کد خبر: ۷۰۴۰
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۱-11 March 2019
داشتن رهبرخوب یک طرف قضیه است، رهبرولوعلی(ع)باشد،مادامی که مردم در صحنه نباشند،شکست قطعی است.
عصراسلام:

جمله اول:
حداقل نتیجه بی عدالتی؛
 آبروریزی وبی حیثیتی است.

جمله دوم:
داشتن رهبرخوب یک طرف قضیه است، رهبرولوعلی(ع)باشد،مادامی که مردم در صحنه نباشند،شکست قطعی است.

جمله سوم:
باهمه وجودباید تلاش کنیم ؛دین به اسارت نرود!

 جمله چهارم:
ونیز؛ مردم از دین جدانشوند!


 تردیدی نیست ازآنجاکه ایشان دارای بالاترین جایگاه درحوزه یعنی ؛ مرجعیت را داراست ،و مهمتر ؛یگانه نمادعقلانیت درحوزه شیعه است ،باید به کلام ایشان توجه عمیق داشت.

برداشت این قلم با توجه به بیش از سی سال توفیق حضور در محضرش ، از چهار جمله بالا نکات ذیل است.

 درباره جمله اول :
مصالح ساختمانی جهان آفرینش بر "حق و حقانیت" است .
شاید باطل دیده شود ، اما نمایشی بیش نیست از بالاترین قدرت ها تا دیگران .
استدلال قرآن چنین است ؛
《فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ》(رعد ۱۷)
تمام هیاهوها ، سر وصداها و همه ابهت ها ، بیش از "کف روی آب" نیستند و همه رفتنی است و حق و حقانیت میماند .
پس هر بی عدالتی مانند اختلاس ، ظلم ، تحقیر دیگری ، تحکّم بر دیگران و... ، از هر کسی گرچه با کف پوشیده شده باشد اما عاقبتش رسوائی است .
علامه در المیزان میگوید : الدوله للحق و ان کان للباطل جوله


 درباره جمله دوم :
"اهمیت حضورمردم"
جامعه ، خیابان یک طرفه نیست که فقط یک نفر حق بهرمندی و ظهور و بروز را داشته باشد.
اگر امام مسلمین که در مقام عصمت است هم باشد ، خودش و خودش نیست ،بلکه شهروندانی هم هستندکه حق و حقوقی دارند که در خطبه ۲۱۶نهج البلاغه آمده.

استدلال مستحکم امام علی (ع) این است ؛
"مردم" به هر شکلی که باشند ؛ چه "امت" باشند و چه "شهروند" و چه "رعیت" باشند و یا هر چیز دیگر  - که هر کدام دارای بار خاص فقهی و حقوقی خود میباشد - 《 ستون دین و عامل برقراری جامعه اسلامی و نیروی مدافع در برابر دشمن هستند .  - " إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِین وَ الْعُدَّةُ للْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمه " (نامه۵۳)》.
یادتان هست امام میفرمود : میزان رای ملت است.
پس ؛
اگر مردم در کار نباشند عالی رتبه ترین رهبر ، ناموفق است .


 درباره جمله سوم :
"اسارت دین" !
اصل این جمله در نامه حضرت امیر(ع) به مالک اشتر است که در نهج البلاغه آمده ؛ " ان هذا الدین کان اسیرا فی ایدی اشرار " .

استفاده از کلمه اسارت و اسیر ، در جائی صدق میکند که اولا جنگ و دشمنی باشد وثانیا نیروی و قوایی خودی هم باشد‌.

اگر در جامعه عده ای بخواهند قدرت خود را کامل کنند ، غیر از سلاح و تجهیزات خود که همان ریاست و ثروت است، باید عامل مهمی دیگری برای حفظ ریاست و ثروت خود داشته باشندو آن دین است،واینجاست که
 طمع دراختیارگرفتن "دین" را میکنند.

امااگر همه قدرت دین؛دراختیارمردم باشد وهادیان راستین نقش هدایتی خودرا داشته باشند، شکست هر دژخیمی قطعی است.

اماوقتی"دین اسیر" است که اعلام شود؛همه چیزدین دیگر دست ماست ؛ جماعت و جمعه ، مسجد و محراب و منبر و عزاداری و نیز امور مالی مانند زکوات و صدقات و امور حقوقی و قضایی اجرای حدود الهی و کیفرهای قضایی و‌..
نمونه دو حکومتی که بصورت فاحش و بدون پرده ، بادین چنین کردند ؛ بنی امیه و بنی عباس بودند!

پس حق با حضرت استاد است که باید تلاش کنیم ؛ نهاد "دین" مستقل از هر سلیقه حاکمیتی و حکومتی و دولتی و جناحی باشد.
پس نه تنها "دین" نباید ملعبه گروه و نمادهای سیاسی نشود بلکه بالاتر ؛ نباید اجازه داد به اسارت در دست کسی در نیاید.


و اما درباره جمله چهارم :
"جدائی مردم از دین"
این جمله از خطرناکترین موضوعات در "حوزه دین" است !
ببینین ؛ روشن است اگر رهبری مانند پیامبر (ص)وکارگزاران داخلی اش مانند علی وسلمان وابوذر باشدوکارگزارن بین المللی اش مانندجعفربن ابیطالب باشد، نتیجه میشود؛
《وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا☆ببينى كه مردم دسته دسته در دين خدا داخل میشوند》

ولی اگرمتولیان اموریاخودخیانت وجنایت کنندویاشایسته وبایسته بانیازهای دینی واجتماعی و فردی آحاد جامعه،مواجه نشوندومردم را به دین بدبین ساخته ؛به قول استادمطهری منتظر ؛ "یخرجون من دین الله افواجا"!! باشند .
و خطردراین نقطه است.
 
درقرآن سه واژه داریم تبشیر (بشارت و مثبت اندیشی ومثبت خواهی)، تنذیر (اعلام خطر )، تنفیر(ایجاد نفرت وکینه وفراری دادن).

درباب عرضه دین،قرآن جانب"تبشیر"را مقدم داشته وفرموده《إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً》(فاطر۲۴)

پیامبربه معاذ که عازم نقش یک  مسئولیت ازسویش بودفرمود:《بابشارت واردشو،کسی راازخودمران وبرمردم آسان بگیر؛ -یا معاذبشّرولاتنفّر ،یسر ولاتعسر》

هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان