کد خبر: ۷۴۴۰
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۱-04 April 2019
درآمدی بر تحریر محل نزاع
پس از مرگ آگوستین قدیس (354-430) در حد فاصل قرن پنجم میلادی تا قرن یازدهم میلادی، هیچ متفکری را در سرزمین های مسیحی (اروپایی) نمی یابیم که بر دوران پس از خود و حتی دورۀ خود تاثیری بر جای گذاشته باشد.
حتّی اگر قائل به تداومی فرضی با تعداد انگشت شمار و کمابیش بی اهمیّتی - از دیدگاه بحث ما - از متألّهین مسیحی از آگوستین تا بوئتیوس (480/85-524/28)، ایزیدور اهل سویل (560-636)، یوحنا اهل دمشق! (650-754)، آلکوئین (735-804) که دعوت شارلمانی را پذیرفت و به دربار او پیوست و یوحنا اریوگنا اهل اسکاتلند (حدود 815-حدود 877) که به دربار شارل دوم از دودمان کارولنژی پیوست، باشیم، و آنها را متفکران مؤثری در فاصله قرن پنجم تا نهم میلادی بدانیم، لااقلّ در فاصله قرن نهم تا دوازدهم، سه سده فترت بر اروپای مسیحی حکم می راند، که می توان آن را از دیدگاه تاریخ فلسفه، عصر تاریکی فلسفه در اروپا دانست.

پرسش معمول که تاکنون وجه سلبی آن در خودآگاهی معاصر ما نیز تکوین یافته، همواره این بوده که چه چیز "ضامن" بقاء و تداوم اندیشه فلسفی در مغرب زمین بوده است و چه چیز مانع این تداوم در سرزمینهای اسلامی. با نگاهی نه چندان دقیق در تاریخ فلسفه متوّجه می شویم این تداوم نه یک واقعیّت تاریخی بلکه بیشتر یک جعل تاریخی است، چرا که در زمان حاکمیّت سه قرن تاریکی بر اروپا، در سرزمین های اسلامی، فلسفه دوران درخشش و روشنایی خود را سپری می کرد. برخی از محققّان متأخر اروپایی به این پرسش توجّه پیدا کرده اند که چرا در این سه قرن فلسفه در جهان مسیحی حضور ندارد، اما همزمان در جهان اسلامی این دوره مصادف با دوران طلایی فلسفه در جهان اسلام است؟ بر مبنای همین پرسش، ما نیز می توانیم بپرسیم چه شد که با وجود چنین شکاف عظیمی، بعد از سه قرن، فلسفه در جهان مسیحی "احیاء" شد، اما در جهان اسلامی رو به زوال رفت؟

به بیان دیگر، پرسش ما، ناگزیر پرسش از چرایی زوال فلسفه در تاریخ مان است، زوالی که با توضیحات داده شده، به راحتی نمی توان علّت آن را با "اصل قرار دادن روایت اروپایی"، به آشتی نیافتن دین و فلسفه یا پیروزی متکلّمان بر فلاسفه در تمدّن اسلامی تقلیل داد، و یا در مقاله ای اینجا دلایل آن را جمع بندی کرد! این زوال اندیشۀ فلسفی در کشورهای اسلامی نیاز به "نظریۀ زوال" دارد، "نظریۀ" ای که با شناخت دقیق از فلسفۀ دوره یونانی (به زبان یونانی)، فلسفۀ در سرزمینهای اسلامی (به زبان عربی و فارسی)، فلسفۀ مسیحی (به زبان لاتین)، و دیدگاه های فلسفۀ جدید (به دو سه زبان جدید اروپایی) دربارۀ موضوعاتی همچون گسست و تداوم، سنّت و تجدّد و منطق تحوّلات تاریخیِ اندیشه منجمله زوال، احیاء و شکوفایی و... توانایی تبیین فلسفۀ این دوره، طرح پرسش دربارۀ آن و تدوین نظریۀ زوال آن را داشته باشد، و بتواند با تکیه بر مواد تاریخی، طرحی برای احیاء و تأسیس نوآئین فلسفه و نه تقلید و تکرار فلسفۀ جدید غربی داشته باشد.

محمد ایمانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان