کد خبر: ۷۱۵۴
تاریخ انتشار: ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۰-19 March 2019
جامعه‌ای فرضی را در نظر بگیرید که جوانانش در نومیدی محض دست‌و‌پا می‌زنند.
سرگرمی اینان پرسه در فضای مجازی است؛ جایی که کسانی را دنبال می‌کنند که سبک زندگی لاکچری یا حتی مستهجن خود را به نمایش می‌گذارند: ناسزا به فرزندان خارج‌نشین یا بالانشین سیاستمداران که پدرانشان از نظام و انقلاب می‌گویند، اما خودشان که تبدیل به سلبریتی شده‌اند، سبک زندگی دیگری دارند. و یا برعکس، ستایش سلبریتی‌هایی که می‌خواهند به سیاستمداران ناسزا بگویند تا محبوب‌تر باشند، ولی بعد معلوم می‌شود که همین آقای فوتبالیست‌ و خانم بازیگر از متهمان بزرگ اختلاس پول گرفته‌اند.

فضای مجازی جایی است که جوانان این جامعه با ناسزا و ستایش خود را تخلیه می‌کنند. جامعه‌ای که حزب سیاسی واقعی ندارد – چرا که سیاستمداران حتی منتقدش جوانان جامعه را تنها در حد نصب پلاکارد و پخش تراکت در شب انتخابات لازم دارند - و سازمان‌های اجتماعی نمی‌توانند با واقعیت اجتماعی تماس جدی برقرار کنند – چرا که برجسته‌ترین آنها ساخته‌ی دست نهادهای حاکمیتی هستند یا زیر پای آنها مانده‌اند، یا ساخته‌ی سیاستمداران و صاحبان ثروت نامشروع که می خواهند از مالیات فرار کنند یا پولشویی صورت دهند - به چنین ابتذالی از کنش سیاسی و اجتماعی کشیده می‌شود که سلبریتی‌ها قهرمانان آن هستند.

جایی که استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی و استاد علوم اقتصادی دانشگاه اصفهان هم با مطالب سطحی در روزنامه‌ها و سایت‌ها خود را همچون سلبریتی‌ها در فضای مجازی نمایش می‌دهند؛ استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران درست در زمانی که به جنگ موسیقی مبتذل و سلبریتی‌ها و مخاطبان مبتذل‌تر آنها می‌رود، خود تا حد یک منتقد سلبریتی صعود و در واقع سقوط می‌کند؛ و استاد فلسفه دانشگاه آزاد از اینکه نمی‌تواند مثل فوتبالیست‌ها سلبریتی و ثروتمند باشد، گله‌ی بسیار دارد و تا مرز گریه می‌رود (غافل از اینکه در مهد فلسفه، آلمان، هم تعداد کسانی که میشائیل بالاک فوتبالیست را نمی‌شناسند، به همان اندازه‌ی کسانی که میشائیل توینیسون فیلسوف را می‌شناسند، اندک است).

از کدام جامعه‌ می‌گوییم؟ جایی که یک خواننده موسیقی نازل دسته‌ای از مخاطبان نوجوانش در فیسبوک را در قالب جماعت «تتلیتی» با آوای «بغبغو» به‌حرکت درمی‌آورد؛ رهبر اصلاحطلبان با داب‌اسمش «تَکرار می‌کنم» خانم بازیگر مردم را یک‌شبه به ‌سمت صندوق‌های انتخابات می‌برد تا به لیستی که نمی‌شناسند و نمی‌دانند از کجا آمده، رأی بدهند؛ و رئیس نهاد قدسی و کاندیدای اصولگرایان با ملاقات همان خواننده موسیقی می‌کوشد تا بغبغوکنان را یک‌شبه به سوی صندوق انتخابات خود بکشاند.

در چنین جامعه‌ای البته که خودآگاهی و صداقت همان خواننده‌ی مبتذل از همه بیشتر است: او در ملاقات کاندیدای اصولگرا با همان هیئت و هیبت همیشگی – آستین کوتاه برای نمایش خالکوبی‌هایی که شهرت اوست و کلاه کج با آرم تاج سلطنتی - ظاهر می‌شود تا بگوید سیاسیون به سراغ او آمده‌اند و او همان است که بود. سپس، در پی خروج از کشور، با مجری بی‌بی‌سی از چرایی و چگونگی پیوند خود با اصلاحطلبان و اصولگرایان می‌گوید که ارتباط او با آنها ناشی از یک «جبر اجتماعی» است.

اگر توانسته باشم سلیقه موسیقایی و سوگیری سیاسی خود را - تا آن‌اندازه که برای فهم همدلانه‌‌ی او به‌عنوان جوانی از این جامعه لازم است - تعلیق کنم، این بار می‌بینم که او با زبان الکن اما فهم درست خود توضیح می‌دهد که به‌عنوان جوانی برخاسته از طبقه فرودست جامعه و خانواده‌ای نامتعارف – به‌عنوان فرزند طلاق – که برای بالفعل کردن استعدادها و آرزروهای خود نه به منابع ثروت دسترسی دارد و نه قدرت، ناگزیر از چنین تماس‌هایی بوده و شده است. 

او اینجا نه رهبر تتلیتی‌ها یا بغبغوکن‌ها، که به‌عنوان نماینده‌ای از طبقات فرودست جامعه، به‌درستی معضلی اجتماعی را توضیح می‌دهد که سرنوشت خود او نمایش آن است: جوانان این جامعه راهی برای پیشرفت و رسیدن به آرزوهای خود در حد استعدادهایشان ندارند. راه تحرک اجتماعی برای اینها مسدود است و هیچ‌کدام از احزاب و جناح‌های سیاسی دردی از اینان دوا نمی‌کنند. جوانانی چون او برای دیده شدن ناگزیر از زندگی در فضای مجازی‌اند؛ برای فرار از جبر اجتماعی مجبور به ارتباطات ناسالم سیاسی‌اند؛ و برای گریز از جبر جغرافیایی محکوم به مهاجرت خواهند بود. هرچند نه فضای مجازی ثبات دارد؛ نه ارتباطات سیاسی نتیجه‌ای برای کسانی خارج از دایره‌ی خودی‌ها خواهد داشت؛ و نه مهاجرت برای کسانی که ثروت نیندوخته‌اند، آسان خواهد بود.
همه‌‌ی راه‌ها برای جوانان این جامعه مسدود است. جامعه‌ای که شاید خیال می‌کنید نامش ایران است؛ اما سخت در اشتباهید. نامش زمانی ایران بود؛ ایران دیگر از میان رفته است. 


رضا نساجی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان