کد خبر: ۶۷۰۳
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۸:۴۰-25 February 2019
بعد از سی تیر آقای دکتر مصدق برنامه اصلاحات ارضی اش را مطرح کرد. یک قانونی نوشته بود که معروف شد به قانون افزایش ۲۰ درصد سهم کشاورزان و لغو عوارضی که در ولایات مختلف مالک ها به عناوین مختلف از رعایا میگرفتند. بالاخره تصویب شد.
به این علت اختلافات بین مالک و رعایا در بعضی ولایات شروع شد. دکتر مصدق در هیات دولت مطرح کرد این درست نیست که ما اینجا بنشینیم و به گزارش هایی که استاندارها یا بازرس ها بفرستند ما روی آن عمل کنیم. باید آقایان وزرا یکی یکی یا دوتا دوتا شخصا بروند به ولایات و به عرایض مردم رسیدگی کنند و از همان محل گزارشهایی بدهد و ما عمل کنیم و الا به همین ترتیب این دعواها ادامه دارد. از جمله من همراه آقای دکتر صبار فرمانفرمائیان که کفیل بهداری بود بروم کردستان.

Image result for ‫سید نصرالله بنی صدر‬‎

در این سفر وظیفه ما عبارت بود از اینکه اولا این قانون بیست درصد افزایش سهم کشاورزان را هم به مالک ها بفهمانیم، به رعایا هم توضیح بدهیم که این حقوق خودشان را بدانند...ما اینها را همه اطلاع دادیم هم به مردم هم به مالک ها، یک عده واقعا به طیب خاطر قبول می کردند یک عده هم البته ناچار بودند قبول می کردند.

یک نکته جالب بود، در مراجعت از کرمانشاهان از نزدیکی های همدان طرف عصر بود دیدیم جمعیتی ایستاده اندهر ماشینی که رد می شد دست بلند می کنند ماه رسیدیم دیدیم یک عده ای هستندیک سیدی جلوشان است دست بلند کردند، ما ایستادیم ما را شناختند، گفتند ما منتظر شما هستیم. این سید نصرالله بنی صدر پدر این ابوالحسن بنی صدر بود که هم جزو روحانیون همدان بود و هم جزو ملاکهای آنجا. ملاکها آمده بودند گفتند این قانون دکتر مصدق را ما قبول کردیم ولی اعتراضاتی به آن داریم یکی دوتا را گفتند...بنی صدر گفت یکیش را من می گویم و شما حتما باید به دکتر مصدق برسانیداینها وارد نیستند. آن اینست که در قانون دکتر مصدق شکایت رعیت از مالک خارج از نوبت رسیدگی می شود ولی راجع به شکایت مالک از رعیت، صحبتی نشده و بنابراین به طور معمول می دانید باید مطابق جریان معمول دادگستری باشد. گفت این عادلانه نیست.

بعد ساعت یازده [شب] بود که به تهران رسیدیم. من سری به منزل دکتر مصدق زدم دیدم که بیدار بود، رفتم پیشش خب آخر وقت بود، خسته بود، لمیده بود. گفت بفرمائید بنشینید، خیلی خوش آمدید و بعد تازه چه دارید؟ گفتم والله من هر روز هر مطلبی بوده خدمت جنابعالی عرض کردم چیزی از زمان مسافرت در کردستان و کرمانشاهان ندارم فقط یک مطلب امروز عصر در سر راه دستگیرم شد و پیشنهاد بنی صدر ملاک بود. این را تا شنید همین جور نشست ناراحت شد. گفت «آقا ما چرا خودمان همچین فکری نکردیم؟ شما آقایان [وزرا] هم که سه شب در اینکار بحث کردید چرا به فکر این کار نیفتادید؟ واقعا عجب اشتباهی کردیم» خیلی ناراحت شد. ملاحظه بفرمایید که علاقه اش بود واقعا موجبات نارضایتی مردم برطرف بشود. گفت:«آقا من یک تبصره ای همین امشب به قانون اضافه می کنم، فردا اعلام می کنم شما هم در اولین فرصت به بنی صدر خبر بدهید که پیشنهاد ایشان حق است و پذیرفته شد.»

ما همین کار را کردیم و صبح زود تلفن کردم به بنی صدر، خیلی تشکر کردند و این خیلی در آرامش اوضاع موثر بود. نظایر اینها را از دکتر مصدق من مکرر دیدیم که واقعا از این جهت احترامی برایش قائلم.

پروژه تاریخ شفاهی ایران، دانشگاه هاروارد، به کوشش حبیب لاجوردی، گفتگو با دکتر آذر، ص ۳۰۹-۳۱۵
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان