کد خبر: ۸۴۵۵
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۵۹-17 May 2019
براي ورود بـه بحـث نشـانه شناسـی رادیـو، و بررسـی چگـونگی کـارکرد رادیـو در حکـم یـک نظـام نشانهاي که عملکرد آن البته حاصـل تعامـل بـین نظامـات نشـانه اي متفـاوت اسـت، لازم اسـت نخسـت به تعریف برخی اصطلاحاتی که در این مقاله بـه کـار خواهنـد رفـت، بپـردازیم.
در ادامـه نشـان خـواهیم داد که متن رادیویی حاصل تعامل چه نظامهـاي نشـانه اي اسـت و چـه عـواملی در ایـن کـنش ارتبـاطی، اعم از تولید یا دریافت مـتن دخالـت دارنـد. 

کلیـد واژه هـاي ایـن مقالـه کـه بـه تعریـف آنهـا خـواهم پرداخت عبارتند از رسانه، ابزار و متن. 2 -تعریف برخی مفاهیم اساسی رسانه 1-2 از آنجایی که ما چیزهاي مادي را از طریـق حـواس دریافـت مـی کنـیم، بـه نظـر مـی رسـد، گریـزي از عینیت یافتن متن به گونه اي کـه توسـط یکـی از ایـن حـواس قابـل دریافـت باشـد وجـود نـدارد. 

پـس  براي ارجاع به این مقاله به روش زیر عمل کنبد: سجودي، فرزان، "درآمدي بر نشانهشناسی رادیو" در زبان و رسانه، محمد پروري، ویراستار، تحقیق و توسعه رادیو، تهران: 138 رسانه ي متن می تواند شـنیداري، دیـداري، بسـاوایی، چشـایی یـا بویـایی باشـد. 

در متـونی کـه در دنیـاي معاصر تولید می شوند، عمدتا از رسانه هاي شـنیداري و دیـداري اسـتفاده مـی شـود. تنهـا مـوردي کـه از رسانه ي بساوایی بهره می گیرد، خط بریـل اسـت کـه بـراي روشـندلان طراحـی شـده اسـت و از طریـق لمس نشانه ها امکان دریافت آنهـا فـراهم مـی شـود.

 شـاید در آینـده ي نزدیکـی بخصـوص در سـالنهاي سینما و تئاتر شاهد بهره گیري از رسانه ي بویایی نیز باشیم، بـه ایـن ترتیـب کـه بـا توسـل بـه فنـاوري مورد نیاز بتوان از طریق انتشار بوهاي متناسب بـا دیگـر لایـه هـاي مـتن، بـه حـس آمیـزي و گسـترش امکانات متنی کمک کـرد. 

هـر چنـد در شـرایط کنـونی نیـز اگـر شـما نامـه ي عاشـقانه اي را متصـور شوید که با عطر دلپذیري معطر شده است، بی تردید بـوي خـوش نامـه بـه مثابـه ي لایـه اي متنـی بـراي دریافت کنندهي آن عمل خواهد کرد. در مورد حس چشـایی تصـور روشـنی نـداریم و بـه نظـر مـیرسـد در حال حاضر از چنان اهمیتی در تحلیـل نشـانه شـناختی مـتن برخـوردار نباشـد. 

قبـل از ورود بـه بحـث تفصیلی در مورد انـواع رسـانه هـا و ویژگیهـاي نشـانه شـناختی آنهـا و نقشـی کـه در تولیـد و دریافـت متون دارند، لازم است به نکاتی کلی اشاره کنیم. نخست آن که وجود رسانه یک الزام تخطی ناپذیر تحقـق مـتن اسـت. مـتن عینیـت نخواهـد یافـت مگـر آن که در درون رسـانه اي تولیـد و از طریـق رسـانه اي دریافـت شـود. 

دوم آن کـه رسـانه خـود یـک رمزگان است و خـود انتخـاب رسـانه و چگـونگی بهـره گیـري از امکانـات آن منجـر بـه تولیـد نشـانه هایی می شـود کـه دلالت گرنـد، همـراه مـتن دریافـت و تفسـیر مـی شـوند و نقـش تعیـین کننـدهاي در گسترش امکانات دلالـی کلیـت مـتن دارنـد. 

امکانـات دلالـی رسـانه را رمزگـان هـر رسـانه بـه وجـود میآورد و تفسیر نشـانه هـاي رسـانه اي نیـز از طریـق وقـوف بـه قراردادهـاي رمزگـان رسـانه ممکـن است. 

پس رسانه از متن جـدایی ناپـذیر اسـت و تصـور مـتن بـدون رسـانه نـاممکن اسـت. امـا رمزگـان رسانه تفـاوت عمـده اي بـا رمزگانهـاي دیگـر، از جملـه رمزگـان زبـان دارد، و آن ایـن کـه رمزگـان رسانه، رمزگانی افزوده است، و نه رمزگانی اصلی، امـا افـزوده اي کـه بـی آن اصـل امکـان تحقـق نمـی یابد. چطور می توان بدون تصور گفتـار یـا نوشـتار از دل رمزگـان زبـان متنـی تولیـد کـرد و یـا بـدون تصور تصویر به برخی از دیگر رمزگانها عینیـت متنـی داد.

 بـا توجـه بـه آن کـه مهمتـرین رسـانه هـایی کــه اکنــون در کــار تولیــد و دریاف ـت مــتن دخیلنــد عبارتنــد از رس ـانه هــاي شــنیداري و دی ـداري، کوشیدهایم با نمودار زیر تصویري از انواع متفاوت رسانه هاي شنیداري و دیداري ارائه دهیم: رسانه شنیداري دیداري گفتار موسیقی صداهاي محیطی نوشتار تصویر ثابــــــــت متحــــــــرك نمودار 1 ابزار- 2 -2 روال متعارف آن است که روزنامه، رادیو، تلویزیون و محیطهاي اینترنتی و امثال آن را رسـانه (medium( می نامند. 

در این رساله همان طور که مشاهده شد، ما از واژه ي "رسانه" به مفهوم دیگري اسـتفاده کـردیم و اکنون با طرح بحث "ابزار" سعی داریم موضوع را روشن تر کنیم. همان طور که در بخش قبل دیدیم، رسانه را ما از طریق حواسی که امکان دریافت نشـانه هـا را در قالبهـاي عینیت یافته فراهم می کنند تعریف کردیم، و سپس از رسانه هاي شـنیداري، دیـداري، بسـاوایی، بویـایی و چشایی سخن گفتیم و سرانجام گفتیم که امروز مهم ترین رسانه ها، رسانه هاي شنیداري و دیـداري هسـتند و رسانه هاي دیگر یا اصولا اهمیت چندانی در متون امروزي ندارند و یا اهمیتشان به اندازه ي متون شـنیداري و دیداري نیست. 

حال در ادامه می خواهیم مفهوم دیگري، یعنی مفهوم ابزار را معرفی کنیم. به اعتقـاد نگارنـده رادیو، تلویزیون، روزنامه، کتاب، نوار صوتی، نوار ویدیویی، امکانات اینترنتـی و مشـابه آن نـه رسـانه کـه ابزارهایی هستند که رسانه به واسطه ي آنها امکان ابلاغ به مخاطب می یابد. ابزار با فناوري مرتبط است و بـا پیشرفت فناوري پیوسته ممکن است ابزارهاي متفاوت دیگري نیز پا به عرصه بگذارند اما به نظر می رسد، 

در هر حال، رسانه ي این ابزارهاي نمی تواند متفاوت از مواردي باشد که نام بردیم. برخی از این ابزارها می توانند در خدمت بیش از یک رسانه قرار بگیرند و به اصطلاح متـون چنـد رسـانه اي تولید کنند.

 براي مثال کتاب، روزنامه و مشابه آن، هر چند از نظر کارکرد ارتباطی تفاوتهایی بـا هـم دارنـد، همه از فناوري چاپ استفاده می کنند و از طریق آنها می توان متونی در رسانه هاي دیداري تولید کرد؛ یعنی نوشتار و تصویر غیر متحرك. رادیو ابزاري است که فقط به رسانه ي شنیداري دسترسی دارد، و مـی تـوان از گفتار، موسیقی و صداهاي محیطی در تولید متون رادیویی بهره گرفت. 

تلویزیون ابزاري است که می تواند از هر دو حوزه ي رسانه هاي شنیداري و دیداري به گسترده ترین شکل ممکن بهره بگیرد؛ به عبارت دیگـر در حوزه ي رسانه ي شنیداري امکان به کار گیري گفتار، موسیقی، و صـداهاي محیطـی را دارد و در عرصـه ي رسانه هاي دیداري می تواند از تصاویر ثابت یا متحرك و هم چنین نوشتار در تولید متن استفاده کند. اما نکته ي بسیار مهم آن است که ابزار نیز خود رمزگانی را به وجود می آورد، که در چگونگی "خوانـدن" دخالت دارد؛ به عبارت دیگر، ابزار خود به یکی از لایه هاي متن، یا بهتر بگوییم یک "قاب" تبدیل می شود، و براي دریافت کارکردهاي دلالتگر آن، بدیهی است که باید به رمزگان آن دسترسی داشت. 

بدیهی است که مثلا وقتی نوشته اي به مثابه ي پاورقی در روزنامه اي چاپ می شود، نوع کارکرد آن نوشته، و نوع رابطـه اي که مخاطب با آن نوشته برقرار می کند، متاثر از این واقعیت است که این نوشته در روزنامه چاپ شده است، و قراردادهاي خاص روزنامه و پاورقی روزنامه اي در چگونگی خواندن آن دخالت دارد. همـین طـور اسـت تفاوت بین کاري که در سینما دیده می شود با مجموعه اي شبانه که از تلویزیون می بینیم، قطعا هر یـک در رمزگان ابزار، داراي قراردادهاي خاص خود است و انتظارات خاص خود را در مخاطب برمی انگیزد. شاید بتوان همین بحث را به این شکل مطرح کرد که در واقع ابزار، عامل نشان دار کردن ژانر مـتن اسـت. براي مثال خبر روزنامه و خبر تلویزیون هر دو از ژانر یا نوع واحدي هستند، یعنی ژانر خبر، اما روزنامـه یـا تلویزیون یا رادیو، عاملی است که این ژانـر را نشـان دار مـی کنـد و انتظـارات بخصوصـی را بـه موجـب قراردادهاي رمزگان ویژه اي به وجود می آورد.

 متن 3-2 متن از دید نگارنده پدیده اي فیزیکی است، اما پدیده اي قطعی نیست. متن از لایه هاي متعددي تشکیل شـده است که هر یک خود نمود عینی و متنی یک نظام رمزگانی اند. تردید نیست که بسته به متن، برخی لایه ها، یا حتی گاهی یک لایه نسبت به لایه هاي دیگر اصلی تر است، یا اصلی تر تلقی می شود، و در تجلـی هـاي متفاوت متنی حضور ثابت دارد (و البته نه تفسیر و دریافت ثابت) و لایه هاي دیگر بافتی، و متغیـر هسـتند. 

پس در واقع هر لایه ي متنی در رابطه با دیگر لایه هاي متنی وجود دارد. لایه هاي متنی در تعامل با یکدیگر و در تاثیر متقابلی که از هم می پذیرند، به مثابه ي متن، و به مثابه ي عینیت ناشی از یک نظام دلالتگر تحقق می یابند و تفسیر می شوند؛ و ممکن است عینیتی فیزیکی در بافتی در تعامل با لایه هاي دیگر متنی در کـار ارتباط و تفسیر دخالت دلالی داشته باشد و در نتیجه به مثابه ي لایه اي از متن "خوانده" شـود، و در شـرایط دیگري در هیچ گونه تعامل متنی با لایه هاي دیگر قرار نگیرد، و جزئی از متن تلقی نشود.گفتیم که بسته بـه متن، یک یا چند لایه ممکن است دوام بیشتري در شرایط متفاوت داشته باشند و "اصلی" تـر تلقـی شـوند و لایه هاي دیگري، ناپایدار تر و متغیر تر باشند. 

اما لایه هاي متنی بر هم تاثیر متقابل دارند و هر یک انتظاراتی را از لایه ي دیگر به وجود می آورند که هم برآورده شدن آن انتظارات به دریافت و ارتباط می انجامد و هم برآورده نشدن آن انتظارات می تواند منجر به شکل گیري ساختهاي استعاري، کنایی و غیره شود و دریافت را با تعلیـق همـراه کنـد و تفسـیر پـذیري را متکثر. 

سرانجام و بدیهی آن که در این رویکرد، متن صرفا کلامی یا نوشتاري نیست، و نوشتار و یا گفتار می تواند یکی از این لایه ها باشد، که البته بسته به متن، ممکن است این لایه نقش اصلی و مهمتري نسبت به لایه هاي دیگر بازي کند، و یا نکند. 3 -تحلیل نشانه شناختی متن رادیویی حال اجازه بدهید با توجه به مبانی نظري فوق الذکر به بررسی نشانه شناختی متن رادیویی بپردازیم. نخست آن که بر اساس تعاریف فوق رادیو ابزاري است که رسانه ي آن شنیداري است. رادیو ابزار است بـراي آن کـه با پیشرفت فناوري پدید آمده است و با پیشرفت فناوري ممکن است در شکل و کـارآیی آن تغییراتـی بـه وجود آید.

 همان طور که می توان این خط سیر تحول را از رادیوهاي بزرگ لامپی که نیاز به آنـتن بلنـد در روي پشت بام داشتند تا رادیوهاي ترانزیستوري جیبی مشاهده کرد. اما در همه حال رسانه ي رادیو شـنیداري بوده است و بر اساس نمودار 1 امکانات رسانه اي آن عبارتند از گفتار، موسـیقی و صـداهاي محیطـی، پـس رمزگانهاي دخیل در تولید و دریافت متون رادیویی نیز عبارتند از رمزگان زبان، رمزگان موسیقی و رمزگـان صداهاي محیطی. در بحث فوق در تعریف متن گفتیم که متن مفهومی باز و لایه اي است، و هر چند ممکن است یکی از ایـن لایه ها نسبت به لایه هاي دیگري از دوام و ایستایی بیشتري برخوردار باشد و اصـلی تـر تلقـی شـود، ولـی عملکرد نهایی متن وابسته به رابطه ي تعاملی است که بین لایه هاي متفاوت متنی به وجـود مـی آیـد. 

حـال اجازه بدهید ببینیم در تولید و دریافت یک متن رادیویی چه لایه هاي دخالت دارند.

عناوین 1-3 عناوین خود شبکه اي از لایه ها را در تولید متن می سازند که در شکل دهـی بـه انتظـارات مخاطـب و در چگونگی دریافت او از متن رادیویی دخالت تعیین کننده دارند. به عبارت دیگر ساختار سلسله مراتبی عناوین به نشاندار شدن متن رادیویی منجر می شود. نخست عنوان شبکه: وقتی می گوییم شـبکه ي جـوان، شـبکه ي ورزش، شبکه ي فرهنگ و غیره در واقع به نوعی "شبکه" را نشان دار می کنیم، و در نتیجه انتظارات خاصـی را از کل تولیدات آن شبکه به وجود می آوریم و پیشاپیش مخاطب را نیز تعریف می کنیم.

 رونـدي کـه از طریق عنوان، به نشاندار شدن مخاطب نیز می انجامد. حال همین سلسله مراتـب عنـاوین را کـه دنبـال کنـیم مشاهده می کنیم که وقتی به عنوان یک برنامه ي بخصـوص برسـیم در حقیقـت از درون همـین شـبکه ي عناوین آن برنامه ي بخصوص جایگاه و تعین خاص خود را می یابد. مثلا در نظر بگیرید در شبکه ي جـوان، گروهی فرضا به نام "جوان و جامعه" وجود دارد. با عنوان "جوان و جامعه" در سلسله مراتـب نشـانداري بـه یک سطح نشان دارتر می رسیم. 

یعنی "شبکه ي جوان" خود نسبت به "شبکه" نشـاندار اسـت. حـال گـروه "جوان و جامعه" در شبکه ي جوان، یک سطح نشان دارتر است، و به بیان ساده تر، بخشی از شبکه ي جـوان است که به تولید برنامه هاي اجتماعی براي جوانان می پردازد. اگر سلسله مراتب عناوین را ادامـه دهـیم، بـه عنوان یک برنامه ي مشخص می رسیم. فرض کنید همین گروه "جوان و جامعه" برنامه اي تولید کند تحـت عنوان "ازدواج". بی تردید عنوان این برنامه، یک سطح نشـاندار تـر را همـراه دارد، برنامـه اي در شـبکه ي جوان، در گروه "جوان و جامعه" که بناست به مسائل جوانان در حوزه ي ازدواج بپردازد.

 مشاهده مـی شـود که ساختار سلسله مراتبی عناوین، در عین حال یک ساختار سلسله مراتبی نشانداري هم هسـت، و بـه عنـوان یک لایه ي متنی در تولید و درك متون رادیویی دخالت دارد و به انتظارات ما از متن شکل می دهد. 

 زمان 2-3 زمان پخش برنامه ي رادیویی خود در حکم یک لایه یا عامل متنی عمـل مـی کنـد. برنامـه ي صـبحگاهی، برنامهي نیمروزي، برنامه ي عصرگاهی و شامگاهی و غیره هر کدام مناسبات خاص خود را دارد که ناشـی از شرایطی است که زمان تحمیل می کند. زمان یک لایه ي متنی است، و به انتظارات ما از متن رادیویی شـکل می دهد. 

انتظاري که از یک برنامه ي صبحگاهی، ساختار و شکل آن می رود قطعا بـا انتظـاري کـه از یـک برنامه ي عصرگاهی می رود متفاوت است. مخاطب نیازهاي ارتباطی متفاوتی را در سـاعات متفـاوت روز از رادیو طلب می کند. ژانر 3-3 ژانر نیز یکی از لایه هاي تشکیل دهنده ي متن رادیویی است. آیا برنامه اي که تولید می شود خبري اسـت، اطلاع رسانی است، سرگرم کننده است، نمایش رادیویی است و .... ارتباط تنگاتنگی بین عناوین و ژانر وجود دارد.

 عناوین به نوعی ژانر را نشان دار می کنند. برنامه ي خبري، از شبکه ي جوان، قطعا با برنامه ي خبري از شبکه ي فرهنگ متفاوت است، یا دست کم انتظار می رود که متفاوت باشد، پس شبکه ي عنـاوین، ژانـر را نیز نشان دار می کند. برنامه اي از ژانر سرگرمی، وقتی در درون لایه ي بزرگتر مثلا "شبکه ي جوان" تولیـد شود، انتظاراتی متنی را به وجود می آورد، که متفاوت است با زمـانی کـه برنامـه اي از ژانـر سـرگرمی در "شبکه ي ورزش" تولید شود. 

توجه شما را یه این نکته جلب می کنم که بین همین لایه هاي متن رادیویی، یعنـی ژانـر، زمـان و سـاختار عناوین رابطه اي تعاملی و دو سویه برقرار است، و اینها هر یک بر دیگري تـاثیر مـی گـذارد و از دیگـري متاثر می شود. بی تردید ژانر برنامه اي که پخش می شود و همین طور عنوانی که بر برنامه گذاشته می شـود متاثر از زمانی است که براي پخش برنامه در نظر گرفته است و شبکه اي که آن برنامه را پخـش مـی کنـد، 

متقابلا هر برنامه ي بخصوصی این انتظار را به وجود می آورد که متناسب با زمانی، به عنوان زمـان مطلـوب پخش، تولید شده باشد. در واقع این لایه ها یکدیگر را محدود و مقید می کنند. اما مجموعه ي این لایه ها خود در شبکه اي از روابط تعاملی با رسانه که در رادیو شنیداري است و امکانـات منحصر به فردي که این ابزار یعنی رادیو در اختیار دارد، از قبیل قابل حمل بودن، امکان گوش دادن به آن در شرایط متفاوت از جمله براي مثال در هنگام رانندگی، کار و غیره، قـرار مـی گیـرد و شـبکه اي بزرگتـر و پیچیده تر را به وجود می آورد که متن رادیویی در دل آن تولید و دریافت می شود. نمودار زیر شبکه کلـی ساختار لایه هاي دخیل در متن رادیویی را نشان می دهد.

 گفتــار قابلیت حمل و نقل موسیقی سهولت کاربري صداهاي محیطی در دسترس بودن . . . صبحگاهی خبر عنوان شبکه نیمروزي سرگرمی عنوان گروه عصرگاهی اطلاع رسانی عنوان برنامه شامگاهی نمایش رادیویی . . . . . . نمودار 2 با توجه به نمودار فوق الذکر و بحثهایی که شد، مشاهده می شود که لایه ها و عناصر دخیـل در یـک مـتن رادیویی (و البته هر متن دیگري) در رابطه اي کاملا نسبی با یکدیگر قرار دارند و مجموعه ي مناسبات آنهـا ابزار (رادیو) رسانه (شنیداري) زمان ژانر ساختار سلسله مراتبی عناوین و شرایط نسبی اي که در این مناسبات وجود دارد، موجب می شود که درباره ي ویژگیهاي هیچ یـک از سـه مجراي اصلی رسانه اي رادیو یعنی زبان، موسیقی و صداهاي محیطی نتوان با قطعیت سخن گفت.

 زبـان رادیـو چگونه باید باشد؟ موسیقی رادیویی چه کیفیاتی باید داشته باشد؟ و مشابه آن سوالاتی هستند که بدون توجـه به شبکه ي لایه اي و تعاملی که متن رادیویی ( و البته هر متن دیگري را می سازد) به پاسخهاي قابل قبـولی نخواهند رسید و پاسخ به آنها در حد صدور احکام کلی و تجویزي باقی خواهد ماند. رویکـرد مـا رویکـردي توصیفی است و لذا در پاسخ به چنان سوالاتی نیز روشی توصیفی را با توجه به مجموعه ي عناصر و مناسبات دخیل در پیش خواهد گرفت.

 چطور ممکن است نسخه اي کلی براي مثلا زبان رادیو پیچیـد، بـدون در نظـر گرفتن آن که قطعا بسته به دیگر لایه هاي دخیل زبان رادیو هستی اي متغیر خواهد بود و نه وجودي ثابت با مشخصاتی تخطی ناپذیر. بی تردید با توجه به نمودار 2 وقتی صحبت از لایه ي گفتار در رسانه ي رادیو مـی شود، باید به سراغ بررسی لایه هاي دیگر رفت، (1 (لایه ي ساختار عناوین: برنامه در کدام شبکه پخش مـی شود، کدام گروه برنامه را ساخته است، عنوان برنامه چیست و در واقع چه اهداف محتوایی را دنبال می کنـد؛ قطعا زبانی که شبکه ي جوان باید به کار گیرد یا شبکه ي ورزش با زبانی که شبکه ي فرهنگ به کـار مـی گیرد متفات است یا باید متفاوت باشد چرا که هر کدام از این شبکه ها نقشهاي متفاوت ارتباطی را به عهـده دارند (2 (لایه ي زمان: برنامه در چه ساعتی از روز پخش می شود، زبان در برنامـه ي صـبحگاهی کـه بـی تردید به لحاظ عنوان و محتوا و همچنین ژانر نیـز ویژگی هـاي خـاص خـود را دارد، بـا زبـان در برنامـه ي عصرگاهی (که آن هم ویژگیهاي موضوعی و ژانرهاي متناسب آن زمان را می طلبد) قطعـا متفـاوت اسـت؛ (3 (لایه ي ژانر: بدیهی است که زبان خبر، با زبان یک برنامه ي صمیمی اطلاع رسانی یا سرگرمی، با زبـان برنامه ي پژوهش در مسائل علمی، هنري یا ادبی، یا زبان یک نمایش رادیویی متفـاوت اسـت، و هـر کـدام 

ویژگیهاي خاصی را می طلبد که اگر برنامه ساز از در نظر گرفتن آنها غفلت کند و خود را مقید به دستورات تجویزي در باره ي زبان رادیو کند، گفتار رادیویی در تعارض با لایه هاي دیگر قرار می گیرد و مخاطـب را کسل می کند. براي آن که مقاله شکل مدونی به خود بگیرد سه لایه ي فوق را جدا از هم مطرح کردیم ولـی در ولقـع ایـن لایه ها در شبکه اي از تاثیرات و تعاملهاي متقابل چنان در هم تنیده اند که در هر لحظه همه ي آنها به طـور همزمان درکارند. ژانر و زمان و عنوان و . . . همزمان انتظارات متقابلی را از سطح زبان، موسیقی و صـداهاي محیطی به کار گرفته شده در برنامه را به وجود می آورند و اگر برنامه سازي نتواند درك درستی از انتظارات متقابلی که این لایه ها نسبت به یکدیگر به وجود می آورند به دست آورد و نتواند تعامل درست لایـه هـا را درك کند، و مثلا زبان نامناسبی را براي ژانري به کار گیرد که زبان دیگري را می طلبد،

 موسیقی نامناسـبی را دربرنامهاي استفاده کند که موسیقی دیگري را می طلبد، برنامه اي را از ژانر بخصوصـی در زمـانی پخـش کند که متناسب پخش برنامه اي از آن ژانر نیست و غیره بی تردید در برنامه سازي با شکسـت روبـرو مـی شود و مخاطب به سادگی ارتباط خود را قطع می کند. در حقیقت به بیان دیگر، جذب مخاطب حاصل شناخت مناسبات بین لایه هاي فوق الذکر و ساخت برنامه ي رادیویی با توجه به همه ي عناصر دخیل از جمله زبان و مو سیقی مناسب و پخش آن در زمان مناسب، بـراي مخاطب مناسب است.

 به عبارت دیگر اگر وجوه دیگر در نظر گرفته شوند مخاطب مناسـب خـود بخـود در زمان مناسب به برنامه ي مورد توجهش جلب خواهد شد، و یک شبکه ي رادیو چنان چه نتواند این همسـویی را با عنایت به متغیرهاي مذکور به وجود نیاورد ناهمساز می شود و ناهمساز شدن یعنی از دست دادن مخاطب و از دست دادن مخاطب شکست آن شبکه ي رادیویی است.  

فرزان سجودی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان