کد خبر: ۸۲۵۴
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۵:۰۸-09 May 2019
کاروان امام حسین (علیه‌السّلام) پنج روز پس از خروج از مدینه در سوم شعبان سال شصت هجری، وارد شهر مکه شد. [۱] [۲] [۳] نقل شده که چون حدود مکه از دور نمایان گردید و کوه‌های شهر از دور دیده شد، امام (علیه‌السّلام) به تلاوت این آیه از قرآن پرداختند: «و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل؛ و هنگامی که موسی (علیه‌السّلام) متوجه شهر مدین شد گفت: امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست، هدایت کند» [۴] [۵] [۶] [۷] [۸]
امام حسین (علیه‌السّلام) وارد شهر مکه شد ساکنان مکه و زائران بیت الله الحرام با شنیدن خبر ورود امام (علیه‌السّلام) به مکه بسیار شادمان شدند. مردم، صبح و شام، نزد حضرت (علیه‌السّلام) در رفت و آمد بودند و این بر عبدالله بن زبیر، سخت گران می‌آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکه با وی بیعت کنند. لیکن آنچه را که در دل داشت، برای امام (علیه‌السّلام) آشکار نمی‌کرد. او نیز چونان دیگر مردم با امام (علیه‌السّلام) رفت و آمد داشت؛ در نماز ایشان شرکت می‌کرد، نزد حضرت (علیه‌السّلام) می‌نشست و به سخنان ایشان گوش فرا می‌داد؛ ولی با این همه، می‌دانست که تا امام حسین (علیه‌السّلام) در مکه هست، کسی با او بیعت نمی‌کند؛ زیرا جایگاه امام حسین (علیه‌السّلام) در نزد مردمان مکه، بسیار بالاتر از جایگاه پسر زبیر بود. [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲]

نامه گروه اول به امام
 
نامه کوفیان به امام (علیه‌السّلام) و دعوت از او برای قیام:مدت چندانی از ورود امام (علیه‌السّلام) به مکه نگذشته بود که شیعیان عراق خبر مرگ معاویه را دریافت کردند و از سرپیچی امام حسین (علیه‌السّلام) و ابن زبیر از بیعت با یزید با خبر گشتند، پس به جنبش در آمدند و در منزل سلیمان بن صرد خزایی، گرد آمدند. آنان از هلاکت معاویه سخن به میان آوردند و خداوند را بر آن شکر نمودند. سلیمان بن صرد به پا خاست و خطاب به حاضرین در مجلس گفت: «به راستی که معاویه به هلاکت رسید و حسین (علیه‌السّلام) از بیعت با آنان خودداری کرده است و به سمت مکه رهسپار شده است. شما، شیعیان او و شیعیان پدر او هستید. اگر در خود می‌بینید که او را یاری دهید و با دشمنانش نبرد کنید، برایش نامه بنویسید و اگر بیم دارید که سست و پراکنده شوید، او را نسبت به خود امیدوار نسازید. گفتند: هرگز؛ بلکه با دشمنانش نبرد می‌کنیم و جان خود را در راهش فدا می‌کنیم. گفت: پس برایش نامه بنویسید.» [۱۳] [۱۴] [۱۵]

← متن نامه

آن گاه این چنین نامه نوشتند:
«به نام خداوند بخشنده مهربان.
به حسین بن علی (علیه‌السّلام) ، از سوی سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعة بن شداد، حبیب بن مظاهر و شیعیان او از مؤمنان و مسلمانان کوفه.
درود بر شما! به راستی که ما خداوند یگانه را حمد می‌گوییم. اما بعد، ستایش خدایی را که دشمن جبار و سرکش تو را در هم شکست؛ دشمنی که در بدی کردن بر این امت، شتاب کرد و زمام امور را به زور، به دست گرفت، ثروت‌های عمومی را غصب کرد و بدون رضایت امت، بر آنان حکومت نمود. آن گاه بهترین‌های امت را به شهادت رسانید و اشرار را رها کرد و ثروت الهی را میان ثروتمندان و زورمداران، قسمت کرد. از رحمت خدا دور باد، چنان که قوم ثمود، دور شدند! اینک ما، پیشوایی نداریم؛ به سوی ما روی آور. امید است که خداوند، ما را به واسطه شما بر محور حقیقت، گرد آورد. نعمان بن بشیر، در قصر حکومتی است؛ ولی ما در نماز جمعه و مراسم عید او، حاضر نمی‌شویم. اگر به ما خبر رسد که شما به سمت ما می‌آیید، او را از قصر بیرون می‌کنیم تا به خواست خدا به شام برود. درود و سلام خدا بر شما باد! » [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹]

← فرستادن نامه دوم

آن گاه نامه را به همراه عبدالله بن سبع همدانی و عبدالله بن وال روانه کردند [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴]  و به آنان دستور دادند با سرعت حرکت کنند. آن دو از کوفه حرکت کردند و با شتاب راه پیمودند تا اینکه خود را دهم ماه رمضان در مکه به امام حسین (علیه‌السّلام) رساندند. [۲۵] [۲۶] [۲۷]  دو روز از ارسال نامه اول کوفیان گذشت که آنان قیس بن مسهر صیداوی، عبدالرحمن بن عبدالله بن کدن ارحبی و عمارة بن عبید سلولی را که حامل صد و پنجاه نامه و هر نامه شامل امضای یک تا چهار نفر بود را نزد امام (علیه‌السّلام) گسیل داشتند. [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱]  محتوای تمامی این نامه‌ها درخواست از حضرت (علیه‌السّلام) برای آمدن به کوفه بود. پس از ارسال این نامه‌ها کوفیان آخرین نامه خود را دو روز بعد به همراه دو قاصد به نام‌های هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی نزد امام (علیه‌السّلام) فرستادند و از حضرت (علیه‌السّلام) خواستند به کوفه بیاید [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵]

← متن نامه

در این نامه آمده بود:
«به نام خداوند بخشنده مهربان.
به حسین بن علی (علیه‌السّلام) ، از طرف شیعیانش از مؤمنان و مسلمانان.
اما بعد، به سوی ما بشتاب. به راستی که مردم، انتظار شما را می‌کشند و نظری به غیر شما ندارند. پس بشتاب، بشتاب. درود بر شما! » [۳۶] [۳۷]
جالب تر این که شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، از سران هواداران حکومت بنی امیه به همراه یزید بن حارث بن یزید بن رویم، عزرة بن قیس، عمرو بن حجاج زبیدی و محمد بن عمیر تمیمی، نامه‌ای به امام (علیه‌السّلام) نوشتند [۳۸] [۳۹]  و از آن حضرت (علیه‌السّلام) در خواست کردند تا به کوفه برود. در این نامه آمده: «اما بعد، بشتاب که باغ‌ها سرسبزند و میوه‌ها رسیده‌اند. زمین خرم است و درختان جامه ی سبز برتن کرده‌اند. هر گاه خواستی نزد ما بیا که به سوی سپاهی آماده جانبازی در رکاب خویش می‌آیی!». [۴۰] [۴۱]  و آن را همراه پیکی به سوی امام (علیه‌السّلام) فرستادند.
اما با وجود این همه نامه امام (علیه‌السّلام) در پاسخ گویی به نامه‌ها تامل و تانی می‌کرد تا این که در یک روز ششصد نامه از مردم کوفه به دست امام (علیه‌السّلام) رسید [۴۲]  و پس از آن هم، نامه‌های دیگر نیز پی در پی می‌آمد تا آن که تعداد این نامه‌ها به دوازده هزار نامه رسید. [۴۳]
نامه‌های بسیاری نزد امام (علیه‌السّلام) جمع شد. پس نامه‌ها را خواند و از فرستادگان در باره مردم، پرسش نمود. آنگاه نامه‌ای نوشت و به هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی -که آخرین فرستادگان مردم کوفه بودند [۴۴] [۴۵] [۴۶] [۴۷] داد.

جواب نامه ها
 
در این نامه آمده:
«به نام خداوند بخشنده مهربان.
از حسین بن علی (علیه‌السّلام) به جمع مؤمنان و مسلمانان.
اما بعد؛ هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی با نامه‌های شما پیش من آمدند همه آنچه را که حکایت کرده بودید و گفته بودید دانستم. گفته بیشترتان این بود که امام نداریم بیا شاید به سبب تو خدا ما را بر حق و هدایت همدل کند اینک من برادر و پسر عمو و معتمد و اهل خاندانم را سوی شما فرستادم و به او گفتم از حال و کار و رای شما به من بنویسد اگر نوشت که رای جماعت و اهل فضیلت و خرد چنان است که فرستادگانتان به من گفته‌اند و در نامه هایتان خوانده‌ام به زودی پیش شما می‌آیم ان شاء الله؛ به جان خودم که امام جز آن نیست که به کتاب عمل کند و انصاف پیش گیرد و مجری حق باشد و خویشتن را خاص خدا کند والسلام.» [۴۸] [۴۹]

ارسال نماینده به کوفه
 
در پی آخرین نامه کوفیان، امام حسین (علیه‌السّلام) پسر عمویش -مسلم بن عقیل- را به حضور طلبیده سپس عازم عراق نمود تا اوضاع و احوال آنجا را بررسی نموده، آن را به ایشان گزارش دهد. [۵۰] [۵۱] [۵۲] [۵۳]  مسلم در نیمه ماه رمضان، مخفیانه از مکه بیرون رفت و در پنجم شوال به کوفه رسید [۵۴]  و در خانه مختار بن ابی عبید منزل گزید. [۵۵] [۵۶] [۵۷]  در این زمان، امیر کوفه نعمان بن بشیر انصاری بود. شیعیان پس از آگاهی از ورود مسلم، به نزدش رفته و با او بیعت کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که، تعداد هجده هزار نفر از مردم کوفه با او بیعت کردند. [۵۸] [۵۹]

عبدالله بن مسلم و سپس عمارة بن عقبه و پس از آنها عمر بن سعد بن ابی وقاص ناتوانی نعمان را در اداره امور کوفه به یزید گزارش دادند. [۶۰] [۶۱] [۶۲]  یزید با مشورت سرجون مسیحی، اداره همزمان حکومت کوفه و بصره را به عبیدالله بن زیاد سپرد. [۶۳] [۶۴] [۶۵]  عبیدالله با لباسی مبدل وارد کوفه شد و پس از ورود به قصر (دار الاماره) خود را به همگان شناساند. [۶۶] [۶۷] [۶۸] [۶۹]  عبیدالله در مسجد کوفه به سخنرانی پرداخت و مردم را از مخالفت با خویش ترساند او بر سران قبایل و مردم بسیار سخت گرفت و مخالفان را به شدت تهدید کرد. [۷۰] [۷۱] [۷۲]  مسلم بن عقیل، چون خبر آمدن عبیدالله و سخنرانی او را شنید و از سختگیری هایش بر مردم و سران قبایل باخبر گشت از خانه مختار بیرون آمد و به منزل هانی بن عروه مرادی پناه برد. [۷۳] [۷۴] [۷۵]

ارسال نامه مسلم به امام
 
او نامه‌ای را به همراه عابس بن ابی شبیب شاکری، برای امام حسین (علیه‌السّلام) فرستاد [۷۶]  و در آن یادآور شد که «هجده هزار نفر با من بیعت کرده‌اند چون نامه‌ام به دست شما رسید، در آمدن، شتاب کنید.» [۷۷] [۷۸] [۷۹]  ابن زیاد پس از تسلط نسبی بر کوفه، جهت اطلاع از محل اختفای مسلم، غلام خود –معقل- را میان یاران مسلم نفوذ داد. [۸۰] [۸۱] [۸۲]  عبیدالله پس از اطلاع از مخفیگاه مسلم، هانی را با حیله‌ای به دارالاماره کشاند و او را زندانی کرد [۸۳] [۸۴] [۸۵] [۸۶]  و سپس در مسجد کوفه به ایراد سخن پرداخت. [۸۷]  با دستگیری هانی، مسلم یاران خود را با شعار «یا منصور امت» فرا خواند [۸۸] [۸۹] [۹۰] [۹۱]  و با چهار هزار نفر دار الاماره را در محاصره گرفت. [۹۲] [۹۳] [۹۴]  عرصه بر عبیدالله تنگ شد پس به سرعت درهای قصر را بست [۹۵] [۹۶] [۹۷]  و از برخی سران کوفی مانند کثیر بن شهاب بن حصین حارثی، محمد بن اشعث، قعقاع بن شور ذهلی، شبث بن ربعی تمیمی، حجار بن ابجر عجلی و شمر بن ذی الجوشن عامری خواست تا هر کدام از آنان افراد قبایل خود را از اطراف پسر عقیل پراکنده سازند و از آنان خواست که در این راه از فریفتن مردم با وعده مال و منال حاکم کوفه و ترساندن آنان از لشکر شام که به طرف کوفه حرکت کرده است، هیچ دریغ نورزند. [۹۸] [۹۹] [۱۰۰] [۱۰۱]  با سخنان سران کوفه، رفته رفته یاران مسلم بن عقیل از اطراف او پراکنده شدند [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴]  تا آنجا که شب هنگام جز سی مرد، کسی همراهش نبود. [۱۰۵] [۱۰۶]  تا اینکه پس از اقامه نماز مغرب و عشاء و خروج از مسجد کوفه، باقی مانده همراهان مسلم نیز، پراکنده شدند و او تنها ماند. [۱۰۷] [۱۰۸] [۱۰۹]

پناهندگی مسلم
 
مسلم در حالی که تنها مانده و در کوچه‌ها سرگردان شده بود به منزل زنی به نام "طوعه" پناه برد. [۱۱۰] [۱۱۱] [۱۱۲]  ابن زیاد پس از فروکش کردن قیام مسلم، به مسجد رفت و پس از اقامه نماز و سخنرانی، دستور جستجوی خانه به خانه مردم، برای یافتن مسلم، را صادر کرد. [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵]  در این هنگام پسر طوعه که از محل اختفای مسلم با خبر شده بود آن را به اطلاع عوامل حکومتی رساند. [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹]  عبیدالله نیز محمد بن اشعث را همراه هفتاد نفر راهی منزل طوعه کرد. [۱۲۰] [۱۲۱] [۱۲۲]  وقتی مسلم از محاصره خانه مطلع شد، با شمشیر از خانه بیرون آمد و با آنان به نبرد پرداخت. [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵]  تا این که جراحت‌های سنگین برداشت و به اسارت در آمد. [۱۲۶] [۱۲۷]  پس از اسارت، مسلم از محمد بن اشعث و عمر بن سعد خواست تا پیکی بفرستند و امام (علیه‌السّلام) را از اوضاع کوفه با خبر سازند. [۱۲۸]

شهادت مسلم
 
سرانجام مسلم در روز چهارشنبه نهم ذی حجه سال شصت هجری [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱]  پس از دو ماه و چهار روز اقامت در کوفه، به شهادت رسید. (بنا به نظر مسعودی مسلم در نیمه ماه رمضان، مخفیانه از مکه بیرون رفت و در پنجم شوال به کوفه رسید) [۱۳۲]
فرستاده محمد بن اشعث و عمر بن سعد در منزل زباله به کاروان امام حسین (علیه‌السّلام) رسید و پیام مسلم را ـ که خواسته بود شرح حالش را به امام (علیه‌السّلام) گزارش دهد و پراکنده شدن کوفیان را پس از بیعتشان با او، بازگو کند ـ، رساند. امام حسین (علیه‌السّلام) نامه را خواند، و از خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، بسیار متاثر گردید. [۱۳۳]

پانویس
  
۱. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۶۰.    
۲. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۸۱.    
۳. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۵.    
۴. ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۲۲.    
۵. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۴۳.    
۶. ↑ کوفی، ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۲۳.    
۷. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶.    
۸. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۱۷.    
۹. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۶.    
۱۰. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶.    
۱۱. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۰.    
۱۲. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۱۹۰.
۱۳. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۲.    
۱۴. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۲۷.    
۱۵. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۰.    
۱۶. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۷-۱۵۸.    
۱۷. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۲۷-۲۸.    
۱۸. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۶-۳۷.    
۱۹. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۰.    
۲۰. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۸.    
۲۱. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۲.    
۲۲. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۲۸.    
۲۳. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۸.    
۲۴. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۰.    
۲۵. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۹.    
۲۶. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۸.    
۲۷. ↑ ابن کثیر، ابوالفداءاسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۸، ص۱۵۱.    
۲۸. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۸.    
۲۹. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۲.    
۳۰. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۲۹.    
۳۱. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۸.    
۳۲. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۸.    
۳۳. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۳.    
۳۴. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۲۹.    
۳۵. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۸.    
۳۶. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۳.    
۳۷. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۸.    
۳۸. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۳.    
۳۹. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۸.    
۴۰. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۵۸-۱۵۹.    
۴۱. ↑ کوفی، ابن اعثم، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ۱۴۲۱، ص۳۷-۳۸.
۴۲. ↑ سید بن طاوس، رضی الدین، اللهوف، تهران، جهان، ۱۳۴۸ش، ص۲۴.    
۴۳. ↑ سید بن طاوس، رضی الدین، اللهوف، تهران، جهان، ۱۳۴۸ش، ص۲۴.    
۴۴. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۳۷.    
۴۵. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۳.    
۴۶. ↑ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی تا، ج۲، ص۲۴۱.
۴۷. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۳۸.    
۴۸. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۳.    
۴۹. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۱.    
۵۰. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۰.    
۵۱. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۴۷.    
۵۲. ↑ کوفی، ابن اعثم، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ۱۴۲۱، ص۳۹.
۵۳. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۱.    
۵۴. ↑ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹، ج۳، ص۵۴.
۵۵. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۱.    
۵۶. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۲، ص۷۷.    
۵۷. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۵.    
۵۸. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، ۱۹۹۳، خامسه۱، ص۴۵۹.
۵۹. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۷۵.    
۶۰. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۶.    
۶۱. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۳۵-۳۶.    
۶۲. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۱۹۸.
۶۳. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ج۵، ص۳۷۹.    
۶۴. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۴۸.    
۶۵. ↑ ابن کثیر، ابوالفداءاسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۸، ص۱۵۲.    
۶۶. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۲.    
۶۷. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۴۸.    
۶۸. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۱.    
۶۹. ↑ ابن الجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۵، ص۳۲۵.    
۷۰. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۲-۲۳۳.    
۷۱. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۶۰.    
۷۲. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۲.    
۷۳. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۳.    
۷۴. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۴۸.    
۷۵. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱، ج۵، ص۴۰.    
۷۶. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۷۵.    
۷۷. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۴۳.    
۷۸. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۷۵.    
۷۹. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۳.    
۸۰. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۵-۲۳۷.    
۸۱. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۶۲.    
۸۲. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱، ج۵، ص۴۱.    
۸۳. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۴۸-۳۴۹.    
۸۴. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱، ج۵، ص۴۴.    
۸۵. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۵-۴۶.    
۸۶. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴.
۸۷. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۶۸.    
۸۸. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳، ج۲، ص۵۲.    
۸۹. ↑ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹، ج۳، ص۵۸.
۹۰. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۸-۴۹.    
۹۱. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۰.    
۹۲. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۰.    
۹۳. ↑ ابن کثیر، ابوالفداءاسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۸، ص۱۵۴.    
۹۴. ↑ ابن الجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۵، ص۳۲۶.    
۹۵. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۶۹.    
۹۶. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۸.    
۹۷. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۰.    
۹۸. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۹.    
۹۹. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۰.    
۱۰۰. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۱.    
۱۰۱. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۲۰۶-۲۰۷.
۱۰۲. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۰.    
۱۰۳. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۹.    
۱۰۴. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۲۰۷.
۱۰۵. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۹.    
۱۰۶. ↑ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص۱۴۱۳، ج۲، ص۵۴.    
۱۰۷. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۳۹.    
۱۰۸. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۰.    
۱۰۹. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۴۹.    
۱۱۰. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۰.    
۱۱۱. ↑ کوفی، ابن اعثم، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ۱۴۲۱، ص۶۲.
۱۱۲. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۵۰.    
۱۱۳. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۷۲-۳۷۳.    
۱۱۴. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۵۱-۵۲.    
۱۱۵. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۲.    
۱۱۶. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۴۰.    
۱۱۷. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۰.    
۱۱۸. ↑ کوفی، ابن اعثم، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ۱۴۲۱، ص۶۳.
۱۱۹. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۲۰۸.
۱۲۰. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۷۳.    
۱۲۱. ↑ مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۵۲.    
۱۲۲. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۲.    
۱۲۳. ↑ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹، ج۳، ص۵۸.
۱۲۴. ↑ خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام) ، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی تا، ج۱، ص۲۰۹.
۱۲۵. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۳۳-۳۴.    
۱۲۶. ↑ ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، چاپ اول، ص۱۹۹۱، ج۵، ص۵۴-۵۵.    
۱۲۷. ↑ ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۴، ج۵، ص۱۲۷.    
۱۲۸. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۴۷.    
۱۲۹. ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۸۱.    
۱۳۰. ↑ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹، ج۳، ص۶۰.
۱۳۱. ↑ ابن کثیر، ابوالفداءاسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۸، ص۱۵۸.    
۱۳۲. ↑ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، ۱۴۰۹، ج۳، ص۵۴.
۱۳۳. ↑ دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۴۷-۲۴۸.    
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان