کد خبر: ۷۱۵۶
تاریخ انتشار: ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۷-19 March 2019
جنگ رسانه‌ای، قبل از رسانه، سواد ‌رسانه‌ای می‌خواهد
استعفای محمدجواد ظریف خیلی ناگهانی اما ساده اتفاق افتاد. به همان سادگی که اینستاگرام چک می‌کنی و میان خیل پست‌های خوراکی و تخفیف‌های شب عید و … یک عکس بدشکل با متن ریز زرد رنگ رویش،‌ مهم‌ترین خبر سال را می‌دهد: وزیر امور خارجه،‌ استعفا کرد!
استعفای ظریف از وزارت امور خارجه، از منظر ارتباطات یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های داخلی ایران در سال ۹۷ بود. اتفاقی که سویه‌های ارتباطاتی مختلفی داشت و گستردگی تحلیل‌ها و برداشت‌ها و تنوع مخاطبان، آن را از هر رویداد دیگری متمایز می‌کرد. به همین دلیل تلاش می‌کنیم در این مطلب به برخی از سویه‌های ارتباطاتی این اتفاق بپردازیم.

چرا استعفا از طریق شبکه‌های اجتماعی؟
ظریف بارها در سخنرانی‌ها و سوال و جواب‌های پرتعدادش، از مفهموم «دیپلماسی عمومی» صحبت کرده است. چیزی که به معنی تاثیر گذاشتن دولت‌ها بر مردم از طریق مخاطب قرار دادن مستقیم آنهاست. این مفهوم البته بیشتر در روابط خارجه استفاده می‌شود اما نسخه داخلی آن را هم می‌توان در دسته روابط عمومی گنجاند. حال می‌شود درک کرد که چرا ظریف به جای اعلام رسمی استعفا از طریق کانال‌های رسمی مثل روابط عمومی وزارت خارجه یا مرکز اطلاع‌رسانی دولت یا حتی خبرگزاری‌ها‌ رو به شبکه‌های اجتماعی آورده است. برخی این کار او را عدم رعایت پرنسیب یک وزیر قلمداد کردند. اما این کار ظریف معنی مشخصی دارد: او خود را پیش از هرکسی در مقابل توده‌های مردم پاسخگو می‌داند و استعفای خود را به آنان تقدیم می‌کند.‌

اینستاگرام به جای توییتر
ظریف بیشتر از هر شبکه دیگری در توییتر فعال است،‌ا امااستعفای خود را از اینستاگرام اعلام کرد. این کار دلیل سوالات و تحلیل‌های بی‌شماری شد. اما پاسخ ساده‌تر از همه این‌هاست: ظریف از توییتر برای مسائل بین‌المللی و ارسال پیام‌های جهانی استفاده و تنها نیز به زبان انگلیسی توییت می‌کند و حتی درباره آن توضیح نیز داده بود. اینستاگرام نیز برای پیام‌های داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا به این صورت قوانین ایران نیز زیر پا گذاشته نشده باشد. استعفا هم از همین قاعده تبعیت کرده و مورد عجیبی نیست. با این نکته که اینستاگرام کاربران ایرانی بیشتری دارد و عدم فیلترینگ آن هم باعث پخش بیشتر پیام می‌شود.

شروع بازی رسانه‌ای
اعلام استعفا یک بازی رسانه‌ای در سطح جهانی راه انداخت. بازی که هر کس از ظن خود یار آن می‌شد و سعی می‌کرد خبر را به نفع عقاید خود تفسیر کند. اتفاق جالب این بخش (که شامل ۲ تا ۳ ساعت پس از انتشار خبر می‌شود) خلا اطلاعاتی بود که به کاربران و رسانه‌ها اجازه هر نوع تحلیلی را می‌داد. ظریف تنها اعلام استعفا کرده بود، بودن ارائه هچی دلیلی. قرینه‌های موجود نیز برای این استعفا به اندازه‌ای زیاد بودند که در ساعات اولیه هیچ تحلیلی نسبت به دیگری ارجحیت نداشت. شایعه‌ استعفای ظریف در ماه گذشته، احتمال شکست برجام،‌ عدم تصویب FATF، سفر بشار اسد به ایران بدون حضور ظریف و… همه قرینه‌هایی بودند که سبب تحلیل‌های ریز و درشت و بعضا فرامتنی می‌شدند. انقدری که خود خبر نیز تحت‌الشعاع تحلیل‌های آن قرار گرفت و ماجرا به خداحافظی و استعفای روحانی یا سقوط نظام کشیده شد. حتی بعد از چند ساعت که سایت انتخاب خبر داد دلیل استعفا نادیده گرفتن شدن جایگاه وزارت خارجه در سفر بشار اسد به تهران بوده، تحلیل‌ها همچنان به مسیر قبلی خود ادامه دادند.

استعفای ظریف سه‌گانه سنتی توییتر را دوباره شعله‌ور کرد. از سویی کاربران هوادار ظریف،‌ مخالفان داخلی آن و جبهه اپوزوسیون خارج از کشور همگی سخت مشغول این بودند تا صدای بلندتری داشته باشند.

به گیرنده‌های خود دست نزنید
پیامی که ظریف ارسال کرد، تا قبل از ارائه توضیح، کمتر به شکلی که منظور او بود دریافت شد. ارسال پیام استعفا (که خبر از یک نارضایتی می‌دهد) در میانه بحث‌های حیاتی کشور (حیات برجام، ‌تصویب FATF و کانال مالی اروپا) در شبکه‌های اجتماعی (که دوگانه سختی سر فیلترینگ آن در کشور وجود دارد) یک معادله چندمجهولی ایجاد کرد که پاسخ واحدی نداشت. البته از دیپلمات کارکشته‌ای مثل ظریف بعید است که محاسبه این بخش مهم از ماجرا را نکرده باشد. در غیر این‌صورت می‌توانست با یک جمله بیشتر در متن استعفا،‌ اجازه هیچکدام از این بحث‌ها را ندهد. اما او ترجیح‌ داد قدم به قدم این کار را انجام دهد و مخاطبان را (که گستره‌ای جهانی داشتند) تشنه پیام خود نگه دارد. در حالی که همه حرف‌ها زده شده و از کریمی قدوسی و روح‌الله حسینیان تا نتانیاهو و پمپئو موضع‌گیری کرده‌ بودند (بدون شک او تمام این تحولات را دنبال می‌کرده). روز بعد ظریف دلیل استعفا را صریحا «حفظ منافع ملی و اقتدار کشور در برابر رعايت نشدن جايگاه وزارت خارجه» بیان کرد و تحلیل‌های دیگر را «صرفا زاييده تخيلات افراد» دانست. ظریف اجازه داد همه پیام‌ها صادر شوند و به دست مخاطب برسند، سپس پیام خود را صادر کرد. البته باید توجه داشت که سرعت اتفاقات و حجم خبرها و تحلیل‌های منتشر شده در این مدت بسیار زیاد بود. فشار افکار عمومی و پرسشگری رسانه‌ها (حتی در ساعات انتهایی شب) نیز بر اتفاقات تاثیر زیادی داشتند و مسئولان -از جمله خود ظریف – را به واکنش وداشتند.

حواشی یک استعفا
استعفای ظریف و رد آن، چند مورد مهم را روشن کرد. اول از همه اینکه هیچ‌یک از بخش‌های تصمیم‌گیر کشور حاضر به خداحافظی ظریف نیست. از سردار سلیمانی گرفته تا مجلس و دولت و رهبری. دوم اینکه مخاطب اولیه این استعفا مردم نبودند،‌ اما مردم به سرعت تبدیل به بازیگران اصلی آن شدند. مخاطب استعفای ظریف دولت و حاکمیت بود که باید جایگاه وزارت خارجه را همواره در نظر بگیرد. پیام اما به جای دولت، به مردم داده شد (روابط عمومی) و آنها را وارد معادله کرد. نگرانی پر سر و صدای مردم از فردای بدون ظریف، هیچ راهی برای دولت باقی نگذاشت تا انتخاب دیگری جز رد استعفا داشته باشد. شاید اگر استعفای ظریف از طریق نامه تقدیم رئیس جمهور می‌شد، ابعادی چنین گسترده پیدا نمی‌کرد. ‌

از سوی دیگر،‌ وجهه ارتباطاتی این اتفاق به دلیلش ارجحیت داشت. به این معنی که دلیل استعفا هر چه بود، واکنش‌هایی گسترده و مختلف از طیف‌های گوناگون برانگیخت که دلیل آن را به حاشیه می‌بردند. همانطور که بالاتر گفته شد تحلیل‌های بعد از مدتی فرامتنی و حتی ساختاری شدند، چه از سوی بازیگران داخلی، چه خارجی! این پیام‌ها از آنجا که درباره یک موضوع واحد (استعفای ظریف) صادر می‌شدند، خیلی خوب نیت‌ها و افکار گروه‌ها و افراد را عیان می‌کردند. از جمله شباهت پیام برخی افراد و گروه‌های داخلی با دشمنان خارجی!شاید آخرین مورد مشابه، به لحاظ تردگی از منظر ارتباطات به قول حسن نمک‌دوست استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، رد صلاحیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال ۹۲ باشد.

نقش رسانه‌ها
درباره استعفای محمدجواد ظریف که کمتر از ۴۸ ساعت طول کشید، می‌توان هزاران کلمه نوشت. این اتفاق اهمیت داشتن دانش رسانه‌ای، نقش آن‌‌ها و شبکه‌های اجتماعی را گوشزد کرد. شبکه اجتماعی، تنها یک اپلیکیشن برای سرگرمی نیست. یک پلتفرم است که امکان شبکه‌سازی اجتماعی (Networking) می‌دهد و می‌تواند موج‌های سهمگین له یا علیه موضوع یا شخصی ایجاد کند. موجی آنقدر بزرگ که نه تنها رسانه را منتفع می‌کند، بلکه باقی‌مانده‌های آن خاصیت تجاری پیدا می‌کند و برندها از آن در جهت ارسال پیام خود به تعداد بیشتری از مخاطبان بهره می‌برند. نمونه خشک‌شویی پاکان یا پونیشا، بهترین نمونه‌ها از این دست هستند.

برنده و بازنده بزرگ
شاید بتوان بازنده بزرگ استعفای ظریف از دیدگاه رسانه‌ای را صداوسیما دانست. شبکه‌ای که منفعلانه تنها نظاره‌گر اتفاقات بود و جز اعلام خبر در چند بخش خبری، هیچ اقدام بیشتری نکرد. در صورتی که می‌توانست سهم بازار بسیار خوبی با توجه به دسترسی به منابع خبری و مسئولان کشوری‌ به دست آورد. و اما برنده قطعا کسی جز شخص محمدجواد ظریف و مجموعه وزارت خارجه نبود. او علاوه بر آنکه حمایت بخش‌های بزرگی از مردم را به دست آورد، توانست پیام قاطعی نیز از مسئولان کشور در رده‌های مختلف مبنی بر حمایت از خود داشته باشد. علاوه بر آن، او دست مخالفان خود را رو و به نوعی آنها را خلع سلاح کرد. حالا ظریف با موضعی بالاتر و حتی قوی‌تر از گذشته به کار خود بازگشته است. این پیروزی بزرگی است. به‌هرحال دانش رسانه‌ای،‌ دستاورهای خودش را هم دارد.

 مجبه اینترنتی کامامگ
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان