کد خبر: ۸۳۴۱
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۵:۴۳-13 May 2019
یکی از مسائلی که موجب می شد امام از بیت آقای بروجردی فاصله بگیرد، این بود که اطرافیان آقای بروجردی نمی خواستند آقای بروجردی در مورد کارهای خلاف شرع و دین شاه، لب به اعتراض گشاید. اطرافیان آقای بروجردی با نواب صفوی سرسختانه مخالف بودند. آنها با آیت الله کاشانی هم مخالف بودند.
با وجود اینکه دستگاه شاه، نواب صفوی و واحدی و طهماسبی و ذوالقدر را به اعدام محکوم کرده بود اما آقای بروجردی فقط در شب اعدام آنها نامه ای نوشت و برای شاه فرستاد و معلوم بود که این کار به نتیجه نرسید( احتمالا نمی رسد). 

در مخالفت با فداییان اسلام، عده ای از لرها که یکی شان شیخ علی لر بود، را در قم راه انداختند که با چوب و چماق به جان فداییان اسلام افتادند و تا دلشان می خواست آنها را در مدرسه فیضیه کتک زده و از مدرسه بیرون رانده و اثاثیه آنها را از حجره هاشان به بیرون ریختند. سیدعبدالحسین واحدی و سیدهاشم تهرانی با سر و پیکر خونین از قیضیه فرار کردند و به صحن مطهر حضرت معصومه پناه بردند. برخی از چماقدارها کسانی هستند که اکنون زنده اند و فعلا به خاطر ملاحظاتی نام آنها را نمی برم. 

فدائیان اسلام به رهبری نواب، رشد پیدا کرد و اولین اعدام انقلابی آنها ترور احمدکسروی درکاخ دادگستری تهران بود. کسروی با همه مظاهر اسلام مخالفت می کرد و مخصوصا مذهب شیعه را در ردیف مذهب بهاییت در آورده و آن را می کوبید. دستگاه خودکامه هم از او حمایت می کرد. 

وقتی مصدق روی کار آمد و نفت ایران از دست کمپانی های انگلیسی خارج و ملی اعلام شد، گرچه فدائیان اسلام و کاشانی در ملی کردن نفت خیلی موثر بودند اما مصدق و اطرافیان او نمی خواستند کمترین سهمی از مبارزات را به حساب روحانیت و فداییان اسلام بگذارند. اگر ترور رزم آرا توسط فداییان صورت نمی گرفت، مصدق و اطرافیانش هیچ وقت نمی توانستند نفت را ملی کنند 
مصدق تا آخر عمر حاضر نشد عکسی با فداییان اسلام بگیرد. ما آیت الله کاشانی با کمال شجاعت به مجلس فشار آورد تا طهماسبی را عفو کردند. 

از آن پس دستگاه میان فداییان اسلام و کاشانی از یک سو، فداییان اسلام ومصدق از طرفی دیگر و بالاخره میان مصدق و کاشانی در طرف سوم، اختلاف ایجاد کرد و در این کار بسیار هم موفق شد و با اختلاف میان این سه، حکومت پلیسی شاه گسترش یافت. 

البته مهره های وابسته به دربار به خانه کاشانی رخنه کرده و بدون اجازه آنها کسی به کاشانی دسترسی نداشت. در راس همه آنها میراشرافی و شمس قنواتی و مظفربقایی و حسین مکی بودند. 
پسر بزرگ کاشانی که دخترش را به دکترخطیبی، مدیرعامل شیر و خورشید داده بود هم، بی اندازه مال دوست و مادی بود. از مردم پول می گرفت و کار چاق کن بود. این ها همه سعی داشتند فاصله میان کاشانی و فداییان اسلام را زیادتر کنند  موفق هم شدند. 

فداییان اسلام دست به کار شدند تا حسین اعلا را حین ورود به مسجد شاه ترور کنند. اما تیری که از "پرابلم" ذوالقدر خارج شد، مختصر جراحتی روی سر اعلا ایجاد کرد و او کشته نشد. همین باعث شد همه اعضای فداییان بازداشت و اعدام شوند. 

قبل از این جریان واحدی که برای تدارک مقدمات ترور اشرف پهلوی به اهواز رفته بود، بازداشت شد. او را به دفتر تیمور بختیار در تهران آوردند. تیمور بختیار با دیدن او شروع به فحاشی می کند. واحدی هم دوات روی میز  را برداشته و بر سر او می کوبد. بختیار هفت تیر کشیده و درجا، واحدی را می کشد. 

بختیار به اصطلاح نزد شاه شرفیاب می شود. فردای آن روز روزنامه ها نوشتند: مرد شماره ۲ فداییان، سیدعبدالحسین واحدی، حین فرار در جاده کرج، چون به ایست ماموران اعتنا نکرده بود، مورد تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. 

شاید چون شاه فهمیده بود که مرجع تقلید آیت الله بروجردی با فداییان اسلام میانه خوبی ندارد آنها را گرفت و اعدام کرد. امام و سایر علما در آن زمان، در درجه دوم قرار داشتند، لذا هر چه نامه نوشتند و به شاه گوشزد کردند که این اعدام ها به صلاح نیست، شاه به حرف آقایان گوش نکرد. زیرا می دانست که آقای بروجردی اقدام جدی نخواهد کرد. 

بعد از آن امام رفت و آمد خود به بیت آقای بروجردی را عملا قطع کرد.


  منبع: خاطرات آیت الله خلخالی

 
  
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان