کد خبر: ۸۴۱۷
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۹:۴۹-16 May 2019
برجام بی تردید شکست خورده است و شکست برجام در معنای بنیادین سیاسی-تاریخی آن به معنای ورشکستی هر دو نیرویی است که در چارچوب آن طرح سیاسی خویش را پیش می بردند. این دو برنامه سیاسی-اقتصادی دو جناح اصلی ساختار جمهوری دوم بود که در یک تعببیر کلی و روشن که حسن روحانی در اوایل دهه هشتاد از آن یاد می کند
 یکی اقتصاد را ذیل اقتدار حاکمیتی می نشاند و دومی اقتدار را تابعی برآمده از توسعه اقتصادی تلقی می کند. 

اولی با تأکید بر اقتدار حاکمیت و امنیتی کردن مقوله اقتصاد و فرهنگ، مرزهای دولت-ملت را تا سرحد انزوای کامل ایران از جهان و برپایی «تمدن» به معنای هانتینگتونی آن بالا می برد و دومی با تأکید بر ورود به سرمایه داری جهانی، دولت را به عنوان حافظ منافع طبقه سرمایه داری همپالگی با سرمایه داری جهانی معرفی می کند.

 برجام علاوه بر اینکه یک توافق با امریکا بود، یک توافق در داخل هم محسوب می شد. هردو جناح، هرچند در دو ساختار متفاوت، به تنش زدایی از روابط با استکبار در خارج و سیاست زدایی از جامعه مدنی ایران نیاز داشتند و هر دو از پدید آمدن نوعی سرمایه داری رانتی زیر لوای دولت و بیت المال، هرچند یکی با صبغه ای دولتی تر و دیگری با صبغه ای خصوصی تر، حمایت می کردند. 


با پایان یافتن تاریخ مصرف احمدی نژاد در سال 90 که به بازگرداندن تعادل از دست رفته در دهه هفتاد میان دو جناح انجامیده بود، توافق و رقابت دو جناح حاکم در دهه نود که از یکسو برنیامدن نیروی سیاسی سومی را تضمین می کردند و از سوی دیگر برای حذف یکدیگر تمام تلاش خود را به کار می بستند، امروز به یک بن بست سیاسی تمام عیار انجامیده است. تمام گزینه هایی که امروز از سوی دو جناح حاکم مطرح می شود، هرچه باشد از آنجا که هدفی جز تمدید الیگارشی جمهوری دوم ندارد طرحی ارتجاعی و غیرقابل قبول به نظر می رسد.

 چنین شرایطی بی شک، دیر یا زود آبستن برآمدن نیروی سیاسی سومی است که بیرون از قلمرو دو جناح حاکم، از ناحیه رادیکال راست یا چپ برخواهد خواست. به خاطر گرایش به راست ساختار رسمی دولت-ملت ایرانی برآمدن نیروی سیاسی سومی از ناحیه راست رادیکال همواره وجود دارد اما مساله در این نکته بغرنج است که راست گرایی ناسیونالیستی، تکنوکراتی و دیکتاتورمآبانه نمایندگان پر و پاقرصی در میان سلطنت طلبان و پان ایرانیستهای سکولار دارد و از سوی دیگر مستقیماً در نقطه مقابل سنت و گفتمان انقلاب اسلامی 57 قرار می گیرد. اگرچه جامعه مدنی ایران ضعیف و مستأصل است اما گرایش به آرمانهای آزادی و عدالت و مبارزه با امپریالیسم همواره در آن ریشه دار بوده است. برآمدن نیروی سیاسی سومی از ناحیه چپ اگر امروز با عبرت 

گرفتن از بیراهه های تاریخی ای که مسیر چپ را به سوی سوسیالیسم دولتی و بنیادگرایی محافظه کار می کشاند، همراه شود، می تواند مسیری تازه، راهگشا، مقبول و مترقی برای برون رفت ایران امروز محسوب شود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان