کد خبر: ۸۱۲۱
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۱۲-03 May 2019
بدعت تئلیث، بزرگ‌ترین تهمت به مسیح
یكى از عقایدسخیف مسیحیان كه به اعتراف خودشان نامفهوم و نامعقول است، موضوع تئلیث است كه مى‏توان گفت از نظر انحراف و مخالفت صریح با عقل، از كلیه پندارهاى نادرست در پیرامون خداشناسى سخیف‌تر است.
هاكس در قاموس مقدس گوید:"خدا از خود به وجود آمده، و طبیعت خدائى، قصد از سه اقنوم مساوى الجوهر است (متى 19 :28 و نامه 2 پولس به قرنطیان 14 :13) یعنى خدا پدر، خدا پسر، خدا روح القدس. خدا پدر خالق جمیع كائنات است به واسطه پسر (مزمور 6 :33 و نامه 1 پولس به كولسیان 16 :1 و نامه وى به عبرانیان 2 :1) و این سه اقنوم را یك مرتبه و در درجه و عمل است".

نیز گوید: "نماز جز به حضرت ایزد تعالى به دیگرى بجا آورده نمى‏شود (متى 10:4 مقابله كنید با تثنیه 13:6 و 20:10) و البته اگر اوّلاً به خود مسیح یا به روح القدس هم نماز كنیم بر جا و صحیح خواهد بود، زیرا آنها نیز از جوهر الهى هستند (مقابله اعمال رسولان 59:7 و 60 و نامه اول پولس به قرنطیان 2:1 و نامه او فیلیپیان 9:2) و بسیار اوقات منجى ما (مسیح 7) منفرداً در دشت رفته و دعا مى‏فرمود (متى 23:14 و 39:26 و مرقس 35:1 و لواقاه: 16) و بلندترین نمازى كه مسیح عیسى 7 به جا آورد كه نسبت به سایر نمازها اهمیتش بیشتر است، همان نماز آخری است كه حضرتش با شاگردان و به جهت شاگردان خود به جا آورد (یوحنا 5 - 1:17 و 19:6 و 26:20)".

همچنین می‌گوید: "مسیح 7 از خدا تشكّر كرد كه دعاى او را استجابت نمود (یوحنا 41:11 و 42) و براى اعانت خواستن از خدا دعا نمود (یوحنا 27:12) و از وى مسئلت نمود كه چرا مرا به خود وا گذاشتى، در هنگامى كه او را به دار مى‏آویختند (متى 46:27)".

مطالب فوق‌الذكر نمونه‏اى از عقاید مسیحیان در مورد خداشناسى بود که هاكس آنها را از كتب مقدس استخراج کرده‌است. باید گفت نظر و دقت در عبارات فوق از غلطگیرى و اعتراض بر آنها گذشته و بایستى به فكر صحیح‏گیرى آنها افتاد. برای اینکه ادعای بلادلیل نکرده باشیم، برخی از تناقضات آنها را در اینجا مشخص می‌کنیم.

1. نخستین معنى كه براى خدا كرده یعنی "از خود بوجود آمده" مستلزم انكار خداى ازلى است که امرى محال است. زیرا اوّلاً معقول نیست چیزى علت وجود خود و سبب حدوث خودش شود. ثانیاً اگر ما از استحاله این گزاره نیز چشم پوشیم، بایستى خدا را حادث فرض كنیم با این تفاوت که حدوثش مانند حدوث سایر ممكنات نیست بلكه از خودش تراوش كرده است!؟

2. براى ذات اقدس الهى طبیعت (که دستخوش تبدل و زوال‌است) فرض كرده‌است. به علاوه آن طبیعت را در عین وحدت مشتمل بر سه وجود مباین پنداشته (خداپدر، خداپسر، خدا روح القدس) كه در عین مباینت وجودى، متساوى الجوهرند. خداى پدر را از پسر عاجزتر و ناتوان‌تر معرفى کرده، و خلقت كائنات را به وسیله و استمداد از پسر دانسته است. در پایان، این سه جوهر متساوى و هم مباین را سه اقنوم در یك مرتبه و درجه و عمل خوانده است.

3. در جمله دومى كه از هاكس نقل شد، نخست خواندن نماز را منحصر به پیشگاه خداى پدر كرده و سپس آن را در برابر حضرت مسیح 7 و روح‏القدس نیز تجویز نموده و بر این تعدى، به اینكه این دو نیز از جوهر الهى مى‏باشند استدلال جسته است. ولى در چند سطر بعد گوید چه بسا خود مسیح به تنهائى در دشت مى‏رفت و به خداى پدر دعا و از او استدعا مى‏کرد. وی در مواردى بى‏شمار دست نیاز به سوى خدا دراز كرده، و هنگامی‌كه مى‏خواستند او را به دار آویزند، با نهایت تضرّع و عجز و لابه مى‏گفت: خدایا چرا مرا به خود واگذاشتى تا بندگانت بدارم آویزند. چنانكه بر هر صاحب شعور و ادراك روشن است، معتقدات و مذكورات فوق از امورى متناقض و محال و نامعقول بیرون نیست، و روى این اصل نیازى به استدلال و ابطال نداشته و تنها ذكر آنها در سخافت و بطلانش كافى است.

باید از مسیحیان پرسید چگونه خداى پسر –عیسى 7- كه به زعم شما جوهر و ذاتش با خداى پدر برابر است گاهی به خداى پدر در خلقت كائنات كمك مى‏دهد و گاهى هم، چنان ناتوان است كه بندگان خداى پدر او را به دار مى‏آویزند؟ آیا مقتول و مصلوب همان خداى پدر است، كائنات پس از وى بدون خدا مانده؟ و یا خداى پسر است؟ كه البته در این صورت قسمتى از جوهر ذات خداى پدر شهید، ناتوانى و ضعف فرزندش شده است. اگر ذات عیسى 7 ذات خدا است، پس كمك دادن و یا كمك خواستن عیسى 7 از وى و نماز و دعا در برابرش خواندن و مصلوب شدنش چیست؟ و اگر غیر او است، و ذات او غیر ذات خدا و بلكه آفریده و بنده او، و فرزند انسانست -چنانكه هشتاد مرتبه در اناجیل اعتراف كرده كه من فرزند انسانم- پس این تناقض‌گویی‌ها از چیست؟

قرآن و رفع بدعت تثلیث

قرآن مقدس كه مهیمن و حافظ كتب آسمانى است، این بدعت زشت را از بنیاد كنده و با صراحت لهجه اعتقاد به تثلیث را كفر و زندقه می‌داند:

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَة.

كافر شدند آنانكه گفتند خدا سومى سه نفر )سه اقنوم( است. مائده:73

راجع به اعتراف مسیح 7 به بندگى خود، و تكذیب اتهام الوهیت فرماید:

لَنْ یسْتَنْكِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یكُونَ عَبْداً لِلَّه‏.

حضرت مسیح هرگز از اینكه بنده و آفریده خدا باشد خوددارى نكرد. نساء:172

و نیز فرماید:

مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَة.

عیسى پسر مریم بجز فرستاده خدا نبود و مادرش بسیار راستگو بوده است. مائده:75

اضافه بر آنچه در ذیل عنوان صلیب راجع به تبرّى مسیح از اتهام الوهیت گذشت، در انجیل برنابا فصل 53 آیه 36 - 34 پس از بیان احوال قیامت آمده‌است:

(34) و چون یسوع این بفرمود روى خود را طپانچه زد به دستهاى خود (35) آنگاه سر خود را بر زمین زد و چون سر خویش برداشت فرمود: ملعون باد هر كسى كه درج كند در گفته‏هاى من این را كه من پسر خدایم (36) پس بیفتادند شاگردان هنگام این سخنان مثل مردگان.

و در فصل 70 انجیل برنابا مسیح 7 پطرس حوارى را به این عقیده سخیف تهدید می‌کند:

(4) یسوع فرمود سخن شما درباره من چیست (5) پطرس جواب داد: به درستى كه تو مسیح پسر خدائى (6) پس آن وقت به خشم آمد و به خشم او را نهیب كرده فرمود: برو و دور شو از من زیرا كه توئى شیطان و مى‏خواهى به من بدى كنى.

در متّى باب23:16 آمده‌است:

اما عیسى 7 برگشت پطرس را گفت: دور شو از من اى شیطان كه باعث لغزش من مى‏باشى.

در فصل 93 برنابا است که:

(14) پس یسوع چون كثرت جمعیت را كه زمین را به مردم پوشانیده بود دید، متحیر شد (15) و به شاگردان خود فرمود: شاید شیطان در یهودیه فتنه بر پا كرده (16) خدا دور كند از شیطان تسلطى را كه او را است بر خطاكاران (17) و چون این بفرمود مردم نزدیك شده بودند (18) پس همین كه او را شناختند بنا كردند به فریاد زدن: مرحبا به تو اى خداى ما و بنا كردند به سجده نمودن به او چنانچه به خدا سجده مى‏كنند (19) پس یسوع آهى كشیده فرمود: از من دور شوید اى دیوانگان زیرا كه من مى‏ترسم از اینكه زمین دهن باز كند و مرا با شما براى كلام ممقوت شما فرو ببرد (20) از این رو مردم ترسیدند و مشغول گریه شدند.

همینطور در فصل 93:

(1) آنوقت یسوع دست بلند نموده اشاره به سكوت فرمود (2) و فرمود به درستى كه هر آینه شما گمراه شدید گمراهى بزرگى اى بنى‏اسرائیلیان، چه شما مرا خداى خود خواندید و حال آنكه من انسانى هستم (3) و همانا مى‏ترسم كه از این رو خدا به شهر مقدس و باى سختى فرود آورده آن را تسلیم كند براى بندگى نمودن به اَجانب )غربا( (4) بر شیطانى كه شما را به این اغواء نمود هزار لعنت باد (5) و چون یسوع این بفرمود به هر دو دست خود لطمه بر روى خود زد (6) پس در عقب آن گریه سختى به ظهور رسید به اندازه‏اى كه كسى نشنید آنچه را یسوع فرمود (7) پس از این جهت مرتبه دیگر دست خود را بلند كرده اشارت به سكوت فرمود (8) چون گریه مردم آرام گرفت بار دیگر به سخن در آمده فرمود (9) گواهى مى‏دهم روبروى آسمان و هر چه را بر زمین است گواه مى‏گیرم كه از هر چه شما گفته‏اید من بیزارم (10) زیرا كه من انسانى هستم زائیده شده از زنى كه فناپذیر و از جنس بشر است و در معرض حكم خدا است و مبتلا برنج خور و خواب و سرما و گرما است مثل سایر بشر (11) از این رو وقتى كه روز خدا براى جزا دادن بیاید، سخن من مثل شمشیرى خواهد بود كه مى‏شكافد هر كه را كه اعتقاد بورزد كه من بالاتر از انسان هستم.

انجیل برنابا به جرم كشف این فریب و انكار شدید صلیب و تثلیث و سایر بدعتهاى پولس و خرافات دیگر ، مورد طعن پیروان پولس قرار گرفته‌است. از جمله آنان پاپ جلاسیوس اول است كه برحسب دائرة المعارف انگلیسى چاپ 13 ص 180 ، وى در سال 496 میلادى یعنى 118 سال پیش از بعثت پیامبر اسلام فرمانى مبنى بر نهى از مطالعه انجیل برنابا صادر كرد.



والسلام علی عباد الله الصالحین

برداشتی از کتاب بشارات عهدین
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان