کد خبر: ۷۵۳
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۷-23 June 2017
من مرحوم دکتر علی شریعتی را دوست دارم؛ هم به دلیل دانش و آگاهی‌های گستردۀ او، و هم به دلیل تعهدی که به مردم و کشورش داشت و هم به دلیل آمیختگی دوران جوانی من و نسل من با نام و یاد او. هنوز آثار شریعتی مرا به وجد می‌آورد.
گرما و خونی که در جمله‌های او است، هر دلی را گرم و بی‌تاب می‌کند. با وجود این من نمی‌دانم چرا برخی از دوست‌داران او نمی‌پذیرند که شریعتی ناخواسته به ما نشانی غلط داد.

 در غباری که او برانگیخت، مناره از گنبد پیدا نبود. من با صدای بلند می‌گویم که شریعتی، از دین چیزی ساخت که دوست ‌داشت؛ همچون دیگران. چهل سال از مرگ او می‌گذرد و ما چهار صد سال دیگر باید بکوشیم تا ایرانی را قانع کنیم که دین، مانیفست مبارزه نیست و تاریخ را نباید نمایش‌نامه کرد و اسطوره‌سازی به شیوۀ مجسمه‌سازان دورۀ رمانتیسم خطرناک است.

 او بزرگ بود، هنرمند بود، در شمار داناترین مردان روزگارش بود؛ اما آنچه از دین ساخت، مصرفی جز براندازی حکومت پهلوی نداشت. در نقد سنت، تا آنجا پیش ‌رفت که خراشی بر پایه‌های آن نیفتد؛ در نقد مدرنیته بی‌انصافی کرد و دلدادگی او به سنت، جایی برای اندیشه‌ورزی در زیرساخت‌ها نگذاشت. زیرک‌تر از آن بود که همچون سروش، نظام‌سازی کند.

 می‌دانست که نظام‌های فکری هدف نقدهای بی‌رحم قرار می‌گیرند. پس به پراکنده‌گویی‌ در زمینه‌های مختلف قناعت کرد و اگر هنوز بر سر زبان‌ها است، از آن رو است که کسی نمی‌داند او طرفدار کدام نظام فکری بود: اسلام انقلابی؟ لیبرالیسم؟ مارکسیسم اسلامی؟ تشیع زیدی؟ رمانتیسم شیعی؟ سنت مطلا؟

رضا بابایی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان