کد خبر: ۶۸۷۸
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۴-04 March 2019
محمدرضا عشوری مقدم در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: بسیاری معتقدند که پرونده احرار الشام را با تمامی فراز و نشیب‌‌‌های چندساله‌‌‌‌اش باید تمام‌‌‌‌‌شده حساب کرد.
 با این وضع اگر قرار باشد احرار الشام جدیدی شکل بگیرد باید آن را در توافقات منطقه‌ای همچون مذاکرات سوچی و یا به عنوان طیفی از نیروهای «سپر فراتِ» مورد حمایت ترکیه جستجو کرد.
چرا ستاره «احرار الشام» در سوریه افول کرد؟

از ابتدای شکلگیری بحران در سوریه، جنبش «احرار الشام» یکی از قوی‌‌ترین و سازما‌ن‌‌یافته‌‌‌ترین گروه‌‌های مسلح معارض در این کشور بود که خیلی زود به بازیگری جدی تبدیل شد. رویکرد سلفیگرایانه‌‌‌‌‌ی احرار الشام موجب شد تا این گروه از ابتدای تاسیسش در کنار دیگر جریان‌‌‌‌های اسلامگرای سلفی سوریه و پیوستن به ائتلاف «جبهه اسلامیه» جایگاه ویژه‌‌‌ای بخصوص در ادلب و حلب و حماه داشته باشد.

اکنون پس از گذشت هشت سال از آغاز بحران در سوریه، احرار الشام تقریبا تمامی مناطق تحت نفوذ خود را از دست داده و این مناطق تحت سیطره تحریرالشام (النصره) درآمده است. سرانجام نیز احرار الشام در مناطق «الغاب» و «جبل شحشبو» در حماه، اعلام انحلال کرد تا تابع «دولت نجات» تحت کنترل تحریر الشام باشد. متن توافقنامه احرار و تحریر بر این مسئله  تاکید داشته است که "امور نظامی و اداری از این پس تحت نظارت هیئت تحریر الشام خواهد بود."

عقب‌‌‌نشینی‌‌‌های احرار الشام که بیش از هر چیز حاکی از ضعف عمومی این گروه و افول تاثیرگذاری آن بوده، سئوالاتی را درباره ابعاد مختلف این قضیه در پی داشته است. اینکه اساساً چرا گروهی که ابتدا آن‌چنان در میان جریان‌‌‌های معارض اعتبار داشته، حالا حضور چندان قابل تاملی ندارد.
پاسخ به این سوال را باید در دو بُعد ماهوی و سازمانی این گروه جستجو کرد. جدی‌‌ترین عامل تضعیف عمومی احرار الشام را بسیاری از ناظران در از دست دادن رهبری کاریزماتیک گروه یعنی «حسان عبود» در انفجار مقر احرار در سپتامبر 2014 در شهرک «رام  حمدان» می‌‌‌‌‌دانند. واقعیت آن است که آن حادثه را در روند تضعیف احرار الشام به هیچ عنوان نباید دست کم گرفت. علاوه بر حسان عبود، دهها تن دیگر از رهبران رده اول احرار نیز در آن حادثه کشته شدند. با این حال اما این پرسش ابعاد دیگری هم دارد.

یک عامل مهم افول احرار الشام را باید در هویت مبهم و چندگانه آن جستجو کرد. احرار الشام از همان ابتدا هویتی چندگانه متشکل از مولفه‌های سلفی جهادیِ القاعده ای، اسلامگرایی سیاسی اخوانی و ملی‌گرایی سوری داشت که در تمامی برهه‌‌ها این تشتت فکری مشهود بود. بیهوده نبود که «علی العمر» یکی از رهبران گروه، گفته بود که احرار الشام می خواهد یک مکتب اسلامی پنجم باشد شاید چیزی متفاوت از اخوان و سلفیه و جماعت تبلیغ و حزب التحریر یا شاید جمع همه آنها.

با این حال اما احرار الشام در یک رویکرد عمومی در هر ائتلافی که وارد شد، این دغدغه را داشت که در محافل منطقه‌‌ای و بین المللی گروهی «میانه رو» معرفی شود. مسئله ای که همواره موجبات اختلاف دو جناح سیاسی و نظامی (القاعده‌‌ای) آن را فراهم آورد. یک طیف که به شدت تابع رویکردهای سلفی جهادی بود و طیف دیگر که رویکرد سیاسی و عملگرایانه‌‌تری را دنبال می‌‌کرد. احرار الشام در هر مرحله یک راهبرد متفاوت داشت که در واقعی تابعی از همین اختلاف نظر بود. از حسان عبود به عنوان بنیانگذار جنبش تا هاشم الشیخ و مهند المصری و علی العمر و حسان صوفان و در نهایت جابر پاشا هر کدام نمایندگی یک طیف را داشتند. به عنوان یک تحول قابل توجه می‌‌‌توان به تغییر رویکرد احرار الشام بعد از کناره‌‌گیری هاشم الشیخ و روی کار آمدن مهند المصری (ابو یحیی) اشاره کرد که رویه نظامی گروه تضعیف شد و احرار تلاش کرد تا رویکرد مدنی و سیاسی را تقویت کند. مسئله ای که موجبات اختلاف و شکاف در احرار را فراهم آورد. از این پس بود که احرار الشام تلاش کرد تا وجهه ای عملگرایانه‌‌تر از خود نشان دهد و در آن برهه بود که مذاکرات فوعه-زبدانی نیز صورت گرفت. این اقدامات نیز بالطبع اختلافاتی درونی را در گروه بیش از پیش برانگیخت.  

اما عامل سوم که بیش از همه متاثر از ضعف عمومی این گروه است را باید در این مسئله جستجو کرد که احرارالشام به هر حال در روند رقابت‌‌‌های منطقه‌‌‌ای نتوانست مستقلانه عمل کند و هر بار به بخشی از یک سناریو تبدیل شد. اینکه آیا ماموریت آنها صرفا باید مقابله با ارتش سوریه می‌‌بود یا باید یک جریان برای غلبه بر داعش باشد. اینکه آیا باید با النصره متحد شوند یا علیه آن باشند تماما برای ایجاد شکاف و اختلافات جدی در این گروه کافی بود. به هر حال این یک واقعیت بود که احرار الشام ترکیب طیف‌هایی سلفی و جهادی بود که دغدغه هایی متفاوت را دنبال می کرد.

به وضوح مشهود بود که احرار الشام همواره بیشتر عملیات‌ خود را در چارچوب ائتلافی خاص و در کنار گروههای دیگر اجرا می کرد و عموما مستقل عمل نمی‌‌کرد. احرار الشام حتی هیچگاه نتوانست یک بازیگر و بازوی ثابت برای یک جریان منطقه‌‌ای و فرامنطقه‌‌ای خاص باشد. به عنوان نمونه وقتی «جیش الاسلام» مورد حمایت سعودی‌‌ها بود احرار الشام نیز در چارچوب همگرایی سعودی-ترکی با عنوان «جبهه اسلامیه» مورد حمایت سعودی‌‌ قرارگرفت. اما کمی بعد، همین «احرارالشام» در اتحاد با «جبهه النصره» ائتلافی با نام جیش الفتح را شکل داد.

با این حال نخستین دو دستگی را باید از اواخر 2016 یعنی زمانی جستجو کرد که طیفی از رهبران شرعی و نظامی احرار به رهبری «هاشم الشیخ» گروهی جدید با نام «جیش الاحرار» تشکیل دادند. در تمامی این مدت احرار الشام گرچه درگیری‌‌هایی با النصره داشت اما این نزاع عموما به صورت جنگی سرد دنبال می‌‌شد. با این حال اما هر چه احرار به برنامه‌های ترکیه متمایل‌‌تر می‌‌شد نزاعش با تحریر الشام (النصره) هم جدی‌تر شد. دوره فرماندهی ابو عمار اما شاید سخت‌‌ترین دوره احرار بود. هم آنکه کمک های خارجی به آن کاهش یافت و هم اینکه خود گروه هم توانایی اتخاذ تصمیمات مهم و راهبردی را نداشت تا آنکه سرانجام تحریر الشام تقریبا کنترل تمامی متصرفات احرار را بدست گرفت. پس از این ماجرا بود که «حسن صوفان» مدتی رهبری گروه را بر عهده گرفت تا شاید در ائتلاف با رقبای تحریر همانند جنبش «الزنکی» و «صقور» بتواند اعتبار از دست رفته احرار را بازیابد که البته توفیق چندانی هم نداشت. تا آنکه با انتخاب «جابر علی پاشا» احرار رسما به جرگه نیروهای «جبهه ملی» مورد حمایت ترکیه در غرب فرات پیوست. پس از این ماجرا هم آنها نتوانستند در مقابل روند توسعه‌‌‌طلبانه تحریر الشام دوام بیاورند و بساط‌‌‌شان حتی در سهل الغاب و جبل شحشبو هم برچیده شد.

با این حال اما به نظر می‌‌‌‌رسد شکاف اصلی را باید پس از ماجرای انفجار 4 سال قبل جستجو کرد. یکی از دلایل اختلاف آن بود که در آن ماجرا، رهبران نزدیک به النصره و القاعده مورد اتهام قرار گرفتند و در رأس همه، «ابو صالح الطحان» فرمانده نظامی احرار بود که توسط مهند المصری برکنار شد. بسیاری از گزارش‌‌ها حاکی از آن است که پس از این شکاف، احرار الشام بیش از همیشه به ترکیه نزدیک شد و کار تا آنجا بالا گرفت که بسیاری از رهبران طیف القاعده‌‌‌ای گروه در راستای سیاست معرفی احرار الشام به عنوان گروهی میانه‌‌رو برای مذاکرات سیاسی، برکنار شدند. پس از همین ماجراها بود که احرار، گاهی به عنوان ابزار مقابله با کردها در «شیخ مقصود» در حلب مورد استفاده قرار گرفت و گاهی به ابزاری برای حفظ موازنه با تحریر الشام.

اکنون اما بسیاری معتقدند که پرونده احرار الشام را با تمامی فراز و نشیب‌‌‌های چندساله‌‌‌‌اش باید تمام‌‌‌‌‌شده حساب کرد. با این وضع اگر قرار باشد احرار الشام جدیدی شکل بگیرد باید آن را در توافقات منطقه‌ای همچون مذاکرات سوچی و یا به عنوان طیفی از نیروهای «سپر فراتِ» مورد حمایت ترکیه جستجو کرد.
محمدرضا عشوری مقدم، کارشناس مسائل گروه‏ های اسلامی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان