کد خبر: ۶۹۶۲
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۱-08 March 2019
تئوریسین‌های ابرواپسگرای پوتین مدتی است از اتحاد اوراسیا در برابر غرب و فرهنگ سیاسی آن سخن می گویند.
 به زعم آنان غرب می‌خواهد کشورهای اوراسیا را در تفرقه و آشوب نگهدارد تا به سمت اتحاد موعود حرکت نکنند. آنان روسیه را پناهگاه کشورهای اوراسیا در برابر فرهنگ فردگرا، بی بند و بار و تجاری غرب و ایدئولوژی استعماری حقوق بشر آن قلمداد می‌کنند. در دیدگاه آنان روسیه مهد سنت، خانواده و فرهنگ اطاعت و جمع گرایی است. اکنون روسیه به دژ ارتجاع جهانی و چشم و چراغ راست‌های افراطی نظیر لوپن و دیگران تبدیل شده است. پس از کنار رفتن نقاب فریبنده مارکسیسم، این بزرگترین شیادی و تبهکاری سراسر تاریخ، امروز روسیه با چهره عریان خود به صحنه آمده‌است.   تنها مروری کوتاه بر کارنامه سیاسی رمضان قدیروف که به هیچ وجه به بیماران قلبی و افراد زیر هجده سال توصیه نمی‌شود، می‌تواند ماهیت نظم سیاسی مورد نظر کرملین را آشکار سازد.

اما ماجرای اوراسیای متحد چیست؟ این امر حقیقت دارد که قدرت‌های نظیر ایالات متحده و انگلستان براساس نظریه کلاسیک ژئوپلتیک مایل نیستند شاهد یک اوراسیای متحد باشند، اما این اوراسیای متحد چگونه و در چه شرایطی می‌تواند محقق گردد؟ واقعیت آن است که آرمان اوراسیای متحد اختراع اعوان و انصار ولادیمیر پوتین نیست و سابقه ای دیرین دارد. اوراسیای متحد آرمان مشترک رهبرانی نظیر چنگیز، آتیلا، عمر خطاب و آدولف هیتلر بوده است. اوراسیای متحد در طول تاریخ با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی آسیا و نیز شرق و مرکز اروپا جز به صورت تحمیل یک استبداد مخوف و خونریز، نمی‌توانسته تحقق یابد. امروز هم وضعیت به جز در مرکز و بخش‌هایی از شرق اروپا تغییر اساسی نکرده‌است. در واقع اتحاد اوراسیا برای ساکنان آن نتیجه‌ای جز رنج و تیره روزی ندارد.

 ابرقدرتی همچون ایالات‌متحده که در آن سوی دریاها قرار دارد، جایگاه مسلط خود را مدیون استقلال و امنیت تضمین شده‌ی کشورها و ملت‌های کوچکتر و ضعیف‌تر اوراسیا است. طبیعتا اگر قدرتی برتر بر سراسر اوراسیا مسلط  شود، ایالات متحده نمی تواند بزرگترین قدرت جهان باقی بماند. این بخش مهمی از دلایلی است که سبب شد ایالات متحده مانع از تسط  آلمان نازی و اتحاد شوروی بر اروپای غربی و از آن طریق بر کل جهان گردد، در مقابل تجاوز کره‌شمالی به کره جنوبی در سال 1950 بایستد، نیروهای شوروی را در سال 1946 از ایران بیرون کند و برای راندن صدام حسین از کویت دست به بسیج جهانی بزند. 

همین امروز داعش هم در مقام یکی از ارواح کهن بازگشته به میدان می‌خواهد اتحاد بخش مهمی از اوراسیا به نام جهان اسلام را تحقق بخشد اما ایالات متحده روزانه میلیون‌ها دلار هزینه می ‌کند تا مانع از این امر شود. دلیل جغرافیا سیاسی نجات کوبانی توسط ایالات متحده و دفاع از کردهای سوریه دربرابر آنکارا همین است. ترکیه تا زمانی که یک سد منطقه ای در برابر توسعه طلبی شوروی برای تسخیر اوراسیا بود، متحد درجه اول آمریکا به شمار می رفت اما امروز که خود در مقیاس کوچکی به دنبال حرکت تدریجی در جهت توسعه‌طلبی در اوراسیا است، دیگر متحد درجه اول ایالات متحده نیست. 

دقت کنید، نام‌ها و عناوین در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمی کند: من در چند سطر بالاتر بر اساس گرایش سیاسی خودم گفتم ایالات‌متحده جایگاه مسلط خود را مدیون استقلال و امنیت تضمین شده‌ی ملت‌های کوچکتر و ضعیف‌تر اوراسیا است. شخص دیگری با گرایش سیاسی متفاوت خواهد گفت آمریکا جایگاه مسلط خود را مدیون تفرقه اوراسیا است." هر دو عبارت در واقع یکی است و به یک حقیقت اشاره می کند. فقط انتخاب سیاسی متفاوت خواهد بود. انتخاب سیاسی نیز از جایگاه‌ها، منافع و گرایشات فکری و فرهنگی نشات می‌گیرد. سنت‌گرایان سیطره‌طلب یا آرمان‌گرایان هپروت اندیش خشونت طلب بطور اتوماتیک براساس منطق جغرافیا سیاست در جایگاه دشمنان ایالات متحده قرار می گیرند اما اقلیت‌ها، ملت‌های کوچک و اقشار اجتماعی نوگرا که خواهان حقوق اجتماعی برابر و آزادی فرهنگ و سبک زندگی‌اند، به شکل اتوماتیک و در مقیاس کلان متحدان ایالات متحده در اوراسیا به شمار می‌روند.

 طوس طهماسبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان