کد خبر: ۷۴۴
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۱-22 June 2017
بسم الله الرحمن الرحيم‏
در جهان چنان زى كه در ديار غربت بسر مى‏برى، يا مانند رهگذرى باش و خود را از آن گروهى به شمار كه به زير خاك آرميده ‏اند.
كتابى كه پيش روى شماست پندهای گرانمايه پيامبر اكرم، خاتم الانبياء (ص) خطاب به ابى‏ذر غفارى رضوان الله تعالى عليه - كه يكى از اصحاب باوفا و پا برجاى آن بزرگوار بوده است و حِكم و مواعظ سودمند و پند و اندرزهاى بسيار مفيد براى همه مسلمانان در آن نهفته است - مجدداً با ترجمه‏اش چاپ مى‏شود

در اين ترجمه از كتاب عين‏الحياة علامه مجلسى، و از ترجمه دانشمند گرامى مستطاب آقاى تجليل تبريزى (زيد عزه) كمك گرفته‏ام و اصل عربى اين حديث را به جهت صحت متن و مصونيت از اشتباه و غلط با چند كتاب از كتب معتبره علماء سلف و بزرگ شيعه اماميه اثناعشريه تطبيق و تصحيح نمودم و در موارد اختلاف در تعبير عبارت اصل حديث در اين چند كتاب، نسخه بدلها را مابين دو پرانتز ذكر كرده ‏ام ولى در ترجمه حديث، جمله‏ها و كلماتى كه مابين دو پرانتز قرار گرفته است غالباً براى توضيح است.

اميد است كه اين جزوه مورد استفاده عموم مؤمنين و اهل دين و پيروان سيدالمرسلين و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين واقع گردد و همه از آن بهره‏هاى معنوى دنيايى و آخرتى برگيرند. ان شاء الله تعالى.

لازم به تذكر است كه تجزيه اين كلام نورانى كه در ضمن 147 شماره ارائه گرديده از بعض نويسندگان است و مستند به اصل حديث نمى‏باشد.

العبد خيرالله سليم زاده‏

***

مقدمه حديث‏

مرحوم شيخ طوسى در كتاب (امالى) جلد دوم چاپ نجف صفحه 138 - 152 و مرحوم شيخ طبرسى در كتاب (مكارم الاخلاق) چاپ بيرون صفحه 445 - 471 باب 12 فصل 5 و مرحوم ورام بن ابى فراس در كتاب (مجموعه ورام) چاپ ايران قم در سنه 1375 صفحه 273 - 284 و مرحوم مجلسى در كتاب (بحارالانوار) چاپ ايران جلد 77 صفحه 74 - 91 باب 4 حديث 63 و در كتاب (عين‏الحياة) (كه همه‏اش از اول تا آخر شرح همين حديث ابى‏ذر است) همه ابن بزرگان در اين كتابهاى خود مسنداً و مجموعه ورام مرسلاً از ابوذر غفارى (رضوان الله تعالى عليه) روايت كرده‏اند كه ابوذر گفت من داخل شدم در اوائل يك روز در مسجد پس به جز پيامبر اكرم (ص) و على (ع) كه در كنار آن حضرت بودند، هيچ كس ديگرى را در آنجا نديدم، پس من خلوت مسجد مغتنم شمردم و عرض كردم يا رسول الله (ص) پدر و مادرم فداى تو باد، سفارشى به من بفرماييد كه خدا مرا به آن سفارش نفع رساند.

پس آن حضرت فرمودند: (مطالبى را كه ترجمه ظاهرش چنين است) تو را سفارش خواهم كرد و چه بسيار گرامى و پسنديده‏اى تو در نزد ما اى ابوذر تو از ما اهل بيت مى‏باشى و همانا كه من تو را به دستور و پندى (عظيم) سفارش مى‏كنم پس تو آن را (در فكر و عمل خود) حفظ كن (نگهدارى نما) كه آن جامع (دربردارنده) همه راههاى خير (و خوبى نجات است) پس اگر تو آن را (در ذهن و در كار خود) حفظ كنى و (بدان عمل نمايى) برايت بهره‏اى عظيم (از رحمت الهى خير دنيا و آخرت) خواهد بود.

1 – خدا را چنان بندگی کن که گویا او را می بینی.

يا اباذر: اعبدالله كانك تراه، فان كنت لاتراه فانه يراك.

اى ابوذر: خدا را چنان بندگى كن كه گويا او را مى‏بينى، پس اگر تو او را نمى‏بينى او تو مى‏بيند.

2 – خدای بزرگ اهل بیت مرا در میان امت من بمانند کشتی نوح گردانیده است.

و اعلم يا اباذر: ان الله عزوجل جعل اهل بيتى فى امتى كسفينة نوح من ركبها نجى و من رغب عنها غرق، (1) و مثل باب حطة (2)فى بنى اسرائيل من دخله كان امناً.

بدان اى ابوذر: كه خداى عزيز و بزرگ اهل بيت مرا در ميان امت من بمانند كشتى نوح گردانيده است، هر كس در آن سوار شد از هلاكت رست و هر كس از آن روى بگردانيد غرق گشت. همچنين مانند درب حطه در ميان بنى‏اسرائيل كه اگر كسى از آن وارد مى‏شد از عذاب خدا ايمن مى‏گشت.

3 – نعمت تندرستی و فراغت.

يا اباذر: احفظ ما اوصيك به تكن سعيداً فى الدنيا و الاخرة يا اباذر: نعمتان مغبون فيهما كثير من الناس، الصحة و الفراغ.

اى ابوذر: پندهاى مرا نگهدارى (و مراعات) كن تا در دو جهان سعادتمند گردى، اى ابوذر: بسيارى از مردم در مورد دو نعمت مغبون هستند (از آن قدردانى و استفاده خوب نمى‏كنند) تندرستى و فراغت (بال).

4 – پیش از آنکه پنج چیز به تو روی آورد، پنج چیز را غنیمت شمار.

يا اباذر: اغتنم خمساً قبل خمس، شبابك قبل هرمك، و صحتك قبل سقمك، و غناك قبل فقرك، و فراغك قبل شغلك و حيوتك قبل موتك.

اى ابوذر: پيش از آنكه پنج چيز به تو روى آورد، پنج چيز را غنيمت شمار (از آنها استفاده شايسته كن)، جوانى را پيش از پيرى، تندرستى را پيش از بيمارى، توانگرى را پيش از پريشانى و فراغت را پيش از گرفتارى و زندگى را پيش از مرگ.

5 – مبادا به درازی آرزو، کارهای شایسته را به تأخیر افکنی.

يا اباذر: اياك و التسويف باملك، فانك بيومك و لست بما بعده، فان يكن غد لك فكن فى الغد كما كنت فى اليوم، و ان لم يكن غد لك لم تندم على ما فرطت فى اليوم.

اى ابوذر: مبادا به درازى (و طول) آرزو، كارهاى شايسته را به تأخير افكنى، زيرا كه تو اكنون همين امروز را دارى نه ما بعد آن را پس اگر فردايى داشتى در آن نيز بمانند امروز باش، و اگر فردايى برايت نبود پشيمانى امروز را نخواهى برد كه در آن كوتاهى كرده‏اى.

6 – چه فراوانند کسانی که صبح را به شام نمی رسانند.

يا اباذر: كم من مستقبل يوماً لايستكمله و منتظر غداً لايبلغه.

اى ابوذر: چه فراوانند كسانى كه صبح را به شام نمى‏رسانند و چه فراوان كسانى كه به انتظار فردا هستند ولى به آن نمى‏رسند.

7 – فریبکاری آرزو

يا اباذر: لو نظرت الى الاجل و مسيره لابغضت الامل و غروره.

اى ابوذر: اگر به اجل نگرى و ببينى كه به سويت مى‏آيد هر آينه آرزوها و فريبكارى آن را دشمن خواهى داشت.

8 – در جهان چنان زی که در دیار غربت بسر می بری.

يا اباذر: كن كانك فى الدنيا غريب او كعابر سبيل، و عد نفسك من اصحاب القبور.

اى ابوذر: در جهان چنان زى كه در ديار غربت بسر مى‏برى، يا مانند رهگذرى باش و خود را از آن گروهى به شمار كه به زير خاك آرميده‏اند.

9 – هنگامی که صبح کردی به خویشتن نوید شامگاه مده.

يا اباذر: اذا اصحبت فلا تحدث نفسك بالمساء، و اذا امسيت فلا تحدث نفسك بالصباح و خذ من صحتك قبل سقمك و من حيوتك قبل موتك، لانّك لاتدرى ما اسمك غداً.

اى ابوذر: هنگامى كه صبح كردى به خويشتن نويد شامگاه مده و هنگامى كه به شام رسيدى صبح‏گاه فردا را به خود بازگويى منما، (هم اكنون) از تندرستى خود پيش از آنكه دچار بيمارى شوى و از زندگى خويش پيش از اين كه مرگ تو را دريابد (براى آخرت و دينت) بهره‏گيرى كن، زيرا تو نمى‏دانى فردا بر تو چه نام نهاده خواهد شد، (زنده يا مرده).

10 – مبادا ناگهان مرگ تو را در حال لغزش و گناه دریابد.

يا اباذر: اياك ان تدرك الصرعة عند العثرة فلا تقال العثرة و لاتكن من الرجعة و لايحمدك من خلفت بما تركت و لايعذرك من تقدم عليه بما اشتغلت به.

اى ابوذر: مبادا ناگهان مرگ تو را در حال لغزش و گناه دريابد، پس لغزش و گناه اقاله و جبران نشود و توانايى بازگشت تو را نباشد و آن كس كه اندوخته تو براى او مانده تو را سپاسگزارى نكند و آن كس كه به سوى او مى‏روى تو را كه براى اشتغالات مادى و گرد آوردن مال از اداى وظيفه نسبت به او بازمانده‏اى معذور ندارد.

11 – خواب رفتگان در مقابل بهشت و جهنم.

يا اباذر: ما رأيت كالنار نام هاربها و لا مثل الجنة نام طالبها.

اى ابوذر: چيزى نديدم مانند آتش دوزخ كه فرار كننده از آن بخواب رفته باشد و نه مانند بهشت كه خواهان آن به خواب رفته باشد.

12 – بر عمر خود بخیل تر از درهم و دینارت باش.

يا اباذر: كن على عمرك اشح على درهمك و دينارك.

اى ابوذر: بر عمر خود بخيل‏تر از دهم و دينارت باشد.

(عمر عزيز خودت را به گناه و كارهاى بيهوده صرف منما)

13 – آیا هیچ یک از شما این انتظار می برد، که ...

يا اباذر: هل ينتظر احدكم الا غنى مطغياً او فقراً مرضاً مفسداً او هرماً مقعداً او الدجال، فانه شرّ غايب او الساعة تنتظر و الساعة ادهى و امر.

اى ابوذر: آيا هيچ يك از شما اين انتظار مى‏برد، كه ثروت و مالى كه به طغيان انجامد به دست آورد و يا فقر و پريشانى كه موجب فراموشى خدا گردد و يا بيمارى كه جان او را تباه سازد يا پيرى كه او را از كار و فعاليت باز دارد و يا مرگ كه شتابان در رسد و يا دجال (فتنه‏انگيز) كه شرى پنهان است و يا رسيدن هنگام رستاخيز كه انتظارش مى‏رود و آن وقت ترسناك‏تر و تلخ‏تر است.

14 – بدترین مردم در روز قیامت، نزد پروردگار عالم.

يا اباذر: ان شر الناس منزله عندالله يوم القيامة عالم لاينفع بعلمه و من طلب علماً ليصرف به وجوه الناس اليه لم يجد ريح الجنة. يا اباذر: من ابتغى العلم ليخدع به الناس لم يجد ريح الجنة.

يا اباذر: اذا سئلت عن علم لاتعلمه فقل لااعلمه تنج من تبعته و لاتفت الناس بما لاعلم لك تنج من عذاب الله يوم القيامة.

يا اباذر يطلع قوم من اهل الجنة الى قوم من اهل النار فيقولون: ما ادخلكم النّار؟ و قد دخلنا الجنة بفضل تأديبكم و تعليمكم فيقولون: انا كنا نأمر بالخير و لانفعله.

اى ابوذر: همانا بدترين مردم از جهت ارزش و منزلت پيش پروردگار عالم در روز قيامت دانشمندى است كه از دانش او بهره برده نمى‏شود، و هر كس طلب كند علم (دين) را تا اينكه توجه مردم را به سوى خويش جلب كند، بوى بهشت به او نرسد. (اى ابوذر) هر كس دانش آموزد تا با آن مردم را بفريبد بوى بهشت به او نرسد. (اى ابوذر) هر گاه از تو چيزى را پرسيدند كه نمى‏دانى پس (به ندانستن آن اعتراف كن) بگو نمى‏دانم تا از گرفتارى و عقوبت آن برهى، و به آنچه نمى‏دانى فتوى مده تا از عذاب خداى در روز رستاخيز رهايى يابى (اى ابوذر) (روز قيامت) گروهى از مردم بهشت به سوى گروهى از اهل دوزخ سركشى مى‏كنند پس مى‏پرسند به چه علت شما در آتش افتاده‏ايد؟ در حالى كه ما به بركت تعليم و تربيت شما به بهشت رسيده‏ايم پس در جواب گويند: ما ديگران را به كار خير و اعمال شايسته دستور ميداديم ولى خود از بكار بستن آن فروگذارى مى‏كرديم (و به آن كارهاى خيرى كه ديگران را امر مى‏كرديم، عمل نمى‏كرديم.)

15 – حقوق خداوند.

يا اباذر: ان حقوق الله جل ثناوه اعظم من ان يقوم بهاالعباد، و ان نعمه اكثر من ان تحصيها العباد، و لكن امسوا تائبين اصبحوا تائبين.

اى ابوذر: حقوق خداوند جل ثنائه بزرگتر از آن است كه بندگان بتوانند به آن حقوق قيام نمايند و همانا نعمتهاى او بيشتر از آن است كه بندگان به شمارش آن توانا باشند ولى شما با توبه داخل شامگاه شويد و هر صبح (به سوى او) توبه كنيد (به تقصير خود اعتراف نماييد).

16 – مرگ ناگهان می آید.

يا اباذر: انك فى ممر الليل فى اجال منقوصة و اعمال محفوظة و الموت ياتى بغتة و من يزرع شراً يوشك ان يحصد ندامة و لكل زارع ما زرع.

اى ابوذر: همانا تو در عبورگاه شب و روز قرار گرفته‏اى در مدتهاى كوتاه و اعمالى كه ضبط و نگهدارى مى‏شوند، و مرگ ناگهان مى‏آيد و هر كس تخم نيكى كاشت بزودى از آن خير و سعادت درو خواهد كرد و هر كس تخم شر و بدكارى كاشت جز ندامت از آن درو نخواهد نمود و هر برزگر آن را درو خواهد كرد كه كاشته است.

17 – بهره کسی را که شتاب نمی کند دیگری نمی تواند ببرد.

يا اباذر: لايسبق بطى‏ء بحظه و لاتدرك حريص ما لم يقدر له و من اعطى خيراً فالله اعطاه و من وقى شراً فالله وقاه.

اى ابوذر: بهره كسى را كه شتاب نمى‏كند ديگرى نمى‏تواند ببرد و آزمند و طمعكار به آنچه كه براى وى مقدر نشده نمى‏رسد و هر كس به خيرى رسد پس خدا به او عطا فرموده هر كس از شرى نگهدارى شده خدا او را نگهدارى كرده است.

18 – پرهیزگاران بزرگوارانند و فقها پیشوایانند.

يا اباذر: المتقون سادة و الفقهاء قادة و مجالستهم زيادة ان المؤمن ليرى ذنبه كانه تحت صخرة يخاف ان تقع عليه و ان الكافر ليرى ذنبه كانه ذباب مرّ على انفعه.

اى ابوذر: پرهيزگاران بزرگوارانند و فقها پيشوايانند و همنشينى با آنان موجب زيادت (علم و فضيلت است) انسان باايمان گناه خود را چنان بااهميت مى‏نگرد به مانند آنكه زير تخته سنگى قرار گرفته كه بيم دارد بر وى فرود آيد، ولى انسان كافر و خدانشناس به گناه خود چنان مى‏نگرد كه گويا مگسى بر روى بينى او در گذر است.

19 – خدای به هر بنده ای اراده خیر داشته باشد ...

يا اباذر: ان الله تبارك و تعالى اذا اراد بعيد خيراً جعل الذنوب بين عينيه ممثلة و الاثم عليه و بيلاً و اذا اراد بعبد شراً انساه ذنوبه.

اى ابوذر: خداى (تبارك و تعالى) به هر بنده‏اى اراده خير و بركت داشته باشد گناهان را نصب العينش ساخته و نافرمانى و گناه را در نظر او سنگين و دشوار مى‏سازد و هرگاه به بنده‏اى (در اثر نيات و اعمال بدش) اراده بدى و بدبختى نموده باشد گناهان او را از خاطرش فراموش مى‏سازد.

20 – به کوچکی گناه ننگر.

يا اباذر: لاتنظر الى صغر الخطيئة و لكن انظر الى من عصيت.

اى ابوذر: به كوچكى گناه ننگر، بنگر كه چه كسى را نافرمانى كرده‏اى.

21 – اضطراب جان و دل انسان با ایمان برای گناه.

يا اباذر: ان نفس المؤمن اشد ارتكاضاً من الخطيئة من العصفور حين يقذف به فى شركة.

اى ابوذر: اضطراب جان و دل انسان باايمان براى گناه شديدتر از اضطراب دل گنجشك است هنگام به دام افتادن.

22 – آن کسی که کردارش با گفتارش مطابقت کند بهره خود را دریافت نموده.

يا اباذر: من وافق قوله فعله فذلك الذى اصحاب. حظه و من خالف قوله فعله فانما يوبخ نفسه.

اى ابوذر: هر آن كس كه كردارش با گفتارش مطابقت كند بهره خود را (از سعادت) دريافت نموده و هر آنكس كه كردارش مخالف گفتارش باشد جز اين نيست كه (هنگام پاداش) خويشتن را سرزنش خواهد كرد.

23 – گناه سبب محرومیت از روزی.

يا اباذر: الرجل ليحرم رزقه بالذنب يصيبه.

اى ابوذر: مرد به سبب گناهى كه مى‏كند (چه بسا) از روزى خويش (كه برايش مقرر شده) محروم مى‏گردد.

24 – به سخنی که فایده به حال تو ندارد لب مگشا.

يا اباذر: دع ما لست منه فى شى‏ء و لاتنطق فيما لايعنيك و اخزن لسانك كما تخزون ورقك.

اى ابوذر: هر چه را كه در آن تو را بهره نيست و به هيچ وجه به تو مربوط نمى‏شود ترك كن و به سخنى كه فايده به حال تو ندارد لب مگشا و زبان خود را مانند پول خود كه در حفظ آن مى‏كوشى نگهدارى نما.

25 – خدای (جل ثناؤه) گروهی را به بهشت می برد.

يا اباذر: ان الله جل ثناؤه ليدخل قوماً الجنة فيعطيهم حتى يملوا و فوقهم قوم فى الدرجات العلى فاذا نظروا اليهم عرفوهم، فيقولون ربنا اخواننا كنا معهم فى الدنيا فبم فضلتهم علينا، فيقال هيهات، انهم كانوا يجوعون حين تشبعون و يظمئون حين تروون و يقومون حين تنامون و يشخصون حين تخفصون .

اى ابوذر: خداى (جل ثناؤه) گروهى را به بهشت مى‏برد پس چندان به آنان (نعمت) عطا مى‏فرمايد كه خسته مى‏شوند، و در فوق آنان گروهى ديگر هستند كه در پايه‏هاى بالاترند پس چون به آنها مى‏نگرند آنها را مى‏شناسند پس مى‏گويند: پروردگارا اينان همان برادران ما هستند كه در دنيا باهم بوديم (زندگى مى‏كرديم) پس چرا آنان را بر ما برترى داده‏اى؟ در پاسخ گفته مى‏شود: هيهات، هيهات آنگاه كه شما سير بوديد آنان گرسنگى مى‏كشيدند، آنگاه كه شما سيراب بوديد آنان تشنگى مى‏بردند (روزه داشته) آنگاه كه شما در خواب بوديد آنان ايستاده (به نماز مشغول) بودند آنگاه كه شما به استراحت مى‏پرداختيد آنان از براى خدا (از جا بلند مى‏شدند) بيرون مى‏شتافتند.

26 – خدای عزوجل نماز را نور دیده من قرار داده.

يا اباذر: جعل الله جل ثناؤه قرة عينى فى الصلوة، و حبب الى الصلوة كما حبب الى الجائع الطعام و الى الظمان الماء و ان الجائع اذا اكل شبع و ان الظمان اذا شرب روى و انا لااشبع من الصلوة.

اى ابوذر: خداى عزوجل نماز را نور ديده من قرار داده و آنرا چنان محبوب من ساخته است كه گرسنه غذا را و تشنه آب را دوست مى‏دارد، گرسنه مقدارى از غذا را كه مى‏خورد سير مى‏گردد، تشنه نيز قدرى كه آب مى‏نوشد سيراب مى‏گردد، ولى من از نماز سير نمى‏شوم.

27 – من بدین پاک و آسان برانگیخته شده ام.

يا اباذر: ان الله تعالى بعث عيسى بن مريم عليه السلام بالرهبانيّة و بعثت بالحنيفة السمحة و حبب الى النساء و الطيب و جعل فى الصلوة قرة عينى. (3)

اى ابوذر: خداى متعال، عيسى عليه السلام را به رهبانيت مبعوث داشته و من بدين پاك و آسان برانگيخته شده‏ام و خوشبويى و زندگى با زن را به من محبوب ساخته و نور چشم مرا در نماز قرار داده است.

28 – هر مردی که در شبانه روز ...

يا اباذر: ايما رجل تطوع فى كل يوم و ليلة اثنى عشرة ركعة سوى المكتوبة كان له حقاً واجباً بيت فى الجنة.

اى ابوذر: هر مردى كه در شبانه‏روز فزونتر از نمازهاى واجب دوازده ركعت نماز بگذارد، حق ثابت او در برابر آن خانه‏اى در بهشت خواهد بود.

29 – تا آنگاه که در حال نمازی ...

يا اباذر: انك ما دمت فى الصلوة فانك تقرع باب الملك الجبار و من يكثر قرع باب الملك يفتح له.

اى ابوذر: تا آنگاه كه در حال نمازى به كوبيدن در پادشاه جبار پرداخته‏اى هر آنكس كه در خانه پادشاه را زياد بكوبد بالاخره به روى او بازمى‏گردد. (يكى از صفات خداى متعال جبار است كه به معناى: بزرگوار، فرمانفرما و مصلح امور نيز آمده است.)

30 – انسان با ایمان هر گاه که به نماز می ایستد رحمت پروردگار عالم تا عرش بر او احاطه کند.

يا اباذر: ما من مؤمن يقوم مصلياً الا تناثر عليه البر ما بينه و بين العرش و وكل به ملك ينادى يابن ادم لو تعلم مالك فى الصلوة و من تناجى ما انفتلت.

اى ابوذر: انسان باايمان هرگاه كه به نماز مى‏ايستد رحمت پروردگار عالم تا عرش بر او احاطه كند و فرشته‏اى بر او گماشته مى‏شود كه ندا مى‏كند فرزند آدم اگر مى‏دانستى كه در نماز چه نصيب تو مى‏گردد و با چه كسى سخن مى‏گويى هرگز از آن باز نمى‏ايستادى.

31 – خوشا به حال آنانکه در روز رستاخیز ...

يا اباذر: طوبى لاصحاب الالوية يوم القيامة يحملونها فيسبقون الناس الى الجنة، الا هم السابقون الى المساجد بالاسحار و غير الاسحار.

اى ابوذر: خوشا به حال آنانكه در روز رستاخيز علمدار و پرچمدارند، پرچم را پيشاپيش مردم گرفته و بر آنان در رفتن به بهشت پيشى مى‏گيرند، آنان همان افرادى هستند كه سحرگاهان و ساير اوقات به مسجدها پيشى مى‏جويند.

32 – نماز ستون دین است.

يا اباذر: الصلوة عماد الدين و اللسان اكبر و الصدقة تمحوا الخطئة و اللسان اكبر و الصوم جنة من النار و اللسان اكبر و الجهاد نباهة و اللسان اكبر.

اى ابوذر: نماز ستون دين است، و (آنچه از ياد خدا به) زبان (مى‏آيد) بزرگتر است، صدقه گناهان را مى‏زدايد، و (گفتارى كه با) زبان (به مردم سود بخشد از صدقه) بزرگتر است، روزه سپرى است در مقابل آتش و (امساك) زبان بزرگتر است و جهاد شرافت و عزت است و (جهاد با) زبان (مثل امر به معروف و... از نظر شرافت) بزرگتر است.

33 – انسان بهشتی به بالا می نگرد.

يا اباذر: الدرجة فى الجنة فوق الدرجة كما بين السماء و الارض و ان العبد ليرفع بصره فيلمع له نور يكاد يخطف بصره فيقزع لذلك فيقول: ما هذا؟ فيقال: هذا نور اخيك، فيقول اخى فلان؟ كنا نعمل جميعاً فى الدنيا و قد فضل على هكذا فيقال له: انه كان افضل منك عملاً، ثم يجعل فى قلبه الرضا حتى يرضى.

اى ابوذر: بلندى درجه در بهشت بر بالاى درجه ديگر و فاصله آن دو مانند فاصله مابين زمين تا آسمان است، انسان بهشتى به بالا مى‏نگرد، پيش ديدگان وى پرتوى از نور چنان برق مى‏زند كه نزديك است آن نور ديدگان او را نابينا سازد، مى‏پرسد اين چه نورى است؟ پاسخ مى‏گويند: اين نور برادر تو فلانى است، مى‏گويد: فلان برادرم؟ ما همگى در دنيا كارهاى خدا پسندگانه مى‏نموديم چگونه او برترى بر من جسته است. اين چنين؟ مى‏گويند او در كردار نيك بر تو برترى داشت، آنگاه رضا و خشنودى در دل او نهاده مى‏شود تا خرسند گردد.

34 – دنیا برای انسان با ایمان زندان است.

يا اباذر: الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر و ما اصبح فيها مؤمن الا حزيناً فكيف لايحزن و قد او عده‏الله جل ثناؤه انه وارد جهنم و لم يعده انه صادر عنها و ليلقين امراضاً و مصيبات و اموراً تغيظه و ليظلمن فلا ينتصر يبتغى ثواباً من الله تعالى فما يزال فيها حزيناً حتى يفارقها، فاذا فارقها افضى الى الراحة و الكرامة.

اى ابوذر: دنيا براى انسان باايمان زندان است و براى انسان كافر (بى‏ايمان) بهشت است، هيچ انسان باايمان در دنيا شب را جز با اندوه صبح نمى‏كند، چرا اندوهگين نباشد، با اينكه خدايش (جل ثنائه) خبر داده است كه انسان در دوزخ فرود خواهد آمد ولى بيرون آمدنش را به او، وعده (حتمى) نداده است. (4) (و ديگر اينكه) با بيماريها و گرفتاريها و پيشامدها و ناگواريهايى حتماً مواجه مى‏گردد و حتماً ستم مى‏بيند پس كسى او را يارى نمى‏كند، (به علت صبر بر مصيبتها) از خداى متعال طالب ثواب است، و در اين جهان اندوهگين است هميشه تا از آن جدا شود و بيرون رود آنگاه كه از جهان بيرون شتافت بسوى راحتى و كرامت (خداى مهربان) سرازير و وارد مى‏گردد.

35 – خدای جهان هیچ گاه بمانند درازی اندوه عبادت نشده است.

يا اباذر: ما عُبدالله على مثل طول الحزن.

اى ابوذر: خداى جهان هيچ گاه بمانند درازى اندوه عبادت نشده است (بنده‏اى كه همواره از آتش عذاب خدا ترسان بوده، و براى خدا مدتهاى طولانى در برابر ناملايمات، صبر ورزيده و براى دورى از مقامات معنوى محزون است، از همه فزونتر خدا را بندگى كرده است.)

36 – هر کس را علمی بدهند که ...

يا اباذر: من اوتى من العلم ما لايبكيه لحقيق ان يكون قد اوتى علم ما لاينفعه، لان الله عزوجل نعت العلماء فقال: (((ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقان سجداً و يقولون سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولاً و يخرون للاذقان يبكون و يزيدهم خشوعاً.)))

اى ابوذر: هر كس را علمى بدهند كه او را نگرياند، سزاوار است گفته شود علمى بدو داده شده كه او را ثمر نمى‏بخشد، زيرا خداوند عزوجل در قرآن كريم‏ (5)علما را چنين توصيف فرموده است:

(((آنان كه پيش از بعثت پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله) يا قبل از نزول قرآن به آنها دانش داده شده هنگامى كه قرآن بر آنان خوانده مى‏شود به حالت سجده به رو مى‏افتند و مى‏گويند پاك است پروردگار ما وعده‏هاى او انجام خواهد يافت و آنان به رو مى‏افتند و مى‏گريند و خشوع دلشان بيشتر مى‏گردد.)))

37 – هر کس می تواند ...

يا اباذر: من استطاع ان يبكى فليبك و من لم يستطع فليشعر قلبه الحزن وليتباك ان القلب القاسى بعيد من الله و لكن لايشعرون.

اى ابوذر: هر كس مى‏تواند (از ترس خداى توانا) بگريد پس بايد بگريد و هركس نمى‏تواند (((لااقل))) دل خود را به اندوه آشنا سازد و به صورت گريه وادارد. زيرا دل باقساوت از خدا دور است ولى آنان درك اين معنى نمى‏كنند.

38 – من بر بنده دو ترس را جمع نمی کنم.

يا اباذر: يقول الله تبارك و تعالى: لااجمع على عبد خوفين و لااجمع له امنين فاذا امننى فى الدنيا اخفته يوم القيامة و اذا خافنى فى الدنيا امنته يوم القيامة.

اى ابوذر، خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد: من بر بنده دو ترس را جمع نمى‏كنم و دو ايمنى را نيز جمع نمى‏نمايم، اگر او در اين جهان از من ايمن بود (و هيچ نترسيد) در جهان ديگر او را خواهم ترسانيد ولى اگر در اين جهان از ترسناك بود روز رستاخيز او را ايمن خواهم ساخت.

39 – اگر مردی به قدر هفتاد پیامبر اعمال نیک داشته باشد.

يا اباذر: لو أن رجلاً كان له كعمل سبعينن نبياً لاحتقره و خشى ان لاينجو من شر يوم القيامة.

اى ابوذر: اگر مردى به قدر هفتاد پيامبر اعمال نيك داشته باشد (در روز قيامت) آن را ناچيز مى‏شمارد، و مى‏ترسد از شر روز قيامت نجات نيابد.

40 – گناهان بنده (با ایمان) در روز قیامت به او ارائه می شود.

يا اباذر: ان العبد ليعرض عليه ذنوبه يوم القيامة فيقول، اما انى كنت مشفقاً، فيغفرله.

اى ابوذر: گناهان بنده (باايمان) در روز قيامت به او ارائه مى‏شود پس مى‏گويد در دنيا من ترسان بودم، در نتيجه گناهانش آمرزيده و بخشيده مى‏گردد.

41 – مردی کار نیک انجام می دهد.

يا اباذر: ان الرجل ليعمل الحسنة فيتكل عليها و يعمل المحقرات حتى يأتى الله و هو عليه غضبان و ان الرجل ليعمل السيئة فيفرق منها فيأتى الله عزوجل امنا يوم القيامة.

اى ابوذر: مردى كار نيك انجام ميدهد و به اتكال و اعتماد بر آن كار خوب، گناهانى كوچك مرتكب مى‏گردد (و در برابر كردار نيك خويش گناه را سهل مى‏انگارد) چنين كسى هنگامى كه پيش خدا مى‏رود او بر وى خشمگين است، مردى نيز گناه و كار بد مرتكب مى‏گردد ولى از عقوبت آن هراسان است چنين كس در روز قيامت با خاطر آسوده بر خداى عزوجل وارد مى‏شود.

42 – توبه.

يا اباذر: ان العبد ليدنب فيدخل به الجنة.

فقلت: و كيف ذلك بابى انت و امى يا رسول الله؟

قال (صلى الله عليه و آله و سلم): يكون ذلك الذنب نصب عينيه تائباً منه فاراً الى الله عزوجل حتى يدخل الجنة.

اى ابوذر: بنده خدا گناهى مى‏كند و به سبب آن به بهشت مى‏رود.

پس گفتم: يا رسول الله پدر و مادرم فداى تو باد چگونه ممكن است؟

فرمود: گناه را نصب العين خود قرار مى‏دهد و همواره از آن توبه و فرار نموده و به خدا پناه مى‏برد تا آنگاه كه به بهشت در مى‏آيد.

43 – انسان زیرک و باکیاست کسی است که به تأدیب نفس خویش بپردازد.

يا اباذر: الكيس من ادب نفسه و عمل لما بعد الموت، و العاجز من اتبع نفسه و هواها و تمنى على الله عزوجل الامانى.

اى ابوذر: انسان زيرك و باكياست كسى است كه به تأديب نفس خويش بپردازد و براى زندگى بعد از مرگ دست به كار شود، و انسان ناتوان (كه زيركى ندارد) كسى است كه به دنبال نفسش و خواهشهاى او برود و با آن حال از خداى عزوجل آرزوهايى داشته باشد.

44 – نخستین چیزی که از امت من برداشته می شود.

يا اباذر: ان اول شى‏ء يرفع من هذه الامة الامانة و الخشوع حتى لايكاد يرى خاشع.

اى ابوذر: نخستين چيزى كه از امت من برداشته مى‏شود (صفت) امانت و خشوع است، تا آنجا كه نزديك است كه فردى با خشوع ديده نشود.

45 – اگر دنیا پیش خدا به قدر پر پشه یا مگسی ارزش داشت.

يا اباذر: و الذى نفس محمد بيده لو ان الدنيا كانت تعدل عندالله جناح بعوضة او ذباب ما سقى الكافر منها شربة من ماء.

اى ابوذر: سوگند به خدايى كه جان محمد (صلى الله عليه و آله) در دست اوست اگر دنيا پيش خدا به قدر پر پشه يا مگسى ارزش داشت به انسان كافر حتى يك شربت آب از آن (دنيا) نمى‏داد.

46 – دنیا و آنچه در آن است لعنت شده مگر ...

يا اباذر: الدنيا ملعونة و ملعون ما فيها الا ما ابتغى به وجه الله و ما من شى ابغض الى الله من الدنيا خلقها ثم اعرض عنها (6) فلم ينظر اليها و لاينظر اليها حتى تقوم الساعة و ما من شيى‏ء احب الى الله عزوجل من الايمان به و ترك ما امر بتركه.

اى ابوذر: دنيا و آنچه در آن است لعنت شده مگر آنچه به وسيله آن تحصيل رضاى الهى گردد (7) و پيش پروردگار تعالى چيزى مبغوض‏تر از دنيا نيست، آن را بيافريد سپس از آن اعراض فرمود و ديده رحمت از آن تا قيام قيامت ببريد و به سوى آن نظر نخواهد فرمود و هيچ چيزى در پيش او محبوبتر از ايمان به خدا و دورى جستن از محرمات و گناهان نيست.


47 – ای عیسی دنیا را دوست مدار.

يا اباذر: ان الله تبارك و تعالى اوحى الى اخى عيسى. يا عيسى: لاتحب الدنيا فأنى لست احبها، و احب الاخرة فانما هى دارالمعاد.

اى ابوذر: خداى تبارك و تعالى به برادرم عيسى وحى فرمود: اى عيسى دنيا را دوست مدار زيرا من آن را دوست ندارم و آخرت را دوست بدار، زيرا كه فقط همانجا خانه بازگشت است.

48 – هر گاه سیر شدم خدا را سپاس می گویم و هر گاه گرسنه شدم از او سؤال می کنم.

يا اباذر: ان جبرئيل اتانى بخزائن الدنيا على بغلة شهباء فقال لى يا محمد هذه خزائن الدنيا و لاينفصك من حظك عند ربك فقلت حبيبى جبرئيل لاحاجة لى فيها اذا شبعت شكرت ربى و اذا جعت سئلته.

اى ابوذر: همانا جبرئيل گنجهاى جهان را بر أسترى رنگارنگ پيش من آورد پس گفت به من اى محمد (ص) اينها گنجهاى دنياست، (بگير و بدان) كه چيزى از نصيب تو را پيش پروردگارت نخواهد كاست. پس گفتم: حبيب من جبرئيل مرا در آنها نيازى نيست، من هرگاه سير شدم خدا سپاس مى‏گويم و هرگاه گرسنه شدم از او سؤال مى‏كنم.

49 – خدا عزوجل هر گاه خیر کسی را بخواهد او را ...

يا اباذر: ان الله عزوجل اذا اراد بعبد خيراً فقهه فى الدين و زهده فى الدنيا و بصره بعيوب نفسه.

اى ابوذر: خدا عزوجل هرگاه خير كسى را بخواهد او را در دين فقه (و دانا) مى‏سازد و در دنيا زاهد ميگرداند و او را به عيبهاى خويش بينا مى‏سازد.

50 – بنده ای در دنیا زهد نورزید مگر خدا حکمت را در دلش می رویاند.

يا اباذر: ما زهد عبد فى النار الا انبت‏ (8) الله الحكمة فى قلبه و انطق بها لسانه و بصره عيوب الدنيا و دائها و دوائها و اخرجه منها سالماً الى دار السللام.

اى ابوذر: بنده‏اى در دنيا زهد نورزيد مگر اينكه خدا حكمت را در دلش مى‏روياند (يا در قلب او جايگزين مى‏كند) و زبانش را به آن گويا ساخته و او را به عيبهاى دنيا، دردها و دواهاى آن بينا و آشنا گردانيده و او را سالم از دنيا بسوى بهشت بيرون مى‏برد.

51 – آنگاه که دیدی برادر تو در دنیا زهد می ورزد به سخنان او گوش ده.

يا اباذر: اذا رأيت اخك قد زهد فى الدنيا فاستمع منه فانه يلقى اليك الحكمة قلت: يا رسول الله من ازهد الناس؟

قال (ص): من لم ينس المقابر و البلى و ترك فضل زينة الدنيا و اثر ما بيقى على ما يفنى و لم يعد غداً من ايامه و عد نفسه فى الموتى.

اى ابوذر: آنگاه كه ديدى برادر تو در دنيا زهد مى‏روزد و به دنيا بى‏علاقه است به سخنان او گوش ده، زيرا او به تو حكمت فرا مى‏خواند.

گفتم: يا رسول الله زاهدترين مردم كيست؟ فرمود: كسى كه قبور و پوسيدن اجساد را فراموش نكند و زيادى زينت دنيا را ترك كند و آنچه را باقى مى‏ماند (آخرت) بر آنچه فانى و نابود مى‏شود (دنيا) ترجيح دهد و فردا را از عمر خويش نشمرد و خود را در ميان مردگان به شمار آورد.

52 – خداوند به من وحی نفرموده است که مال و ثروت گردآوری کنم.

يا اباذر: ان الله تبارك و تعالى لم يوح الى ان اجمع المال و لكن اوحى الى ان سبح بحمد و كن من الساجدين و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين.

اى ابوذر: خداوند تبارك و تعالى به من وحى نفرموده است كه مال و ثروت گردآورى كنم بلكه به من وحى فرمود كه به پاس نعمتهاى پروردگارت او را تسبيح و تقديس نما و (به من وحى فرمود كه) از سجده كنندگان باش و تا آنگاه كه مرگ به تو فرا رسد او را عبادت كن.

53 – من لباس خشن می پوشم و بر زمین می نشینم و ...

يا اباذر: انى البس الغليظ و اجلس على الارض و العق اصابعى و اركب الحمار بغير سرج و اردف خلفى فمن رغب عن سنتى فليس منى.

اى ابوذر: من لباس خشن مى‏پوشم و بر زمين مى‏نشينم و انگشتان خود را (هنگام خوردن طعام) مى‏ليزم و بر الاغ بى‏زين سوار مى‏شوم و ديگرى را در پشت سر خود سوار مى‏كنم پس هر كس از شيوه رفتار من روى بتابد از من نيست.

54 – ضرر دوستی مال و شرف و مقام دنیوی.

يا اباذر: حب المال و الشرف اذهب لدين الرجل من ذئبين ضاريين فى زرب الغنم فاغارا فيها حتى اصبحا فماذا ابقيا منها.

قلت: يا رسول الله الخائفون الخاضعون المتواضعون الذاكرون الله كثيراً اهم يسبقون الناس الى الجنة؟

قال: لا، و لكن فقراء المسلمين فانهم يتخطون رقاب الناس فيقول لهم خزنة الجنة كما انتم حتى تحاسبوا فيقولون بم نحاسب فوالله ما ملكنا فنجور و نعدل و لاافيض علينا فنقبض و نبسط و لكنا عبدنا و لكنا ربنا حتى دعانا فاجبنا.

اى ابوذر: دوستى مال و شرف و مقام دنيوى، بر دين مرد، از دو گرگ خونخوار بر گله گوسفند بيشتر صدمه مى‏زند كه (شبانه) بر آن هجوم آوردند تا چه از گوسفندان تا صبحگاه به جاى بگذارند؟!

گفتم: يا رسول الله كسانى كه از خدا همى ترسند و خاضع و متواضعند و خدا را زياد ياد مى‏كنند آيا آنان به ديگران در بهشت سبقت خواهند جست؟

فرمود: نه، بلكه بينوايان مسلمين قدم بر شانه‏هاى مردم نهاده و به سوى بهشت روان خواهند شد، آنگاه خزانه داران بهشت مى‏گويند به جاى خويشتن باشيد تا درباره شما حساب به عمل آيد، پاسخ مى‏دهند بر چه ما را حساب خواهند نمود به خدا قسم ما حكومتى نداشتيم تا جور و ستم بكنيم و (يا) عدل و داد به كار بنديم و ثروتى به ما داده نشده بود كه ببخشيم و (يا) بخل ورزيم و لكن ما پروردگار خود را عبادت و بندگى كرديم تا دعوت حق را لبيك گفتيم.

55 – دنیا دل و جان و تن مردم را به خود مشغول می دارد.

يا اباذر: ان الدنيا مشغلة للقلوب و الابدان و ان الله تبارك و تعالى سائلنا عما نعمتا فى حلاله فكيف بما نعمنا فى حرامه.

اى ابوذر: دنيا دل و جان و تن مردم را به خود مشغول مى‏دارد و به حقيقت كه خداوند تبارك و تعالى ما را از نعمتهايى كه از حلال به ما ارزانى شده مورد بازجويى قرار خواهد داد تا چه رسد به نعمتهايى كه از حرام به دست آمده است.

56 – من از خدا جل جلاله خواسته ام که ...

يا اباذر: انى قد دعوت الله جل جلاله ان يجعل رزق من يحبنى الكفاف و ان يعطى من يبغضنى كثره المال و الولد.

اى ابوذر: من از خدا جل جلاله خواسته‏ام كه روزى دوستداران مرا به قدر حاجت قرار دهد و مال و فرزند دشمنان مرا زياد گرداند.

57 – خوشا به حال کسانی که در دنیا زهد ورزیده و ...

يا اباذر: طوبى للزاهدين فى الدنيا الراغبين فى الاخرة الذين اتخذوا ارض الله بساطاً و ترابها و فراشاً و مائها طيباً و اتخذوا كتاب الله شعاراً و دعائه دثاراً يقرضون الدنيا قرضاً.

اى ابوذر: خوشا به حال كسانى كه در دنيا زهد ورزيده و به آخرت دل بستند، زمين خدا را بساط و خاك آن را فرش و آب آن را عطر خويش قرار داده‏اند و كتاب خدا را همانند پيراهن زيرين به خود نزديك ساخته‏اند و دعاء و (خواندن خدا) را به منزله لباس رويى خود گردانيده‏اند و خود را از دنيا بريده و جدا مى‏سازند.

58 – کشت و زرع آخرت.

يا اباذر: حرث الاخرة العمل الصالح و حرث الدنيا المال و البنون. (9)

اى ابوذر: كشت و زرع آخرت كردار شايسته (عمل صالح) است و كشت و زراعت دنيا مال و فرزندان است.

59 – پاداش عبادت کنندگان.

يا اباذر: ان ربى اخبرنى فقال: و عزتى و جلالى ما ادرك العابدون درك البكاء عندى و انى لابنى لهم فى الرفيق الاعلى قصراً لايشركهم فيه احد.

قال قلت: يا رسول الله اىّ المؤمنين اكيس؟

قال: اكثرهم للموت ذكراً و احسنهم له استعداداً.

اى ابوذر: پروردگار من به من چنين اعلام فرموده است: به عزت و جلالم سوگند عبادتگزاران به قدر آن پاداش كه در نزد من براى گريه (از ترس خدا) تعيين شده است دريافت نخواهند داشت و من براى گريه كننده در عالى‏ترين مراتب بهشت قصرى بپا خواهم داشت كه ديگرى در آن شريك نشود، گفتم: يا رسول الله، كدام يك از مؤمنان زيرك‏تر است؟

فرمود: آن كس كه از همه بيشتر به ياد مرگ باشد و خود را بهتر از همه به استقبال آن آماده سازد.

60 – هر گاه نور در دل تابید دل گشاده می گردد.

يا اباذر: اذا دخل النور القلب انفسح القلب و استوسع قلت: فما علامة ذلك؟ بابى انت و امى يا رسول الله قال: الانابة الى دارالخلود و التجافى عن دار الغرور و الاستعداد للموت قبل نزوله.

اى ابوذر: هرگاه نور در دل تابيده دل گشاده و فراخ مى‏گردد، گفتم: يا رسول الله پدر و مادرم فداى تو باد نشانه آن چيست؟

فرمود: علامت آن ميل به سوى آخرت و كنار قبر رفتن از فريبكارى دنيا و آمادگى به مرگ پيش از رسيدن آن است.

61 – از خدا بترس.

يا اباذر: اتق الله و لاترى الناس انك تخشى الله فيكر موك و قلبك فاجر.

اى ابوذر: از خدا بترس و مردم تو را نبينند كه تو از خداى (بزرگ) مى‏ترسى تا تو را به سبب آن گرامى دارند در صورتى كه دل تو به فكر گناه است.

62 – نیت نیک.

يا اباذر: ليكن لك فى كل شى‏ء نية (صالحه) فى النوم و الاكل.

اى ابوذر: در هر چيز (حتى) در خوردن و خوابيدن داراى نيت نيك باش.

63 – خدا را بزرگ داشتن.

يا اباذر: ليعظم جلال الله فى صدرك فلا تذكره كما يذكره الجاهل عند الكلب اللهم اخزه و عند الخنزير اللهم اخزه.

اى ابوذر: بايد جلال (و عظمت) پروردگار عالم در دل تو عظيم و بزرگ باشد و او را سبك يا نكنى چنانچه مردمان جاهل و نادان هنگامى كه سگ و خوك را مى‏بيند مى‏گويند خدايا او را خوار كن.

64 – خدا فرشتگانی دارد که از ترس او همواره بر پا ایستاده اند.

يا اباذر: ان لله ملائكه قياماً من خيفته ما رفعوا رؤسهم حتى ينفخ فى الصور النفخة الاخرة فيقولون جميعاً.

سبحانك و بحمدك ما عبدناك كما ينبغى لك ان تعبد.

و لو كان لرجل عمل سبعين نبياً لاستقل عمله من شدة ما يرى يومئذ و لو ان دلواً صب من غسلين فى مطلع الشمس لغلت منه جماجم من فى مغربها، و لو زفرت جهنم زفرة لم يبق مقرب و لانبى مرسل الا خرجاثياً لركبتيه يقول: نفسى نفسى حتى ينسى ابراهيم اسحق يقول يا رب انا خليلك ابراهيم فلاتنسى.

اى ابوذر: خدا فرشتگانى دارد كه از ترس او همواره بر پا ايستاده‏اند سرهاى خود را به زير انداخته‏اند تا روز قيامت آنگاه همگى مى‏گويند:

منزه و پاكى تو، و سپاس توراست، ما تو را آنگونه كه سزاوار توست بندگى نكرديم.

و اگر در آن روز اگر مردى داراى عمل هفتاد پيامبر باشد آن را از شدت آنچه در آن روز مى‏بيند كم مى‏شمارد و اگر سطلى از چرك و ريم دوزخ در مشرق زمين بريزند مغز سر كسانى كه در مغرب زمينند به جوش مى‏آيد و اگر جهنم به خروش آيد هيچ ملك مقرب و پيغمبر مرسلى نمى‏ماند مگر به زانو در مى‏آيد و مى‏گويد: پروردگارا نجاتم را مى‏خواهم، نجاتم را، حتى ابراهيم (عليه السلام) اسحاق فرزند خود را از ياد مى‏برد و مى‏گويد پروردگارا من خليل تو ابراهيم هستم پس مرا فراموش منما.

65 – اوصاف بهشتیان.

يا اباذر: لو ان امرأة من نساء اهل الجنة اطلعت من سماء الدنيا فى ليلة ظلماء لأضاءت لها الارض افضل مما يضيئها القمر ليلة البدر و لوجد ريح نشرها جميع اهل الارض و لو ان ثوباً من ثياب اهل الجنة بشر اليوم فى الدنيا لصعق من ينظر اليه و ما حملته ابصارهم.

اى ابوذر: اگر زنى از زنان اهل بهشت از آسمان دنيا سر خويش را در ميان شب تارى نمايان سازد، زمين از تابش آن بيشتر از تابش ماه شب چهارده روشن مى‏گردد و عطرى كه از (پريشان كردن زلف) او بلند شود به مشام تمامى اهل زمين برسد و اگر يكى از لباسهاى اهل بهشت، امروز در دنيا گشوده شود هر كس در آن بنگرد از هوش برود و ديدگان مرد تاب ديدن آن را نياورد.

66 – صدای کوتاه.

يا اباذر: احفظ صوتك عند الجنائز و عند القتال و عند القرآن.

اى ابوذر: آواز (صداى) خود از نزد جنازه‏ها و هنگام جنگ (با دشمنان دين) و هنگام تلاوت قرآن آهسته ساز.

67 – هنگامی که دنبال جنازه می روی ...

يا اباذر: اذا تبعت جنازة فليكن عملك فيها التفكر و الخشوع و اعلم انك لاحق به.

اى ابوذر: هنگامى كه دنبال جنازه مى‏روى كار تو در آن حال تفكر و خشوع باشد و بدان كه تو نيز به او ملحق خواهى شد.

68 – هر گاه نمک فاسد گردد.

يا اباذر: اعلم ان لكل شيى اذا فسد فالملح دواؤه و اذا فسد الملح فليس له دواء و اعلم ان فيكم خلقين الضحك من غير عجب و الكسل من غير سهر.

اى ابوذر: بدان كه براى جلوگيرى از فساد هر چيز، نمك دواى آن است ولى هرگاه نمك فاسد گردد دوايى براى آن نيست و بدان كه در بين شما دو صفت ناپسند است يكى خنده بى‏تعجب و ديگرى كسالت بدون بى‏خوابى كشيدن. (يعنى در عبادت خداوند عالم در آخر شب)

69 – دو رکعت نماز میانه.

يا اباذر: ركعتان مثتصدتان فى تفكر خير من قيام ليلة و القلب ساه.

اى ابوذر: دو ركعت نماز ميانه (غير طولانى كه زياد هم سبك نباشد) با توجه به تفكر انجام يابد بهتر از يك شب به عبادت ايستادن است در حالى كه قلب از انديشه عبادت غفلت داشته باشد.

70 – حق سنگین و تلخ است.

يا اباذر: الحق ثقيل مرّ و الباطل خفيف حلو و رب شهوة ساعة تورث حزناً طويلاً.

اى ابوذر: حق سنگين و تلخ است و باطل سبك و شيرين است و چه بسا هوسرانى يك ساعت (در دنيا)، باعث حزن و غم طولانى (در آخرت) مى‏گردد (و چه بسا در دنيا هم)

71 – فقیه کامل.

يا اباذر: لايفقه الرجل كل الفقه حتى يرى الناس فى جنب الله تعالى امثال الاباعر ثم يرجع الى نفسه فيكون هو احقر حاقر لها.

اى ابوذر: مرد، فقيه تمام فقيه نمى‏شود تا مردم را در جنب عظمت خداى تعالى بمانند شتران بى‏ادراك بيند، سپس به خود نگريسته و خود را كمتر از آنان بيابد.

72 – به حقیقت ایمان نمی رسی تا ...

يا اباذر: لاتصيب حقيقة الايمان حتى ترى الناس كلهم حمقى فى دينهم عقلاء فى دنياهم.

اى ابوذر: تو به حقيقت ايمان نمى‏رسى تا همه مردم را در دين خود ابله و در دنياى خود عاقل بينى. (10)

73 – به حساب خودت پیش از آنکه تو را به پای محاسبه آرند برس.

يا اباذر: حاسب نفسك قبل ان تحاسب فهو اهون لحسابك غداً و زن نفسك قبل ان توزن و تجهز للعرض الاكبر يوم تعرض لاتخفى على الله منك خافية.

اى ابوذر، تو خود به حساب خودت پيش از آنكه تو را به پاى محاسبه آرند برس تا فردا محاسبه بر تو آسان گردد و خويشتن را بسنج پيش از آنكه تو را بسنجند و براى عرضه بزرگ به پيشگاه خدا در روز رستاخيز آمادگى پيدا كن كه هيچ چيز از تو بر خدا پنهان نمى‏ماند.

74 – حیاء.

يا اباذر: استحى من الله فانى و الذى نفسى بيده لاازال حين اذهب الى الغائط متقنعاً بثوبى استحيى من الملكين الذين معى.

اى ابوذر: از خدا حيا كن به خدايى كه جانم در كف اختيار اوست هر وقت براى تطهير مى‏روم سر و روى خودم را با لباس مى‏پوشانم و از آن دو فرشته كه با من همراهند حيا مى‏كنم.

75 – آیا دوست داری که به بهشت درآیی؟

يا اباذر: اتحب ان تدخل الجنة؟

قلت: نعم، فداك ابى و امى.

قال: فاقصر من الامل و اجعل الموت نصب عينيك، و استحى من الله حق الحياء.

قال قلت: يا رسول الله كلنا نستحيى من الله.

قال: ليس ذلك الحياء و لكن الحياء من الله ان لاتنسى المقابر و البلى و تحفظ الجوف و ماوعى و الرأس و ما حوى و من اراد كرامة الاخرة فليدع زينة الدنيا فاذا كنت كذلك اصبت و لاية الله.

اى ابوذر: آيا دوست دارى كه به بهشت درآيى؟

گفتم: آرى پدر و مادرم به فدايت.

فرمود: آرزو را كوتاه كن و مرگ را نصب العين خويش گردان و از خدا چنانچه لازم است حيا كن.

گفتم: يا رسول الله همه ما از خدا حيا مى‏كنيم؟

فرمود: حيا از خدا چنان نيست (كه به نظر مى‏رسد) حيا از خدا آن است كه گورها و پوسيدن در آن را فراموش نكنى و جوف (يعنى شكم و عورت) و هرچه در آن است و سر و آنچه در آن است (يعنى اعضاء داخلى و چشم و گوش و زبان را) كنترل كنى (از حرام و گناه نگهدارى)، هر كس كرامت و بزرگى آخرت را بخواهد بايد زينت دنيا را ترك نمايد، پس آنگاه كه چنين باشى (يا بشوى) به مقام دوستى خدا رسيده‏اى.

76 – دعا با کردارهای شایسته

يا اباذر: يكفى من الدعاء مع البر ما يكفى الطعام من الملح.

اى ابوذر: كافى از دعا با كردارهاى شايسته، آن مقدار كه از نمك براى طعام كافى است.

77 – مثل کسی که بدون عمل (شایسته) دعا می کند.

يا اباذر: مثل الذى يدعو بغير عمل كمثل الذى يرمى بغير وتر.

اى ابوذر: مثل كسى كه بدون عمل (شايسته) دعا مى‏كند مانند كسى كه بدون زه كمان را مى‏كشد براى تيراندازى.

78 – اصلاح خداوند.

يا اباذر: ان الله يصلح بصلاح العبد و لده و ولد ولده و يحفظه فى دويرته و الدور حوله مادام فيهم.

اى ابوذر: خداوند با صالح بودن شخصى اصلاح مى‏كند فرزندان و فرزندان فرزندان او را و حرمت او را دوباره خانه و خانه‏هاى مجاورش مادامى كه در ميان آنان است نگهدارى مى‏كند.

79 – پروردگار با سه شخص بر فرشتگان مباهات می کند.

يا اباذر: ان ربك عزوجل بياهى الملائكة بثلاثة نفر؛ رجل فى ارض قفر فيوذن ثم يقيم يصلى، فيقول ربك للملائكة انظروا الى عبدى يصلى و لايراه احد غيرى فينزل سبعون الف ملك يصلون و راءه و يستتغفرون له الى الغد من ذلك اليوم و رجل قام من الليل فصلى وحده فسجد و نام و هو ساجد، فيقول تعالى: انظروا الى عبدى، روحه عندى و جسده ساجد و رجل فى زحف يفرّ اصحابه و يثبت هو يقاتل حتى يقتل.

اى ابوذر: پروردگار عزيز و جليل تو سه شخص بر فرشتگان مباهات مى‏كند: 1- مردى كه در ميان بيابان اذان و بعد اقامه بگويد و بعد نماز بپا دارد پس پروردگارت به فرشتگان مى‏فرمايد به بنده‏ام بنگريد و بعد نماز مى‏خواند در حالى كه كسى غير از من او را نمى‏بيند آن گاه هفتاد هزار ملك نازل مى‏گردد و دنبال او نماز مى‏گذارند و تا فرداى آن روز براى او (از خدا) آمرزش مى‏خواهند، 2- مردى كه پاسى از شب از جا بلند شود و به تنهايى نماز بخواند پس سجده كند و در حال سجده به خواب رود خداى تعالى مى‏فرمايد بنگريد به بنده من كه روح او پيش من و تنش در سجده است، 3- مردى كه در ميدان جهاد باشد همراهانش فرار كنند و او ثابت قدم به جهاد پردازد تا كشته شود.

80 – هیچ مردی پیشانی خود را به زمین نمی گذارد مگر ...

يا اباذر: ما من رجل يجعل جبهته فى بقعة من بقاع الارض الا شهدت له بها يوم القيامة و ما من منزل ينزله قوم الا و اصبح ذالك المنزل يصلى عليهم و يلعنهم.

اى ابوذر: هيچ مردى پيشانى خود را به نقطه‏اى از نقاط زمين نمى‏گذارد مگر اين كه آن نقطه در روز قيامت بر آن سجده به نفع او شهادت دهد و منزلى نيست كه گروهى در آن فرود آيند مگر سحرگاهان همان منزل بر آنان صلوات مى‏فرستند يا لعنتشان مى‏كند.

81 – آنگاه که خدا زمین و درختانی که در آن است بیافرید.

يا اباذر: ان الله جل ثناؤه لما خلق الارض و خلق ما فيها من الشجر لم تكن فى الارض شجرة يأتيها بنوادم الّا اصابوا منها منفعة فلم تزل الارض و الشجر كذلك حتى تكلم فجرة بنى آدم بالكلمة العظيمة قولهم: (((اتخذالله ولداً))) فلما قالوها اقشعرت الارض و ذهبت منفعة الاشجار.

اى ابوذر: آنگاه كه خدا جل ثناؤه زمين و درختانى كه در آن است بيافريد به هر درختى كه فرزندان آدم مى‏رسيدند منتفع مى‏گشتند و زمين و درختان همين گونه بودند، تا آنگاه كه گناهكاران فرزندان آدم به آن كلمه (نادرست) بزرگ تكلم كردند و به خدا نسبت پدر و فرزندى دادند چون آن سخن بگفتند زمين بر خود بلرزيد و نفع درختان از ميان رفت.

82 – گریه زمین.

يا اباذر: ان الارض لتبكى على المؤمن اذا مات اربعين صباحاً.

اى ابوذر: همانا كه زمين، بر مؤمن، تا چهل روز بعد از موت او مى‏گريد.

83 – هر گاه بنده ای در بیابانی تنها باشد.

يا اباذر: اذا كان العبد فى ارض قفر فتوضاً او تيمم ثم كان اذن و اقام و صلى امرالله عزوجل الملائكة فصفوا خلفه صفّاً لايرى طرفاه يركعون بركوعه و يسجدون بسجوده و يؤمنون على دعائه.

اى ابوذر: هرگاه بنده‏اى در بيابانى تنها باشد پس وضو بسازد و يا تيمم كند (اگر آب نباشد) سپس اذان و اقامه بگويد و نماز بخواند خداى عزيز و جليل فرشتگان را امر كند كه پشت سر او صفى تشكيل دهند كه دو طرف آن ديده نشود و به ركوع او ركوع و به سجودش سجده نمايند و به دعاى او آمين گويند.

84 – هر کس برای نماز، اقامه بگوید.

يا اباذر: من اقام و لم يؤذون لم يصل معه الا ملكاه اللذان معه.

اى ابوذر: هركس براى نماز، اقامه بگويد و اذان بگويد با او جز آن دو ملك كه با وى هستند نماز نمى‏خوانند.

85 – هر جوانی که برای خدا دنیا و لهو آن را ترک نماید.

يا اباذر: ما من شاب يدع لله الدنيا و لهوها و اهرم شبابه فى طاعة الله الا اعطاه الله اجر اثنين و سبعين صديقاً.

اى ابوذر: هر جوانى كه براى خدا دنيا و لهو آن را ترك نمايد و جوانى خود را در اطاعت خدا به پيروى رساند خدا هم به او اجر و ثواب هفتاد و دو صديق عطا فرمايد.

86 – کسی که در میان غافلان خدا را یاد کند.

يا اباذر: الذاكر فى الغافلين كالمقاتل فى الفارين.

اى ابوذر: كسى كه در ميان غافلان خدا را ياد كند مانند كسى مى‏باشد كه در ميان فراركنندگان، جهاد كند.

87 – همنشین نیکو بهتر از تنهایی است.

يا اباذر: الجليس الصالح خير من الوحدة خير من جليس السوء و املاء الخير من السكوت و السكوت خير من املااء الشرّ.

اى ابوذر: همنشين نيكو بهتر از تنهايى است و تنهايى بهتر از همنشين بد است و بيان خير و بهتر از سكوت و سكوت بهتر از بيان و گفتار شر است.

88 – همنشینی مکن جز با افراد با ایمان.

يا اباذر: لاتصاحب الا مؤمناً و لاياكل طعامك الا تقى و لاتأكل طعام الفاسقين، يا اباذر: اطعم طعامك من تحبه فى الله و كل طعام من يحبك فى الله عزوجل.

اى ابوذر: همنشينى مكن جز با افراد باايمان و طعام تو را جز شخص پرهيزكار نخورد، طعام افراد فاسق را نخور. اى ابوذر: به كسى طعام خود را بخوران كه در راه خدا او را دوست مى‏دارى تو نيز طعام كسى را بخور كه تو را در راه خداى عزوجل دوست مى‏دارد.

89 – احتیاط سخن گفتن.

يا اباذر: ان الله عزوجل عند لسان كل قائل فليتق الله امرء وليعلم ما يقول.

اى ابوذر: خداوند عزوجل نزد زبان هر گوينده‏اى است، پس بايد سخنگو از خدا بترسد و بايد بداند چه مى‏گويد.

90 – سخنان زائد.

يا اباذر: اترك فضول الكلام و حسبك من الكلام ما تبلغ به حاجتك.

اى ابوذر: از گفتن سخنان زائد و لغو خوددارى كن، تو را از سخن همان بس كه رفع احتياجات را بنمايد.

91 – دروغگو بودن.

يا اباذر: كفى بالمرء كذباً ان يحدث بكل ما يسمع.

اى ابوذر: در دروغگو بودن كافى است كه شخص هر چه مى‏شنود نقل نمايد.

92 – زندانی کردن زبان.

يا اباذر: ما من شى‏ء احق بطول السجن من اللسان.

اى ابوذر: براى زندان طولانى هيچ چيز سزاوارتر از زبان نيست.

93 – احترام به پیرمرد ریش سفید مسلمان.

يا اباذر: من اجلال الله تعالى اكرام ذى الشيبة المسلم و اكرام حملة القرآن العاملين و اكرام السطان المقسط.

اى ابوذر: از (مصاديق) بزرگداشت و تعظيم خداى تبارك و تعالى: احترام به پيرمرد ريش سفيد مسلمان و احترام به حاملان قرآن كه بر طبق دستورات آن رفتار مى‏نمايند و احترام به سلطان دادگر است.

94 – کسی که زبانش را نگهداری نکند، عمل برای او نیست.

يا اباذر: ما عمل من لم يحفظ لسانه، يا اباذر لاتكن عياباً و لامداحاً و لاطعاناً و لاممارياً.

اى ابوذر: كسى كه زبانش را (از بدى) نگهدارى نكند، عمل (خيرى و خوبى) براى او نيست، اى ابوذر: عيب‏جو و ثناخوان و طعنه‏زن و ستيزه‏جو مباش.

95 – سوء خلق.

يا اباذر: لايزال العبد يزداد من الله بعداً ما ساء خلقه.

اى ابوذر: مادام كه بنده‏اى سوء خلق دارد. (بداخلاقى مى‏كند) از خدا دورتر مى‏شود.

96 – سخن پاک (از گناه و بدی) صدقه است.

يا اباذر: الكلمة الطيبة صدقه و كل خطوة تخطوها الى الصلواة صدقة.

اى ابوذر: سخن پاك (از گناه و بدى) صدقه است و هر قدم كه به سوى نماز (جماعت مسجد) بر مى‏دارى صدقه است (براى خداست و ثواب صدقه دارد.)

97 – اجابت دعوت خدا.

يا اباذر: من اجاب داعى الله و احسن عمارة مساجد الله كان ثواب من الله الجنة.

قلت: بابى انت و امى يا رسول الله كيف نعمر مساجد الله؟

قال: لاترفع فيها الاصوات و لايحاض فيها بالباطل و لايشترى فيها و لايبايع و اترك اللغو ما دمت فيها فان لم تفعل فلاتلو من يوم القيامة الا نفسك.

اى ابوذر: هر كس دعوت كننده به سوى خدا (كسى كه اذان يا اقامه مى‏گويد) را لبيك گويد و دعوتش را اجابت كند و آباد ساختن مسجدهاى خدا را به نيكى انجام دهد پاداش او از خانه خدا بهشت است.

گفتم: يا رسول الله پدر و مادرم فداى تو باد چگونه مسجدهاى خدا را آباد سازيم.

فرمود: (آبادانى مسجد به آن است كه) صداها (به گفتگو) در آنها بلند نشود و در آنها از كارهاى باطل و از بيهوده كارى خوددارى شود و خريد و فروش در آنها انجام نگيرد و از لغو، تا در مسجد هستى بپرهيز و الا در روز رستاخيز جز خودت را سرزنش منما.

98 – تا در مسجد هستی خدا به شماره نفسهایت درجه در بهشت عطا خواهد فرمود.

يا اباذر: ان الله تعالى يعطيك ما دمت جالساً فى المسجد بكل نفس تنفست فيه درجة فى الجنة و تصلى عليك الملائكة و تكتب لك بكل نفس تنفست فيه عشر حسنات و تمحى عنك عشر سيئات.

اى ابوذر: خداى تبارك و تعالى تا تو در مسجد هستى به تو به شماره نفسهايت درجه در بهشت عطا خواهد فرمود و فرشتگان بر تو صلوات مى‏فرستند و به هر نفس تو در مسجد ده حسنه برايت نوشته مى‏شود و ده سيئه از تو محو مى‏گردد.

99 – نماز اول وقت.

يا اباذر: اتعلم فى اى شى‏ء انزلت هذه الاية. اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواالله لعلمك تفلحون. (11)

قلت: لا، فداك ابى و امى.

قال: فى انتظار الصلوة خلف الصلوة.

يا اباذر: اباغ الوضوء فى المكاره من الكفارات و كثرة الاختلاف الى المساجد فذالكم الرباط.

اى ابوذر: آيا مى‏دانى كه اين آيه (((اصبروا و صابروا و رابطوا...))) در چه مورد نازل شده است.

گفتم: نه، پدر و مادرم فداى تو باد، فرمود: درباره انتظار بردن (اول وقت) نماز است پس از نماز (ديگر).

اى ابوذر: اى ابوذر وضوء را به طور كامل ساختن در ناگواريها (مانند سردى هوا) از كفارات گناهان است و زياده و بسيار به مسجدها رفتن همين‏ها رباط است (كه در آيه‏اى كه گفته شده به آن اشاره شده است).



100 – محبوبترین بندگان نزد خدای بزرگ.

يا اباذر: يقول الله تبارك و تعالى: ان احب العباد الى المتحابون بحلالى‏ (12) (من اجلى) المتعلقة قلوبهم بالمساجد و المستغفرون بالاسحار اولئك اذا اردت باهل الارض عقوبة ذكرتهم فصرفت العقوبة عنهم.

اى ابوذر: خداى بزرگ و بلند مرتبه مى‏فرمايد كه محبوب‏ترين بندگان پيش من كسانى هستند كه (با حلال من) از جهت من (بخاطر من) با يكديگر محبت و دوستى مى‏نمايند و دلهاى آنان با مساجد پيوند دارد و در سحرگاهان به استغفار مى‏پردازند، آنان كسانى هستند كه اگر بخواهم به اهل زمين عقوبتى متوجه سازم به خاطر آنان عقوبت را از آنان باز ميدارم.

101 – نشستن در مسجد، بی فایده است مگر در سه حال.

يا اباذر: كل جلوس فى المسجد لغو الا ثلاثة: قراءة مصل. او ذكر الله، او سائل عن علم.

اى ابوذر: هر گونه نشستن در مسجد لغو و بى‏فايده است مگر در سه حال: يا در حال نماز مشغول قرائت قرآن باشد، يا به ياد خدا ذكر بگويد، يا به آموختن دانش (دين) اشتغال ورزد و بپرسد.

102 – برای مقرون گشتن عمل به تقوی، بیشتر از اصل آن عمل اهتمام کن.

يا اباذر: كن بالعمل بالتقوى اشد اهتماماً منك بالعمل فانه لايقل عمل بالتقوى و كيف يقل عمل يتقبل؟! يقول الله عزوجل (((انما يتقبل الله من المتقين))).

اى ابوذر: براى مقرون گشتن عمل به تقوى بيشتر از اصل آن عمل اهتمام كن زيرا عمل با تقوى كم نيست، چگونه عملى كه مورد قبول درگاه خدا باشد كم شمرده مى‏شود، خداى عزوجل مى‏فرمايد: (((عمل را پروردگار از پرهيزكاران فقط، مى‏پذيرد.)))

103 – مرد از پرهیزکاران به شمار نمی آید تا خود را ...

يا اباذر: لايكون الرجل من المتقين حتى تحاسب نفسه اشد من محاسبة الشريك شريكة، فيعلم من اين مطعمه و من اين مشربه و من اين ملبسه؟ امن حل ذلك ام من حرام. يا اباذر: من لم يبال من اين اكتسب المال لم يبال الله عزوجل من اين ادخله النار.

اى ابوذر: مرد از پرهيزكاران به شمار نمى‏آيد تا خود را، سخت‏تر از محاسبه شخص درباره شريك خود مورد محاسبه قرار دهد پس بايد بداند خوراكش و آنچه مى‏نوشد و آنچه مى‏پوشد و از چه راهى تهيه شده است، از حلال است يا از حرام. اى ابوذر: هر آنكس كه ملاحظه نمى‏كند كه كسب مال او از كجاست (و از حرام پروا نداشته باشد)، خدا نيز درباره وى ملاحظه نمى‏نمايد كه از كجا او را به آتش وارد سازد.

104 – هر کس دوست دارد گرامی ترین مردم باشد پس باید از خدا بترسد.

يا اباذر: من سره ان يكون اكرم الناس فليتق الله عزوجل.

اى ابوذر: هر كس دوست مى‏دارد گرامى‏ترين مردم (در نزد خدا) باشد پس بايد از خداى عزوجل بترسد. (و تقواى او را رعايت كند)

105 – محبوبترین پیش خدای کسی است که بیشتر به یاد او باشد.

يا اباذر: ان احبكم الى الله جل ثناؤه اكثركم ذكراً له، و اكرمكم عندالله اتقاكم له، و انجاكم من عذاب الله اشدكم له خوفاً.

اى ابوذر: محبوب‏ترين پيش خداى جل ثنائه كسى است كه بيشتر به ياد او باشد و عزيز و گرامى‏ترين شما پيش خدا پرهيزكارترين شماست براى او، و نجات يابنده‏ترين شما از عذاب خدا كسى است كه بيشتر از او بترسد.

106 – پرهیزکاران کسانی هستند که ...

يا اباذر: ان المتقين الذين يتقون الله عزوجل من الشى‏ء الذى لايتقى منه، خوفاً من الدخول فى الشبهة.

اى ابوذر: پرهيزكاران كسانى هستند كه از چيزى كه از آن پرهيز لازم نيست (و حلال است) اجتناب مى‏كنند از ترس آنكه مبادا در شبهه داخل شوند.

107 – هر کس که در اطاعت خدای عزوجل باشد ذکر خدا کرده.

يا اباذر: من اطاع الله عزوجل فقد ذكر الله و ان قلت صلاته و صيامه و تلاوته للقرآن.

اى ابوذر: هر كس كه در اطاعت خداى عزوجل باشد ذكر خدا كرده (حقيقتاً خدا را ياد كرده است) گرچه نماز و روزه (مستحبى)اش اندك باشد و كمتر قرآن بخواند.

108 – ریشه دین پرهیزگاری از حرام و گناه است.

يا اباذر: اصل الدين الورع و راسه الطاعة.

اى ابوذر: ريشه دين پرهيزكارى از حرام و گناه است و سر دين طاعت خداست.

109 – پرهیزکار و با ورع باش تا عابدترین مردم باشی.

يا اباذر: كن و رعاً تكن اعبدالناس و خير دينكم الورع.

اى ابوذر: پرهيزكار و با ورع باش تا عابدترين مردم باشى و بهترين بخش دين شما پرهيزكارى و با ورع بودن است.

110 – فضیلت علم از فضیلت عبادت بهتر است.

يا اباذر: فضل العلم خير من فضل العبادة و اعلم انكم لو صليتم حتى تكونوا كالحنايا و صمتم حتى تكونوا كالاوتار ما ينفعكم ذالك الا بورع.

اى ابوذر: فضيلت علم از فضيلت عبادت بهتر است و بدان كه شماها اگر آنقدر به نماز بايستيد كه مانند كمان خميده شويد و آنقدر روزه بگيريد كه مانند زه كمان لاغر شويد به شما سودى نمى‏رسد جز با پرهيزكارى و ورع.

111 – پرهیزکاران.

يا اباذر: ان اهل الورع و الزهد فى الدنيا هم اولياء الله حقاً.

اى ابوذر: آنان كه اهل پرهيزكارى (ورع) و زهد در دنيا هستند حقاً اولياء خدا هستند.

112 – هر کس در روز قیامت سه چیز همراه نداشته باشد زیانکار است.

يا اباذر: من لم يات يوم القيامة بثلاث فقد خسر.

قلت: و ما الثلاث؟ فداك ابى و امى.

قال: ورع يحجزه عما حرم الله عزوجل عليه و حلم يرد به جهل السفهاء و خلق يدارى به الناس.

اى ابوذر: هر كس در روز قيامت سه چيز همراه نداشته باشد زيانكار است.

گفتم: پدر و مادرم فداى تو باد آن سه چيز چيست؟ فرمود: ورعى كه او را از محرمات خداى عزوجل بازدارد، و حلم (بردبارى) كه با آن با نادانى (بى‏خردان) سفيهان مقابله نمايد، و خلق (نيكو) كه با آن مردم مدارا نمايد.

113 – اگر می خواهی نیرومندترین مردم باشی پس بر خدا توکل کن.

يا اباذر: ان سرك ان تكون اقوى الناس فتوكل على الله و ان سرك ان تكون اكرم الناس فاتق الله و ان سرك ان تكون اغنى الناس فكن بما فى يدالله عزوجل او ثق منك فى يديك.

اى ابوذر: اگر مى‏خواهى نيرومندترين مردم باشى پس بر خدا توكل كن و اگر مى‏خواهى (در نزد خدا) عزيزترين مردم باشى پس از خدا بترس و از نافرمانيش بپرهيز و اگر مى‏خواهى بى‏نيازترين مردم باشى پس به آنچه پيش خداى عزوجل است مطمئن باش نسبت به آنچه در دو دست خودت مى‏باشد.

114 – اگر تمام مردم به این آیه رفتار و عمل می کردند ...

يا اباذر: لو ان الناس كلهم اخذوا بهذه الاية لكفتهم: (((و من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لايحسب و من يتوكل على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شى‏ء قدراً.))) (13)

اى ابوذر: اگر تمام مردم به اين آيه رفتار و عمل مى‏كردند همه را كفايت مى‏كرد: و من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لايحتسب... يعنى هر كس از معصيت خدا بپرهيزد خدا براى او گشايشى قرار ميدهد و از راهى كه گمان ندارد به او روزى مى‏بخشد و هركس بر خدا توكل كند (و عاقبت كارهاى خود را به او واگذار كند) از جهت كفايت مهمات او را بس خواهد بود، به درستى كه خدا امر خود را به وجه كامل به انجام مى‏رساند، محققاً خدا براى هر چيز (بر طبق مصلحت) اندازه و قدرى معين فرموده است.)))

115 – ترجیح خواسته خدا بر خواسته خود.

يا اباذر: يقول الله جل ثناؤه و عزتى و جلالى لايوثر عبدى هواى على هواه الا جعلت غناه فى نفسه و همومه فى اخرته و ضمنت السموات و الارض رزقه و كففت عليه ضعيته و كنت له من وراء تجارة كل تاجر.

اى ابوذر: خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد به عزت و جلالم سوگند، بنده من خواسته مرا به خواسته خود نمى‏دارد مگر اينكه من او را در مكنون جانش بى‏نياز مى‏سازم (بى‏نيازيش را در باطنش قرار مى‏دهم) و چنان مى‏كنم كه انديشه‏ها و هم او مصروف امور اخروى او گردد و آسمان‏ها و زمينها را ضامن روزى او مى‏گردانم و درآمد و حرفه او را نگهدارى مى‏كنم و من براى او خواهم بود فراسو و برتر از تجارت هر بازرگانى.

116 – روزی.

يا اباذر: لو ان ابن آدم فرّ من رزقه كما يفر من الموت لادركه رزقه كما يدركه الموت.

اى ابوذر: اگر فرزند آدم از روزى خود بگريزد همانطورى كه از مرگ مى‏گريزد، روزى او بوى خواهد رسيد چنانچه مرگ او را در مى‏يابد.

117 – حرمت خدا را نگهدار تا تو را حفظ کند.

يا اباذر: الا اعلمك كلمات ينفعك الله عزوجل بهن؟

قلت: بلى يا رسول الله (صلى الله عليه و آله)

قال: احفظ الله يحفظك، احفظ الله تجده امامك، تعرف الى الله فى الرخاء يعرفك فى الشدة و اذا سالت فاسال الله عزوجل و اذا استعنت فاستعن بالله، فقد جرى القلم بما هو كائن الى يوم القيامة، فلو ان الخلق كلهم جهدوا ان ينفعوك بشى‏ء لم يكتب لك، ما قدروا عليه و او جهدوا ان يضروك بشى‏ء لم يكتبه الله عليك، ما قدروا عليه، فان استطعت ان تعمل لله عزوجل بالرضا و اليقين فافعل و ان لم تستطع فان فى الصبر على ما تكره خيراً كثيراً و ان النصر مع الصبر و الفرج مع الكرب و ان مع العسر يسراً.

اى ابوذر: آيا نياموزم به تو سخنانى كه خداى عزوجل تو را بدان سود بخشد؟ عرض كردم: بلى يا رسول الله (صلى الله عليه و آله)

فرمود: (حرمت) خدا را (در زندگى) نگهدار تا تو را حفظ كرده، (حرمت و عظمت) خدا را نگهدار تا او را پيش روى خود يابى، خويشتن را در حال فراخى با خدا آشنا ساز تا تو را در حال تنگدستى و شدت بشناسد، هرگاه خواستى سؤال كنى، پس از خداى عزوجل سؤال كن و هرگاه از كسى خواستى يارى جويى، پس به تحقيق كه قلم بر آنچه تا روز قيامت خواهد شد جارى شده است، در نتيجه اگر تمام مردم بكوشند كه سودى به تو برسانند كه بر تو نوشته نشده است بر آن توانا نخواهند بود و همينطور اگر مردم بكوشند كه ضررى به تو برسانند كه خدا بر تو ننوشته است بر آن توانا نخواهند بود، پس اگر توانستى كه براى خدا كارى با رضا و يقين بكنى، بكن و اگر نتوانى پس صبر داشته باش زيرا كه بر صبر و شكيبايى در تحمل آنچه از آن كراهت دارى خير فراوان مرتب است، و همانا پيروزى توأم با شكيبايى است و فرج و گشايش توأم با غم و اندوه است و به درستى كه با هر دشواريى آسانى توأم است.

118 – خود را به آنچه خدا تو را به آن غنی ساخته غنی دان.

يا اباذر: استغن بغنى الله يغنك الله.

فقلت: و ما هو يا رسول الله؟

قال: غداء يوم و عشاء ليلة، فمن قنع بما رزقه الله فهو اغنى الناس.

اى ابوذر: خود را به آنچه خدا تو را به آن غنى ساخته غنى دان (و خودت را محتاج ديگران مگردان) تا خدا تو را بى‏نياز گرداند.

گفتم: چيست آن يا رسول الله؟

فرمود: غذاى صبحانه يك روز و شام يك شب، پس هر كس به آنچه خدا به او روزى عطا فرموده است قناعت ورزد (راضى باشد و اظهار احتياج نزد مردم نكند) او غنى‏ترين مردم است.

119 – سخن دانشمند حکیم را ...

يا اباذر: ان الله عزوجل يقول: انى لست كلام الحكيم اتقبل، و لكن همّه و هواه، فان كان همّه و هواه فيما احب و ارضى جعلت صمته حمداً لى و ذكراً (و وقاراً) و ان لم يتكلم.

اى ابوذر: خداى عزوجل مى‏فرمايد: سخن دانشمند حكيم را كه بر زبان مى‏راند (و در دلش غير آن است) نمى‏پذيرم بلكه آن را مى‏پذيرم كه در دل دارد و آن مقصود و هدف اوست، اگر اراده و قصد او مصروف آنچه مى‏خواهم و بدان رضايت دارم گردد، سكوت او را ستايش خود و ذكر (و وقار) گردانيده و به جاى حمد و ثنا مى‏پذيرم اگر چه سخن نگويد.

120 – خدای تبارک و تعالی به چهره های شما ...

يا اباذر: ان الله تبارك و تعالى لاينظر الى صورتكم و لا الى اموالكم و (اقوالكم) و لكن ينظر الى قلوبكم و اعمالكم.

يا اباذر: التقوى هيهنا و اشار الى صدره.

اى ابوذر: خداى تبارك و تعالى به چهره‏هاى شما يا به دارايى شما (و گفته‏هاى شما) نمى‏نگرد بلكه به دلها و اعمال شما مى‏نگرد، آنگاه اشاره به سينه خويش فرمود: و گفت اى ابوذر تقوا اينجا، جايگزين مى‏گردد.

121 – چهار چیز است که کسی جز انسان با ایمان به آنها نمی رسد.

يا اباذر: اربع لايصيبهن الا مؤمن الصمت و هو اول العبادة و التواضع لله سبحانه و ذكر الله تعالى على كل حال و قله الشى‏ء يعنى قلة المال.

اى ابوذر: چهار چيز است كه كسى جز انسان باايمان به آنها نمى‏رسد (1) سكوت (با معنا) و آن اول (درجه) عبادت و بندگى است، (2) تواضع (براى يا) به خاطر خداوند سبحان، (3) ياد خداوند متعال كردن در همه حالات (4) و كم چيزى يعنى كمى مال. (زيرا شخص باايمان نه تنها از مال حرام بايد اجتناب كند و از مال و چيز متشبه به حرام هم احتياط و اجتناب مى‏نمايد و لذا غالباً كم مال است.)

122 – قصد کار نیک کن اگر چه انجام ندهی.

يا اباذر: هم بالحسنة و ان لم تعملها لكيلا تكتب من الغافلين.

اى ابوذر: قصد كار نيك كن اگر چه انجام ندهى تا از غافلان شمرده نگردى.

123 – هر کسی که ...

يا اباذر: من ملك ما بين فخذيه و ما بين لحبيبه دخل الجنة. قلت يا رسول الله (صلى الله عليه و آله) انا لنؤاخذ بما تنطق به الستنا؟

قال: يا اباذر: و هل يكب الناس على مناخرهم فى النار الا حصائد السنتهم؟ انك لاتزال سالماً ما سكت فان تكلمت كتب لك او عليك.

اى ابوذر: هر كس مابين دوران خود (يعنى عورت) و مابين دو فك خود (يعنى دهان و زبان را از گناه) حفاظت كند داخل بهشت گردد.

گفتم: يا رسول الله ما بر آنچه با زبانمان مى‏گوييم آيا حتماً مورد مؤاخذه قرار مى‏گيريم؟

فرمود: اى ابوذر آيا مردم را به روى در آتش جهنم مى‏افكنند جز نتايج زبانهاى ايشان؟ تو مادامى كه ساكت هستى سالمى و تا لب، به سخن گشودى به سود يا زيان تو نوشته مى‏شود.

124 – وای بر کسی که سخن دروغ می گوید تا مردم را بخنداند.

يا اباذر: الرجل يتكلم بالكلمة فى المجلس ليضحكهم بها فيهوى فى جهنم ما بين السماء و الارض.

يا اباذر: ويل للذى يحدث و يكذب ليضحك به القوم ويل له ويل له ويل له.

اى ابوذر: مردى در انجمنى سخنى مى‏گويد تا حاضران را به سبب آن سخن بخنداند، پس به قدر فاصله زمين تا آسمان در آتش جهنم فرو مى‏افتد.

اى ابوذر: واى بر كسى كه سخن دروغ مى‏گويد تا مردم را بخنداند واى بر او باد، واى بر او باد، واى بر او باد.

125 – هرگز سخن دروغ از دهان تو بیرون نیاید.

يا اباذر: من صمت نجى فعليك بالصدق و لاتخرجن من فيك كذبه ابداً.

قلت: يا رسول الله فما توبه الرجل الذى يكذب متعمداً؟

قال: الاستغفار و الصلوات الخمس تغسل ذلك.

اى ابوذر: هر كس سكوت كند نجات مى‏يابد، پس بر تو باد به راستگويى و البته بايد هرگز سخن دروغ از دهان تو بيرون نيايد.

گفتم: يا رسول الله پس توبه كسى كه عمداً دروغ مى‏گويد چيست؟

فرمود: طلب آمرزش كردن (از خدا) و نمازهاى پنجگانه (اثر بدى) آن را مى‏شويد.

126 – خوشتن را از غیبت دور ساز.

يا اباذر: اياك و الغيبة فان الغيبة اشد من الزنا.

قلت: يا رسول الله و لم ذلك بابى انت و امى؟

قال: لانّ الرجل يزنى و يتوب الى الله فيتوب الله عليه، و الغيبة لاتغفر حتى يغفرها صاحبها.

اى ابوذر: خويشتن را از عيبت دور ساز زيرا (گناه) غيبت كردن از (گناه) زنا سخت‏تر است.

گفتم: يا رسول الله پدر و مادرم فداى تو باد، به چه علت؟

فرمود: زيرا شخص، زنا كرده و سپس توبه مى‏كند پيش خدا پس خدا توبه‏اش را مى‏پذيرد (از او در مى‏گذرد) ولى عيبت كننده آمرزيده نمى‏شود مگر آن كسى را كه عيبت كرده، بر او ببخشد و از او در گذرد.

127 – ناسزا گفتن به مؤمن فسق است.

يا اباذر: سباب المؤمن فسوق و قتاله كفر و اكل لحمه من معاصى الله و حرمة ماله كحرمة دمه.

قلت: يا رسول الله و ما الغيبة؟

قال: ذكرك اخاك بما يكره.

قلت: يا رسول الله فان كان فيه ذاك الذى يذكر به.

قال: اعلم انك اذا ذكرته بما هو فيه اغتبته و اذا بما ليس فيه فقد بهته.

اى ابوذر: ناسزا گفتن به مؤمن فسق است و مقاتله با او كفر است و خوردن گوشت او (به غيبت) از معصيتهاى خداست و احترام مال او مانند احترام خون اوست.

گفتم: يا رسول الله غيبت چيست؟ فرمود: (غيبت آن است) كه درباره برادر دينى‏ات سخنى بگويى كه از آن بدش مى‏آيد، گفتم: يا رسول الله اگر آنچه درباره او گفته مى‏شود در او موجود باشد؟ فرمود: بدان كه اگر آنچه را كه در او هست بگويى غيبت او را كرده‏اى، و اگر آنچه را در او نيست بدو نسبت دهى بر او بهتان زده‏اى. (و تهمت روا داشته‏اى.)

128 – جلوگیری کردن از غیبت.

يا اباذر: من ذب عن اخيه المسلم (المؤمن) الغيبة كان حقاً على الله عزوجل عن يعتقه من النار.

اى ابوذر: هر كس از غيبت برادر مسلمان (مؤمن) خود جلوگيرى نمايد بر خداى عزوجل است كه او را از آتش جهنم آزاد سازد.

129 – غیبت.

يا اباذر: من اغتيب عنده اخوه المسلم و هو يستطيع نصره فنصره، نصره الله عزوجل فى الدنيا و الآخرة، فان خذله و هو يستطيع نصره خذله الله فى الدنيا و الآخرة.

اى ابوذر: هر كس كه پيش او از برادر مسلمانش غيبت شود و او توانايى يارى او را داشته و به او يارى كند خداوند عزوجل او را در دنيا و آخرت يارى كند ولى اگر از يارى او خوددارى نمايد با اينكه بر آن توانا باشد خدا در دنيا و آخرت يارى خود را از او باز دارد.

130 – سخن چین در آخرت از عذاب خدای عزوجل راحت نشود.

يا اباذر: لايدخل الجنة قتات.

قلت: و ماالقتات؟

قال: النمّام، يا اباذر: صاحب النميمة لايستريح من عذاب الله عزوجل فى الآخرة.

اى ابوذر: قتات داخل بهشت نگردد. پرسيدم قتات كيست؟ فرمود: قتات كسى است كه سخن چينى مى‏نمايد، اى ابوذر: سخن چين در آخرت از عذاب خداى عزوجل راحت نشود.

131 – هر که در دنیا دو روی و دو زبان باشد ...

يا اباذر: من كان ذا وجهين و لسانين فى الدنيا فهو ذولسانين فى النار.

اى ابوذر: هر كه در دنيا دو روى و دو زبان باشد پس او در آتش جهنم (دو روى) دو زبان خواهد بود.

132 – مجالس به امانت است و فاش کردن سر برادر مؤمنت خیانت.

يا اباذر: المجالس بالامانة و افشاء سرّ اخيك خيانة، فاجتنب ذلك و اجتنب مجلس العشيرة. (14)

اى ابوذر: مجالس به امانت است و فاش كردن سرّ برادر مؤمنت خيانت است پس از آن اجتناب و از مجلس عشيره نيز دورى كن. (اجتناب نما)

133 – عرضه شدن اعمال بندگان به خدای بزرگ.

يا اباذر: تعرض اعمال اهل الدنيا على الله من الجمعة الى الجمعة فى يومين الاثنين و الخميس فيغفر لكل عبد مؤمن الّا عبداً كانت بينه و بين اخيه شحناء فيقال اتركوا عمل هذين حتى يصطلحاً.

اى ابوذر: اعمال اهل دنيا از جمعه تا جمعه ديگر در (هر هفته) دو روز دوشنبه و پنج‏شنبه بر خدا عرضه مى‏شود،

(15) پس هر بنده مؤمنى را مى‏آمرزد مگر بنده‏اى كه ميان او برادرش عداوت و كينه باشد پس (درباره اين دو) گفته مى‏شود عمل اين دو را به حال خود واگذاريد تا وقتى كه با هم سازش نمايند. (صلح كنند)

134 – از متارکه (و قهر) با برادرت اجتناب کن.

يا اباذر: اياك و هجران اخيك فان العمل لايتقبل مع الهجران يا اباذر: انهاك عن الهجران، و ان كنت لابدّ فاعلاً فلا تهجره (فوق) (16) ثلاثه: ايام كملاً، فمن مات فيها مهاجراً لاخيه كانت النار اولى به.

اى ابوذر: از متاركه (و قهر) با برادرت اجتناب كن زيرا كه عمل (خير) با قهر و متاركه به درجه قبولى نمى‏رسد.

اى ابوذر: تو را از متاركه (دورى كردن) نهى مى‏كنم، و اگر ناچار شدى از متاركه، سه روز تمام با برادرت متاركه نكن، پس كسى كه در آن حال هجران با برادر خود بميرد آتش به او سزاوار است. (ظاهراً مقصود از اين هجران قهر و دورى و كناره‏گيرى از روى خشم است و غضب بر برادر مؤمن است).

135 – هر کس دوست بدارد مردان در برابرش بایستند ...

يا اباذر: من احب ان يتمثل له الرجال قياماً فليتبوء مقعده من النار.

اى ابوذر: هر كس دوست بدارد مردان در برابرش بايستند پس بايد نشيمنگاه خود را در آتش جهنم قرار دهد و (مهيا بداند).

136 – هر کس بمیرد و در دل ذره ای از کبر باشد بوی بهشت را نیابد.

يا اباذر: من مات و فى قلبه مثقال ذرة من كبر لم يجد رائحة الجنة الا ان يتوب قبل ذلك.

فقال رجل: يا رسول الله انى ليعجبنى الجمال حتى وددت ان علاقة سوطى و قبال نعلى حسن فهل يرهب على ذلك؟

قال: كيف تجد قلبك؟

قال: اجده عارفاً للحق مطمئناً اليه.

قال: ليس ذلك بالكبر، و لكن الكبر ان تترك الحق و تتجاوزه الى غيره و تنظر الى الناس و لاترى ان احداً عرضه كعرضك و لادمه كدمك.

اى ابوذر: هر كس بميرد و در دل او به قدر سنگينى ذره‏اى از كبر باشد بوى بهشت را نيابد مگر آن كس كه پيش از مرگ توبه كند، مردى گفت: يا رسول الله من زيبايى را دوست دارم تا آنجا كه مى‏خواهم بند تازيانه و بند كفشم زيبا باشد آيا از اين (برمن) بايد ترسيد و دورى كرد؟ (كه مبادا كبر باشد) حضرت فرمود: دل خود را چگونه مى‏يابى؟ گفت: دلم به حق آشنا و بر آن ثابت است فرمود: آن كبر نيست و لكن كبر آن است كه حق را ترك گويى و از ان تجاوز نمايى به غير آن و به مردم چنان بنگرى كه انگار حيثيت (آبروى) كسى مثل آبرو و حيثيت تو نيست و خونش مثل خون تو نيست. (يعنى خود را در هر باب بر مردم برترى دهى، و ديگران را حقير شمارى).

137 – بیشتر کسانی که به آتش داخل می شوند مردمان متکبر هستند.

يا اباذر: اكثر من يدخل النار المستكبرون.

فقال: رجل: و هل ينجو من الكبر احد يا رسول الله؟

قال: نعم من لبس الصوف و ركب الحمار و حلب العنز و جالس المساكين، يا اباذر: من حمل بضاعته فقد برى‏ء من الكبر يعنى ما يشترى من السوق.

اى ابوذر: بيشتر كسانى كه به آتش داخل مى‏شوند مردمان متكبر هستند مردى گفت: يا رسول الله آيا كسى از تكبر (خود بزرگ بينى) نجات مى‏يابد؟

فرمود: آرى، كسى كه لباس پشمينه بپوشد و سوار الاغ شود و بز بدوشد (17) و با فقرا همنشينى كند.

اى ابوذر: هر كس آنچه را كه از بازار خريده است به دست خويش به خانه برد از كبر، دور و برى‏ء گشته است.

138 – هر کس لباس خود از روی تکبر بر زمین بکشد روز قیامت ...

يا اباذر: من جر ثوبه خيلاء لم ينظر الله عزوجل اليه يوم القيامة. يا اباذر: ازره المؤمن الى أنصاف و لاجناح عليه فيما بينه و بين كعبيه.

اى ابوذر: هر كس لباس خود از روى تكبر بر زمين بكشد روز قيامت خداوند عزوجل بر وى نظر رحمت ننمايد.

اى ابوذر، مرد مؤمن شلوار و لباس پائين (پائين لباسش) تا نصف‏هاى ساق‏هاى پايش مى‏باشد (يعنى از حيث تواضع بهتر است) و بدى و عيبى در او نيست در آنچه (پايين لباس) مابين ساق و قوزه‏هاى پايش باشد. (يعنى پائين‏تر و بلندتر از قوزه نباشد.)

139 – دور ماندن از کبر.

يا اباذر: من رفع ذيله و خصف نعله و عفر وجهه فقد برى‏ء من الكبر.

اى ابوذر: هر كس دامن خدا را كوتاه نمايد (يعنى تا حدود ساق و قوزه پا) و كفش خود را وصله زند و (پيشانى) صورت خود را (در سجده براى خدا) بر خاك بمالد از كبر دور (و برى‏ء) مى‏گردد.

140 – هر کس دو پیراهن دارد ...

يا اباذر: من كان له قميصان فليلبس احدهما و ليلبس الاخرة اخاه.

اى ابوذر: هر كس دو پيراهن دارد يكى را خودش بپوشد و ديگر را به برادرش‏ (18) بپوشاند.

141 – به زودی گروهی از امت من خواهند بود که ...

يا اباذر: سيكون ناس من امتى يولدون فى النعيم و يغذون به، همتهم الوان الطعام و الشراب و يمدحون بالقول اولئك شرار امتى.

اى ابوذر: به زودى گروهى از امت من خواهند بود كه در ميان ناز و نعمت متولد و با غذاهاى لذيذ (و نعمتها) نشو و نما كنند همت آنان خوردنيها و نوشيدنيهاى گوناگون است مردم آنان را مدح و ثنا گويند، آنان اشرار و بدان امت من هستند.

142 – هر کس (زینت) و پوشیدن لباس زیبا را ...

يا اباذر: من ترك لبس الجمال و هو يقدر عليه تواضعاً لله عزوجل (فقد) كساه حلة الكرامة.

اى ابوذر: هر كس (زينت) و پوشيدن لباس زيبا را از روى تواضع براى خداوند عزوجل ترك نمايد در حالى كه بر آن توانائى دارد خداوند تبارك و تعالى بر تن او حلّه كرامت بپوشاند. (19)

توضيح: اينكه زيور و زينت و لباس زيبا اگر از حلال باشد و از تكبر و خودنمائى و خودفروشى نباشد مباح و جايز است ولى ترك آن به جهت تواضع و فروتنى براى خدا نيكو و پسنديده است.

143 – خوشا به حال کسی که ...

يا اباذر: طوبى لمن تواضع لله تعالى فى غير منقصة و اذل نفسه فى غير مسكنة وانفق مالاً جمعه فى غير معصية و رحم اهل الذل و المسكنة و خالط اهل الفقه و الحكمة، طوبى لمن صلحت سريرته و حسنت علانيته و عزل عن الناس شره طوبى لمن عمل بعلمه و انفق الفضل من ماله و امسك الفضل من قوله.

اى ابوذر: خوشا به حال كسى كه بدون اينكه نقصى (دينى يا دنيوى) داشته باشد براى خدا متعال تواضع و فروتنى نمايد (نزد مردم) و خويشتن را بدون بى‏مال و احتياج، رام و كوچك دارد و مالى را كه در غير معصيت (خدا) اندوخته است انفاق و صرف نمايد و به بيچارگان و محتاجان ترحم نمايد، و با اهل فقه (و دانش) و حكمت همنشينى (همگرائى) كند، خوشا به حال كسى كه اندرونش صالح و شايسته و آشكار و بيرونش نيكو باشد و شر و بدى خود را از مردم بازدارد، و خوشا به حال كسى كه علم خويش را به كار بندد، (و به علم خود عمل نمايد) و مازاد دارائى خويش را (در راه خدا) انفاق نمايد و گفتار (زبان) خويش را از سخن بيجا (و زياده از نياز) بازدارد.

144 – جامه زبر و لباس خشن و پیراهن درشت باف را ...

يا اباذر: البس الخشن من اللّباس و الصفيق من الثياب لئلّا يجد الفخر فيك مسلكاً.

اى ابوذر، جامه زبر و لباس خشن و پيراهن درشت باف را بر تن كن تا (تكبر) و فخر در تو راه نيابد.

145 – گروهی در آخر الزمان پدید آیند که ...

يا اباذر: يكون فى اخر الزمان قوم يلبسون الصوف فى صيفهم و شتائهم و يرون ان لهم الفضل بذلك على غيرهم، اولئك تلعنهم ملائكة السموات و الارض.

اى ابوذر: گروهى در آخرالزمان پديد آيند كه در تابستان شان و زمستان شان لباس پشم مى‏پوشند و گمان مى‏برند كه با اين لباس پشم‏پوشى بر ديگران براى آنان (فضلى مى‏باشد و) فزونى يافته‏اند (ظاهراً مراد فرقه صوفيه هستند) آنهايند كه ملائكه آسمانها و زمين بر آنان لعنت مى‏كنند.

146 – می خواهی تو را به اهل بهشت خبر دهیم؟

يا اباذر: الا اخبرك باهل الجنة؟

قلت: بلى يا رسول اللّه.

قال: كل اشعث اغبر ذى طمرين لايؤبه به لو اقسم على الله لابرّه.

اى ابوذر: مى‏خواهى تو را به اهل بهشت خبر دهم؟

عرض كردم: بلى يا رسول الله (صلى الله عليه و آله).

فرمود: هر ژوليده موى گردآلود كه در جامه كهنه پوشيده باشد و اعتنا و توجهى به او نباشد (يعنى مردم او را خوار و بى‏مقدار شمارند،) مؤمن فقيرى كه به علت فقر لباس فاخر به تن نداشته و وضع ظاهريش با انسانهاى مرفه سازگارى نداشته باشد، و بدين علت مردم به او اعتنا نمى‏كنند و او هم باكى به عدم اعتنا مردم ندارد پس اهل بهشت است) اگر خدا را سوگند دهد البته خداوند قسم و دعاى او را قبول فرمايد و (خواسته او را رد نكند).

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان