کد خبر: ۸۲۰۳
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۶-07 May 2019
حاج محمد معین التجار از شخصیت های مشهور تاریخ تجارت و سیاست ایران در خطه جنوب به شمار می رفت و فعالیت های او موجب نبض شریان اقتصاد ایران در مقطع زمانی خاص مشروطه تا جنگ جهانی اول گردید.
آغاز قدرت یابی اقتصادی وی به دوره ناصری بازمی گردد و شروع فعالیت سیاسی او به دوره مظفرالدین شاه می رسد. معین التجار پس از طی یک دوره ورشکستگی خانوادگی با استفاده از میراث عمه پدرش، در ابتدا به عنوان یک تاجر، معروف شد و سپس پا به عرصه سیاست نهاد.

 از جمله شخصیت های شناخته شده و سرشناس بوشهر که نقش بسیار مهمی در تاریخ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران دوره قاجار و پهلوی، ایفا کرد، حاج آقا محمد معین التجار بوشهری بود. وی با لیاقت و کاردانی اقتصادی، خود را به مهم ترین نهاد سیاسی کشور یعنی مجلس شورای ملی و مدارج بالا رسانید و با افتتاح مجلس شورای ملی، یکی از دو نماینده بانفوذ و با درایت تجار در مجلس اول بود. در دوره سوم نیز به نمایندگی از مردم بوشهر وارد مجلس شورای ملی شد. اینکه چگونه خانواده حاج معین التجار از ورشکستگی به احیاء تجارت در خاندان خود دست یافتند؟ نقش اقتصاد در اندیشه سیاسی معین التجار به چه شکل اعمال گردید؟ و اتهامات وارده بر اقدامات او تا چه حد صحت داشتند؟، از پرسش های اصلی این پژوهش است. در این پژوهش، سعی بر آن بوده است تا به شرح بیوگرافی حاج محمد معین التجار بوشهری، فعالیت های اقتصادی ایشان در تجارت بین الملل و خلیج فارس و نیز به بررسی تأثیر اندیشه ایشان در تحولات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در طول دوران حضور در این عرصه ها پرداخته شود.

زندگی او با فراز و فرودهای بسیار همراه بود. اما پایه‌های آن همواره بر زمانه‌ای نامناسب و آشفته قرار داشت و همین امر منجر به آن که هرگز از تجارت به صنعت وارد نشود. از وارث شکست پدر بودن تا ایجاد تجارتی پررونق برای خویش، از اخذ امتیاز تاسیس کمپانی‌های تجاری در جنوب ایران و ساختمان‌سازی، راه‌سازی، ایجاد اسکله، کاروان‌سرا، مغازه و کشیدن خط آهن تا تاسیس شرکتی تجاری با مشارکت تجار سرشناس ایران عصر قاجار، از بهره‌گیری از پیوندهای خانوادگی برای تحکیم پایه‌های قدرت تجاری تا همکاری با شرکت‌های خارجی در زمینه صدور و فروش کُک، اکسید سنگ و خاک قرمز هرمز، از انتصاب به منصب سرتیپی در عصر مظفری تا قرار گرفتن در سنخ تجار مشروطه‌خواه و حضورش در مجلس شورای ملی، از روی آوردنش به زمینداری تا دل‌زدگی‌اش از جریان‌های افراطی مشروطه‌خواهی، از افروختن کینه طوایف بویراحمدی در راستای تحکیم قدرتش در مناطق جنوبی تا فراز و نشیب حیات سیاسی‌اش، از مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس تا مخالفتش با افزایش بودجه نظامی وزارت جنگ در دوره رضاخانی، از اختفایش از کابینه سیاه تا حمایتش از انتقال قدرت قجری به پهلوی و سرانجام، مورد غضب رضاشاه بودنش... او مردی بود که بیش از نیم‌قرن سیاستش را به تبع منافع اقتصادی‌اش پیش برد. او حاج‌محمد بوشهری ملقب به معین‌التجار و مشهور به حاج‌محمد دهدشتی بود.


از کودکی تا تثبیت موقعیت تجاری
به گزارش اقتصادنیوز، در ادامه این روایت تاریخی منتشر شده در هفته‌نامه تجارت‌فردا(شماره ۱۷۵) آمده است:

در بوشهر ۱۲۳۸ مقدر بود که حاج محمدرحیم بوشهری از تجار و اعیان این شهر صاحب فرزندی شود که سال‌ها پس از مرگ او نیز، نامش با تاسیس موزه خلیج فارس توام شود. چند سال پس از تولد او، حاج محمدرحیم ورشکسته شد و ناچار با او جلای وطن کرد و رهسپار عراق شد. چندی بعد، محمد به بوشهر بازگشت و در حجره حاج محمدمهدی ملک‌التجار به کار مشغول شد و در ۱۲۶۶ با فراهم آوردن سرمایه‌ای عازم بغداد شد (شیرین‌کام و فرجام‌نیا، ۱۳۹۳: ۴۱). با وفات شوهرعمه‌اش حاج عبدالمحمد ملک‌التجار و به توصیه محمدعلی ملک‌التجار، متولی املاک عمه‌اش ملکی جان شد و با مصالحه با سایر وراث، سهم ملکی جان را خریداری کرد و عازم سفر حج و اروپا شد.

به تدریج و با گسترش تجارتش دربار قاجار امتیاز معدن را به او واگذار کرد. آشنایی با تحولات اروپا و مطالعه درباره صادرات و واردات و کسب و کار موجب شد پس از بازگشت به ایران، تجارت خود را توسعه دهد و پیش از پیروزی مشروطه به یکی از تجار بانفوذ ایران تبدیل شود (همان، ۴۲). در ۱۲۶۹، از سوی ناصرالدین‌شاه امتیاز کمپانی ناصری که نوعی شراکت در امتیاز کشتیرانی کارون بود، به او واگذار شد. این امتیاز، معین‌التجار را مکلف به تاسیس ساختمان‌هایی مطابق با نیاز کمپانی لینچ و تاسیس اسکله، کاروانسرا، مغازه و راه شوسه بین اسکله‌ها از بندر شلیلی به شوشتر می‌کرد. از دیگر وظایف کمپانی، احداث خط آهن برای انتقال کالا از بندر ناصری به شوشتر و دزفول و حمل کالا در داخل و خارج کشور بود. این امتیاز با واگذاری امتیاز معدن زغال‌سنگ (واقع در خام بختیاری) به دولت همراه بود.

برای تحقق این مقاصد، ۱۰ هزار متر زمین متصل به گمرک به او اعطا شد. بدین ترتیب، معین‌التجار از ابتدای امر با شرکت لینچ شریک شد و در زمینه صدور و فروش کُک، اکسید سنگ و خاک قرمز هرمز با کمپانی‌های متعددی همکاری کرد (همان، ۴۴). در خلال چنین سال‌هایی، او به منظور توسعه تجارت خود با مشارکت جمعی از تجار کمپانی تجارتی ایران را در بوشهر به ثبت رساند. نفوذ و دارایی رو به افزایش او در خوزستان موجب همکاری تجار و شرکت‌های خارجی با او شد. کمپانی بوهن یکی دیگر از شرکت‌هایی است که در ۱۲۷۴ ضمن انعقاد قراردادی با معین‌التجار، از ملک او در بندر ناصری استفاده کرد (همان، صص ۴۳-۴۲).

گذشته از قوه تشخیص موقع‌سنج معین‌التجار در تجارت، استفاده از پیوندهای خانوادگی برای تحکیم موقعیت اجتماعی و اقتصادی از دیگر ویژگی‌های او بود. گواه این مطلب، ازدواج او در جوانی با دختر محمدحسن خان امین‌الضرب بود (همان، ۴۴).

معین‌التجار در ۱۲۷۷ به تهران آمد و با خریداری ۳۰ هزار مترمربع از باغ لاله‌زار در آن چندین عمارت باشکوه برای خود و فرزندانش ساخت. در ۱۲۷۸ و با افزایش تعرفه گمرک از دو به پنج درصد به تصمیم دولت اعتراض کرد. او از ۱۲۸۵ به عنوان ملک‌التجار بوشهر منصوب شد و به علت مخالفت با قوام‌الملک شیرازی به تهران آمد و از طریق رایزنی‌های امین‌السلطان (صدراعظم مظفرالدین‌شاه) منطقه ممسنی را از دولت خریداری کرد. مفاد این عهدنامه، قدرت مطلقه در این منطقه را به او واگذار می‌کرد و او را بر حکام و خوانین محلی مسلط می‌کرد (حبیبی فهلیانی، ۱۳۷۱: ۳۴۴-۳۴۰). همچنین، معین‌التجار در ۱۲۷۹ توانست با تامین بخشی از هزینه سفر مظفرالدین‌شاه به اروپا، امتیاز فروش خاک سرخ هرمز را برای خود تجدید نماید و در این سفر به منصب سرتیپی رسیده و سالانه هزار تومان حقوق دریافت کند. او با خریداری و تیول‌داری املاک بسیاری در محمره، اهواز، میناب و ممسنی در شمار یکی از زمینداران عمده نواحی جنوب ایران درآمد و همین امر، موجب درگیری او با خوانین محلی و مردم این ناحیه شد. در واقع، این نبود امنیت تجاری بود که موجب سرمایه‌گذاری او در زمینداری شد (پیشین، ۴۴).

ورود از تجارت به عرصه سیاست روز
به گزارش اقتصادنیوز، در ادامه این روایت تاریخی منتشر شده در هفته‌نامه تجارت‌فردا(شماره 175) آمده است:

او که تاجرپیشه‌ای در تعامل با جهان غرب بود، در اعتراض بازار تهران و اعطای کمک مالی به مشروطه‌خواهان با آنها همراهی نمود، ولی هرگز در شمار مشروطه‌خواهان افراطی قرار نگرفت و خوی تجاری او، معین‌التجار را به یک سیاستمدار محافظه‌کار سنتی بدل کرد که اگرچه، همانند بسیاری دیگر از تجار زمانه هزینه‌های بست‌نشینی مشروطه‌خواهان را تقبل می‌کرد، اما همیشه در شمار اعتدالیون قرار داشت (ترابی‌فارسانی، 1384: 125). در 1285، معین‌التجار به عنوان نماینده قشرش در مجلس اول شورای ملی حاضر شد. یکی از نتایج حضور او در ترکیب نمایندگان مجلس در قالب مخالفت او با طرح دولت مبنی بر قرضه 20 کرور وام از روس و انگلیس و پیشنهاد اولیه برای ایجاد بانک ملی ایران به منظور تامین این مبلغ بود. همچنین، او در برابر اعتراض شیخ فضل‌الله نوری به متمم قانون اساسی موضعی منفعل اتخاذ کرد و رسیدگی به این مساله را در شمار وظایف علمای دین تلقی کرد. سرانجام، اختلافات محمدعلی‌شاه و مجلس و تندروی‌های برخی از مشروطه‌خواهان به عدم حضور او در مجلس پیش از بمباران آن منجر شد. در دوران استبداد صغیر، معین‌التجار در شمار تجاری درآمد که درصدد نوعی صف‌بندی با مشروطه انقلابی و آشتی دادن سلطنت با مشروطه بودند. از این‌رو، او در شمار واسطه‌های مشروطه‌خواهان و دربار قلمداد می‌شد.

پس از دوران استبداد صغیر و با کاهش حضور تجار در صحنه سیاست، او مجدداً روی به تجارت نهاد. در این دوران، معین‌التجار با اتحاد تجار و اصناف تهران موفق به حضور یافتن در مجلس تجارت در وزارتخانه مربوطه شد. در این زمان، او با جلب اعتماد تجار جنوب درصدد سدسازی در اهواز، خط آهن خوزستان و آوردن کارخانه به منطقه برآمد و با شرکت مولیا برای فروش پنج‌ساله خاک هرمز ارتباط یافت و حتی موفق شد شرکت راه آهنی منشعب از کمپانی ناصری تاسیس کند که با وقوع جنگ جهانی اول فعالیت‌های آن منتفی شد.

فعالیت‌های تجاری معین‌التجار در مناطق جنوبی همواره تحت تاثیر واکنش‌های حکام و خوانین محلی این مناطق قرار داشت. اگرچه ملک‌التجاری بوشهر و تیولداری ممسنی او را به قدرت مطلقه این منطقه و نماینده حکومت تبدیل کرده بود، حضور و نفوذ سیاسی و اجتماعی طوایف و حکام و خوانین محلی می‌توانست فعالیت‌های او را تحت تاثیر دائم خود قرار دهد. از این منظر، اگرچه او با تلاش برای تثبیت دائم قدرت خود بر منطقه گاه به درگیری نظامی با خوانین محلی می‌پرداخت اما شم تجاری امین‌التجار، در مواردی او را به اعطای امتیاز به حکام محلی برای جلب حمایت آنان از فعالیت خود سوق می‌داد. برای نمونه، حضور و نفوذ این حکام محلی در مناطق جنوبی، او را به واگذاری نصف امتیاز بندر ناصری به فرزند معزالسلطنه سوق داد. گفتنی است، گذشته از تهدید موقعیت سیاسی و اقتصادی او توسط خوانین محلی در این نواحی، تجارت او در مواردی با مخالفت‌های دولت‌های خارجی نظیر انگلستان همراه بود. این امر، به خودی خود ناشی از انحصار تجارت خاک سرخ جزیره هرمز توسط معین‌التجار بود. این مساله، حتی انگلستان را وادار به تهدید دولت ایران مبنی بر اعاده جزیره هرمز در راستای تامین منافع تجاری این دولت کرد. در همین اثنی، تجارت او با شرکت منچستر به منظور استخراج و ایجاد کارخانه گوگرد با غرق شدن کشتی حامل تجهیزات به شکست انجامید. این ضرر مالی، به واسطه نبود تمهیدات قانونی و عدم پشتیبانی دولت ایران از این تاجر ایرانی به نارضایتی معین‌التجار از طرف‌های خارجی تجارت او منجر شد.

اما جاه‌طلبی‌های فردی نظر معین‌التجار را به سوی گسترش تجارت با عثمانی معطوف کرد. در این راستا، او در نامه‌ای به صدراعظم عثمانی خواستار توسعه تجارت از طریق راه‌های شوسه، خطوط تلگراف و راه آهن و احداث راه آهن بغداد به کربلا و نجف و لوله‌کشی حرم امام علی‌(ع) در نجف شد. دورنمای غیرواقع این طرح‌ها و تلاش ناممکن برای تحقق تمام آنها موجب شد از میان این همه، تنها اجرای طرح لوله‌کشی آب حرم حضرت علی‌(ع) میسر شود. در راستای توسعه تجارت خارجی، معین‌التجار به انعقاد قرار‌دادی با شرکت نفت ایران و انگلیس پرداخت که در راستای آن خدمات تراموای خط ناصری به او واگذار می‌شد. در 1295، او اقدام به خرید کارخانه ابریشم‌کشی امین‌الضرب کرد که به علت از کار افتادن تجهیزات برق آن، ناگزیر شد از این شاخه فعالیت‌های تجاری خارج شود. در خلال این سال‌ها و همزمان با عصر احمد‌شاه قاجار، معین‌التجار در شورای عالی تجارت عضویت یافت. این شورا مرکب از تجار با نفوذ تهران بود که برای پیشبرد فعالیت‌های اقتصادی تشکیل می‌یافت. گذشته از عضویت در این شورا، او مسوول برافراشتن پرچم ایران در نواحی جنوبی این سرزمین بود.
معین‌التجار در کنار سیدضیاءالدین طباطبایی

اما حضور مجدد او در عرصه سیاست با انتخاب او به عنوان نماینده بوشهر در دوره سوم مجلس شورای ملی ممکن شد. او در این مجلس به عضویت حزب اعتدالیون درآمد (پیشین، صص ۵۱-۴۶). حزبی که با نظرات قشر تاجر و مالک هم‌سویی بیشتری داشت.

در سال ۱۳۰۰، معین‌التجار برای تثبیت موقعیت سیاسی و اقتصادی خود در مناطق جنوبی با جلب نظر دولت و از طریق استفاده از قوای مسلح آن به فرماندهی پسرش امیر همایون جواد بوشهری پاره‌ای عملیات نظامی علیه قوای امامقلی خان رستم رهبر طوایف بویراحمدی را شکل داد. با درخواست امامقلی خان رستم از قوام‌السطنه ‌رئیس‌الوزرای وقت، این درگیری خونین که با دادن تلفاتی از سوی دو طرف منازعه همراه بود، در خرداد ۱۳۰۲ منجر به انعقاد مصالحه‌ای ناپایدار شد که نظرات طرفین را تامین کرد. لذا این وضع در خلال سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ خاتمه یافت (بیات، ۱۳۷۲: صص ۱۱-۵). گفتنی است، دامنه اختلافات معین‌التجار با مردم نواحی تحت نفوذ او حتی به مجلس شورای ملی کشیده شده بود. چنان که به فحاشی یکی از تماشاچیان جلسه علنی مجلس به نام میرزا داود خان نسبت به معین‌التجار انجامید (آجودانی، ۱۳۸۷: ۴۴۶).

پس از تعطیلی مجلس سوم، معین‌التجار از حضور در دولت‌ها خودداری کرد و به مشاوره دادن بدان‌ها بسنده کرد. اما با وقوع کودتای ۱۲۹۹، دولت سید‌ضیاء‌الدین طباطبایی درصدد دستگیری او برآمد که به علت عدم حضور او در منزل، تنها به بازداشت پسرش جواد بوشهری منجر شد. در این اثنی، او برای جلوگیری از بازداشت خود توسط قوای حکومت به مدت ۱۰۰ روز مخفی شد (پیشین، ۵۳). همچنین، او در مجلس چهارم شورای ملی ضمن نطقی به افزایش رو به رشد بودجه وزارت جنگ در دوره رضا‌خان معترض شد (کاتوزیان، ۱۳۹۱: ۱۳۱). اما در سال‌های آتی، با اقدامات رضا‌خان در زمینه تثبیت امنیت داخلی از طریق قوای قهریه، تاجرپیشه‌ای چون معین‌التجار را به حمایت از تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی رسانید. در واقع این امر، تنها از این طریق میسر شد که امنیت و ثبات سیاسی ایجاد‌شده در این بازه زمانی می‌توانست حاشیه امنی را برای گسترش فعالیت‌های تجاری در اختیار قشر تاجر قرار دهد. ولو اینکه این امر تجار را به حمایت از قدرت فردی وا دارد که حاضر بود برای حفظ و تحکیم پایه‌های قدرت خود، گروه‌هایی را که منافع او را به نوعی تهدید می‌کردند، از صحنه فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی حذف کند. چنان که گفته شد، معین‌التجار همواره در‌صدد گسترش روابط تجاری با شرکت‌های خارجی بود. بدین منظور، او در خلال سال‌های ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ شرکت شرق را برای تجارت با شوروی تاسیس کرد و در حین ساخت راه‌آهن ایران، شرکت طبری را برای تامین چوب ایجاد کرد. اما تمامی این موارد نتوانست مانع از سوءظن و غضب رضاشاه نسبت به او شود. چونان که در حوالی سال‌های ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ شرکت طبری را در ادامه لغو امتیازات تجاری خود بعد از استقرار حکومت پهلوی از دست داد و آتیه فرزندانش با حضور در دولت‌ها، مجلس و ایجاد پیوندهای خانوادگی با خاندان سلطنتی پهلوی، شکست‌های تجاری و از دست دادن بخشی از میراث او توام گشت. سرانجام، مردی که طی نیم‌قرن فعالیت اقتصادی، کنش سیاسی‌اش همواره در گرو منافع تجاری‌اش بود، در ۱۳۱۲ در تهران درگذشت (پیشین، ۵۴).

منابع:
1- آجودانی، ماشاء‌الله، مشروطه ایرانی، تهران: نشر اختران 1387.
۲- بیات، کاوه، «معین‌التجار بوشهری و لشکرکشی او به ممسنی»، گنجینه اسناد، تابستان و پاییز ۱۳۷۲، سازمان اسناد ملی ایران، صص ۱۱-۵.
3- ترابی فارسانی، سهیلا، تجار مشروطیت و دولت مدرن، تهران: نشر تاریخ ایران 1384.
۴- شیرین‌کام، فریدون و ایمان فرجام نیا، سرگذشت ۵۰ کنشگر اقتصادی ایران، تهران: نشر فرهنگ صبا ۱۳۹۳.
5- حبیبی فهلیانی، حسن، ممسنی در گذرگاه تاریخ، شیراز: نوید شیراز 1371.
۶- کاتوزیان، محمدعلی همایون، اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، تهران: نشر مرکز ۱۳۹۱.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان