کد خبر: ۸۱۸۵
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۲۲-06 May 2019
به مناسبت کاری درسی، بخشهایی از جلد چهارم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را میخواندم که مربوط به بحث حرکت و قوه و فعل است. جدا از مباحث کلاسیک و متداول فلسفه اسلامی درباره حرکت، مرحوم علامه و بیش از او شهید مطهری از خلال این مباحث نظر به نقد مارکس و هگل و حرکت دیالکتیکی دارند که فعلاً بحث ما نیست.
یرای کار درسی، پیگیر بحث حرکت جوهری بودم و نیز بر اساس دغدغه همیشگی، ذهنم را بر مسأله زمان هم تیز کرده بودم. در فصل «توضیح مفهوم حرکت عمومی» بخشی آمده به نام «حرکت و زمان» که اتفاقاً شهید مطهری نیز استثنائاً هیچ شرحی بر آن ننوشته است.

 استادمان بر آن بود که علامه در اینجا مبنای فلسفی کاملاً جدید و متفاوتی با ملاصدرا نهاده و از این رو شهید مطهری هم شرح آن را فروگذاشته است. من اما هر چه خواندم و به سواد ناقصم رجوع کردم، مبنای فلسفی جدیدی نیافتم، ولی به یک بند درباره زمان برخوردم که به نظر میرسد کمی بر خلاف سنت متداول فلسفه ارسطویی و اسلامی، بنیاد درک زمان را در حرکت طبیعی بیرونی جای نداده است، بلکه به نحوی و تا حدودی شبیه به آگوستین، زمان را به «حال» درونی انسان و نوعی درون یابی بازمیگرداند. 

حتی بیش از این، گمان می‌کنم این بیان میتواند باز تا حدی به تمایز پدیدارشناختی میان زمان عینی-طبیعی یا به تعبیر هیدگر، «زمان جهانی» (Weltzeit) با زمان درونی-پدیدارشناختی - که منشأ آن زمانمندی آگاهی نزد هوسرل و یا زمانمندی دازاین نزد هایدگر است - شبیه شود یا حداقل در جهت نزدیک شدن به آن فهم و تفسیر گردد.

البته پیداست که آنچه را علامه «زمان جوهری» نامیده است، همچنان امری کمّی و مبتنی بر امتداد است، اما از حیث نوع تأکید بر درون یابی زمان، با توجه به سیّالیت خود وجود، به نظرم می‌تواند راه را برای فهم و تفسیری «تقریباً» پدیدارشناختی از ادراک زمان در چارچوب فلسفه اسلامی بگشاید. تشخیص اینکه چنین راهی اساساً بی‌ربط یا اتفاقاً درست است، امری است که از خوانندگان عزیز نظرورز مسألت دارم. البته کاملاً از تفاوتهای بنیادین و پارادیمی میان فلسفه صدرایی و مثلاً پدیدارشناسی آگاهی هوسرل آگاهم، اما مرادم از این تطبیق، صرفاً طرح این سؤال است که آیا می‌توان در این بیان علامه، نکته‌ای افزون بر آنچه در حکمت متعالیه در باب زمان گفته شده، جستجو کرد یا نه.

علامه چنین مینویسد: «...ولی پس از اثبات حرکت جوهری در جوهر جهان طبیعت، زمانی با مفهومی تازه که میتواند جنبه تعین داشته باشد و از ادراک هیچ مدرکی پنهان نشود روشن میگردد و آن زمان جوهری است.» اما نکته مورد نظر در بند بعد می‌آید: «و راستی همانگونه هم هست زیرا هر یک از ماها که ذهن خود را از همه حرکات خالی کرده و چشم دل به چهره طبیعت باز کند، باز معنای امتداد سیلانی را مشاهده خواهد کرد و آن همان زمان جوهری است که در خود می‌یابیم» (ص122) تأکیدهای این جمله از بنده است و نه علامه.        

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان