرات شد. جنبش جنگل هم به‌نوعی مرتبط با همین جریان بود. افرادی مثل حیدرخان عمواوغلی از اعضای طیف رادیکال حزب دموکرات بودند.»

وی گفت: «این آشنایی بیشتر به‌خاطر همسایگی با روسیه و رفت‌وآمد روشنفکران و نیروهای سیاسی به قفقاز و آذربایجان بود. از طرفی، هم در آموزه‌های دینی چون بحث عدالت پررنگ است، این گرایش در ایران بیشتر تقویت شده است.»

گرایش به چپ، ضرورت فکری یا عملی؟

مومیوند در خصوص نوع و علت مواجهه با سوسیالیسم افزود: «از همان آغاز مشروطه اساساً این ایده که هم‌نشینی اسلام و سوسیالیسم نیازمند یک ضرورت فکری باشد، وجود نداشت. در نهضت جنگل شما هیچ سندی دال بر اینکه بحث نظری در این رابطه انجام داده باشند، وجود ندارد. بلکه این نزدیکی بر اساس یک ضرورت عملیاتی شکل گرفته است.»

وی درخصوص ماهیت نهضت جنگل گفت: «خود نهضت جنگل را باید به دو دوره تقسیم کرد: دوره اول نهضت جنگل در قالب هیأت اتحاد اسلام بود که بیشتر ادامه راه سید جمال‌الدین اسدآبادی بود. در دوره دوم به‌واسطه ارتباط اطرافیان میرزا با بلشویک‌ها این نزدیکی در عمل اتفاق افتاد، نه اینکه از نظر فکری و اندیشه‌ای این نزدیکی اتفاق بیفتد و طرح مشخصی از قبل در این راستا وجود داشته باشد.درواقع پیوند مسلمانان و سوسیالیست‌ها بر اساس یک طرح عملیاتی و ضرورت مبارزه شکل گرفت. در اجتماعیون عامیون هم سند تئوریکی در مورد رابطه اسلام و سوسیالیسم وجود ندارد.»

تجربه چپ‌گرایان و حافظه تاریخی ایرانیان

وی در خصوص نگاه تاریخی ایرانیان به گروه‌های چپ‌گرا گفت: « به هرحال تجربه نهضت جنگل، حزب توده و جریانات دیگر در میان چپ‌گرایان ایرانی نوعی بی‌اعتمادی نسبت به شوروی ایجاد کرد. بعد از تجربه ناموفق حزب توده، همچنان اندیشه‌های عدالت‌خواهانه در ایران جذابیت داشت. با به صحنه آمدن اسلام‌گرایان این ضرورت بیشتر احساس شد که باید بین اسلام و سوسیالیسم رابطه تئوریک مستقلی ایجاد شود. شکل‌گیری نهضت خداپرستان سوسیالیست به‌نوعی آغاز این راه بود. لذا با وجود اینکه در ابتدای مشروطه آشنایی ایرانیان با اندیشه‌های چپ بر اساس ضرورت‌های غیراندیشه‌ای بود، اما به نظر می‌رسد با مرور زمان ضرورت‌های فکری آن روشن شد.»

 مومیوند در مورد وضعیت امروز و چرایی عدم برخورداری از نظام فکری –سیاسی منسجم در این زمینه افزود: «از نظر من امروز همچنان هم مشکل عملی در این زمینه وجود دارد و هم مشکل نظری. در بعد عملی، ما همچنان در زمینه فعالیت احزاب سیاسی عقب هستیم و حزب به معنای واقعی آن نداریم. زمانی که حزب «اجتماعیون عامیون» تشکیل شد، با وجود اینکه به‌لحاظ زمانی به‌موازات احزاب اروپایی تشکیل شد، اما به لحاظ ساختاری فاصله زیادی با احزاب موجود در اروپا داشت و این مشکل همچنان هم وجود دارد. چون پایه و اساس سیاست جدید تحزب هست و اگر حزب تشکیل نشود، اساساً سیاست‌ورزی امکان پیدا نمی‌کند.»

وی ادامه داد: «در بعد نظری نیز همچنان این نیاز وجود دارد که بین مفاهیم اسلامی و غیر اسلامی؛ اعم از سوسیالیسم یا لیبرالیسم؛ پیوند فکری مشخصی شکل نگرفته است.»

آیا شکست تجربه‌های تاریخی سازگاری اسلام و اندیشه‌های غیردینی را به امتناع رساند؟

بیژن مومیوند اضافه کرد: «خود اندیشه‌های سوسیالیستی در کشورهای دیگر هم یک روند تکاملی و متغیر دارد و در هر کشوری با شرایط ، ساختار و مناسبات فکری خودش، ساختار خود را پیدا کرده و من فکر می‌کنم در ایران هم این امکان همچنان وجود دارد. چون این تجربه‌ها شکست خورد، دلیلی بر این نیست که این موضوع به بن‌بست خورده است.»

 با این وجود، موضوع صدور انقلاب کمونیستی و استتار توسعه‌طلبی تحت پوشش انترناسیونالیسم و کمک به احزاب برادر و حمایت از نهضت‌های انقلابی که تا زوال دولت شوروی بخش مهمی از تحولات سیاسی ایران معاصر را تحت‌الشعاع خود داشت، از موضوعات مغفولی است که در پس پرده تحولات و نزاع‌های کم‌اهمیت پنهان مانده است.

 

گزارش از سیدعمادالدین محمودی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان