کد خبر: ۷۳۹۰
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۱:۱۲-01 April 2019
مهم نیست که به تازگی سرگیجه اعداد و آمار اختلاس این یکی و فساد و فرار آن دیگری را گذرانده باشید، رسانه ملی خواب دیگری دیده است. این کلمات را به بهانه تولید و پخش فیلم به اصطلاح مستند " از سپیده تا فریاد " می نویسم:
روایت و ساختار و ارزش هنری از سپیده تا فریاد را به عنوان فیلم مستند می توان نقد کرد اما بزرگترین نقص این فیلم در انتخاب، چینش و حتی جعل اطلاعاتی است که به زحمت آغاز و پایانی برای آن دست و پا کرده است. و البته بیشترین خطای سازندگان این مستند نه در افشای اطلاعات بلکه در پنهان کردن آن است؛

1-هیچ توضیحی در این باره نیست که چرا بر جلد نخستین انتشار رسمی تصنیف سپیده در کاست چاووش 7 که اینهمه در فیلم محوریت دارد نوشته شده  به "مناسبت نخستین سالگرد انقلاب " نه انقلاب اسلامی

2- هیچ اشاره ای به علت مهاجرت لطفی از ایران نیست و اینکه در همان روز اخر در ایران بودنش چه بلایی سر او آوردند.چرا در خانه او ریختند و لطفی همان شب پس از کنسرتی پر از بغض که بعد ها به نام " عشق داند" منتشر شد چگونه از ایران رفت؟

3- فیلم درباره اینکه شجریان چرا پس از سال ها به صدا و سیما آمد(اینها را شجریان در کتاب "راز مانا" شرح داده است) چیزی نمی گوید.

4- درباره تاریخ ها،  توالی انتشار آلبوم ها و کنسرت های شجریان قصه می بافد و نتایج خود را می گیرد.

5-بر تصنیف تفنگت را زمین بگذار تصاویری  جانبدارنه تحمیل می کند که شجریان علیه همان تصاویر تصنیف را خوانده بود!

6- درباره تاریخ و تاثیر فتوای "منافات آموزش و ترویج موسیقی با اهداف عالیه نظام"  خاموش است.
و....

 اما مساله اصلی فیلم هیچ کدام از اینها نیست. بگذارید از منظر دیگری به تولید و پخش این فیلم نگاه کنیم. فرض کنید من یا شما فیلمساز مستند هستیم و طرح تولید فیلمی با موضوع استاد شجریان را به یکی از شبکه ها یا نهاد و سازمان های مرتبط ارائه می دهیم. این طرح ناگزیر باید در قالب فرم هایی با سوالات مشخص، چند چیز را به مدیران توضیح دهد: 1- هدف اصلی تولید فیلم 2- اهداف فرعی 3- ضرورت تولید فیلم و 4- روایت آن.

شما اگر فیلم را دیده اید تلاش کنید به هر کدام از این پرسش ها پاسخی بدهید و پاسخ خود را با محتوای فیلم مقایسه کنید ببینید از موضوع فیلم که شخصیت فرهنگی و هنری محمدرضا شجریان است چه می ماند؟ هیچ. یعنی موضوع استاد شجریان دستمایه تولید فیلم مستندی شده که اهداف و ضرورت هایش بیرون فضای فیلم تعریف شده است. 

از همان ابتدا تلاش میشود شجریان هنرمند مستقلی نشان داده شود که ضمن تاکید بر چارچوب های هنری و فرهنگی خود به بازی کردن در زمین گروه ها و گرایش های سیاسی اوایل انقلاب تن نمی دهد. اما مساله همچنان شجریان مستقل نیست. مساله این است که چه کسانی انگیزه های شجریان برای دور شدن از نظام را قوام بخشیده اند و چه جریانی با جلوگیری از برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم ها، شجریان هنرمند احساساتی را به واکنش های تند واداشت. و اینجاست که پاسخهای جانمایی شده از آستین فیلمساز برون می زند. ابتدا دولت میرحسین موسوی، سپس دولت هاشمی رفسنجانی و در آخر خاتمی و البته نیشی هم به روحانی و علاقه اش به صدای شجریان. قضیه همین بود. به همین سادگی. مقصر نه مرکز ثقل جریان انسداد گرا، بلکه منتخبین مردم نشان داده می شوند!

این فیلم درباره شجریان نیست. درباره خیانت! جریان سیاسی مدعی سازندگی و اصلاحات و فضای باز فرهنگی و ... است که از قضا به زعم فیلمساز از هنرمند متعهد و معتقد و محبوب مردم، یک فعال سیاسی ضد مذهب پناه برده به رسانه های بیگانه ساخته و البته در این روایت مغشوش تحلیل های خام و استنتاج های دم دستی فراوان است. 


فیلم از طرفی برای فرو کوفتن میرحسین موسوی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی دست به دامن محبوبیت شجریان شده و مدعی است اینها مانع حضور پرنگتر او در عرصه فرهنگ و هنر شده اند و بلافاصله از لطفی نقل قول می اورد که شجریان هرگز مشکلی نداشته و هر کاری خواسته کرده است. باید پرسید آیا اینکه شجریان هر کاری خواسته کرده باز هم در دولت های میرحسین و خاتمی و هاشمی چنین بوده؟ ان وقت با دلایل و علت سازی های فیلم چه کنیم؟ 

در جای دیگری پیرنیاکان می گوید شجریان تغییر نکرده و مردم هستند که نیاز دارند برای بیان ایده آل ها و آرمان هایشان پشت سر کسی باشند. این آیده آل چیست و چرا با ایده آل های نظام تطبیق ندارد. و آن نکته جگرسوز که از چند سال پیش دل دوستان را به درد آورده مواضعی است که شجریان در آن گفنگو با صادق صبا در برابر احمدی نژاد و " خس و خاشاکش" اعلام کرد. پس از این سال ها خوب بود فیلمساز یا سفارش دهندگان فیلم بپرسند احمدی نژاد امروز کجاست؟

شک نیست امروز محمد رضا شجریان محبوب ترین هنرمندی است که تسلطش بر موسیقی و آواز ایرانی هیچکس تردیدی ندارد. خدماتش در ابداع صنعت سازسازی ارجند است و در شناساندن فرهنگ و ادبیات ایرانی نقشی بی نظیر دارد. تولید و تدارک فیلم هایی از این دست هیچ کدام تصویر شجریان را در هیچکدام از ساحت هایی که در آن صاحب اثر و نظری است، مخدوش نمی کند. 

از سپیده تا فریاد شخصیتی ساده و احساساتی از شجریان به دست می دهد که از همان کسانی که مانع فعالیت های هنری او شدند فریب خورده است، سرخورده شده، در دام رسانه های معاند افتاد و البته دوباره به مواضع همسو با نظام بازگشت! تا اینجا حتی برای فیلم و اهداف و ضرورت هایش همه چیز شجریان قابل بخشش است. اما فیلم همچنین اعلامیه ای است برای توجیه نابخشودگی میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی! شجریان به زعم فیلم بالاخره از مواضعش کوتاه می آید اما آنها که از شجریان آن مخالف نظام! و مذهب! را ساختند هنوز بر سر موضعند...

پ.ن: پیام ناخودآگاه فیلم اما می تواند نکات دیگری باشد! شجریانِ قاری قرآن بر صدر می نشیند و قدر می بیند... اما شجریانی که بخواهد در کار مصادیق ورود کرده و جز زینت المجالس فرهنگی و ربنای تاریخی صدایِ خدای خلق را از نای برون بیفکند، (مثلا بعد از قتل های زنجیره ای احساس خفقان کند) حساب اش با کرام الکاتیبن است. به زبان ساده فیلمساز می گوید: «هنرمندان عزیز! شما که از شجریان محبوب تر نیستید! به مشکلات و دشواری های پیش آمده در زندگی کاری اش دقت کنید و عبرت بگیرید! عرصه ی کنش سیاسی و اجتماعی کثیف تر از آن است که خود و شان هنری تان را به آن آلوده کنید! پس بالشِ عافیت برگزینید و به گوشه ای خلسه وار همگام با سیاستهای رسمی نظام بخزید تا همواره محلِ آسایش و موردِ احترامِ حاکمان و محکومان باشید!»
پایان.

 حسین نظری (مستند ساز)

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان