کد خبر: ۷۴۸۶
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۶:۴۲-06 April 2019
وقوع پی‌درپی رخدادهای شدید اقلیمی مثل سیل و خشکسالی و ریزگرد و... توجه مردم را به روندهای اقلیمی ایران جلب کرده است
انگاره خشکیدگی ایران، که به دلایلی که در پی خواهد آمد می تواند اجماع نظر اقلیم شناسان به شمار آید غالبا مورد غفلت رسانه ها قرار گرفته است. بخشی به خاطر پیچیدگی علمی موضوع، بخشی به خاطر عدم قطعیت‌های ناگزیر حوزه اقلیم و البته بخشی به خاطر میل مبهم رسانه‌های ایران به تقلیل و ساده‌سازی. آنچه که در پی می‌خوانید اشاره مجدد به دلایل اجماع اقلیم‌شناسان درباره تداوم خشکسالی مستمر در ایران است و همچنین پاسخ به شماری تردیدها و نظرات مخالف در این‌باره. 

1-  ینکه ایران در سه دهه گذشته به صورت معنادار و مستمر خشکتر و گرمتر شده موضوعی است به راحتی قابل اثبات. وبسایت سازمان هواشناسی آمار ماهانه بارش و دما برای تمام نقاط ایران با مأخذ هفتاد ساله را رایگان در اختیار همگان قرار داده است. برای ایجاد یک روند آماری از آنچه که در گذشته رخ داده فقط کافی است از ریاضی در حد چهار عمل اصلی بلد باشید. خلاصه اینکه ایران بین یک تا دو درجه سانتی‌گراد گرمتر شده و به طور متوسط بیست درصد نیز با کاهش بارش روبرو بوده است. 

2-  اگر حوصله چنان جمع و تفریقی را ندارید نیم ساعت وقت بگذارید برای جستجو در گوگل. دو کلیدواژه خاورمیانه و تغییر اقلیم را با هم جستجو کنید. فقط مقالات دانشگاهی که توسط ژورنال‌های معتبر علمی منتشر شده‌اند را مورد توجه قرار دهید. بیش از نود درصد مقالات بر خشکتر شدن خاورمیانه در سه دهه گذشته و البته تداوم این روند در دهه‌های در پیش رو تاکید دارند. 

3-  یک کار دیگر این است که مقالات اولین و دومین کنفرانس ملی اقلیم شناسی ایران را ببینید. در هر کنفرانس حدود صد مقاله ارائه شده. حاصل عمر اقلیم شناسان ایران در چند سال گذشته. تقریبا تمام این مقالات بر تغییر اقلیم در ایران به شکل خشکسالی مستمر تاکید می کنند. 




4-  از استاد سرشناسی نقل شده است که "تغییر اقلیم می تواند ایران را مرطوب تر کند". این حرف خطرناک است. چون هیچ منطق علمی ندارد و از سوی دیگر سرود یاد مستان حوزه مدیریت آب می دهد که اوضاع آنچنان هم خراب نیست و صبر کنیم سایه خودش میاید. به صورت خیلی محدود ممکن است مثلا منطقه‌ای مثل چابهار به خاطر اثرپذیری از موسمی‌های اقیانوس هند مرطوب‌تر شود. اما همچنانکه گفته شد اجماع مطلق تحقیقات علمی می‌گوید ایران خشک‌تر می شود. 

5- بعضا از تکذیب ادعای ناسا درباره خشکسالی سی ساله ایران برای تکذیب مفهوم خشکیدگی استفاده می شود. تصور می شود کسانی که دست به چنین تکذیبی می زنند فرصت مرور سابقه این بحث را نداشته‌اند. سال 2013 یک موسسه وابسته به ناسا تحقیقی منتشر کرد با این مضمون که 23 مدل اقلیمی نشان می دهند روند عمومی خشکسالی خاورمیانه "دست‌کم" تا بیست و هفت سال آینده ادامه دارد. چرا بیست و هفت سال؟ چون مدلها بر اساسا یک سال هدف مشخص تنظیم شده بودند. آن سالِ هدف می‌توانست بیست سال بعد یا چهل سال بعد باشد. به هر حال همه 23 مدل می‌گفتند خاورمیانه تا سال هدف یعنی بیست و هفت سال آینده کماکان گرم‌تر می شود. از همان جا هشدار خشکسالی "دست‌کم" سی ساله در رسانه ها منتشر شد. هیچکس نگفت ناسا پیش‌بینی کرده خاورمیانه وارد یک دوره سی ساله خشکسالی شده. بحث این بود که تحقیقی از ناسا می‌گوید تا حدود سی سال آینده نشانه‌ای از توقف روند خشکسالی وجود ندارد. البته در حد فاصل 2013 تاکنون صدها تحقیق دیگر نیز بر همین انگاره تاکید کرده اند. اساسا آن تحقیق ناسا در روش و در قالب حالا قدیمی شده و دیگر نیازی به ارجاع به آن نیست.



6- گفته شده "اگر ایران وارد خشکسالی ممتد سی ساله است و باز هم خشک‌تر می شود چرا چنین چیزی برای کالیفرنیا پیش‌بینی نشده؟" کالیفرنیا به نسبت خاورمیانه دقیقا آن سوی جهان است. اگر از جایی مثل تهران زمین را حفر کرده و فروتر و فروتر برویم از جایی در حوالی کالیفرنیا سر بر می‌آوریم! چرا آنچه که در خاورمیانه پیش‌بینی شده باید برای کالیفرنیا هم پیش‌بینی شود؟ طبق کدام منطق علمی؟

7-  چرا #خشکیدگی؟ این بحث کمی پیچیده است. خشکسالی یک پدیده نرمال و موقت است. یعنی خشکسالی بخشی از روند معمول اقلیمی یعنی خشکسالی –نرمال – ترسالی است. هر خشکسالی موقت بوده و قطعا دوره‌ای به پایان می‌رسد. اما اگر ما تصور می‌کنیم خاورمیانه گرم‌تر و خشک‌تر شده و این روند همچنان ادامه خواهد داشت دیگر نمی‌توانیم آن را خشکسالی بدانیم. چون اولا داریم درباره پدیده‌ای غیر نرمال حرف می‌زنیم. یعنی آنچه که مطابق روندهای معمول و قابل انتظار اقلیمی نیست. بعد هم اینکه چون این روند غیر قابل برگشت است نمی‌تواند پدیده نرمال قابل برگشتی همچون خشکسالی باشد. اساسا تیپ اقلیمی هر منطقه با معدل‌گیری از روندهای اقلیمی سی ساله آن قابل شناسایی است. اگر سی سال منطقه‌ای با دمای بیشتر و بارش کمتر روبرو بوده پس می توان ادعا کرد دچار تغییر اقلیم شده و باید تیپ اقلیمی آن را از نو تعریف کرد. #خشکیدگی یعنی وضعیت غیر نرمال و غیر قابل برگشت خشک‌تر و گرم‌تر شدن اقلیم یک منطقه. یعنی منطقه به طور موقت دچار خشکسالی نشده، بلکه به طور دائم خشک‌تر و گرم‌تر شده است. برای مثال می توان به نقشه ایران در دو تصویر 1 و 2 توجه کرد. (منبع 1). میدانیم که ایران در سه دهه گذشته کمابیش با خشکسالی روبرو بوده، این دو تصویر نشان می دهد چنان روندی "دست کم" تا سال 2050 نیز ادامه دارد. یعنی هم میزان بارش در ایران کمتر از متوسط نرمال خواهد بود و هم میزان تبخیر و تعرق مبنا که اتفاقا مهمترین نقش را در شکل گیری چشم‌انداز دارد. میبینیم که ایران سرخ‌تر و سرخ‌تر می شود. و این اصلا خبر خوبی نیست. 


در نهایت مستندترین منبع برای بررسی روندهای اقلیمی یک منطقه گزارش‌های رسمی  IPCC (پانل بین دولتی تغییر اقلیم) است. به طور خلاصه گزارش‌های این نهاد می گوید که اثر گرمایش جهانی بر عرض‌های پایین دو برابر بیشتر از عرض‌های بالا خواهد بود. یعنی اگر اروپا تا پایان قرن دو درجه گرم‌تر بشود، این میزان می تواند برای خاورمیانه حتی چهار درجه باشد. به همین خاطر هم تاکنون اثر تغییر اقلیم در خاورمیانه و شمال آفریقا مشهودتر از دیگر نقاط جهان بوده (بحران آب، تنش های محیط زیستی، مهاجران اقلیمی و ...) و هم نگرانی برای آینده این منطقه افزون‌تر از دیگر مناطق جهان است. یک شاهد اینکه در حالی که متوسط افزایش دما تحت تاثیر گرمایش جهانی برای کل جهان حدود یک درجه بوده، این مقدار برای اغلب کشورهای خاورمیانه بین یک و نیم تا دو درجه برآورد شده است. وقتی تمام خاورمیانه سریع تر از روندهای جهانی در حال گرم‌تر و خشک‌تر شدن است چرا باید تصور کنیم ایران از این قاعده جدا خواهد بود؟

آیا اشاره به اثر تغییر اقلیم بر تشدید بحران آب در ایران باعث برداشتن بار مسئولیت از روی دوش حاکمیت خواهد شد؟ کاملا برعکس. این اتفاقا برکشیدن بحران اقلیم و محیط زیست به سطحی است که ساختار حاکمیت را به چالش می کشد. اینکه آیا سیستم موجود توانایی طراحی و اجرای یک برنامه جامع ملی برای مهار خشکیدگی ایران و انطباق آن با روندهای آتی را دارد یا نه؟ جا دارد به یکی از بندهای بیانیه پایانی توافق اقلیمی پاریس اشاره شود: انطباق با تغییرات اقلیمی فراتر از مجموعه ای رویکردهای مدیریتی و تکنولوژیک است. به واقع سطحی بالاتر از اعتنای به اخلاق در سیاست را طلب می کند چون امروز باید بسیار هزینه کنیم برای مهار مصایبی که سی یا چهل سال بعد قرار است رخ بدهند. آیا در وضعیت کنونی حاکمیت ایران آماده تن‌دادن به چنان سطحی از اخلاق در سیاست هست که برای مهار بحران‌های اقلیمی آینده به تجدید نظر در همه رویکردهای کنونی خود در حوزه‌هایی مثل سیاست خارجی، جمعیت، کشاورزی و ... روی بیاورد؟ پرسش دشواری است.

اقلیم دانشی پیچیده است مرکب از انبوهی مؤلفه ها و گزاره‌های غیر قطعی. دقیق‌تر اینکه بگوییم بحث باد هواست. وقتی در عرصه عمومی در باره مؤلفه‌های اقلیمی صحبت می کنیم باید بسیار مراقب باشیم. سوء‌ برداشت عامه می‌تواند به سوء‌ رفتار آنها با محیط زیست بینجامد. متأسفانه غیاب اقلیم‌شناسان در عرصه عمومی باعث شده متخصصانی دیگر، با تخصص در حوزه‌هایی که مقیاس‌های زمان و مکان آنها تناسبی با مسائل اقلیم ندارد ذهنیت عمومی را درباره این مسائل شکل دهند. همه باید کمک کنیم برای تبیین این حقیقت که "مسئله اصلی ایران #خشکیدگی است" و رویکرد غالب ما برای برنامه‌ریزی در‌باره آینده ایران باید با تمرکز بر همین انگاره انجام شود. 

ناصر کرمی/ اقلیم شناس
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان