کد خبر: ۶۷۵
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۳-14 June 2017
نام ابوموسی اشعری، عبدالله، نام پدرش قیس بن سلیم و نام مادرش ظبیه بود. (عبد الله بن قيس الأشعري) وی از قبیله «اشعر» و اهل یمن بود. کنیه اش ابو موسی بود و در تاریخ به همین کنیه شهرت دارد.
ابوموسی اشعری در سال‌های آغازین اسلام از یمن به مکه آمد و با سعید بن عاص پیمان بست و حلیف او شد. (یعنی سعید بن عاص سوگند خورد که از او حمایت کند و از پایمال شدن حقوقش جلوگیری نماید.)

ابو موسی در مکه مسلمان شد، به یمن بازگشت و تا سال 7 هجری در یمن ماند. در آن سال همراه با عده‌ای از بستگانش از راه دریا راهی مدینه شد. جعفر طیار و گروهی دیگر از مهاجران حبشه نیز در همان هنگام از حبشه عازم مدینه بودند. کشتی ابوموسی همزمان با کشتی جعفر به سواحل حجاز رسید و آنها در خیبر با هم خدمت رسول خدا رفتند. این ورود همزمان باعث شده است که عده‌ای از مورخین به غلط، ابوموسی را از مهاجران حبشه به شمار آوردند.

ابوموسی از سوی رسول خدا مامور جمع آوری زکات مردم زیبد و عدن شد و پس از رحلت رسول خدا در فتوحات ایران و شام شرکت کرد. او که از فرماندهان سپاه مسلمانان به شمار می رفت، از سوی عمر حاکم بصره شد، اما عثمان او را عزل کرد .

در سال ۱۷ هجری/۶۳۸ میلادی، عمر پس از آنکه مغیره بن شعبه را از ریاست بصره عزل نمود، ابوموسی را به جای وی گمارد. در سال ۲۲ هجری/۳-۶۴۲ میلادی، بنا به درخواست مردم کوفه، عمر وی را والی آنجا نمود. اما چند ماه طول نکشید که دوباره عمر وی را از آنجا برداشت و مغیره بن شعبه را جانشینش کرد و خود ابوموسی را دوباره بر بصره گماشت.

ابوموسی هنگامی که والی بصره بود، توانست خوزستان را در سالهای ۲۱-۱۷ هجری/۴۲-۶۳۸ میلادی فتح کند. مرکز آنجا، شهر اهواز (سوق اهواز) در سال ۱۷ هجری/۶۳۸ میلادی، به دست وی افتاد. اما فتح خوزستان به دلیل مقاومت شهرهای آن، با سختی میسر گردید و در سال ۲۱ هجری/۶۴۲ میلادی پس از اینکه مرکز دوم خوزستان به نام شوشتر، سقوط کرد، برخی شهرهای آنجا مجبور به فتح دوباره شدند. در سال ۲۰-۱۸ هجری/۴۱-۶۳۹ میلادی، لشکر وی به اتفاق لشکریان عیاض بن غنم، توانستند بین النهرین را فتح کنند. وی همچنین در لشکرکشی به فلات ایران و در جنگ نهاوند حضور داشت و آنجا شهرهای متعددی را فتح کرد.

در سال ۲۳ هجری/۴-۶۲۳ میلادی، گروهی از کردان در منطقه بیروذ اهواز جمع شده و سپاهیان زیادی از مردمان منطقه را جمع کرده و علیه ابوموسی شورش کردند. ابوموسی آنجا را که باقی‌مانده کردان در آنجا پناه گرفته بودند را محاصره کرد و سرانجام شورش را خوابانید. در هنگام تقسیم غنایم این جنگ، شکایتی از ابوموسی به عمر شد که مبنی بر تقسیم ناعادلانه غنایم از سوی ابوموسی بود. در همین سال، ابوموسی به سمت فارس نیز لشکر کشید و به سپاهیان عثمان بن ابی العاص، در فتح آنجا یاری رساند. عثمان پیشتر، بحرین و عمان را نیز فتح کرده بو

از آن پس ابوموسی برای زندگی به کوفه رفت و در سال‌های پایانی خلافت عثمان به درخواست مردم کوفه، به جای سعد بن عاص حاکم کوفه شد. در آغاز حکومت علی علیه السلام نیز بر این سمت باقی بود. امام به او دستور داد مردم کوفه را برای رویارویی با سپاه ناکثین ( در جنگ جمل ) بسیج کند، اما ابو موسی به این بهانه که این کار فتنه‌انگیزی است از اطاعت امام خودداری کرد، و حتی از مردم خواست به کمک هیچ گروهی نشتابند تا از فتنه به دور باشند.

حضرت علی علیه السلام نیز او را که فردی ساده‌لوح بود، از حکومت کوفه عزل کرد. از آن پس، ابوموسی از امام دلخور بود. وی عبدالله بن عمر را شایسته خلافت می دانست و بر علی علیه السلام مقدم می داشت.

در ماجرای حکمیت در جنگ صفین با اصرار گروهی از یاران فریب‌خورده‌ی حضرت علی علیه السلام، نماینده سپاه امام شد و با نیرنگ عمرو عاص، علی علیه السلام را از حکومت خلع کرد.

از این رو ابوموسی در جریان حکمیت خیانت بزرگی در حق امام علی علیه السلام و دیگر یاران آن امام کرد و مستحق نفرین‌های حضرت علی علیه السلام گردید .

ابوموسی پس از شهادت حضرت علی علیه السلام به مکه رفت و در سال 42 یا 52 هجری در گذشت.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان