کد خبر: ۸۱۲۶
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۰-03 May 2019
تعریف قساوت قلب : برای این عنوان می توان چند تعریف ذکر کرد : متاثر نشدن و بی تفاوتی از مصائب و مشکلاتی که به اطرافیان و انسانها می رسد ،متاثر نشدن از یاد و نام خداوند متعال و امتناع قلبی از دعوت انبیاء ، سختی و عدم انعطاف پذیری و انفعال دل
آیات : ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَالِكَ فَهِىَ كاَلحِْجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة... (بقره،74) معنى : سپس دل‏هاى شما بعد از آن [معجزه شگفت‏انگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سخت‏تر...

  فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبهُُم مِّن ذِكْرِ الله...(زمر،22) معنى  : پس واى بر آنان كه دل‏هایشان از یاد كردن خدا سخت است......

 أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ أَن تخَْشَعَ قُلُوبهُُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحَْقّ‏ِ وَ لَا یَكُونُواْ كاَلَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهِْمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبهُُمْ....(حدید،16) معنى : آیا براى اهل ایمان وقت آن نرسیده كه دل هایشان براى یاد خدا و و قرآنى كه نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند كسانى نباشند كه پیش از این كتاب آسمانى به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمى در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهاى دور و دراز] بر آنان طولانى گشت، در نتیجه دل هایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد.

روایات : روایت اول : از بزرگترین بدبختی ها سنگ دلی است.(غرر الحکم)

***

روایت دوم : امام باقر علیه السلام فرمود : خداوند داراى كیفرهائى است در دلها و بدنها: (مانند) دشوارى زندگى و سستى در عبادت هیچ بنده‏اى گرفتار عقوبتى نشده بزرگتر از قساوت قلب.(تحف العقول)

***

روایت سوم : پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند : دورترین مردم از خدا ، شخص سخت دل است.

(بحار الانوار)

اقسام قساوت قلب : در برابر یاد و نام خدا ،در برابر دعوت انبیاء ،در برابر مردم

مفاسد و مصادیق قساوت قلب : از مشاهده صحنه هائی مثل قتل و ... متاثر نشدن و عادی شدن این صحنه ها برای انسان ،

بی تفاوتی نسبت به فقرا و نیازمندان و کسانی که مشکلی دارند ،

خوشحال شدن از اذیت کردن دیگران ،

لذت نبردن از عبادت و صحبت با خدا ،

بی تفاوتی نسبت به ظلم کردن ظالم ، 

پر اهمیت جلوه شدن دنیا ،

قبول نکردن اشتباه خود و یا سخت بودن معذرت خواهی از اشتباه ،

گریه نکردن و اشک نداشتن در جلسات دعا و عزاداری ،

 برخورد بد با امر به معروف و نهی از منکر کنندگان،

 بی تفاوتی در شادی ها و غم ها،

 بد رفتاری و زور گفتن به مردم و زیر دستان ،

انجام ندادن دستورات شرع از روی تکبر

 بی تفاوت شدن نسبت به دستورات دینی ،

اینکه انسان بخواهد حرف ، حرف خودش باشد و اعتنا نکردن به نظرات دیگری،

 عدم حلم و بردباری در برخوردها ،

عصبانی شدن زیاد در غیر مورد خودش ،

از لغویات بیشتر از صحبت با خدا لذت بردن

  حاضر نبودن به آشتی کردن ،

حاضر نبودن به ایجاد رابطه با دیگران به دلائل واهی مثل اینکه چون فلانی از من خداحافظی نکرده من هم خانه او نمی روم ،

 بی تفاوتی نسبت به مال حلال و حرام،

تواضع نداشتن در برابر بندگان خدا و خود را بالاتر از همه دیدن، 

آسان بودن انجام گناه برای انسان ، قبول نکردن حق ، دیر تاثیر پذیرفتن و شک کردن زیاد و اشکال کردن بی مورد به مساله ای که حق بودن آن آشکار است ( گروهی از افراد هستند که شکاکند و دلائل مختلفی هم برای اثبات حق بیاید قبول نمی کنند و این از قساوت قلب ناشی می شود.)در زیر به آیاتی از قرآن که در رابطه با همین گروه است  اشاره می شود :

آیه اول : وَ إِن یَرَوْاْ كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا یَقُولُواْ سَحَابٌ مَّرْكُومٌ(طور،44)

معنى :  اگر اینان (كفار) قطعه اى از آسمان را فرود آینده (بر سرشان) بینند كه به عنوان عذاب بر سرشان مى افتد (از بسیارى دشمنى) میگویند: (اینكه ما مى‏بینیم) ابرى است گرد آمده و بهم پیچیده (اكنون بر ما خواهد بارید، و ضرر و زیانى بما نمیرساند، یعنى دشمنى ایشان باندازه‏اى است كه با دیدن آثار و نشانه‏هاى عذاب از كفر و دشمنیشان باز نایستند)

آیه دوم : وَ لَوْ فَتَحْنَا عَلَیهِْم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِیهِ یَعْرُجُونَ(14) لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نحَْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ(15)سوره حجر

معنى :  اگر ما، درى از آسمان براى ایشان بگشائیم كه پیوسته در آن بالا روند (و فرشتگان را ببینند، یا فرشتگان بالا روند و ایشان رفت و آمد آنان را ببینند) ، هر آینه (باور نخواهند كرد، و) میگویند: چشمهاى ما خیره شده و چیزى را نمى‏بینند، بلكه ما گروهى جادو شدگانیم (محمّد ما را جادو كرده كه مى‏بینیم بالا میرویم، یا مى‏بینیم فرشتگان بالا میروند و پائین میآیند)

آیه سوم : بَلْ یُرِیدُ الْانسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ(5) یَسْاَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ(6) سوره قیامت

معنى :  بلكه انسان مى‏خواهد [با دست و پا زدن در شك و تردید] فرارویش را [از اعتقاد به قیامت كه بازدارنده‏اى قوى است‏] باز كند [تا براى ارتكاب هر گناهى آزاد باشد!] ، [با حالتى آمیخته با تردید] مى‏پرسد: روز قیامت چه وقت است؟

بعد از مطالب  گفته شده می رسیم به ریشه های قساوت قلب :

مورد اول :  گناهان پی در پی ( اصرار بر گناه)

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوب(‏ سند روایت : وسائل الشیعه ، ج‏16، ص: 45)

معنى : امام علی علیه السلام فرمود: خشكى چشم از سنگدلى و قساوت قلب است و  قساوت قلب بخاطر كثرت گناهان است.

***

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّیْلِ وَ إِنَّ الْعَمَلَ السَّیِّئَ أَسْرَعُ فِی صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِّینِ فِی اللَّحْم‏

معنى :  امام صادق علیه السلام فرمود: انسان در اثر گناهى كه انجام مى‏دهد از نماز شب محروم مى‏شود. همانا كردار زشت در (دگرگون كردن) صاحبش كاریتر و سریعتر از اثر چاقو در گوشت است.(سند روایت : وسائل الشیعه، ج‏15، ص: 302)

مواظب باشیم که اصرار بر گناه نداشته باشیم.یکی از علماء گفته است : هرگاه سنگی زیر ناودان باشد و قطره قطره از آن بالا آب روی آن بچکد این قطره های آب آن سنگ را سوراخ می کنند و حال آنکه اگر یک دلو آب یکدفعه روی آن سنگ می ریخت آن را سوراخ نمی کرد.کسی هم که یک دفعه گناه کبیره ای کند مثلا در اثر جوانی گناهی مرتکب شود و توبه نماید خدا او را می آمرزد ولی اگر بر گناهی اصرار داشت دیگر ممکن است راه صحیح را پیدا نکند.

مطلب دیگری که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که ما نباید هیچ یک از گناهان را کوچک بشماریم و به خاطر کوچک شمردن بر آن اصرار داشته باشیم. 

در حكمت 348 نهج البلاغه آمده است : أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ  

یعنى سخت‏ترین گناه، آن است كه گناهكار آن را كوچك بشمارد.

***

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ إِبْلِیسَ رَضِیَ مِنْكُمْ بِالْمُحَقَّرَاتِ وَ الذَّنْبُ الَّذِی لَا یُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ لَا أُؤَاخَذُ بِهَذَا الذَّنْبِ اسْتِصْغَاراً لَهُ  

یعنی  رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: ابلیس به گناهان كوچك شما راضى مى‏شود، و گناهى كه قابل بخشش نیست، آن است‏ كه كسى بگوید: این كه گناه كوچكى است و به خاطر آن من مؤاخذه نمى‏شوم! بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏70، ص: 363

حکایاتی راجع به عاقبت افرادی که قسی القلب بودند و اصرار بر گناه داشند :

 حمید بن قحطبه مى گوید : زمانى كه هارون در طوس بود، شبى، غلامى را فرستاده مرا فراخواند. وقتى بر او وارد شدم، در مقابلش، شمعى روشن و شمشیرى سبز كه از غلاف در آمده بود دیدم، و در مقابلش نیز خادمى ایستاده بود، وقتى در حضورش ایستادم، سربرآورد و بمن خطاب كرد و گفت: تا چه حدّى از أمیر المؤمنین اطاعت مى‏كنى؟ گفتم: با جان و مال در خدمتم. سر بزیر افكند و اجازه داد، من بمنزلم بازگردم، هنوز مدّت كمى از برگشتنم به منزل نگذشته بود كه همان فرستاده قبلى نزد من آمد و گفت: أمیر تو را فرا خوانده است، با خود گفتم: دیگر كارم تمام است و مى‏ترسیدم كه مبادا قصد كشتنم را داشته و احتمالا دفعه گذشته، از من خجالت كشیده است، به حضورش رفتم، گفت: تا چه حدّ از أمیر المؤمنین اطاعت مى‏كنى؟ گفتم: با جان و مال و زن و فرزند، خندید و به من اجازه بازگشت داد، همین كه به خانه داخل شدم، همان فرستاده قبلى نزد من آمد و گفت: أمیر تو را فرا خوانده است. به حضور أمیر رفتم، با همان حالت سرش را سوى من بلند كرد و گفت: تا چه حدّ از أمیر المؤمنین اطاعت مى‏كنى؟ گفتم: با جان و مال و زن و فرزند و دین، هارون لبخندى زد و گفت: این شمشیر را بگیر و آنچه را كه این خادم به تو دستور مى‏دهد، اجرا كن.خادم شمشیر را برداشت و به دست من داد و مرا به خانه‏اى برد، درب خانه قفل بود، قفل را گشود، در وسط خانه چاهى قرار داشت و نیز سه اطاق كه دربهاى آنها قفل بود، درب یكى از اطاقها را باز كرد.بیست نفر، پیر و جوان كه همه در بند بودند و گیسوانشان بلند شده بود، در آنجا بودند، غلام مرا گفت أمیر المؤمنین تو را مأمور قتل اینها كرده است.حمید می گوید: و تمام آنها از سادات بودند، آن غلام، آنها را یكى یكى بیرون مى‏آورد و من گردن مى‏زدم تا بیست نفر تمام شد، سپس غلام اجساد و سرهاى‏آنها را داخل آن چاه انداخت، آنگاه درب اطاق دیگر را باز كرد، در آنجا نیز بیست نفر از سادات زندانى و در بند بودند، غلام گفت أمیر المؤمنین تو را مأمور قتل اینها كرده است! آنگاه درب را باز كرد و آنها را یكى یكى بیرون آورد و من گردن زدم، و او هم اجساد را داخل چاه انداخت، تا بالأخره بیست نفر تمام شد، سپس درب اطاق سوم را باز كرد، در آنجا نیز همانند دو اطاق دیگر بیست نفر از سادات با گیسوان بلند در بند و غلّ و زنجیر بودند، غلام مجدّدا گفت: أمیر المؤمنین تو را مأمور قتل اینها كرده است! و یكى یكى آنها را بیرون آورد و من سر از بدنشان جدا كردم و او جنازه‏ها را در چاه انداخت. نوزده نفر بدین منوال كشته شدند و تنها پیرمردى با موهاى بلند باقى مانده بود كه رو به من كرد و گفت: خداوند تو را نابود كند اى پلید! روز قیامت كه به حضور جدّ ما حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله برسى، براى كشتن شصت نفر از سادات و اولاد آن حضرت چه عذرى دارى؟ در این موقع دستم به رعشه افتاد و اندامم شروع به لرزیدن كرد، آن غلام نگاه غضب آلودى به من كرد و بر من نهیب زد! پیش رفتم و آن پیرمرد را نیز كشتم و غلام جسدش را داخل چاه انداخت. حمید که دیگر واجباتش را مثل نماز و روزه انجام نمی داد گفت : حال كه از من چنین اعمالى سرزده و شصت نفر از اولاد رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله را كشته‏ام، نماز و روزه براى من چه نفعى دارد؟ شكّ ندارم كه تا ابد در جهنّم خواهم سوخت.(عیون اخبار الرضا) نقل شده است که وقتی امام رضا علیه السلام داستان حمید را شنید فرمود : وای بر او ، یاسی که حمید از رحمت الهی داشت گناهش از قتل آن شصت نفر علوی بیشتر است.

خلبان آمریکائی که در سال 1945 شهرهای هیروشیما و ناکازاکی را با نخستین بمب اتمی بمباران کرد پس از پایان جنگ که تلفات و ضایعاتِ وارد بر آن دو شهر فاش شد ضربات روحی شدیدی بر او وارد شد.معالجات پزشکی در بهبود حال او تاثیر نکرد و ناچار در بیمارستان امراض روحی بستری شد.وی از روز 23 نوامبر ناپدید شده و پلیس آمریکا از مردم استمداد طلبید که در بازگرداندن او با پلیس همکاری کنند زیرا پزشکان امراض روحی اظهار داشته بودند از آنجا که خلبان نیروی هوائی به مرض روحی شدیدی دچار شده است امکان دارد دست به اعمال خطرناکی بزند و امنیت عمومی را به خطر بیندازد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان