کد خبر: ۷۷۰۷
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۷-14 April 2019
اما عالم دوم (پس از عالم ذر) عالمی است که خداوند آن را عالم رحم نامیده است. یعنی بعد از آن که پدر و مادر جسم انسان را فراهم کردند، خداوند از میان ارواح عالم ذر روحی را انتخاب وبه آن جسم منضم می کند، این روح در رحم دورانی را آغاز می کند که بسیار پر رمز و راز است.
عصراسلام:  درست از این به بعد است که به او انسان وبشر گفته می شود. بشر درعالم رحم می خورد، می آشامد، درد می کشد، شادی می کند، غمگین می شود واز همه مهم تر می آموزد اما تکلیف ندارد.  بدن این بشر : 1- از عصاره خاک است ؛ 2- این عصاره تبدیل به نطفه می شود ؛ 3- نطفه علقه می گردد ؛ 4-علقه مضغه (تکه ای گوشت مانند) می شود ؛ 5-مضغه استخوان می گردد ؛ 6-برآن استخوان گوشت پوشانده می شود ؛ 7-سپس خداوند طرح جدیدی درمی اندازد، و در آخر ماه چهارم از شروع نطفه، یکی از روحهای آفریده شده در عالم ذر را انتخاب و در آن جسم می دمد. 8- همه این مراحل در محفظه ای با سه لایه انجام می پذیرد.

قرآن می فرماید :

 شما را از نفسى واحد آفريد سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دامها هشت قسم پديد آورد شما را در شكمهاى مادرانتان آفرينشى پس از آفرينشى [ديگر] در تاريكيهاى سه گانه [مشيمه و رحم و شكم] خلق كرد اين است‏ خدا پروردگار شما فرمانروايى [و حكومت مطلق] از آن اوست‏ خدايى جز او نيست پس چگونه [و كجا از حق] برگردانيده مى ‏شويد (۶) زمر

بحث  عالم ذر  در 9 قسمت برای دوستانی که مطالعه نکرده بودند یا مایل به داشتن همه قسمتها بودند:
...

خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش 1 ..... عالم ذر )
زمانی که خداوند اراده فرمود تا به گونه دیگری عبات شود انسانها و اجنه را آفرید و به فرشتگان فرمود من در زمین جانشین و حاکمی قرار می دهم فرشته ها گفتند آیا در زمین کسی را قرار می دهی که فساد و خونریزی کند؟ خداوند فرمود من چیزی را می دانم که شما نمی دانید .... پس از این گفتگو خدا شروع به آفریدن روح همه انسانها از آدم (ع) تا آخرین نفر نمود و آن ها را در فضائی به گنجایش همه آن ها جمع کرد .(1) از همان زمان خداوند اراده فرمود که این ارواح را در شش عالم سیر دهد، تا این عبادت به بهترین نحوتحقق یابد. آن عالم ها عبارتند از : عالم ذر، عالم رحم، عالم دنیا، عالم برزخ، عالم قیامت و عالم آخرت.

*******************************************    .
(1)    . أبي عبد الله " ع " قال : إن الله تبارك وتعالى  أخذ ميثاق العباد وهم أظلة قبل الميلاد ( به تحقیق خداوند تبارک و تعالی از همه بندگان عهد و پیمان گرفت در حالی که قبل از به دنیا آمدن اشباح و روح هائی بودند. ( محمد بن علی بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج 1، ص  84 ).
............................................... 

خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش 2 )

عالم ذر

اما عالم " ذر " ؛ اولین عالم بود و چون این موجودات جدید (یعنی روحهای آفریده شده) در برابر عظمت جهان خلقت و خالق خود به اندازه "ذره"های معلق در هوا کوچک بودند؛ به آن، " عالم ذر " گفته شد. ( اصولا در اینجا کاری به این مسئله نداریم که آیا اینها از اصطکاک دو دسته ِگَل با اراده خداوند به وجود آمدند، یا از وجود حضرت آدم (ع) منشعب شدند، چیزی که در اینجا اهمیت دارد این است که این واقعه رخ داده است ). در آنجا و در آن زمان - که مدتی قبل از هبوط آدم (ع) اتفاق افتاد و خداوند به همه انسانها فطرت، اختیار و معرفت مساوی داده بود - خداوند خود را بر آن ها عرضه کرد و فرمود : "الست بربکم ؟ " ؛ همه گفتند : "بلی" ( قالوا بلی ).  :
قرآن : به خاطر بياور زماني را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟! گفتند آري، گواهي مي‏دهيم. (چرا چنين كرد؟) براي اينكه در روز رستاخيز نگوئيد ما از اين غافل بوديم (و از پيمان فطري توحيد و خداشناسي بيخبر). (۱۷۲) يا نگوئيد پدران ما قبل از ما بت پرستي را اختيار كردند و ما هم فرزنداني بعد از آنها بوديم (و چاره‏ اي جز پيروي از آنان نداشتيم) آيا ما را به آنچه باطلگرايان انجام دادند مجازات مي‏كني. (۱۷۳)

********************************************    
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ﴿۱۷۲﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۱۷۳﴾ اعراف

..............................................................................            
خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش 3 ادامه عالم ذر)

درآنجا روح پیامبر بزرگوار اسلام بر همه پیشی گرفت و اولین اقراربه ربوبیت حق را او نمود؛ به همین خاطرسرورهمه پدیده های خلقت ازآغاز تا پایان خلقت گردید ومقامش ازهمه پيامبران وفرستادگان الهى والاتر گرديد. (1) هنگامى كه در اين آزمايش با عالي ترين امتياز قبول گرديد، آنگاه خداوند در دنيا او را برگزيد، و گواهى داد كه در آن سراى (دنیا ) از جمله بندگان شايسته خواهد بود، که آیه "السابقون السابقون اولئک المقربون " توضیح دهنده این قضیه نیز می باشد. (2)
قرآن در سوره واقعه انسانها را به سه گروه تقسیم می کند که یکی از آنها همین سبقت گیرندگان هستند :

قرآن: نخست «اصحاب ميمنه» هستند، چه اصحاب ميمنه‏ اي ؟ (۸) گروه ديگر اصحاب مشأمه، چه اصحاب شومي ؟ (۹) و سومين گروه السابقون السابقون (۱۰) (که) آنها مقربانند (۱۱) واقعه

*****************************************************

فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿۸﴾ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿۹﴾ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾ واقعه

(1) أبي عبد الله ( عليه السلام ) أن بعض قريش قال لرسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : بأي شئ سبقت الأنبياء وأنت بعثت آخرهم وخاتمهم ؟ فقال : إني كنت أول من آمن بربي وأول من أجاب حيث أخذ الله ميثاق النبيين وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم فكنت أنا أول نبي قال : بلى ، فسبقتهم بالاقرا

ر بالله عز وجل (محمد بن یعقوب الکلینی، الكافي، ج 2،  ص 10).
(2) صاحب تفسیرانوار العرفان می گوید: در پاسخ خطاب الست بربّكم بطور شهود به يگانى ذات و صفات ساحت ربوبى اقرار نموده و در ساير عوالم و نشئات نيز سبقت ذاتى يافته‏اند و آيه  السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ آن ها را معرّفى نموده است و بر اين اساس وسائط فيوضات تكوينى و رهبران بشر گشته‏اند از جمله هنگام رستاخيز مقام تعريف و شفاعت را حائزند. ( ابوالفضل داورپناه ، أنوار العرفان في تفسير القرآن، ج‏15، ص 110).

......................................................................    

خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش 4 ادامه عالم ذر)
پس ازآن خداوند از همه روح ها پیمان گرفت که شیطان را نپرستند و فرمود : " لا تعبدوا الشیطان".

قرآن می فرماید:
آيا با شما عهد نكردم اي فرزندان آدم! كه شيطان را پرستش نكنيد كه او براي شما دشمن آشكاري است ؟ (۶۰) و اينكه مرا بپرستيد كه راه مستقيم اين است ؟ (۶۱)
(اما) او افراد زيادي از شما را گمراه كرد، آيا انديشه نكرديد؟ (۶۲) اين همان دوزخي است كه به شما وعده داده ميشد. (۶۳) امروز وارد آن شويد و به آتش آن بسوزيد به خاطر كفري كه داشتيد!(۶۴) امروز بر دهان آنها مهر مينهيم، و دستهايشان با ما سخن مي‏گويند و پاهايشان كارهائي را كه انجام ميدادند شهادت ميدهند. (۶۵) یس

پس همه نیز عهد کردند که نافرمانی نکنند. پس از آن خداوند " محل آزمایشی " را که به آن آتش گفته می شد برپا نمود و با یک فراخوان عمومی فرمود " بروید به سمت آتش ". عده ای با سرعت دویدند و رفتند، (عده ای سلانه سلانه رفتند) و عده ای هم نرفتند. نوک پیکان این حمله به سوی آتش روح پیامبر بزرگوار اسلام بود که قبل از همه امتثال امر نمود و با دویدن به سمت آتش از همه پیشی گرفت واحتمالا بعد ازایشان روح ائمه معصومین قرار گرفت و سپس پیامبران اولواالعزم دیگر وبعد بقیه انبیاء وسپس اوصیاء و پیروانشان که بعد از آنها به درون آتش رفتند . (1) خداوند در انجا فرمود : اینها انبیا، اولیاء وصالحین شما در آینده خواهند بود.  

*************************************************    

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴿۶۰﴾ وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿۶۲﴾ هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۶۳﴾ اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿۶۴﴾ الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۶۵﴾یس

( 1 ) إن الله تبارك وتعالى لما أراد أن يخلق آدم خلق تلك الطينتين ، ثم فرقهما فرقتين ، فقال لأصحاب اليمين كونوا خلقا بإذني ، فكانوا خلقا بمنزلة الذر يسعى ، وقال لأهل الشمال : كونوا خلقا بإذني ، فكانوا خلقا بمنزلة الذر ، يدرج ، ثم رفع لهم نارا فقال : ادخلوها باذني ، فكان أول من دخلها محمد ( صلى الله عليه وآله ) ثم اتبعه أولو العزم من الرسل وأوصياؤهم وأتباعهم ، ثم قال لأصحاب الشمال : ادخلوها بإذني ، فقالوا : ربنا خلقتنا لتحرقنا ؟ فعصوا ، فقال لأصحاب اليمين اخرجوا بإذني من النار ، لم تكلم النار منهم كلما ، ولم تؤثر فيهم أثرا ، فلما رآهم أصحاب الشمال ، قالوا : ربنا نرى أصحابنا قد سلموا فأقلنا ومرنا بالدخول ، قال : قد أقلتكم فادخلوها ، فلما دنوا وأصابهم الوهج  رجعوا فقالوا : يا ربنا لا صبر لنا على الاحتراق فعصوا ، فأمرهم بالدخول ثلاثا ، كل ذلك يعصون ويرجعون وأمر أولئك ثلاثا ، كل ذلك يطيعون ويخرجون ( محمد بن یعقوب الکلینی، الكافي، ج 2،  ص 11).     وإياه شجرة طاب أصلها ، وبسق فرعها ، وعذب ثمرها ، وبوركت في الذر ، وقدست في الزبر درختي‌ هستند كه‌ ريشه‌ و تنه‌اش‌ پاكيزه‌، و شاخه‌اش‌ بلند و برومند، و ميوه‌اش‌ لذيذ و شيرين‌ است‌ آن‌ شجره‌اي‌ كه‌ درعالم‌ ذَر بركت‌ يافته‌ است‌، و در كتابهاي‌ آسمانی ‌ از آن‌ به‌ نيكوئي‌ و تقديس‌ ياد گرديده‌ است‌. ...( آنها ) (محمد بن علی بن بابویه القمی(شیخ صدوق)، الامالی، ص710).

.........................................................................................

خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش پنجم... ادامه عالم ذر
..
داستان گفت و گوی آدم ع با خداوند از لسان امام صادق ع
....
در عالم ذر روح هائی که در آتش نرفته بودند چون سلامت همنوعان خود در آتش را دیدند، گفتند: بار پرور دگارا ! اگر ما هم از این سلامت با خبر بودیم به درون آتش می رفتیم. خداوند دستور داد همه بازگشتند و دوباره فراخوان زد و فرمود: بروید به سمت آتش! آنهائی که قبلا رفته بودند دوباره به سوی آتش رفتند و داخل شدند اما آن ها که نرفته بودند باز هم نرفتند ونافرمانی کردند. ت

 سه مرتبه این امر اتفاق افتاد. سپس خداوند آدم (ع) را بیرون آورد و فرمود بنگر که چه می بینی؟ آدم (ع) به فرزندان خود، که درنظراوهمچون مورچه هائی بودند نگاهی کرد ودید که آسمان را پر کرده اند؛ عرض کرد : بار پروردگارا چه فرزندان زیادی دارم؟ اینها را برای چه خلق فرموده ای؟ و از پیمان گرفتنشان چه منظوری داری؟ خدا فرمود: " تا مرا عبادت کنند وچیزی را شریک من نسازند و به پیامبرانم ایمان بیاورند و از آنها پیروی کنند ". آدم عليه السّلام عرض كرد: پروردگارا! چرا بعضى از اينها را بزرگ تر از بعضى ديگر مى‏بينم؟ و چرا برخى نور زيادى دارند و برخى نور كم، و برخى بى نورند؟ خداوند فرمود: ايشان را اين گونه آفريدم تا در تمام حالات امتحانشان كنم. آدم (ع) عرض كرد: پروردگارا! به من اجازه سخن گفتن مي دهى؟ خداوند فرمود: بگو!، که روح تو از روح من است و سرشتت بر خلاف هستى من است (يعنى خلقت جسمانى و مادی تو با عوارض و طبايعش بر خلاف عالم مجرداتست). آدم عرض كرد: اى كاش همه آن ها را يكسان و يك اندازه مى‏آفريدى كه داراى يك سرشت و يك خلقت مي بودند، یعنی رنگها وعمرهايشان يك نواخت مي بود، و از لحاظ ارزاق برابر مي بودند، تا برخى بر برخى ديگر ستم نمي كردند و هيچ گونه حسد و كينه و اختلاف در ميانشان پيدا نمي شد.

خدا فرمود: اى آدم بوسيله روح من سخن گفتى اما به خاطراینکه سرشتت سست است خود را به زحمت انداختى؛ نسبت به چيزى كه در آن علم ندارى سخن مگو (يعنى اصل نيروى نطق و بيانت بوسيله روحي است كه من به تو دادم و آن خير است و صلاح، ولى مضمون سخنت كه عقيده به تساوى ذريه و نسلت مي باشد، مقتضاى اوهام و خيالاتى‏ است كه از قواى جسمانيت سرچشمه مي گيرد، از اين رو بر خلاف حكمت و صلاح می باشد). من خالقی دانا هستم، از روى دانائيم خلقت آنها را مخالف يك ديگر ساختم، و فرمانم در ميان آن ها به سبب مشيتم جارى می شود، و بسوى تدبير و تقدير من مي گرايند، خلقت من دگرگونى نمی پذيرد. همانا من جن و انس را آفريدم تا عبادتم كنند و بهشت را آفريدم براى كسى كه اطاعت و عبادتم كند و از پيغمبرانم پيروى نمايد و باك ندارم و دوزخ را آفريدم براى كسى كه به من كافر شود و نافرمانيم كند و از پيغمبرانم متابعت نكند و باك ندارم. ترا و ذريه‏ات‏ را آفريدم، بدون اينكه احتياجى به شما داشته باشم، بلكه ترا و آن ها را آفريدم تا آزمايشتان كنم كه كدامين شما در زندگى و پيش از مردنتان نيكو كردارتر هستيد.
از اين جهت دنيا و آخرت و زندگى و مرگ و اطاعت و معصيت و بهشت و دوزخ را آفريدم و در تقدير و تدبير خود اين گونه اراده كردم، به علم نافذى كه نسبت به آن ها دارم ميان صورت ها و پيكرها و رنگ ها و عمرها و روزي ها و اطاعت و معصيتشان تفاوت و اختلاف انداختم، آن ها را به شقى و سعيد، بينا و كور، كوتاه و بلند، با جمال و پست، دانا و نادان، توانگر و مستمند، فرمانبر ونافرمان، سالم وبيمار، زمين‏گير وبى‏آفت تقسيم نمودم (هر كس را به قدر استعدادش تكليف كنم و به قدر اطاعتش پاداش دهم. دسته‏اى مشاغل سخت و مشكل را عهده دار شوند و نوع انسان باقى بماند ) تا سالم به نا تندرست بنگرد و مرا بسبب عافيتش شكر گزارد و ناتندرست به سالم بنگرد و دعا كند و از من بخواهد تا او را عافيت بخشم و بر بلاء من صبر كند تا از عطاء جزيل خود به او ثواب دهم، و توانگر به فقير بنگرد و سپاس و شكر من بجا آورد، و فقير به توانگر بنگرد و دعا كند و از من بخواهد و مؤمن به كافر بنگرد و براى آنكه هدايتش كرده‏ام سپاسگزارى ام كند.

از اين جهت آن ها را آفريدم تا در خوشى و ناخوشى، عافيت و گرفتارى ودر آنچه به آن ها داده ام یا نداده ام آن ها را آزمايش كنم، منم خدای مالك توانا. من حق دارم همه آنچه را مقدر كرده‏ام، طبق تدبيرم به اجرا در آورم، و حق دارم آنچه را می خواهم بنحوى كه می خواهم، تغيير دهم. بعضى از آنچه را مؤخر داشته‏ام مقدم دارم و برخى را كه مقدم داشته مؤخر كنم. منم خدائى كه هر چه اراده كنم، انجام دهم و از آنچه می كنم بازخواست نشوم، و من مخلوقم را از آنچه كنند بازخواست نمايم. ( محمد بن یعقوب الکلینی، الكافي، ج 2، ص 8 -10).

.............................................................................................   

خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش ششم ... ادامه عالم ذر)
[پس از گفتگوی خداوند با آدم ع در عالم ذر] خداوند در آنجا از پیامبران پیمان گرفت و گفت: آیا من خدای شما نیستم و اینکه این محمد پیامبر من نیست؟ و اینکه این علی امیرالمومنین نیست؟... همه گفتند بلی! پس نبوت برای آن ها ثابت گردید.(1)  سپس خداوند اقرار به نبوت پيغمبران را ( به همه ) امرنمود؛ که بعضى اقرار كردند و بعضى اقرار نكردند، و بعد آن ها را به ولايت ائمه دعوت كرد، بعضی اقرار کردند و بعضی نکردند؛ پس هر كه ائمه را در دنیا دوست مي دارد ( و پيرو آن ها است ) در آن روز اقرار كرده، و هر كه دشمن اهل بيت است ( و حقوق

حقه آن ها را غصب كرده و مي كند )، إنكار ولايت آن ها را در آن روز نمود. آیه شریفه 101 سوره اعراف اشاره به همين واقعه دارد که می فرماید: فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ  [ مردم منافق و كافرايمان نخواهند آورد چون پيش از اين تكذيب كرده‏اند (و اقرار ننموده‏اند)]. امام صادق ع فرمود: تكذيب آن ها در عالم ذر، كه خداوند از ايشان عهد و ميثاق ميگرفت، بود و اگر در آن روز اقرار كرده بودند در دنيا هم اقرار مي كردند.(2)  براین اساس شیعیان علی (ع) کسانی هستند که به این صفت موصوفند: "الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ "(رعد 20) ( کسانی که به عهدی که با خدا بسته اند وفادارند وآن میثاق را نمی شکنند )(3) . سپس خداوند امت پیامبر بزرگوار اسلام را به او نشان داد و او به کوچک وبزرگشان نگاه کرد و علی و شیعیانش را در آن میان برجسته تر از سایرین دید.(4)

پانویس

******************************************************************************     
  (1). ثم أخذ الميثاق على النبيين ، فقال : ألست بربكم وأن هذا محمد رسولي ، وأن هذا علي أمير المؤمنين ؟ قالوا : بلى فثبتت لهم النبوة  ( همان، ج 2 ، ص 8 ).
  (2). ثم بعث منهم النبيين فدعوهم إلى الاقرار بالله وهو قوله عز وجل : ( ولئن سئلتهم من خلقهم ليقولن الله ) ثم دعوهم إلى الاقرار بالنبيين فأنكر بعض وأقر بعض ثم دعوهم إلى ولايتنا فأقر بها والله من أحب وأنكرها من أبغض وهو قوله عز وجل : ( ما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل ) ثم قال أبو جعفر " ع " : كان التكذيب ثم .( محمد بن علی بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج 1، ص 118).
 (3) . شيعته الموصوفون بقوله تعالى : ( الذين يوفون بعهد الله ولا ينقضون الميثاق ) المأخوذ عليهم في الذر بولايته ويوم الغدير ( محمد باقر المجلسي، بحار الانوار، ج 24، ص 401).
  (4). قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم : علمت سبعا من المثاني ، ومثلت لي أمتي [ في الطين ] حتى نظرت إلى صغيرها وكبيرها ، ونظرت في السماوات كلها ، فلما رأيت، رأيتك يا علي [ ف‍ ] استغفرت لك ولشيعتك إلى يوم القيامة . ( محمد بن محمد بن النعمان (الشیخ مفید)،  الأمالي ، ص 89 ).
..............................................................................................   
خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش هفتم... ادامه عالم ذر)
.»»
در شش قسمت قبل در خصوص عالم ذر، تصویری از عالم خلقت ارائه شد، که ما را در درک بسیاری از مجهولات این عالم کمک می کند؛ از جمله :
1 – درفرمایش پیامبربزرگوار اسلام که آمده است: " السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه" (1) (افراد سعادتمند در رحم مادر سعید بودتشان معلوم است و افراد شقاوتمند شقی بودنشان مشخص است ) معنای آن این است که، خداوند سرشت هرفردی را در عالم رحم در پرتو اطاعت و فرمانبرداری در عالم ذرقرار داد. بر این اساس شقی ها کسانی هستند که درعالم ذرنافرمانی کردند وسعیدها کسانی هستند که در آن عالم به تکلیف خود عمل نمودند و تعبیر دیگر این که خدا آینده اعمال هر یک از افراد را نیز می داند.(2) : قرآن می فرماید :
« در آن روز که فرا رسد هیچ کس جز به فرمان خدا سخن نگوید ، پس برخی شقی و بد
روزگارند و بعضی سعید و خوشوقت» 105 سوره هود (3)
زیرنویس
******************************************************************
1- الشیخ الحویزی، تفسیر نورالثقلین ج2 ص 18، قم، مؤسسه اسماعیلیان للطباعه و النشرو التوزیع ، 1412.
2- سألت أبا الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام عن معنى قول رسول الله صلى الله عليه وآله : ( الشقي من شقي في بطن أمه والسعيد من سعد في بطن أمه ) فقال : الشقي من علم الله وهو في بطن أمه أنه سيعمل أعمال الأشقياء والسعيد من علم الله وهو في بطن أمه أنه سيعمل أعمال السعداء (محمد بن علی بن بابویه القمی، (شیخ صدوق)، التوحید، ص 356).
3- يَوْمَ يَأْتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعيدٌ105هود.
...........................................................................................   
خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش هشتم .... ادامه عالم ذر)
.
نتیجه دیگری از مطالب عالم ذر
.»»>
2 – این که برخی از افراد به پدر ومادرشان اعتراض می کنند که چرا ما را به دنیا آورده اید، این یک اشتباه بزرگ از روی نادانی است. زیرا به دنیا آمدن هر یک از افراد فقط و فقط در اختیار خداوند تبارک وتعالی است (یعنی در چه زمانی در کجا و از چه پدر و مادری در اختیار هیچکس نیست) پدر و مادر فقط جسم افراد را تهیه می کنند. البته پدر و مادر در این که یک روح شقی نصیب آن ها گردد یا یک روح سعید بسیار موثر می باشند. زیرا ما روایات زیادی در این خصوص داریم که فرموده اند: " اعمال نیک و صالح انجام دهید تا خداوند تبارک و تعالی به شم

ا فرزند صالحی عطا نماید ". یعنی از آن روحهائی به شما عطا نماید که جزء سعیدهای آن دنیا بوده اند . پیامبراعظم اسلام می فرمایند: وقتی که نطفه تا چهل شب در رحم می ماند، ملک مسئول ارواح از خداوند سوال می کند: پسر یا دختر؟ تاخدا حکمش رابدهد. می پرسد: شقی یا سعید؟ وسپس آینده اش را پیش بینی می کند.(1)
زیرنویس

**********************************************
1- رسول الله صلى الله عليه وآله : إذا مكث المني في الرحم أربعين ليلة أتاه ملك النفوس فعرج به إلى الرب ، فيقول : يا رب أذكر أم أنثى ؟ فيقضي الله ما هو قاض ، فيقول : أشقي أم سعيد ؟ فيكتب ما هو لاق. ( محمد باقر المجلسی، بحار الانوار ، ج 57، ص 384 ).
.............................................................................................................    


خلقت انسان و حضور او در شش عالم (بخش نهم... پایان عالم ذر)
3 – براساس آنچه تا کنون از عالم ذر دانستیم، این مسئله غامض در نزد بسیاری از شیعیان نیز حل می شود که می پرسند: به چه دلیل خداوند این امتیاز را به ما داده است که در خانواده های شیعه به دنیا بیائیم و از موهبت هدایت برخوردار باشیم، اما بسیاری از افراد در خانواده های کافر به دنیا بیایند و" حق " تا آخرعمر به آن ها نرسد. می گوئیم به خاطر آن امتیازی که در پرتو انجام تکلیف در عالم ذر خداوند به ما عطا فرموده است. اما دلیلی وجود ندارد که این امتیاز باقی بماند؛ زیرا خداوند در دنیا نیز آتش آزمایشی بر پا کرده است به نام " تکلیف " که هرکس به سمت آن بدود می تواند از امتیازات مثبت عالم بعد یعنی برزخ استفاده نماید و اگر ندود امتیاز و پاداشی برای او نخواهد بود؛ که یکی از دلایل محکم آن ضجه ها و گریه های ائمه معصومین به ویژه امام سجاد (ع) است که از خداوند می خواهند تا آن امتیازی که نصیبشان کرده است را از آن ها نگیرد. البته استثنائاتی هم وجود دارد وآن اینکه ممکن است گاه یک روح سعید در یک خانواده شقی و مشرک به دنیا بیاید وگاه یک روح شقی در خانواده سعید و موحد به دنیا بیاید. امام صادق عليه السّلام فرمودند: " نطفه مؤمن در صلب مرد مشرك قرار مي گيرد، ولى هيچ گونه بدى و آلودگى به او نمي رسد، تا زمانى كه دررحم زن مشرك قرار گيرد. در آنجا هم هيچ گونه بدى به او نمی رسد تا آنکه او را بزايد چون او را زائيد، باز هم هيچ گونه بدى به او نرسد، تا آنكه قلم تكليف بر او جارى شود ". (1)  

4 – در عالم ذر هر کدام از روح ها که با یکدیگر انس و الفتی داشته اند در این دنیا نیز همان انس وهمدلی وجود دارد و اگرچنین نبوده است با یکدیگر الفتی ندارند.(2)
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان