کد خبر: ۸۴۲۰
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۵-16 May 2019
اسلام یا اصلاح؟
بار دیگر از جهادیان می پرسم با اینکه امام انقلاب فرمود کشاورزی و دامداری محور این انقلاب است 
چرا وضع کشاورزی و دامداری ما اینچنین و چرا مدام روستاییان به شهرها گریزان و برای پرکردن شکمشان خوبانشان دست فروشی و سیگارفروشی و پلیدانشان مواد مخدر توزیع می کنند و ۴۰ درصد از دامپروریهای ما تعطیل و شما گوشت پاک وارد می کنید؟ (ص ۱۲۵)با همه تلخی، نقد بر کشاورزی انقلابی که همه عمر را نثارش کرده ام بس بر من دشوار است. ولی باز هم قلم را به انتقاد می آرایم به فرض که مرتجعان و روشنفکر نمایان مدعی که چیزی نمی فهمند نقد را ناپسند بپندازند زیرا شیعه می باشم و چنانچه نوشتم، شیعه اهل مذهب عدل و اختیار است و کسی نمی تواند بگوید که کشاوری و دامداری ای که داریم لکه ننگی بر دامان انقلاب اسلامی نمی باشد (ص ۷)

 

1⃣جملات فوق بخشی از جزوه نسبتاً مختصری است با نام «تلخترین نوشته من» که حیدر رحیم پور ازغدی، پدر حسن رحیم پور ازغدی متکلم رسمی نام آشنا در سال ۱۳۸۹ در نقد وضعیت روستاها و کشاورزی و دامداری در نظام جمهوری اسلامی با هزینه شخصی منتشر کرده است. حیدر رحیم پور ازغدی یک کشاورز، باغدار و دامپرور حرفه ای، وطن دوست، متعهد و ترقی خواه است که این رساله پردرد را نه مبتنی بر «فلسفه های مضاف آخوندی و روش شناسی های مأخوذ از حکمت متعالیه و معرفت شناسی و هستی شناسی های اسلامی» بلکه بر پایه «عقل سلیم» نوشته است. این جزوه را که از جهت مطالعات تاریخی توسعه به عنوان یک گزارش تجربه نگارانه و تحلیلی می خواندم تفاوت میان حیدر رحیم پور و پسرش حسن رحیم پور و به تعبیر دیگر تفاوت میان جهان بینی نسلی که انقلاب کردند و نسلی که به حاکمیت رسیدند در نظرم بسیار برجسته شد. تفاوت میان حیدر و حسن، تفاوت میان دو «سنت»، دو «ایدئولوژی»، دو «مذهب»، و دو برهه تاریخی اساساً متفاوت در تاریخ ایران است.

 حیدر رحیم پور مردی به معنای واقعی کلمه «اصیل» است که پا بر روی زمین دارد و سنت در حال ویرانی جامعه ایرانی را نمایندگی می کند. واژگان حیدر رحیم پور پر و سرشار از زندگی هستند. دغدغه های حاج حیدر رحیم پور در این کتاب «رسیدن به دروازه های تمدن نوین اسلامی» نیست. درد او «سیب  گلشاهی محله شیخی مشهد» است که در این چهل سال نابود شده است و به جای آن «سیبهای علف گونه و گلابیهای چغندرمنشی است که اگر توی دل خر بچپانید از درد دل می میرد». 

مساله او عطر و طعم فراموش شده برنج دم سیاه و صدری و آستانه و درباری ایران است که به جای آن «مرغدانه» طعام اجباری ملت ایران شده است. درد او کیفیت نان پنجاه سال پیش ایران است که تا آخر با اشتها خورده می شد و «یک من گندم یک من و نیم نان می داد» و نان امروز که تمامش دورریز است و «آدم و گاو را هم سفره کرده است».

2⃣دقیقاً به خاطر همین دغدغه سیب و برنج و گندم و گوشت بود که ده سال پیش من کتاب رحیم پورِ پدر را خریدم و چون تحت تأثیر رحیم پورِ پسر و گفتمانهای واهی و ضد انقلابیِ «اسلامی سازی علوم» و «تمدن اسلامی» و «علم دینی» و غرب ستیزی آوینی و داوری اردکانی و آراء عقلانیت سوز حوزویان بودم حرف مهمی در آن ندیدم و امروز بعد از گذشت ده سال و چند صباحی بعد از آنکه محصول پوچ این جریان به عنوان «سند الگوی پایه اسلامی-ایرانی پیشرفت» منتشر شد، به تدریج به اهمیت تفاوت «اصلاح و اسلام» آگاه شده ام. آری، به زعم من حیدر و نسل او به دنبال «اصلاح» بوده اند و حسن و نسل او به دنبال «اسلام» و زهی فاصله زمین تا آسمان میان این دو. انقلابیون به دنبال «بهبود وضع انسان ایرانی» بوده اند و کلام آنان با وضع مردمان آغاز و با وضع مردمان پایان می یابد. 

مذهب انقلابیون آنچنان که حیدر رحیم پور صدها بار در رنجنامه خود تأکید می کند مذهب «عدل و اختیار» است و اسلام را نه به عنوان یک بت معرفت شناختی بلکه به عنوان مذهبی پشتیبان عدل و اختیار می نگرد. مساله حیدر «اصلاح» است و به همین دلیل واژگان او از زبان مردم می آغازد و با زبان مردم می آمیزد و فرسنگها از دغدغه های حوزوی و فقاهتی فاصله می گیرد. همین عقل سلیم رحیم پور پدر است که او را به آنجا می رساند که بنویسد «آیا پنداشته اید که اگر کلمه مطهر اسلام را به آخر دادگستری شاه بچسبانید دادگستری به این آلودگی هم اسلامی می گردد؟ مگر حسنی مبارک و پادشاه سعودی پلیدترین موجودات روی زمین خود را مسلمان نمی شناسانند؟ خیر عزیزان! «زعمل کار برآید به سخنرانی نیست» شما خودتان را از پشت بام پرت می کنید و می خواهید به زمین نیفتید؟! (ص ۸۸)... به خدا قسم اگر ما قضاوت اکثر پرونده های دادگستری را به بقالهای سر کوچه ها واگذاریم آنان عادلانه تر و شرعی تر از این دادگستری حل و فصل می کنند.(ص ۴۸)»


3⃣مساله مردم، مساله انقلاب و مساله رهبران انقلاب ما در سال ۵۷ «اسلام» نبود بلکه «اصلاح» بود و البته آنان به واسطه فعالیت خستگی ناپذیر احیاگران دینی معاصر می کوشیدند خوانشی اصلاح طلبانه از اسلام ارائه دهند. این چرخش پارادایمی عظیم از "اصلاح" به "اسلام" که تا کنون کمتر مورد توجه و تحلیل قرار گرفته، به نظر من به سه دلیل عمده روی داد: 

۱) نفوذ روحانیت در صفوف انقلابیون بعد از پیروزی نهضت 
۲) انتقال نسل از حیدرهای انقلابی به حسن های پاسدار نظام و گسسته از سنت ایران 
۳) تلقی رهبران از اقتضائات حاکمیت.

 حیدر رحیم پور خود در آسیب شناسی ویرانی گسترده کشاورزی و دامداری در چهل سال اخیر نهایتاً بر گزاره ای صحه می گذارد که توضیح دهنده این دلیل سوم است: «در بسیاری از این ساختار اگرچه حکومت از ما، لیکن حاکمیت از آن خرفتان و خائنان است. تمام هوش و هواس بزرگان متوجه حفظ مرزهای دین و کشور است و اداره کشور به سه قوه ای واگذار شده که منتخب مردم اند (و البته) ساختار قوه مجریه همان ساختاریست که دشمنان از دو سده پیش برای ما ساخته اند (ص ۴۸)» تمام هوش و حواس بزرگان در ساختار حاکمیتی ما متوجه حفظ مرزهای دین و کشور و در نتیجه گفتمان انقلاب نه برای اصلاح و بهبود ساختار توسعه کشور بلکه برای امنیت و شریعت سرمایه گذاری شده است.

 امنیت و شریعتی که هیچ جایگاهی در گفتمان اصیل انقلاب که حیدر رحیم پور از آن برخاسته ندارد و بلکه «وضع زندگی روستاییان» و «وضع غذای ملت ایران» و «وضعیت گندم و برنج و گوشت و سیب» آن هم نه از موضعی تکنوکراتیک و مدیریتی بلکه از موضعی دموکراتیک و متصل به مذهب عدل و اختیار انقلاب اسلامی در آن جای دارد. حیدر رحیم پور البته خود مطلع نیست که دموکراسی در ساختاری که از آن انتقاد کرد اسیر هسته مرکزی قدرت است و عقل و اختیار ملت ایران در صورت رهایی از اسارت ساختارهای استثماری حاکم مسیر رستگاری خود را پیدا خواهد کرد.

 کانال جمهوری سوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان