کد خبر: ۷۴۴۴
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۹:۴۹-05 April 2019
اقبال لاهوری ضمن نامه‌ی مورخه ۲۹ ماه مه ۱۹۳۱ بقائد اعظم (محمد علی جناح) چنین نوشت:
"... اجرای مقررات شریعت  اسلام در این کشور بدون وجود یک یا چند دولت اسلامی غیر ممکن است. سال‌هاست که این فکر عقیده‌ی قطعی من بوده و هنوز به این معنی ایمان دارم که تنها راه حل مساله نان برای مسلمین و همچنین تثبیت یک هند آرام و مرفه منحصر در همین طریق است. اگر چنین چیزی در هندوستان انجام نگیرد، لازمه‌ی آن جنگ داخلی خواهد بود که مانند سابق بشکل شورش‌های بین هندو و مسلمان ادامه یابد. 

من از آن می‌ترسم که در قسمتی از این کشور، مثلا در ناحیه‌ی شمال‌غربی هند، مساله‌ی #فلسطین تکرار شود و نیز اخطار #جواهر_لعل_نهرو به اینکه در حکومت آینده‌ی هند، سیستم سوسیال رایج خواهد بود، احتمال آن را دارد که این عمل در میان خود هندوها ایجاد خونریزی کند و تعارض بین دموکراسی #سوسیالیسم و برهمنی، بی‌شباهت به وجه تعارض بین برهمنی و بودایی نیست و اینکه مقررات سوسیالیسم در هندوستان، نظیر مقدرات بودایی بشود یا نشود، امری است که نمی‌توانم آن را پیش‌بینی کنم.

ولی از نظر من این مطلب روشن است که اگر هندوها دموکراسی سوسیالیسم را بپذیرند دیگر هندوئیسمی وجود نخواهد داشت. برای اسلام پذیرفتن دموکراسی سوسیالیسم، بشکلی که متناسب و مقتضی اسلام باشد، در حکم تصمیم نیست بلکه بازگشتی است به طهارت و صفای اصلی اسلام. بنابر این حل مساله جدید برای مسلمین سهل‌تر است تا برای هندوها، ولی بطوریکه قبلا اشاره شد برای آنکه این مساله برای مسلمین حل شود، لازم است تقسیمات تازه‌ای برای این کشور در نظر گرفته شود و یک یا چند کشور اسلامی با داشتن اکثریت مطلقه، تامین شود.

آیا شما تصور نمی‌کنید که وقت چنین تقاضایی فرا رسیده باشد؟ شاید این بهترین جوابی باشد که شما بتوانید به سوسیالیسم الحاد آمیز جواهر لعل نهرو بدهید."

مقدمه‌ی کتاب کلیات اقبال، احمد : سروش


با فرض صحت نقل قولی که نگارند از علامه اقبال لاهوری ایراد کرده ذکر چند نکته در شرایط امروزی حایز اهمیت است:

اولا این یکی از مواردی است که اقبال لاهوری طرح و ایده‌ی تحقق کشوری اسلامی از دل هند استعمارزده را مطرح می‌سازد. مبنای او روشن است: اجرای قانون و شریعت اسلام، تضمین اقتصاد مسلمین (مساله‌ی نان) و تضمین صلح و آرامش در هند و این سه از نظر اقبال جز با تشکیل حکومتی اسلامی در بخشی از شبه قاره شدنی نیست. نگاهی به شرایط کنونی مسلمین باقی مانده در هندوستان نشان می‌دهد مشکلات مبنایی مسلمین همین سه موردی هستند که اقبال در آن زمان پیش‌بینی کرد: تعارض قوانین هند سکولار با شریعت اسلام، پایین‌ترین شاخص‌های اقتصادی و فقدان امنیت! تفصیل این نکات باشد برای مجالی دیگر.

ثانیا اقبال قائل است که دموکراسی سوسیالیسم در تعارض با ساختار اجتماعی مذهبی هندوئیسم است و این مدعای او دقیق است چه آنکه هندوئیسم مذهبی مبتنی بر نظام طبقاتی است. هندوستان در دهه نود میلادی و پس از فروپاشی شوروی کاملا دست از سوسیالیسم کشید و با سرعت به سوی سرمایه‌داری و رفت لیبرال دموکراسی را جایگزین دموکراسی سوسیال کرد و این پیش‌بینی اقبال نیز محقق شد. هیچ سیستم اقتصادی‌ای بهتر از سرمایه‌داری منطبق بر ساختارهای اجتماعی مذهبی هندوئیسم نیست. از یاد نباید برد که هند هرچند مدعی کشوری سکولار است لیکن جزو مذهبی‌ترین کشورهای جهان شناخته می‌شود.

ثالثا اقبال در سال ۱۹۳۱ طبق نقل فوق، پیش‌بینی تحقق فلسطینی دیگر را در شمال غرب هند کرده بود. اقبال در سال ۱۹۳۸ دار فانی را وداع گفت و ماجراهای سال ۱۹۴۷ و تقسیم شبه قاره و شکل‌گیری کشور پاکستان را ندید. سال ۱۹۳۱ زمانی است که یهودیان به وعده‌ی بالفور ۱۹۱۷، سوی سرزمین فلسطین مهاجرت می‌کنند و یهودیان ساکن در فلسطین با حمایت پنهان و عیان حاکمیت انگلیس در حال به چنگ آوردن زمین فلسطینیان هستند. اقبال چنان شرایطی را برای جایی در شمال‌غرب شبه قاره پیش‌بینی می‌کند و ۱۵ سال بعد از این سخن اقبال و ۹ سال پس از مرگ وی است که زخم فلسطین‌گونه‌ی کشمیر بر بدنه‌ی امت اسلامی وارد می‌آید.

سرباز روح الله رضوی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان